نه باهوشم
نه بیهوشم
نه گریانم نه خاموشم
همین دانم که میسوزم
همین دانم که میپوشم
پریشانم، پریشانم
چه میگویم؟
نمیدانم
ز سودای تو حیرانم
چرا کردی فراموشم؟
-سیمین بهبهانی
نه بیهوشم
نه گریانم نه خاموشم
همین دانم که میسوزم
همین دانم که میپوشم
پریشانم، پریشانم
چه میگویم؟
نمیدانم
ز سودای تو حیرانم
چرا کردی فراموشم؟
-سیمین بهبهانی
داشتم میرفتم اداره. کنار در مجبور شدم شال سر کنم. خانومه رد شد گفت "نکن دخترم همینطوری خوشگلی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشم بههم بزنی خاطرهها عوض میشن.
گفت منظوری ندارم، منتها منظور داشت
با کلامش زخم میزد، در نگاهش شور داشت
طعنه های دوستان بسیار دردآور ترند
از نمک پرورده باید زخم هارا دور داشت.
با کلامش زخم میزد، در نگاهش شور داشت
طعنه های دوستان بسیار دردآور ترند
از نمک پرورده باید زخم هارا دور داشت.
راوی
گفت منظوری ندارم، منتها منظور داشت با کلامش زخم میزد، در نگاهش شور داشت طعنه های دوستان بسیار دردآور ترند از نمک پرورده باید زخم هارا دور داشت.
چقدر شعر عجیبیه. چند بار خوندمش؟ حسابش از دستم دررفته.
امروز نشستم حساب کردم چقدر خرج کردم؟ پول رو نمیگم. چقدر احساسات خرج کردم؟ نمیدونستم اشکهامو چطور حساب کنم. چند قطره یا چند لیوان؟ یا چند شب؟ یا دلتنگیامو چطور حساب کنم. چند بار قلبم خاموش شد یا چند بار مشتهام سفت؟ نور آفتاب به چشمم میخورد و حواسمو پرت میکرد. حساب کار از دستم در میرفت. چندبار سیاهپوش شدم؟ چندبار چشم بر زمین دوختم؟ چندبار زیر این نور کور شدم؟ چقدر خودم رو خرج کردم؟ آفتاب تو میدونی؟
روز ها میگذره. هرروز بیشتر بهم ثابت میشه چقدر علاقهای در من نمونده. چقدر تهی از تو و احساس به تو هستم. چقدر خوشحالم که نیستی و چقدر حالم بهتره. چقدر جالبه وقتی راه میرم؛ تو در گوشه و کنار خیابون، رو شاخه درخت و پشتِ گوشِ گربهها منتظرم نیستی. چقدر خوبه در عطرها، موهای قهوهای و انگشتانی با لاک قرمز به دنبال تو نمیگردم. نوشتههایت رو خواندم و عطر بین صفحات کتاب رو بو کردم اما من رو دگرگون نکرد. برای نخستین بار. چقدر فاصله زیباست و چقدر از دور بهتری. فاصله خوبه. فاصله بمونه.
زنده باد فاصلهها!
زنده باد فاصلهها!
جوشی
نوعی خودکشی است که عاشق و معشوق با هم به زندگیشان خاتمه میدهند به این امید که در جهان دیگه به وصال ابدی برسند.
نوعی خودکشی است که عاشق و معشوق با هم به زندگیشان خاتمه میدهند به این امید که در جهان دیگه به وصال ابدی برسند.