تا حالا شده هم گشنه باشین
هم میل غذا خوردن نداشته باشین؟
نمیدونم ولی من الان دقیقا اینجوری ام"
هم میل غذا خوردن نداشته باشین؟
نمیدونم ولی من الان دقیقا اینجوری ام"
انگار عادت کردم همهچیز رو تنهایی تحمل کنم، بخندم و بگم چیزی نیست؛ در حالی که خودمم نمیدونم چقدر دیگه میتونم اینطوری ادامه بدم
خستهام از ذهنی که حتی توی سکوت هم دست از سرم برنمیداره، از فکرایی که تمومی ندارن و از خودم که همیشه مجبورم وانمود کنم حالم خوبه.
من از اون آدمام که چیزی نمیگن، چیزی نمیخوان و همهچیز رو توی خودشون میریزن؛ تا وقتی که حتی خودشونم نمیفهمن دقیقاً چی داره اذیتشون میکنه.
کاش میشد برای چند ساعت هم که شده، از فکرای خودم فاصله بگیرم؛ نه گذشتهای باشه که مرورش کنم، نه آیندهای که نگرانش باشم، فقط من باشم و یه ذهن آروم.
من زیادی فکر میکنم،
زیادی به روی خودم نمیارم
و زیادی از کنار چیزایی میگذرم
که از درون بههم میریزنم؛
شاید وقتشه یکم هم با خودم مهربون باشم.
زیادی به روی خودم نمیارم
و زیادی از کنار چیزایی میگذرم
که از درون بههم میریزنم؛
شاید وقتشه یکم هم با خودم مهربون باشم.
حتی خونوادت هم وقتی کمتر میبیننت بهت بیشتر احترام میزارن، چون صمیمیت زیاد احترام رو کم میکنه.
👏1