راوی
8.14K subscribers
588 photos
63 videos
12 files
214 links
زن، زندگی، آزادی. برای همیشه.
به قامت سایه‌ام می‌نگرم؛ که در نهانی، چه سخت می‌گِریَد.
@informravi

http://t.me/RedChtBot?start=6946891920
Download Telegram
از یاد نبر من را.
لاک سرخ . عینک . کتاب . قهوه . رویا .
آرام باش عزیزِ من
آرام باش..
حکایت دریاست زندگی!
گاهی درخشش آفتاب،
برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می‌رویم
چشم‌های مان را می‌بندیم
همه جا تاریکی‌ست

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم
و تلالو آفتاب را می‌بینیم
زیر بوته ای از برف، که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری،
طالع می‌شود.
نه قصاب ماهر میکند پوست
نه هر نون و نمک خور میشود دوست!
۱۱ آبان ۴۰۲.
فارغ‌التحصیلی. فرزانگان یک تهران.
تو موجب شدی حس کنم؛ زنده‌ام.
آبی تر از انم که بی رنگ بمیرم
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من امده بودم که تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
و تو؟ باارزش‌ترینی.
تو ماه بودی
و نمی‌دانی
بوسیدنت
چه‌ساده..
داشت مرا قد بلند میکرد!
امروز صبح داشت می‌خندید.
حتی چشماش.
با تک‌خنده‌ای نگاهی کرد و گفت “یادت میاد گفته بودم، همه آدم‌های من با یک باد پر می‌کشن؟ دیدی چیشد؟”
چایی مونده‌ش رو سر کشید.
سرد شده بود.
Our eyes met.
مکر او معکوس و او سرریز شد
روزگارش را بُرد و روزش دیر شد