راوی
8.03K subscribers
582 photos
63 videos
12 files
216 links
زن، زندگی، آزادی. برای همیشه.
به قامت سایه‌ام می‌نگرم؛ که در نهانی، چه سخت می‌گِریَد.
@informravi

http://t.me/RedChtBot?start=6946891920
Download Telegram
بودن ما در میان اینهمه نبودن‌ها موفقیتی که هرکسی انتظارش را نداشت.
بودن ما در دوهزار و هشتصد و پنجاه و هشتمیم عید باستانی نوروز پایدار.
ما
فزون آمدیم و فزون ماندیم و ماندن ما سبب کوری چشم آنان شد.
سکون
آرام‌ باش آسمان من، آرام
به هنگام قحطی
مادری فرزند خود را خوراک بیند
و گمان کند راه نجات یافته
فرزند را صدا زند
و جواب جگرگوشه‌اش را
از گلویی شنود که
به دندان گرفته بود.

راوی
خستگی چشمانم، تو را سخت آزرد.
به دنبال معنایی بودی در آن‌ها
به دنبال خود
تو را سخت آزرد که جز خستگی، هیچ نیافتی.

راوی
سامان گرفته‌است زمانه
گَر تو به چَشم نیایی
ایران
تا ابد بمان
هرگز نرَوم از میان
گر بماند این راز بین‌ما، نهان.
سوگند به پرواز بعد از هر سقوط.
صد روز از ۱۸ و ۱۹ دی گذشت اما داغ خون خیابان‌ها سرد نشد.
آن روز در راهی دور
گلدانی از دستت رها گشت
و خاک آن
مزاری شد بی‌سنگ
بر من
و بر هرچه در من که هنوز
به یاد نامِ تو می‌رویید.

راوی
گفتم داد بزن
و غرق شدم
کمتر از یک ماه مونده.
سال پیش این موقع هنوز بودی
اما من نبودم.
و این فکر بزرگترین زجر ممکنه.
راوی
آن روز در راهی دور گلدانی از دستت رها گشت و خاک آن مزاری شد بی‌سنگ بر من و بر هرچه در من که هنوز به یاد نامِ تو می‌رویید. راوی
و چه می‌دانی. به دنبال رد نگاهت، سینه را گشودم و تو دیدی که هنوز
گلی از یادت
بر خاک مزارم
میروید.
کِی همدیگر را می‌بینیم؟
بعد یک جنگ بعد یک مرگ
و جنگ کِی تمام می‌شود؟
در نقطه خداحافظی؛ اگر همانجا دیدار کنیم.
و ما همچنان
دوره می‌کنیم
شب را روز را
هنوز را..
تو تا به حال چند بار مرده‌ای؟
همه ما حداقل چند بار مرده‌ایم.
غمگینم. از این وضعیت اسفناک. وجودم داره از درون تحلیل میره. فکر به آینده‌ای که از شکم بیچارگی زاده میشه چه مزه‌ای میتونه داشته باشه؟ حتی از داشتن خوشی وقتی فرد دیگری نداره اذیت میشم. غم ذهنم رو به هم ریخته و جاهای خالی برام پررنگ شده. علاقه‌ای به حرکت ندارم و چنان به این خاک میخ شده‌ام که انگار از ابتدا قابی بودم بر این دیوار. کاش این قاب همیشه باقی بمونه.