Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️اگر خدایی که بهش ایمان داری، وجود نداشته باشه؟ پاسکال یا باروخ اسپینوزا
آیا خدا نیاز به ایمان دارد یا میتوان او را با عقل شناخت؟ در این مناظرهی عمیق و بیرحمانه، دو تن از بزرگترین متفکران تاریخ، بلز پاسکال و باروخ اسپینوزا، در برابر یکدیگر قرار میگیرند تا دربارهی وجود خدا، فلسفه، معنای ایمان، و طبیعت هستی بحث کنند.
این ویدیو وارد نبردی فلسفی میشویم میان:
عقل و ایمان
فلسفه و دین
خدا = شخص یا خدا = طبیعت
نجات ابدی یا شناخت منطقی
جبرگرایی
آیا خدا وجود دارد؟
تفاوت میان خدای ادیان و خدای اسپینوزا
شرطبندی پاسکال چیست؟
چرا اسپینوزا به دعا و عبادت اعتقاد ندارد؟
آیا بدون ایمان هم میتوان معنای زندگی را فهمید؟
فلسفهی اخلاق در نگاه خداباوران و خداناباوران
رابطه بین عقل، شک، و ایمان در تاریخ اندیشه
راوی
آیا خدا نیاز به ایمان دارد یا میتوان او را با عقل شناخت؟ در این مناظرهی عمیق و بیرحمانه، دو تن از بزرگترین متفکران تاریخ، بلز پاسکال و باروخ اسپینوزا، در برابر یکدیگر قرار میگیرند تا دربارهی وجود خدا، فلسفه، معنای ایمان، و طبیعت هستی بحث کنند.
این ویدیو وارد نبردی فلسفی میشویم میان:
عقل و ایمان
فلسفه و دین
خدا = شخص یا خدا = طبیعت
نجات ابدی یا شناخت منطقی
جبرگرایی
آیا خدا وجود دارد؟
تفاوت میان خدای ادیان و خدای اسپینوزا
شرطبندی پاسکال چیست؟
چرا اسپینوزا به دعا و عبادت اعتقاد ندارد؟
آیا بدون ایمان هم میتوان معنای زندگی را فهمید؟
فلسفهی اخلاق در نگاه خداباوران و خداناباوران
رابطه بین عقل، شک، و ایمان در تاریخ اندیشه
00:00-ادیان ابراهیمی و یانسن گرایی
01:58-نقد و تناقض ایمان پاسکال
06:06-درک شهودی خدا و پدیده عشق
08:10-خدا = طبیعت، دیدگاه اسپینوزا
10:36-شرط بندی پاسکال و نقد آن
15:22-جبرگرایی و توهم اراده آزاد
21:02-شب آتش
راوی
بی تو امشب در دلم یاد تو غوغا میکند
نبضِ این شبهای تنهایی، دلم را وا میکند
میروم دنبال ردّ پای تو در کوچهها
هرکجا بویی از او آید، دلم آنجا میکند
در نبودت، این شبِ تاریک، طولانیتر است
هر دقیقه بیتو، یک عمرم، مرا فرسا میکند
جای خالیِ تو در این خانه، کوهی گشته است
هر نفس، این بارِ سنگین را، دلم احیا میکند
نامِ تو را زیرِ لب هرشب که تکرار میکنم
اشکِ چشمم، شمعِ خاموشِ مرا، بینا میکند
راوی
نبضِ این شبهای تنهایی، دلم را وا میکند
میروم دنبال ردّ پای تو در کوچهها
هرکجا بویی از او آید، دلم آنجا میکند
در نبودت، این شبِ تاریک، طولانیتر است
هر دقیقه بیتو، یک عمرم، مرا فرسا میکند
جای خالیِ تو در این خانه، کوهی گشته است
هر نفس، این بارِ سنگین را، دلم احیا میکند
نامِ تو را زیرِ لب هرشب که تکرار میکنم
اشکِ چشمم، شمعِ خاموشِ مرا، بینا میکند
راوی
عمر من برای گریستن کوتاه است.
گریستن برای تکتک آنها.
تکتک آنهایی که عمر فدا کردند
تا من امروز
یک عمر برایشان بِگریم.
یک عمر کم است. غریب است.
فرزند ایران و جان فدای میهن.
گریستن برای تکتک آنها.
تکتک آنهایی که عمر فدا کردند
تا من امروز
یک عمر برایشان بِگریم.
یک عمر کم است. غریب است.
فرزند ایران و جان فدای میهن.
مداد را زیاد فشار نده
بر این کاغذ نازک خاطره
فردا به حین پشیمانی و گذر
رد آن میماند.
راوی
بر این کاغذ نازک خاطره
فردا به حین پشیمانی و گذر
رد آن میماند.
راوی
زیاد خوابیدم. خواب راه فرار خوبی نیست اما راحتترینه. من هم که راحتطلب. بوی خاک و آب همیشه تو مشاممه. شاید هم آب و خاک؟ فرق نمیکنه؟ بهنظرم فرق میکنه. سرسنگینی عجیبی داشتم. تا این کلمات رو بالا نیارم بهتر نمیشم. سوزش نوک ناخن نشونه چیه؟ به فال خوش مرگ تعبیرش کردم. امشب مهتاب درخشانتر از همیشه بهنظر میرسید. انگار خبر آورده بود. شنیدم وقتی زیاد بخوابی؛ بدنت تجزیه میشه با اینکه هنوز نفس میکشی. پس خواب راه خوبی برای مردن نیست. نور مهتاب چشمم رو میزنه. پلکهامو میبندم و آرزو میکنم که همینحالا میخ مهتاب شل بشه و بیوفته بلکه باهاش برگردی. با مهتاب برمیگردی مگه نه؟
Forwarded from red chat
وقتی متن بلندی میبنویسی همیشه میدونم قراره هیجان انگیز تموم بشه. همین هم شد
وقتی متن بلندی میبنویسی همیشه میدونم قراره هیجان انگیز تموم بشه. همین هم شد
اگر زمان به عقب باز میگشت و ما همدیگر را باز ملاقات میکردیم و تو مرا باز صدا میزدی؛ یقیناً هرگز به پشت سر باز نمیگشتم و تو را باز نمیدیدم و نمیشناختم و نمیپوییدم و نمیبوییدم و نمیبوسیدم. هیچکدام را باز انجام نمیدادم و الحق که آدمیزاد هر بار مسیری را انتخاب میکند که باز درگیر بازها شود. این است سرگذشت ما.
راوی
راوی
#یادگیری
منطق روایت
هر راوی براساس یک منطق پیش میرود که از ابتدای داستان شروع میشود و نیاز هست یک پای هنر بر زمین باشد
- منطق رئالیستی: بیشتر آثار ادبی
- منطق رویا و کابوس: داستانی در خواب
- منطق مردگان: تعریف راوی از مردگان مانند ابرصورتی از علیرضاایرانمهر
- منطق کودکان: اجیر با ذهن کودک
- منطق افسانه: ساخت زبان و تاریخ و نقشه جغرافیایی
- منطق جادو
منطق روایت
هر راوی براساس یک منطق پیش میرود که از ابتدای داستان شروع میشود و نیاز هست یک پای هنر بر زمین باشد
- منطق رئالیستی: بیشتر آثار ادبی
- منطق رویا و کابوس: داستانی در خواب
- منطق مردگان: تعریف راوی از مردگان مانند ابرصورتی از علیرضاایرانمهر
- منطق کودکان: اجیر با ذهن کودک
- منطق افسانه: ساخت زبان و تاریخ و نقشه جغرافیایی
- منطق جادو