راوی
8.12K subscribers
585 photos
63 videos
12 files
213 links
زن، زندگی، آزادی. برای همیشه.
به قامت سایه‌ام می‌نگرم؛ که در نهانی، چه سخت می‌گِریَد.
@informravi

http://t.me/RedChtBot?start=6946891920
Download Telegram
غم بودم و مرگ
بوسه بودی تو
اشک بودم و شک
روشنی بودی تو
من بودم و تو
سپر بودی تو.

راوی
مهم نیست چقدر بگذره
سر هر کلاسی که درباره مرگ صحبت کنند
یاد تو میوفتم.
یاد تو میوفتم؟
یاد تو هست
همیشه هست
اما بزرگ و بزرگ‌تر میشه.
کلاس صد
تبر زنید؛ آتش کنید؛ ریشه کَنید
آنچه میان من و خاک است
از جنس وطن است.
تاریخ امروز ۱۰/۱۰ مثل تو.
فردا روز پدره.
سال پیش همین موقع برات لباس خریدم و هیچ‌وقت نتونستی بپوشی. چه دور.
فردا روز پدره
اگر هنوز کنارتونن سفت بغلشون کنید.
کاشکی این دیوار خراب شه، من و تو باهم بمیریم.
چیزی برای "او" بنویسید بدون اینکه نامی از او ببرید.
راوی
چیزی برای "او" بنویسید بدون اینکه نامی از او ببرید.
چه سخت شد سفری که تو همسفر بودی ولی مرا جا گذاشتی.
انگار هرچی هوا سردتر، قندیل اشک‌های من تیزتر.
وقتی تو مدرسه کسی اذیتم میکرد یا دعوا میشد با خودم میگفتم اول بزار به بابا بگم. فکر می‌کردم بابا میاد و اینجارو با خاک یکسان می‌کنه. فکر میکردم اگر باشه همه چی درست میشه. درست فکر می‌کردم. چون هیچ چیز درست نشد. هنوز هم وقتی مشکلی میبینم با خودم میگم اول باید به بابا بگم ولی نه خودش هست نه صداش نه دستاش. هنوز هم ته ذهنم این هست که هرچی شد بیا به خودم بگو اما الان هیچ خودی وجود نداره.
زهی خیال باطل!
خواستم از چشمانت بنویسم
کلمات عقب‌نشینی کردند.
من
از تیره‌ای هستم
که زیر شکنجه
آواز می‌خواند.
اگر میشد رویا ما رو نجات میداد.
چراغ روشن شد
خانه همان خانه نبود.