Son attachement pour ce pauvre diable de cordonnier, malgré ses relation avec la société hindoue et européenne et de riches représentantes de frimes étrangers m'était inexplicable
ونیز علاقه به این مردک پاره دوزباوجود
مناسبات اوبامجامع هندوهاواروپاييان ونمایندگان خارجی متمول برای من غیرقابل تصوربود
@conteuse
ونیز علاقه به این مردک پاره دوزباوجود
مناسبات اوبامجامع هندوهاواروپاييان ونمایندگان خارجی متمول برای من غیرقابل تصوربود
@conteuse
Tous les dimanches, les autos de luxe s'alignaient devant notre pension pour l'amener à Djouhou, la plage en vogue de Bombay mais souvent elle les laissait pour s'amouracher à Taj ou à Green,avec des gigolos, qu'elle abandonnait à leur tour pour exprimer son attachemeut désintéressé aux gens tout à fait quelconques. Et son vague travail dans un magasin de Modes parisiennes était encore plus énigmatique.
تمام یکشنبه هااتومبیل های بسیارمجلل جلوپانسیون ماصف میکشید که اورا به جوههو، ساحل معروف بمبيی ببردولی اغلب آنهاراگذاشته درتاج یاگرین باپسرکهای گمنامی خودرا مشغول میداشت، که برساندعلاقه ای به اشخاص نداردوخدمت بی سروته اوهم درمغازه مدپاریس با خیلی صاف وساده نبود
@conteuse
تمام یکشنبه هااتومبیل های بسیارمجلل جلوپانسیون ماصف میکشید که اورا به جوههو، ساحل معروف بمبيی ببردولی اغلب آنهاراگذاشته درتاج یاگرین باپسرکهای گمنامی خودرا مشغول میداشت، که برساندعلاقه ای به اشخاص نداردوخدمت بی سروته اوهم درمغازه مدپاریس با خیلی صاف وساده نبود
@conteuse
Certainement elle était anormale, gâtée et présentait des tares, et ces complexes n'étaient _ils pas le fruit de longues lignées de lignées de générations qui s'opposaient chez elle, ou le choc de deux hérédités qui s'affrontaient ? Je ne pouvais certainement pas résoudre ces problème trop compliqués
محققا اوغیرطبیعی ولوس بود کارهای جلفی ازخودبروزمیداد، آیا این تضادروحی نتیجه یک سلسله وصلت های غیرمتناسب یا ازدواجهای اقوام نزدیک نبود که این تاثیرات روحی را دراو گذاشته؟ محققا من موفق نخواهم شدکه این مسائل غامض راحل کنم
@conteuse
محققا اوغیرطبیعی ولوس بود کارهای جلفی ازخودبروزمیداد، آیا این تضادروحی نتیجه یک سلسله وصلت های غیرمتناسب یا ازدواجهای اقوام نزدیک نبود که این تاثیرات روحی را دراو گذاشته؟ محققا من موفق نخواهم شدکه این مسائل غامض راحل کنم
@conteuse
En retrant, je vis le vieux Bhagvan plié en deux, comme un paquet vide, ronflant étendu sur le pavé
درمراجعت باگوان پیرمرد رادیدم بکلی دولا مثل یک پاکت خالی کنارجاده افتاده بودونفس میزد
@conteuse
درمراجعت باگوان پیرمرد رادیدم بکلی دولا مثل یک پاکت خالی کنارجاده افتاده بودونفس میزد
@conteuse
Le lendemain matin, elle parlait devant ma fenêtre avec Bhagvan, je lui fis un signe de salut, elle s'approcha et me tendit négligemment une main gantée de fauve
فردای آنروز دیدم جلو پنجره من با باگوان گفتگومیکندمن با اشاره سرسلامی به اوکردم، آمد وسرسری دستش راکه دستکش زردرنگی درآن بودبطرف من درازکرد،
@conteuse
فردای آنروز دیدم جلو پنجره من با باگوان گفتگومیکندمن با اشاره سرسلامی به اوکردم، آمد وسرسری دستش راکه دستکش زردرنگی درآن بودبطرف من درازکرد،
@conteuse
"N'avez_vous pas 10 roupies à me prêter ? Me dit_elle."
Je lui tandis mon porte_monnaie,elle prit un billet de 5 roupies et le donna à Bhagvan. Puis elle ajouta :"À ce soir"
اوگفت:شما ده روپیه نداریدبه من قرض بدهید؟
من کیف پولم رابازکرده پیش اوگرفتم واویک اسکناس پنج روپیه ای برداشته به باگوان دادوگفت:
تاامشب
@conteuse
Je lui tandis mon porte_monnaie,elle prit un billet de 5 roupies et le donna à Bhagvan. Puis elle ajouta :"À ce soir"
اوگفت:شما ده روپیه نداریدبه من قرض بدهید؟
من کیف پولم رابازکرده پیش اوگرفتم واویک اسکناس پنج روپیه ای برداشته به باگوان دادوگفت:
تاامشب
@conteuse
Le même soir, dans la salle à manger, elle me rendit les 5 roupies devant les pensionnaires qui échangèrent des sourires significatifs. En sortant ensemble elle me proposa:
همان شب دراتاق غذاخوری پنج روپیه را روبه روی سایراهل پانسیون که نگاههای مرموزی ردوبدل میکردند به من برگرداندودرموقعیکه باهم خارج میشدیم به من گفت :
@conteuse
همان شب دراتاق غذاخوری پنج روپیه را روبه روی سایراهل پانسیون که نگاههای مرموزی ردوبدل میکردند به من برگرداندودرموقعیکه باهم خارج میشدیم به من گفت :
@conteuse
Si l'on faisait un bout de promenade jusqu'à Hanging Garden?
Je hélai un taxi, nous montâmes et le taxi démarra.
J'ai arrangé l'affaire Bhagvan, continuat_elle, il est soigné à Saint George's Hospital, son cas est assez grave, aujourd'hui, j'ai été deux fois là _bas pour m'informer de ses nouvelles
خوب بودیک گردش تاهانجینگ گاردن میکردیم
من یک تاکسی صدا زدم سوارشدیم وتاکسی به راه افتاد، اوشروع کردکه:
من کارباگوان رامرتب کردم ودربیمارستان سن ژرژ تحت درمان است، حالش خیلی بداست وامروز دوباربه اوسرزدم که ازحالش باخبرشوم
@conteuse
Je hélai un taxi, nous montâmes et le taxi démarra.
J'ai arrangé l'affaire Bhagvan, continuat_elle, il est soigné à Saint George's Hospital, son cas est assez grave, aujourd'hui, j'ai été deux fois là _bas pour m'informer de ses nouvelles
خوب بودیک گردش تاهانجینگ گاردن میکردیم
من یک تاکسی صدا زدم سوارشدیم وتاکسی به راه افتاد، اوشروع کردکه:
من کارباگوان رامرتب کردم ودربیمارستان سن ژرژ تحت درمان است، حالش خیلی بداست وامروز دوباربه اوسرزدم که ازحالش باخبرشوم
@conteuse
Puis elle resta songeuse, j'étais plus ou moins habitué à ses fantaisies,mais je ne pouvais pas comprendre la raison de son attachement à ce pauvre cordonnier, je croyais que c'était peut-être, un luxe, une manie des gens trop riches et gâtés qui se montrent parfois charitable envers les pauvre, mais ces gestes de bienfaiteur étaient plutôt d'une nature discrète et désintéressée
بعددرفکرفرروفت ومن تاحدی به عادات وهوسهای اوعادت کرده بودم ولی نمیتوانستم علت علاقه اوبه این پاره دوز فقیر رادرک کنم. اوتصورمیکردکه اینهمه یک جنبه تفریح تجملی برای او داردیاجنونی است که گاهی به اشخاص متمول عارض میشود که میخواهند خودرا حامی مظلومین جلوه دهند ولی این عمل نیکوکارانه بایدمعمولامخفیانه وبدون غرض خاصی انجام پذیرد
@conteuse
بعددرفکرفرروفت ومن تاحدی به عادات وهوسهای اوعادت کرده بودم ولی نمیتوانستم علت علاقه اوبه این پاره دوز فقیر رادرک کنم. اوتصورمیکردکه اینهمه یک جنبه تفریح تجملی برای او داردیاجنونی است که گاهی به اشخاص متمول عارض میشود که میخواهند خودرا حامی مظلومین جلوه دهند ولی این عمل نیکوکارانه بایدمعمولامخفیانه وبدون غرض خاصی انجام پذیرد
@conteuse
Pendant le parcours elle garda un silence obstiné, en contemplant les rues désertes, les quartiers indigènes et le grouillement du bazar
هنگام عزیمت با مشاهده معابرلخت ومحلات بومیان وهیاهوی بازاراومصرٱ درحال سکوت باقی ماند
@conteuse
هنگام عزیمت با مشاهده معابرلخت ومحلات بومیان وهیاهوی بازاراومصرٱ درحال سکوت باقی ماند
@conteuse