C'est vrai, j'ai beaucoup d'admirateurs riches, peut_être sont_ils encore plus bêtes et dépourvus de sentiments humains que Bhagvan
ومن شایدبیشتربه او محتاج بودم، راست است که من هواخواهان متمول بسیار دارم ولی شاید خیلی احمق ترازباگوان ودراحساسات بشری هم پست ترازاوباشند
@conteuse
ومن شایدبیشتربه او محتاج بودم، راست است که من هواخواهان متمول بسیار دارم ولی شاید خیلی احمق ترازباگوان ودراحساسات بشری هم پست ترازاوباشند
@conteuse
Seulement ils ont l'argent, et c'est l'argent qui leur donne de l'audace et du prestige
فقط اینهاپول دارندوتمام عنوان وحیثیت اینها به همین پول است
@conteuse
فقط اینهاپول دارندوتمام عنوان وحیثیت اینها به همین پول است
@conteuse
Ils se permettent tout et se donnent un air intelligent
اینهاخودرالایق همه چی می دانند وقیافه ی اشخاص باهوش بخودمی گیرند
@conteuse
اینهاخودرالایق همه چی می دانند وقیافه ی اشخاص باهوش بخودمی گیرند
@conteuse
Oh! Que je les déteste, je les ai toujours détestés, du fond de mon cœur
اوه ! ولی چقدردرنظرمن پست اند وهمیشه ازته دل آنهاراتحقیرکرده ام
@conteuse
اوه ! ولی چقدردرنظرمن پست اند وهمیشه ازته دل آنهاراتحقیرکرده ام
@conteuse
Enfin il a été desséché, épuisé devant cette fenêtre, et sa poussière sera emportée par le vent
بالاخره اوجلو این پنجره خشکید وتحلیل رفت ومرد بعدأ به خاکسترمبدل خواهدگردیدوغبارش راهم باد خواهدبرد
@conteuse
بالاخره اوجلو این پنجره خشکید وتحلیل رفت ومرد بعدأ به خاکسترمبدل خواهدگردیدوغبارش راهم باد خواهدبرد
@conteuse
Il souffrait pourtant, il avait du désir, de la passion, mais personne ne l'a su, tout cela sera emporté par le vent.est _ce que nous ne suivons pas le même destin ?
اورنج می بردولی درعین حال تمایلات وهوی وهوس هم داشت ولی کسی ندانست ونفهمیدکه تمام اینهابه بادخواهدرفت
@conteuse
اورنج می بردولی درعین حال تمایلات وهوی وهوس هم داشت ولی کسی ندانست ونفهمیدکه تمام اینهابه بادخواهدرفت
@conteuse
Elle parlait inconsciemment, comme si elle voulait se convaincre
اوبلا اراده حرف میزد که خودکه خودرا متقاعدکند
@conteuse
اوبلا اراده حرف میزد که خودکه خودرا متقاعدکند
@conteuse
Elle avait des prunelles claires et larges avec de longs cils blonds et une veine bleuâtre gonflait son front
چشمهای درشت ومژه های کمرنگ بلندی داشت ویک رگ آبی رنگ درپیشانیش نمایان بود
@conteuse
چشمهای درشت ومژه های کمرنگ بلندی داشت ویک رگ آبی رنگ درپیشانیش نمایان بود
@conteuse
Son expression dure et ses manières hautaines étaient changées, elle était devenue simple, presque naïve
آن خشونت روحی وتکبر همیشگی اش تغییرکرده بود، خیلی صاف وساده وانمود می کرد.
@conteuse
آن خشونت روحی وتکبر همیشگی اش تغییرکرده بود، خیلی صاف وساده وانمود می کرد.
@conteuse
Elle se blotissait contre moi, avec une expression surnaturelle mélangée de peur et de passion. Je sentais sa chair et pouvais compter les battements de son cœur
خودش رادر حال عجیبی که حاکی ازترس وهوای نفس بود به من چسبانده بود، بطوریکه بوی بدنش راحس میکردم ومی توانستم ضربان قلبش رابشمارم.
@conteuse
خودش رادر حال عجیبی که حاکی ازترس وهوای نفس بود به من چسبانده بود، بطوریکه بوی بدنش راحس میکردم ومی توانستم ضربان قلبش رابشمارم.
@conteuse