بسيار كسان بدين سرزمين روی آوردند تا آن را از پای درآورند.
اما همۀ آنان رفتند و ايران برجای ماند.
اما همۀ آنان رفتند و ايران برجای ماند.
بودن ما در میان اینهمه نبودنها موفقیتی که هرکسی انتظارش را نداشت.
بودن ما در دوهزار و هشتصد و پنجاه و هشتمیم عید باستانی نوروز پایدار.
ما
فزون آمدیم و فزون ماندیم و ماندن ما سبب کوری چشم آنان شد.
بودن ما در دوهزار و هشتصد و پنجاه و هشتمیم عید باستانی نوروز پایدار.
ما
فزون آمدیم و فزون ماندیم و ماندن ما سبب کوری چشم آنان شد.
آرام باش آسمان من، آرام
به هنگام قحطی
مادری فرزند خود را خوراک بیند
و گمان کند راه نجات یافته
فرزند را صدا زند
و جواب جگرگوشهاش را
از گلویی شنود که
به دندان گرفته بود.
راوی
به هنگام قحطی
مادری فرزند خود را خوراک بیند
و گمان کند راه نجات یافته
فرزند را صدا زند
و جواب جگرگوشهاش را
از گلویی شنود که
به دندان گرفته بود.
راوی
خستگی چشمانم، تو را سخت آزرد.
به دنبال معنایی بودی در آنها
به دنبال خود
تو را سخت آزرد که جز خستگی، هیچ نیافتی.
راوی
به دنبال معنایی بودی در آنها
به دنبال خود
تو را سخت آزرد که جز خستگی، هیچ نیافتی.
راوی
آن روز در راهی دور
گلدانی از دستت رها گشت
و خاک آن
مزاری شد بیسنگ
بر من
و بر هرچه در من که هنوز
به یاد نامِ تو میرویید.
راوی
گلدانی از دستت رها گشت
و خاک آن
مزاری شد بیسنگ
بر من
و بر هرچه در من که هنوز
به یاد نامِ تو میرویید.
راوی
کمتر از یک ماه مونده.
سال پیش این موقع هنوز بودی
اما من نبودم.
و این فکر بزرگترین زجر ممکنه.
سال پیش این موقع هنوز بودی
اما من نبودم.
و این فکر بزرگترین زجر ممکنه.
راوی
آن روز در راهی دور گلدانی از دستت رها گشت و خاک آن مزاری شد بیسنگ بر من و بر هرچه در من که هنوز به یاد نامِ تو میرویید. راوی
و چه میدانی. به دنبال رد نگاهت، سینه را گشودم و تو دیدی که هنوز
گلی از یادت
بر خاک مزارم
میروید.
گلی از یادت
بر خاک مزارم
میروید.