کانال توسعه دهندگان سی شارپ
154 subscribers
32 photos
5 videos
6 files
87 links
اینجا از تجربیاتم توی برنامه نویسی می نویسم🙌
یک عدد دات نت کار
گیت هاب من:
https://github.com/hassanrafatjoo
Download Telegram
هر از چند گاهی یکی از روستاهای نزدیک به محل زندگی تون رو برید بگردید
اگر تونستید شب هم باشید
خیلی فکرتون رو آروم میکنه
معنای زندگی رو قشنگ اونجا درک می‌کنید
ذهنتون آماده میشه واسه هفته جدید


#مراقبت_از_خود
1
سعی میکنم از این به بعد از این دست چیزا توی کانال هم بزارم
چون علاوه بر دانش فنی باید خیلی حواسمون به فکر و روح و روانمون هم باشیم
یکی از جدی ترین مشکلاتی که در یادگیری وجود داره حس بلد بودن هست
ولی در عمل حس میکنی هیچی نمیدونی
و ممکنه این به فکرت بیاد که کلا من هیچی حالیم نمیشه
خوندن مجدد داکیومنت و کد زدن مشکل رو حل میکنه

تو رو خدا انقد وابسته به ویدئو آموزشی نباشید
توی چرخه آموزش یا tutorial hell گیر نیوفتید
کد بزنید
اشتباه کنید

بنویسییییییییید
1🔥1
کانال توسعه دهندگان سی شارپ
یکی از جدی ترین مشکلاتی که در یادگیری وجود داره حس بلد بودن هست ولی در عمل حس میکنی هیچی نمیدونی و ممکنه این به فکرت بیاد که کلا من هیچی حالیم نمیشه خوندن مجدد داکیومنت و کد زدن مشکل رو حل میکنه تو رو خدا انقد وابسته به ویدئو آموزشی نباشید توی چرخه آموزش…
هر چقدر خودت رو در چالش قرار بدی بیشتر رشد میکنی
گاهی وقتا یه سناریویی بچین که از قبل راجع بهش چیزی یاد نداشته باشی و بری راجع بهش جستجو کنی و نحوه پیاده سازیش رو متوجه شی
تا کد نزنی و اشتباه نکنی کار پیش نمیره

یکی از دوستان میگفت مطالبی که یاد میگیرم تثبیت نمیشه توی ذهنم
راهش اینه که فقط کد بزنی

"حتی به غلط"
1
Forwarded from Linuxor ?
علت قطعی بزرگ اینترنت دیروز :

کلادفلر یه سیستم ضد رباته، هر چند دقیقه یه فایل feature می‌سازه که به مدل‌های ضدرباتش به صورت به روز بگه چه چیزی رفتار آدمه و چه چیزی رباته. اگه این کارو نکنه ربات ها مدل های ضد رباتش رو گول می‌زنن، این فایل معمولاً اندازه‌ی ثابتی داره، حالا یه مشکل باعث شده بود این فایله بزرگ تر از حد معمول بشه.

کُدِ مسیریاب اصلی (proxy) برای سرعت، حافظه رو از قبل تخصیص می‌داد و انتظار داشت تعداد ویژگی‌ها کمتر از حد مشخص (مثلاً 200) باشن. وقتی فایل خیلی بزرگ شد، این محدودیت پر شد و برنامشون کرش کرد.

مشکل بدتر شد چون فایل خراب هر 5 دقیقه به همه‌ی سرور‌ها فرستاده می‌شد؛ بعضی سرورها گاهی فایل درست و گاهی فایل خراب می‌گرفتن، پس سیستم گاهی بازیابی می‌شد و دوباره سقوط می‌کرد و کلادفلر هم برگاش ریخته بود که چرا این اتفاق افتاده و فکر میکرد اتک خورده.



@Linuxor
1
یکی از دلایلی که سینتکس پایتون روی مخم هست اینه آخه من برا یکی از درسا میخواستم فایل رو اجرا کنم ولی گیر میداد به کدهای یه فایل پایتونی دیگه توی پوشه پروژه که اون یه خطا داره
خب تو چیکار داری توی فایل های دیگه چی میگذره 😂 کد خودت رو اجرا کن

سر همینه بعضی وقتا هیتر پایتونم😂
1
Forwarded from آخرین کد نویس
فصل دوم - الگو های کارآموزی

خالی کردن فنجان

گاهی بزرگ‌ترین مانع یادگیری، چیزهایی نیست که نمی‌دانیم… بلکه چیزهایی است که فکر می‌کنیم می‌دانیم. ذهنی که پر از قطعیت‌ها و عادت‌های قدیمی است، جایی برای رشد ندارد. مثل فنجانی که لب‌ریز شده؛ حتی اگر بهترین چای دنیا را در آن بریزی، باز هم فقط بیرون می‌ریزد.

نویسندگان این فصل با همین استعاره شروع می‌کنند: اگر می‌خواهی چیزی یاد بگیری، اول باید جا باز کنی. باید باورهای قبلی، غرور دانستن، و فکر کردن به اینکه بلدم را کنار بزنی. فروتنی واقعی یعنی همین — خالی کردن فنجان.

برنامه‌نویس‌هایی که با ذهن پر کار می‌کنند، معمولاً گیر می‌افتند:
وقتی یک زبان بلدند، همه‌چیز برایشان شبیه همان زبان است.
وقتی چندسال تجربه دارند، حرف تازه به سختی در ذهنشان جا می‌گیرد.
وقتی فکر می‌کنند این روش همیشه جواب داده، فرصت دیدن روش‌های بهتر را از دست می‌دهند.

اما شاگرد واقعی می‌داند هر زبان جدید، هر ابزار، هر تیم و هر فرهنگ کاری… یک جهان تازه است. و برای ورود به هر جهان، باید از صفر شروع کرد. باید کمربند سفید بست، حتی اگر ده سال تجربه داشته باشی.

این فصل یادآور می‌شود که یادگیری واقعی با پذیرفتن نادانی شروع می‌شود.
وقتی با خودت روراست باشی که نمی‌دانم.
وقتی بپرسی.
وقتی اشتباه کنی و سخت نگیری.
وقتی اجازه بدهی نکته‌ای ساده اما مهم دوباره به تو یاد داده شود.

خالی کردن فنجان فقط درباره‌ی تکنیک نیست؛ درباره‌ی نگرش است. نگرشی که می‌گوید:

آنچه دیروز می‌دانستم، امروز ممکن است مانع من باشد.


هرکس که در برنامه‌نویسی رشد می‌کند، این مرحله را تجربه کرده: لحظه‌ای که متوجه می‌شود باید همه‌چیز را دوباره نگاه کند. بهترین چیزها معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که ذهن را از پیش‌فرض‌ها پاک می‌کنی و با چشم یک تازه‌کار جلو می‌روی.

در نهایت، پیام این فصل ساده اما قدرتمند است:
ذهنی که پر است، یاد نمی‌گیرد.
ذهنی که باز است، رشد می‌کند.


و مسیر شاگردی دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود با خالی کردن فنجان.
3
امروز رفتم نمایشگاه کار شیراز و میخوام از تجربه ای که در روز اول برگزاری دیدم رو باهاتون به اشتراک بذارم
2👍1
خب امروز همونطور که گفتم رفتم دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز
و اولین چیزی که متوجه شدم اینه جای خوب خیلی تاثیر گذار هست
ینی اگر شما دانشگاه خوب درس بخونی خیلی مهمه تا این که بری دانشگاه آزاد سر کوچه
حتی اگر بگیم مدرک هیچ تاثیری نداشته باشه کمترین تاثیرش اینه یه چهار نفر می بینی که تفکرشون با بقیه خیلی فرق میکنه
ینی من مقایسه ای که بین دانشگاه خودم ینی باهنر شیراز و دانشگاه شیراز داشتم متوجه شدم اونجا فکرشون خیلی بزرگتره تهش اینجا دانشجو اینه که میخواد درس رو پاس شه و بره

این از بحث دانشگاه

از اون طرف حدود یک ساعت توی راه بودیم چون از دانشگاه ما دور بود و مجبور بودیم از یه مسیر شلوغ بریم ولی خب از اون طرف موقعیت خود دانشگاه هم جای خوبی هست

رفتیم و وارد مجموعه شدیم

اول در ورودی رو نمیدونستیم کجاست😂 بعد از یه مقدار گشتن تونستیم پیدا کنیم و رفتیم وارد شدیم
1👍1
توی نمایشگاه شرکت های بزرگی از جمله رامک،پگاه،سالیذ و چندین مجموعه دیگه بودن که همگی در شیراز محل کارشون به صورت حضوری هست یا از شهرهای اطراف شیراز که فاصله خیلی کمی باهاش دارن

و همه این شرکت ها بروشور و معرفی شرکت خودشون رو داشتن و ایده های خیلی جذابی برای جذب بازدید کنندگان انجام داده بودن مثلا در غرفه شرکت سالیذ که در زمینه تولید مواد غذایی فعالیت داره یه حالت پازل طور قرار داده بودن که شما باید از پشت یه کارتن یه مرغ رو طراحی میکردید و علاوه بر این که میتونستید اونجا خودتون رو پرزنت کنید یه هدیه هم بهتون میدادن

برگزار کننده این رویداد جاب ویژن هست که شرکت هایی که در شیراز فعالیت دارن رو معرفی میکنه

از طرف دیگه ای یکی از چیزایی که به شدت واسم جالب بود این بودش که حتی توی مبحث کارآموزی هم راه میومدن و حتی با چیزایی مثل ریموت یا دورکاری هم گاها مشکلی نداشتن و البته بعضی از موقعیت های شغلی به صورت حضوری بود
1
چیزی که برای خود من جذاب بود و همون جا هم رزومه ای که در جاب ویژن داشتم رو ارسال کردم برای شرکت پگاه بود که در یکی از شهرهای نزدیک به شیراز(شهرستان زرقان) بود ارسال کردم
و اتفاقا دات نت کار هم میخواستن که به asp core، sql server,solild و مهارت هایی از این دست نیاز داشتن که حتی با صحبتی که من باهاشون داشتم تا حدی هم با بحث کارآموزی راه میومدن در حالی که توی توضیحات موقعیت شغلی درج شده بود که حداقل 2 سال سابقه کاری مشابه در این فیلد نیازه
1
محتوای صبحت من چیه؟ اینه که کار هست
حتی برای رشته های دیگه از جمله برق و زیر شاخه هاش هم موقعیت شغلی قرار داده بودن
شما وقتی برید همچین رویدادهایی شرکت کنید
با چهار نفر صحبت کنید و دانش فنی خودتون رو پرزنت کنید و یه چیز حرفه ای تحویل بدید احتمال خیلی بیشتر میتونید کار بگیرید

اولین شغل همیشه سخت ترین هست.حتی اگر چند ماه اول بدون حقوق هم کار کنی ارزشش داره چون در نهایت اون فرهنگ سازمانی رو که یاد میگیری در کنارش رشد فنی هم اتفاق میوفته وقتی به صورت حضوری میری جایی کار میکنی تجربه های افراد همکارت بهت اضافه میشه و این تو رو بزرگ تر میکنه
1
یه جمله ای هست میگه ترس برادر مرگه
برید ویژوال استودیو باز کنید کد بزنید حتی اگر غلط باشه
سورس کدهای بقیه رو چک کنید
خودتون رو محک بزنید
هر دفعه چالش تعریف کنید و حلش کنید
تا هم مغزتون تحلیلی بشه و بتونه کار رو درک کنه هم از اون طرف نمونه کار داری که توی رزومه قرارش بدی

شما وقتی توی یه شرکت ایرانی عملکرد خوبی داشته باشی هر شرکتی که خارج از کشور براش کار کنی تو رو رو هوا می برنت . فقط مرد و مردونه پای کارت وایسی و بخوای واقعا خودتو ارتقا بدی

از یه جایی باید شروع بشه دیگه
1👍1
آب اگر راکد بمونه یه جا گندیده میشه
ترس رو باید کنار گذاشت
شما اولین کارت رو برو
بعد که خوب تجربه کسب کردی بارتو ببند و هر جایی که خواستی برو
وقتی یه بار روند کاری رو متوجه بشی بقیه اش هم دقیقا همونه

شما وقتی تخصص داشته باشی توی کارت چطور اون شرکت یا مجموعه دوست دارن تو رو از دست بدن؟ حاضرن تو باشی کنارشون تا کارشون راه بیوفته

میدونم این چیز خاصی نیست ولی خدایی من زمانی که کارآموزی هنرستان بودم توی یه کافی نت خیلی ساده انقد براشون کار رو تمیز در میاوردم که بعدش بهم گفتن پیشمون بمون بهت حقوق میدیم ولی خب اون زمان تازه من میخواستم برم دانشگاه و بحث کنکور وجود داشت

سخت ترین کار واسه من یه زمانی صحبت کردن با بقیه و فن بیان بود و واقعا انقد اذیت شدم سر این موضوع که الان واقعا خدا رو شکر خیلی بهتر شدم ولی اگر اون کارآموزی هنرستان رو نرفته بودم یا جاهای دیگه ای حتی اگر خیلی مرتبط با برنامه نویسی بک اند نبود نمیرفتم تجربیات خیلی خوب بهم اضافه نمیشد
1
میدونم وضعیت اقتصادی اصلا و ابدا خوب نیست اما آیا میشه یه جا بمونیم و غر بزنیم؟ خب فعلا یه مدتی شما بری کار کنی بعدا که یه خورده حرفه ای تر شدی موقعیت های شغلی که کمتر بهت حقوق میدن رو نرو
یا فریلنسری کار کن

شما مرد کار باشی واقعا بی کار نمیمونی حتی توی همین وضعیت

این رو خودم میگم چون قبل از بحث دات نت توی پروژه های وردپرسی بودم و تا حدودی هم هستم و بازار رو می بینم.آیا واقعا همه مغازه هایی که فروش حضوری دارن الان آنلاین شدن؟ قطعا نه هنوز خیلی ها سنتی میرن جلو و اگر ما چند تا کار خودمون یا چند تا کاری که برا بقیه انجام دادیم و واقعا به فروش منجر شده رو بهشون نشون بدیم آیا حاضر نمیشن به ما پول بدن؟
1
وقتی شما حرفه ای باشی و بیس کار رو قوی بلد باشی چه دات نت چه هر استک دیگه ای
اون وقت شمایی که تعیین میکنی واسه این کار چند بگیری
تازه دات نت که بهتر هم هست میشه واسه یه پروژه متوسط رو به بزرگ هزینه زیادی هم از اون طرف گرفت

به چشم های خودم دیدم پروژه های وردپرسی که داغون شده بودن و کارفرما حاضر بود به یه نفر کار بسپاره که درست حسابی بلد باشه و پول زیاد هم بهش بده ولی به لحاظ فنی توی رده بالایی باشه کارش

کارفرما خودم شخصا داشتم که حتی علاوه بر هزینه اصلی که با هم توافق کرده بودیم یکی دو تومن هم بیشتر واریز کرد و از حضور توی اون تیم که متشکل از یه ui designer،تیم محتوا در زمینه روانشناسی و من هم به عنوان وب دیزاینر بودم واقعا لذت بردم
1
وقتی یه مسئله ای گنگ هست سریع از ai نباید پرسید اول یکم توی ابهام باش و یکم فکر کن
نهایتا اگر چیزی به ذهنت نیومد اون موقع یکم سرچ کن
و در آخر از ai استفاده کن
1
و اما دومین روز نمایشگاه کار شیراز
1
Audio
AudioLab
اولین کارگاهی که در دومین روز برگزاری نمایشگاه کار شیراز وجود داشت
1