آبی تر از انم که بی رنگ بمیرم
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من امده بودم که تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من امده بودم که تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
امروز صبح داشت میخندید.
حتی چشماش.
با تکخندهای نگاهی کرد و گفت “یادت میاد گفته بودم، همه آدمهای من با یک باد پر میکشن؟ دیدی چیشد؟”
چایی موندهش رو سر کشید.
سرد شده بود.
حتی چشماش.
با تکخندهای نگاهی کرد و گفت “یادت میاد گفته بودم، همه آدمهای من با یک باد پر میکشن؟ دیدی چیشد؟”
چایی موندهش رو سر کشید.
سرد شده بود.
انسان بیش از هرچیز در جنگ و شاید در عشق خودش را نشان میدهد و رازش را فاش میکند.
تا عمیقترینِ اعماق و تا لایههای زیرپوستی.
همهی ایدهها در برابر چهرهی مرگ رنگ میبازند و آنجاست که ابدیتی غیرقابل درک زاده میشود.
تا عمیقترینِ اعماق و تا لایههای زیرپوستی.
همهی ایدهها در برابر چهرهی مرگ رنگ میبازند و آنجاست که ابدیتی غیرقابل درک زاده میشود.
باور کن اگر بمیرم،
استخوانهایم، خاکسترم، جَسدم، کفنم،
تو را دوست خواهند داشت.
- از نامههایِ غلامحسین ساعدی به طاهره کوزهگرانی.
استخوانهایم، خاکسترم، جَسدم، کفنم،
تو را دوست خواهند داشت.
- از نامههایِ غلامحسین ساعدی به طاهره کوزهگرانی.
بیچارگی. دنیازدگی. سکون. عدم ترقی. مطالعه ناکافی. خودبینی و همه اینها که موجب انتخاب راه اشتباه و خسران میشه.