📸گزارش تصویری از پنلهای همایش "گفتگوی ملی برای وفاق ملی"(۵)
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
📸گزارش تصویری از پنلهای همایش "گفتگوی ملی برای وفاق ملی"(۶)
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔹سخنان دکتر محمد فاضلی، جامعهشناس، در پنل وفاق و توسعه در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی:
🔻تحولات توسعهای کشورها در بستر:
🔗یک. ترکیبی از ساختارها و میراث بازمانده از گذشته؛
🔗دو. اقتضائات تاریخی که لحظه به لحظه در محیط درونی و پیرامونی رخ میدهند؛ و
🔗سه. کنشگریهای آدمهایی که در لحظات تاریخی مشخصی قصد داشتهاند کشور را در مسیری خاص هدایت کنند؛
شکل میگیرد.
🔸کره جنوبی میراثی از بازمانده گذشته استعماری ژاپن در این کشور داشت؛ اقتضائات تاریخی ناشی از همسایهای کمونیست و مهاجم در شمال، و در میانه تقابل آمریکا و شوروی؛ و در میانه اقتضائات امنیتی و اقتصادی رقابتها در شرق و شمال شرق آسیا بر این کشور تحمیل میشد؛ و شاهد کنشگری ترکیبی از نظامیان و بوروکراتهایی بود که فرایند توسعه را صورتبندی و اجرا کردند.
میراث گذشته و اقتضائات تاریخی، تا اندازه بسیار زیادی در اختیار توسعهخواهان نیستند؛ اما داشتن روایتی از میراث گذشته، و اقتضائات تاریخی که بر سر آن بین نخبگان فرادست، و اکثریت فرودستان اجماع نسبی باشد، ضروری است تا بتوان بر مبنای آن کنشگری برای صورتبندی سیاست و برنامههای توسعه را سامان داد.
🔸وفاق تابع منطق قدرت هم هست؛ تابع ساختار توزیع منافع هم هست؛ توافق بر سر حل مسأله و بسط دادن ظرفیت حل مسأله هم هست؛ اما وفاق، رسیدن به روایتی اجماعی از میراث گذشته، اقتضائات تاریخی، وضع موجود، بایستههای وضع مطلوب، و ابزارهای دست یافتن به آن هم هست. این روایتی است که کنشگران به دنبال افزایش ظرفیت حل مسأله، یا شکل دادن به توافقات مولد سازماندهی تولید بزرگمقیاس، یا بازار شومپیتری میسازند.
🔻گام اول وفاق، داشتن روایتی اجماعی است که:
🔗چشماندازهای مشترک ایجاد کند. نمیشود جامعهای خود را در حضیض ببیند و حاکمان همان جامعه را بر فراز بدانند.
🔗مشوق همبستگی اجتماعی باشد. جامعهای میتواند بستر وفاق باشد که روایتی انسجامبخش و مولد همبستگی اجتماعی از خود داشته باشد.
🔗سیاستها را مشروعیت ببخشد. سیاستهای فاقد مشروعیت که جامعه از آنها پشتیبانی نکند، باعث توسعه نمیشوند. سیاستها در بستر جامعهای انباشته از ناکارآمد و نابرابری، حتماً هزینه دارند و بدون روایتی اجماعی، اجرای آنها ممکن نیست.
🔗جامعه بینالمللی را متأثر سازد. توسعه بر بستر همکاری بینالمللی امکانپذیر است و روایت هر کشور از خودش باید ادراک دیگر کشورها را تحت تأثیر مثبت قرار دهد.
🔸ایران امروز بیتردید فاقد چنین روایتی است. فاصله روایت اکثریت مردم و صاحبان قدرت مؤثر از ایران و وضعیتش، زمین تا آسمان است. همین فاصله، ظرفیت خلق همبستگی اجتماعی را کاهش داده و سرمایه اجتماعی لازم برای اجرای هر گونه سیاست دارای هزینه را تضعیف یا نابود میکند. ذهن، برنامه، عمل و واکنشهای سیاستگذاران همچون قایقی بر دریایی طوفانی که در از هر سوی آن باد روایتی میوزد، در تلاطم است.
ایران امروز، سیاستهای سیاستمدارانش، و زندگی مردمانش، بر عرشه کشتیای حاضرند که باد هیچ روایت و قصه انسجامبخش و قانعکنندهای در بادبان آن نمیوزد.
🔸وفاق از جنس اقتصاد سیاسی است، از جنس نوع سازماندهی است، از جنس خطمشی است، از جنس توافق بر سر بهکارگماری آدمهاست؛ اما رسیدن به همه وفاقهایی از این جنس، مستلزم داشتن قصه و روایتی است که فرادستان و فرودستان، باور کنند و بر سر آن اجماع نمایند. وفاق نهادی است، حتی میتواند سختافزاری هم باشد، اما بر فراز همه اینها قصهای است که ذهنها را قانع میکند، سیاستها را مشروعیت میبخشد، همبستگی اجتماعی را قوام میدهد و همراستایی در مسیر خیر جمعی را محقق میکند. وظیفه کنشگران توسعهخواه، ساختن این روایت و قصه است.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔻تحولات توسعهای کشورها در بستر:
🔗یک. ترکیبی از ساختارها و میراث بازمانده از گذشته؛
🔗دو. اقتضائات تاریخی که لحظه به لحظه در محیط درونی و پیرامونی رخ میدهند؛ و
🔗سه. کنشگریهای آدمهایی که در لحظات تاریخی مشخصی قصد داشتهاند کشور را در مسیری خاص هدایت کنند؛
شکل میگیرد.
🔸کره جنوبی میراثی از بازمانده گذشته استعماری ژاپن در این کشور داشت؛ اقتضائات تاریخی ناشی از همسایهای کمونیست و مهاجم در شمال، و در میانه تقابل آمریکا و شوروی؛ و در میانه اقتضائات امنیتی و اقتصادی رقابتها در شرق و شمال شرق آسیا بر این کشور تحمیل میشد؛ و شاهد کنشگری ترکیبی از نظامیان و بوروکراتهایی بود که فرایند توسعه را صورتبندی و اجرا کردند.
میراث گذشته و اقتضائات تاریخی، تا اندازه بسیار زیادی در اختیار توسعهخواهان نیستند؛ اما داشتن روایتی از میراث گذشته، و اقتضائات تاریخی که بر سر آن بین نخبگان فرادست، و اکثریت فرودستان اجماع نسبی باشد، ضروری است تا بتوان بر مبنای آن کنشگری برای صورتبندی سیاست و برنامههای توسعه را سامان داد.
🔸وفاق تابع منطق قدرت هم هست؛ تابع ساختار توزیع منافع هم هست؛ توافق بر سر حل مسأله و بسط دادن ظرفیت حل مسأله هم هست؛ اما وفاق، رسیدن به روایتی اجماعی از میراث گذشته، اقتضائات تاریخی، وضع موجود، بایستههای وضع مطلوب، و ابزارهای دست یافتن به آن هم هست. این روایتی است که کنشگران به دنبال افزایش ظرفیت حل مسأله، یا شکل دادن به توافقات مولد سازماندهی تولید بزرگمقیاس، یا بازار شومپیتری میسازند.
🔻گام اول وفاق، داشتن روایتی اجماعی است که:
🔗چشماندازهای مشترک ایجاد کند. نمیشود جامعهای خود را در حضیض ببیند و حاکمان همان جامعه را بر فراز بدانند.
🔗مشوق همبستگی اجتماعی باشد. جامعهای میتواند بستر وفاق باشد که روایتی انسجامبخش و مولد همبستگی اجتماعی از خود داشته باشد.
🔗سیاستها را مشروعیت ببخشد. سیاستهای فاقد مشروعیت که جامعه از آنها پشتیبانی نکند، باعث توسعه نمیشوند. سیاستها در بستر جامعهای انباشته از ناکارآمد و نابرابری، حتماً هزینه دارند و بدون روایتی اجماعی، اجرای آنها ممکن نیست.
🔗جامعه بینالمللی را متأثر سازد. توسعه بر بستر همکاری بینالمللی امکانپذیر است و روایت هر کشور از خودش باید ادراک دیگر کشورها را تحت تأثیر مثبت قرار دهد.
🔸ایران امروز بیتردید فاقد چنین روایتی است. فاصله روایت اکثریت مردم و صاحبان قدرت مؤثر از ایران و وضعیتش، زمین تا آسمان است. همین فاصله، ظرفیت خلق همبستگی اجتماعی را کاهش داده و سرمایه اجتماعی لازم برای اجرای هر گونه سیاست دارای هزینه را تضعیف یا نابود میکند. ذهن، برنامه، عمل و واکنشهای سیاستگذاران همچون قایقی بر دریایی طوفانی که در از هر سوی آن باد روایتی میوزد، در تلاطم است.
ایران امروز، سیاستهای سیاستمدارانش، و زندگی مردمانش، بر عرشه کشتیای حاضرند که باد هیچ روایت و قصه انسجامبخش و قانعکنندهای در بادبان آن نمیوزد.
🔸وفاق از جنس اقتصاد سیاسی است، از جنس نوع سازماندهی است، از جنس خطمشی است، از جنس توافق بر سر بهکارگماری آدمهاست؛ اما رسیدن به همه وفاقهایی از این جنس، مستلزم داشتن قصه و روایتی است که فرادستان و فرودستان، باور کنند و بر سر آن اجماع نمایند. وفاق نهادی است، حتی میتواند سختافزاری هم باشد، اما بر فراز همه اینها قصهای است که ذهنها را قانع میکند، سیاستها را مشروعیت میبخشد، همبستگی اجتماعی را قوام میدهد و همراستایی در مسیر خیر جمعی را محقق میکند. وظیفه کنشگران توسعهخواه، ساختن این روایت و قصه است.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
Telegram
معاونت راهبردی ریاست جمهوری
﷽
کانال اطلاعرسانیِ «معاونت راهبردی ریاست جمهوری» و «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
کانال اطلاعرسانیِ «معاونت راهبردی ریاست جمهوری» و «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
🔹سخنان دکتر محسن یزدان پناه اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه در پنل وفاق و توسعه در همایش گفتگوی ملی درباره وفاق ملی:
🔻مقدماتی در معنای توافق و توسعه
🔸اگر بخواهیم یک مبنای نظری برای «توافق و توسعه» را مورد ارجاع قرار دهیم، یک خط نظری مطرح خواهد شد که از مفاهیمی چون استقرار سیاسی (political settlement) و تا توافق و توسعه (deals and development) را مورد بحث قرار دادهاند. این خط نظری در مقابل خط نظری «نهادگرایی لیبرال» یا «حکمرانی خوب» قرار میگیرد که وجود قواعد غیرشخصی شده را (impersonal rules) را زیرساخت علی تحول، تغییر و توسعه میبیند. به بیان دیگر، از نگاه خط اول (رویکرد استقرار سیاسی و توافق) تثبیت و شکل گیری و شمول تام قواعد غیرشخصی شده عمدتاً محصول فرآیند توسعه است تا علت آن. در اینجاست که توافق و بازتنظیم استقرار سیاسی با عاملیت مؤثر اشخاص یا گروهها معطوف به یک بسته اقدام سیاسی-سیاستی موضوعیت مییابد. از نظر پریجت و همکاران فضای توافق (deal space) فضایی است که متغیرهای اصلی تعیین کننده یعنی (۱) استقرار سیاسی و (۲) فضای رانت را به خروجی رشد اقتصادی متصل میکند. فضای توافق با دو خصیصه شناخته میشود: بسته/باز (open/closed) یا پایدار/ناپایدار (ordered/disorder). مسیر بهبود زمانی رخ میدهد که حرکت به سمت توافقات باز و یا پایدار باشد. حتی توافقات بسته و پایدار میتواند یک گام رو به جلو باشد بخصوص اگر این امکان را فراهم کند که در کنار آن توافقات باز و پایدار شکل گیرد.
🔸در ادبیات توافق و توسعه یک مؤلفه پایهای مناسبات قدرت است (استقرار سیاسی)، توافقات حاصل منطق قدرت است. قدرت هم ناظر به تمنای شخصی، ایده، آرمان و ایدئولوژی و توانایی بسیج کردن نیروهاست و هم ناظر به ابزارهای مختلف از ابزار سخت نظامی، اعتراض و شورش جمعی و تسلط بر منابع مالی و اقتصادی. وقتی توافق تابع مولفههای قدرت است به این معنای است که قرارست چشم اندازی جدید در نتیجه توافق محقق شود که در آن طرفینی در همگرایی قرارگیرند چرا که از تحقق این چشم انداز جدید بهره برده یا نقش و کارکردی نوظهور برای آنها تعریف میشود. از این منظر توافقگرایی شبیه به کارسازی کاتالیزورهایی است که یک بازی شبیه به معمای زندانی را تبدیل به یک بازی همکارانه میکند.
🔸در واکاوی سوال «توافق بر چه؟»، توجه به یک خط نظری دیگر راهگشاست. خط نظری که هر نوع توانمندی تولیدی را وابسته به نوعی خاص از آرایش/سازماندهی کنشگران اقتصادی از کارآفرینان تا نیروی ماهر میداند. آن آرایش یا سازماندهی چیست؟ رقابت و ساختار بازار شومپیتری. تکمیل این توضیح از سازماندهی با توضیح وبر از بروکراسی سرمایهداری به این نتیجه ختم میشود که مهمترین کارکرد طبقه متوسط ماهر، وجود چنین آرایشی از سازماندهی شرکتی با مقیاس بزرگ شونده و منطق رقابت شومپیتری است. این توضیح به ما یک فضای جدید از چرایی و چگونگی یک توافق معطوف به رشد میدهد: اگر توافق شکل گیرد که در نتیجه آن تعهدات پایدار (در ترکیب با نوعی خاص از سیاست صنعتی) شکلگیرد به نحوی که منظق رقابت شومپیتری در آن حاصل شود، دو عامل ذینفع نوظهور در اقتصاد ایران در فضای نوظهور ناشی از توافق نقش آفرینی خواهند کرد: (۱) کارآفرینان یا آنترپرنرها، (۲) طبقه متوسط ماهر و تحصیل کرده.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🔻مقدماتی در معنای توافق و توسعه
🔸اگر بخواهیم یک مبنای نظری برای «توافق و توسعه» را مورد ارجاع قرار دهیم، یک خط نظری مطرح خواهد شد که از مفاهیمی چون استقرار سیاسی (political settlement) و تا توافق و توسعه (deals and development) را مورد بحث قرار دادهاند. این خط نظری در مقابل خط نظری «نهادگرایی لیبرال» یا «حکمرانی خوب» قرار میگیرد که وجود قواعد غیرشخصی شده را (impersonal rules) را زیرساخت علی تحول، تغییر و توسعه میبیند. به بیان دیگر، از نگاه خط اول (رویکرد استقرار سیاسی و توافق) تثبیت و شکل گیری و شمول تام قواعد غیرشخصی شده عمدتاً محصول فرآیند توسعه است تا علت آن. در اینجاست که توافق و بازتنظیم استقرار سیاسی با عاملیت مؤثر اشخاص یا گروهها معطوف به یک بسته اقدام سیاسی-سیاستی موضوعیت مییابد. از نظر پریجت و همکاران فضای توافق (deal space) فضایی است که متغیرهای اصلی تعیین کننده یعنی (۱) استقرار سیاسی و (۲) فضای رانت را به خروجی رشد اقتصادی متصل میکند. فضای توافق با دو خصیصه شناخته میشود: بسته/باز (open/closed) یا پایدار/ناپایدار (ordered/disorder). مسیر بهبود زمانی رخ میدهد که حرکت به سمت توافقات باز و یا پایدار باشد. حتی توافقات بسته و پایدار میتواند یک گام رو به جلو باشد بخصوص اگر این امکان را فراهم کند که در کنار آن توافقات باز و پایدار شکل گیرد.
🔸در ادبیات توافق و توسعه یک مؤلفه پایهای مناسبات قدرت است (استقرار سیاسی)، توافقات حاصل منطق قدرت است. قدرت هم ناظر به تمنای شخصی، ایده، آرمان و ایدئولوژی و توانایی بسیج کردن نیروهاست و هم ناظر به ابزارهای مختلف از ابزار سخت نظامی، اعتراض و شورش جمعی و تسلط بر منابع مالی و اقتصادی. وقتی توافق تابع مولفههای قدرت است به این معنای است که قرارست چشم اندازی جدید در نتیجه توافق محقق شود که در آن طرفینی در همگرایی قرارگیرند چرا که از تحقق این چشم انداز جدید بهره برده یا نقش و کارکردی نوظهور برای آنها تعریف میشود. از این منظر توافقگرایی شبیه به کارسازی کاتالیزورهایی است که یک بازی شبیه به معمای زندانی را تبدیل به یک بازی همکارانه میکند.
🔸در واکاوی سوال «توافق بر چه؟»، توجه به یک خط نظری دیگر راهگشاست. خط نظری که هر نوع توانمندی تولیدی را وابسته به نوعی خاص از آرایش/سازماندهی کنشگران اقتصادی از کارآفرینان تا نیروی ماهر میداند. آن آرایش یا سازماندهی چیست؟ رقابت و ساختار بازار شومپیتری. تکمیل این توضیح از سازماندهی با توضیح وبر از بروکراسی سرمایهداری به این نتیجه ختم میشود که مهمترین کارکرد طبقه متوسط ماهر، وجود چنین آرایشی از سازماندهی شرکتی با مقیاس بزرگ شونده و منطق رقابت شومپیتری است. این توضیح به ما یک فضای جدید از چرایی و چگونگی یک توافق معطوف به رشد میدهد: اگر توافق شکل گیرد که در نتیجه آن تعهدات پایدار (در ترکیب با نوعی خاص از سیاست صنعتی) شکلگیرد به نحوی که منظق رقابت شومپیتری در آن حاصل شود، دو عامل ذینفع نوظهور در اقتصاد ایران در فضای نوظهور ناشی از توافق نقش آفرینی خواهند کرد: (۱) کارآفرینان یا آنترپرنرها، (۲) طبقه متوسط ماهر و تحصیل کرده.
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
Telegram
معاونت راهبردی ریاست جمهوری
﷽
کانال اطلاعرسانیِ «معاونت راهبردی ریاست جمهوری» و «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
کانال اطلاعرسانیِ «معاونت راهبردی ریاست جمهوری» و «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری»
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔https://www.aparat.com/P.S.VPresident
🆔https://youtube.com/@p.s.vpresident
📸گزارش تصویری همایش " گفتگوی ملی درباره وفاق ملی"(۷)
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident
🆔 https://t.me/css_govir
🆔 instagram.com/css.ir
🆔 https://eitaa.com/psvpresident