English Twilight
7.34K subscribers
900 photos
515 videos
122 files
51 links
🎯آموزش4000واژه504واژه ضروری
کلاسهای انلاین زبان و سفارش ترجمه:
@InfoChannel


مطالعه پست کانال از ابتدا👇
https://telegram.me/conversation_504/960
Download Telegram
#عکس_نوشته

🔱هرگز اجازه نده ترستون شمارو محدود کنه.

@Conversation_504
متن وترجمه اهنگ
#My_Immortal
از
#Evanescence
🎺🎷🎹🎺🎷🎹🎺🎷🎹🎺
@Conversation_504
🎶🎼🎻🎶🎼🎻🎶🎼🎻🎶

I’m so tired of being here
من از بودن در اينجا بسيار خسته‌ام

suppressed by all of my childish fears
سرکوب شده بوسيله تمامي ترس‌های کودکانه‌ام

and if you have to leave
و اگر مجبور به ترک من هستي

I wish that you would just leave
من آرزو می‌کنم که تو هم اکنون ترکم کني

because your presence still lingers here
زيرا وجود تو هنوز اينجا پرسه می‌زند

and it won’t leave me alone
و مرا تنها نخواهد گذاشت

these wounds won’t seem to heal
به نظر می‌رسد که اين زخم‌ها التيام نخواهند يافت

this pain is just too real
اين درد بيش از حد واقعي است

there’s just too much that time cannot erase
و آن قدر زياد است كه زمان نمی‌تواند آن را محو كند

when you cried I’d wipe away all of your tears
وقتي كه گريه می‌کردی، تمام اشک‌هایت را پاك می‌کردم

when you’d scream I’d fight away all of your fears
وقتي كه فرياد می‌زدی من با تمام ترس‌هایت مبارزه می‌کردم

and I’ve held your hand through all of these years
و من در تمامي اين سال‌ها، دست تورا در دست داشتم

but you still have all of me
اما تو هنوز، تمام وجودم را در اختيار داري

you used to captivate me by your resonating light
تو هميشه با نور جادويي و طنين اندازت، مرا شيفته خود می‌ساختی

but now I’m bound by the life you left behind
اما اکنون در زندگي اي كه تو برايم به جا گذاشتي گير افتاده‌ام

your face it haunts my once pleasant dreams
تنها روياي دلپذير من چهره‌ی توست که همواره در مقابل من است

your voice it chased away all the sanity in me
اين صداي تو بود كه مرا مدهوش ساخت

these wounds won’t seem to heal
به نظر می‌رسد که اين زخم‌ها التيام نخواهند يافت

this pain is just too real
اين درد بيش از حد واقعي است

there’s just too much that time cannot erase
و آن قدر زياد است كه زمان نمی‌تواند آن را محو كند

when you cried I’d wipe away all of your tears
وقتي كه گريه می‌کردی، تمام اشک‌هایت را پاك می‌کردم

when you’d scream I’d fight away all of your fears
وقتي كه فرياد می‌زدی من با تمام ترس‌هایت مبارزه می‌کردم و آن‌ها را از تو دور می‌کردم

and I’ve held your hand through all of these years
و من در تمامي اين سال‌ها، دست تورا در دست داشتم

but you still have all of me
اما تو هنوز، تمام وجودم را در اختيار داري

I’ve tried so hard to tell myself that you’re gone
به سختي تلاش کردم تا به خود بگويم {بقبولانم} که تو رفته اي

and though you’re still with me
اگر چه تو هنوز با مني

I’ve been alone all along
من در تمام اين مدت تنها بود ه ام

@Conversation_504
🎺🎹🎷🎺🎹🎷🎺🎹🎷🎺
#اصطلاح
@Conversation_504
🔱🔱🔱🌻🔱🔱🔱

Throw /θroʊ/

Throw something up

🔱 To erect or construct quickly; to vomit.

1. سریع نصب کردن، سریع/با عجله ساختن، سریع بالا آوردن

✳️ The Red Cross threw up temporary shelters for the homeless victims of the earthquake.
✳️ صلیب سرخ برای قربانیان بی‌خانمان زلزله، سریعا سرپناه موقتی ساخت.

2.بالا آوردن، استفراغ کردن، پس آوردن

✳️ The ill patient is unable to digest her food quickly, so she is throwing all of it up.
✳️ مریض نمی‌تونه غذا رو خوب هضم کنه، واسه همین غذا رو بالا می‌آورد.

3.استعفا دادن، کناره‌گیری کردن از، رها/ول کردن، کنار گذاشتن

✳️ You"ve thrown up a very promising career.
✳️ شما شغل بسیار آینده‌داری را رها کرده‌اید.


4. نشان دادن، مطرح ساختن، ارائه کردن

✳️ Her research has thrown up some interesting facts.
✳️ تحقیق او واقعیت‌های جالبی را مطرح ساخته است.

@Conversation_504
🔱🔱🌻🔱🔱
#اصطلاح
@Conversation_504
🔱🔱🔱🌻🔱🔱🔱

Throw /θroʊ/

Throw something up

To erect or construct quickly; to vomit.

1. سریع نصب کردن، سریع/با عجله ساختن، سریع بالا آوردن

✳️ The Red Cross threw up temporary shelters for the homeless victims of the earthquake.
✳️ صلیب سرخ برای قربانیان بی‌خانمان زلزله، سریعا سرپناه موقتی ساخت.

2.بالا آوردن، استفراغ کردن، پس آوردن

✳️ The ill patient is unable to digest her food quickly, so she is throwing all of it up.
✳️ مریض نمی‌تونه غذا رو خوب هضم کنه، واسه همین غذا رو بالا می‌آورد.

3. استعفا دادن، کناره‌گیری کردن از، رها/ول کردن، کنار گذاشتن

✳️ You"ve thrown up a very promising career.
✳️ شما شغل بسیار آینده‌داری را رها کرده‌اید.

4.نشان دادن، مطرح ساختن، ارائه کردن

✳️ Her research has thrown up some interesting facts.
✳️ تحقیق او واقعیت‌های جالبی را مطرح ساخته است.

@Conversation_504
🌻🌻🌻🔱🌻🌻🌻
#عکس_نوشته

فکرت رو قبل از دهانت بازکن!

@Conversation_504
#عکس_نوشته

🔱رویا و آرزوها با سحر وجادو به واقعیت تبدیل نمیشه،بلکه با عرق ریختن،عزم و اراده و سختکوش بودن بدست میاد!

@Conversation_504
#اصطلاح
@Conversation_504
📍📍📍🌹📍📍📍

Tire /ˈtaɪər/

Tire somebody/oneself out = Wear out
🔱 To make very weary due to different conditions or hard effort.

از نفس انداختن، بسیار/کاملا خسته کردن، از پا انداختن/درآوردن، خسته و کوفته کردن

✳️ The hot weather tired out the runners in the marathon.
✳️ هوای گرم دوندگان دوی ماراتون را از پا انداخت.

✳️ Does studying for final exams wear you out? It makes me feel worn out!
✳️ آیا درس خوندن برای امتحانات نهایی تو رو خیلی خسته می‌کنه؟ منو که از نفس می‌اندازه.

✳️ Don"t run too fast; you"ll tire yourself out.
✳️ زیاد تند نرو، خودت رو از نفس می‌اندازی.

✳️ I"m always tired out by the time I get home from work.
✳️ همیشه وقتی از سر کار به خونه برمی‌گردم کاملا خسته و کوفته هستم.

✳️ All that walking tired me out.
✳️ این همه پیاده‌روی منو از نفس انداخت.

@Conversation_504
📍📍📍🌹📍📍📍
#عکس_نوشته

🔱بخشیدن خوب است،اما بهتر از آن فراموش کردن است.

@Conversation_504
#عکس_نوشته

🔱از همونجایی که هستی شروع کن!
از اون چیزی که داری استفاده کن!
🔆و اون کاری رو که میتونی انجام بده!

@Conversation_504
متن وترجمه اهنگ
#Right_Now
از
#Akon

@Conversation_504
🎶🎼🎻🎶🎼🎻🎶🎼🎻🎶


It’s been so long that I haven’t seen your face
خیلی وقته که صورتت رو ندیدم
Im tryna be strong
دارم سعی می کنم که قوی باشم
But the strength I have is washing away
ولی قوام رو دارم از دست میدم
It wont be long before i get you by my side
طولی نمیکشه که پیش من خواهی بود
And just hold you, tease you, squeeze you till
و بقلت می کن، عذیتت می کنم، میفشارمت تا
I was fill all my mind
تمام ذهنم رو پر کنه
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
Wish we never broke up right now now now
کاش هیچوقت از هم جدا نمیشدیم
we need to link up right now now now
باید باز دوباره پیش هم برگردیم
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
Wish we never broke up right now now now
کاش هیچوقت از هم جدا نمیشدیم
we need to link up right now now now
باید باز دوباره پیش هم برگردیم
Girl I know mistake were made between us two
دختر میدونم اشتباهاتی بین ما بوجود اومد
And we show our eyes that now even says somethings weren’t true
و با چشمانمون حرفهایی رو زدیم که الان معلوم شد حقیقت نداشتن
watch you go and haven’t seen my girl since then
رفتنت رو دیدم و از اون موقع دیگه ندیدمت
why can it be the way it was
چرا باید اینجوری میشد
coz you were my homie lover friend
چون تو بودی هم خونه ی عشاق دوستای من
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
Wish we never broke up right now now now
کاش هیچوقت از هم جدا نمیشدیم
we need to link up right now now now
باید باز دوباره پیش هم برگردیم
I can’t lie
نمیتونم دروغ بگم
I miss you much
خیلی دلم برات تنگ شده
Watching everyday that goes by
دارم به تک تک روزایی که سپری میشه نگاه می کنم
I miss you much
خیلی دلم برات تنگ شده
Tell i get you back Im gone try
دارم بهت میگم که میخوام برت گردونم و سعیمو می کنم
I miss you much
خیلی دلم برات تنگ شده
coz you are the apple in my eye
چون تو نور چشم منی
Girl I miss you much
دختر دلم خیلی برات تنگ شده
I miss you much
دلم خیلی برات تنگ شده
I can’t lie
نمیتونم دروغ بگم
I miss you much
خیلی دلم برات تنگ شده
Watching everyday that goes by
دارم به تک تک روزایی که سپری میشه نگاهمی کنم
I miss you much
خیلی دلم برات تنگ شده
Tell i get you back Im gone try
دارم بهت میگم که میخوام برت گردونم و سعیمو می کنم
I miss you much
خیلی دلم برات تنگ شده
coz you are the apple in my eye
چون تو نور چشم منی
Girl I miss you much
دختر دلم خیلی برات تنگ شده
I miss you much
دلم خیلی برات تنگ شده
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
Wish we never broke up right now now now
کاش هیچوقت از هم جدا نمیشدیم
we need to link up right now now now
باید باز دوباره پیش هم برگردی
I want you to fly with me
میخوام با من پرواز کنی
want you to fly
میخوام پرواز کنی
I miss how you lie with me
دلم برای دراز کشیدن با تو تنگ شده
miss I how you lie
دلم برای دروغات تنگ شده
jus wish you could dine with me
کاش میشد باز با هم غذا بخوریم
wish you could dine
کاش میشد با هم غذا بخوریم
the one that’ll grind with me with me
تنها کسی بودی که سر کارش میذاشتم
said the one that’ll grind with me
تنها کسی بودی که سر کارش میذاشتم
I want you to fly with me
میخوام با من پرواز کنی
want you to fly
میخوام پرواز کنی
I miss how you lie with me
دلم برای دراز کشیدن با تو تنگ شده
miss I how you lie
دلم برای دروغات تنگ شده
jus wish you could dine with me
کاش میشد باز با هم غذا بخوریم
wish you could dine
کاش میشد با هم غذا بخوریم
the one that’ll grind with me with me
تنها کسی بودی که سر کارش میذاشتم
said the one that’ll grind with me
تنها کسی بودی که سر کارش میذاشتم
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
I wanna make up right now now now
میخوام همین الان تصمیم بگیرم
Wish we never broke up right now now now
کاش هیچوقت از هم جدا نمیشدیم
we need to link up right now now now
باید باز دوباره پیش هم برگردیم

🎤🎸🎺🎤🎸🎺🎤🎸🎺🎤
@Conversation_504
#اصطلاح
@Conversation_504
📍📍📍🌹📍📍📍

Throw /θroʊ/

🔷 Throw out

1⃣ دور ریختن/انداختن

✳️ Instead of throwing out our paper waste in the office, we should recycle it.
✳️ به عوض دور ریختن کاغذ باطله‌های توی اداره، می‌توانیم آنها را بازیافت کنیم.

2⃣ (در دادگاه، دعوا) رد کردن، قبول نکردن، وارد نداستن، مختومه اعلام کردن

✳️ The judge threw the case out because there was insufficient evidence to try defendant successfully.
✳️ قاضی پرونده را مختومه اعلام کرد زیرا مدارک کافی برای محاکمه متهم وجود نداشت.

3⃣ (پیشنهاد و غیره) فی‌المجلس گفتن، به زبان آوردن، درجا گفتن، پراندن، همینطوری گفتن

✳️ She threw out a challenge to her opponents.
✳️ او همینطوری مخالفینش را به مبارزه دعوت کرد.

4⃣ (دود، حرارت، گرما و غیره) بیرون دادن، تولید کردن

✳️ A small fire that throw out a lot of heat.
✳️ آتش کوچکی که گرمای زیادی تولید می‌کرد.

@Conversation_504
📍📍📍🌹📍📍📍
#عکس_نوشته

🔱بعضی وقتا دلت واسه خاطره‌هات تنگ میشه نه آدما!

@Conversation_504
#عکس_نوشته

🔱اگه نقشه‌ات نگرفت، نقشه‌ات رو عوض کن نه هدفت رو.

@Conversation_504
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎯 درس 31 کتاب 504 واژه
🎯 مدرس: محمد مهدی شریفی، دکترای تخصصی آموزش زبان انگلیسی
🎯 آیدی مدرس:
🆔 @mmsharifi7
🎯 شماره همراه مدرس:
📱 0938-393-0936
🎯 ایمیل مدرس:
🗣 sharifi_m_m@yahoo.com

🎯 رزومه مدرس:
https://ir.linkedin.com/in/mohammad-mahdi-sharifi-2532a176

🎯 کل دروس کتاب به طور یکجا:👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/BjYivz1m5s12ktVdXIs7PQ
#اصطلاح
@Conversation_504
📍📍📍🌹📍📍📍

Throw /θroʊ/

🔷 Throw away

📝 Throw something away (also throw something out)

1⃣ دور انداختن، دور ریختن

✳️ That's rubbish, you can throw it away.
✳️ آن اشغاله، می‌تونی دور بندازیش.

✳️ It's time we threw that old chair out.
✳️ وقتشه که اون صندلی کهنه رو دور بیندازیم.

✳️ When my clothes are worn out, I throw them away.
✳️ وقتی که لباس‌هایم خیلی کهنه می‌شوند، آنها را دور می‌اندازم.

2⃣ (فرصت و غیره) از دست دادن، هدر دادن، تلف کردن، ضایع کردن، حیف و میل کردن

✳️ She threw away a career as a journalist.
✳️ شغل روزنامه‌نگاری را از دست داد.

@Conversation_504
📍📍📍🌹📍📍📍
#عکس_نوشته

🔱منتظر نباش. زندگی زودتر از اون چیزی که فکر می‌کنی میگذره.

@Conversation_504