راوی
8.15K subscribers
583 photos
63 videos
12 files
215 links
زن، زندگی، آزادی. برای همیشه.
به قامت سایه‌ام می‌نگرم؛ که در نهانی، چه سخت می‌گِریَد.
@informravi

http://t.me/RedChtBot?start=6946891920
Download Telegram
اگر میشد رویا ما رو نجات میداد.
چراغ روشن شد
خانه همان خانه نبود.
ما سرانجام شبی،
مست و مدهوش و کمی ژولیده
با بدن‌های به خون غلتیده
بر مزار نجس و نحس شما می‌رقصیم.
فردا بی‌تو شروع شد
و من همون آدم قبلی نبودم‌‌.
«گفت نمرديم وچه چیزها ديديم. گفتم اى‌کاش مرده بوديم و نمى‌ديديم.»
سیمای من
صدای من نوای من
اشک من توان من
جان من جهان من
بروند و بماند تنها
آزادی تو.
آیندگان می‌خندند که آزادی چه آسان بوده و ما نچشیده مُردیم.
دراز کشیده روی تخت، خاموش
گوش به صدا، سراپا گوش
آزادی زان مست و مدهوش
سرکرده‌است زندگی با نوش
میگذارد تیغی بر زبان
که کند وهم درخشش را فراموش.

راوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Wish we were together
now I don't know when I will see you
و صبح،
وقتی نور
بی‌اجازه وارد می‌شود،
می‌فهمید
ماندن
همیشه
از فرو ریختن
بلندتر بوده است.
شما
با نام‌های بزرگ
و سایه‌های کوتاه،
ما
با دست‌های خالی
و ریشه‌های عمیق.
درهای بسته
زبان بلدند،
و دیوارها
دیر یا زود
اعتراف می‌کنند.
ما می‌مانیم
نه چون شکست‌ناپذیریم،
بلکه چون
یاد گرفته‌ایم
چطور
بعد از هر فروریختن
دوباره
نفس بکشیم.
و اگر باز شبی
بیاییم،
دیگر
آمدن نیست
ادامه‌ی
ماندن است.
نزدیک است برق درخشش
چشم‌هارا ندزدید.
ترقه دیگه چه بازی‌ایه؟
به خودتون بمب وصل کنید.
تو رفته‌ای اما در من زنده‌ای.
ما هرگز نمی‌میریم!
چهل روز شد که ما همگی باهم مرده‌ایم.
برخی بر خاک و برخی در خاک.
مراسم چهلم جاویدنام‌ها. فرزانگان یک تهران.