امشب رو با فکر کردن به یه بیت از حضرت سعدی تموم کنیم که احتمالا به درد خیلیامون بخوره.
ترحم بر پلنگ تیز دندان
ستمکاری بود بر گوسپندان
@contentkade
ترحم بر پلنگ تیز دندان
ستمکاری بود بر گوسپندان
@contentkade
❤17👍3
امروز رو با این جمله شروع کنیم
رشد مستمر بهتر از کمال دیرهنگامه.
تو یه فیلمی این جمله رو از مارک توان نقل کردن.
@contentkade
رشد مستمر بهتر از کمال دیرهنگامه.
تو یه فیلمی این جمله رو از مارک توان نقل کردن.
@contentkade
❤9👍6
Forwarded from کپی رایتینگ با محتوازیست
✍️عیار قلممان را در سکوت بسنجیم
📣 محتوازیست با همکاری «محتواخور» و به مناسبت هفتهٔ جهانی ناشنوایان، چالشی قلمی برگزار میکند🌟
ما این چالش را در دو بستر متفاوت لینکدین و تلگرام برگزار میکنیم تا هر کسی با هر توانایی، علاقه و امکانات خودش، فرصت حضور را (تنها در یک بستر) داشته باشد:
۱. برای علاقهمندان لینکدین:
چالش «متقاعدکردن مدیر سرمایهانسانی»
هنر کپیرایتینگتان را برای متقاعدسازی در مذاکرههای استخدامی به رخ بکشید.
🧑🏼💻مأموریت
یک پست لینکدین بنویسید که مدیر سرمایه انسانی یک شرکت فرضی بزرگ را این طور قانع کند:
⚠️دقت کنید که:
باید متکی به استدلال و درک عمیق ناشنوایان از «ارتباط بصری» بنویسید.
شیوهٔ ورود به این چالش:
۱. متن خود را در صفحهٔ شخصی لینکدینتان منتشر کنید.
۲. حتماً در ابتدای پست، بنویسید برای مسابقهٔ خلاقانهٔ محتوازیست دارید مینویسید و صفحهٔ محتوازیست را هم منشن کنید تا نوشتهٔ شما را بتوانیم پیدا کنیم و بهتر دیده شوید.
---------------------
۲. ویژهٔ اهالی تلگرام:
چالش «سکوتِ کلمات»
آیا میتوانید بدون استفاده از حواس صوتی، یک کالا را به یک ناشنوا بفروشید؟
🧑🏼💻مأموریت
یک محصول پرسروصدا مثل جاروبرقی، سشوار، چرخ گوشت، مخلوطکن یا... را انتخاب کنید. ویژگیها و مزیتهایش را طوری بنویسید که یک کاربر ناشنوا، عملکرد و تجربهٔ کاربری آن را بدون نیاز به حتی یک نشانهٔ صوتی دقیقاً لمس و درک کند.
🔸 نوشتهٔتان در حدود ۲۰۰ کلمه، همراه یک تیتر باشد.
⚠️ استفاده از هرگونه واژهٔ مرتبط با «گوش، شنیدن، صدا، طنین، آوا، همهمه و سکوت» ممنوع است!
شیوهٔ شرکت در این قلمآزمایی:
نوشتهتان را در تلگرام برای پشتیبان محتوازیست (@Poshtiban_Content) ارسال کنید.
⏳مهلت شرکت: تا جمعه ۱۰مهر ۱۴۰۵
🎁 جوایــز
هیئت داوران، به چند ایدهٔ برتر، هدایای مالی یا کتاب تقدیم خواهند کرد.
راستی؛
✅ خوشفکرترین وعمیقترین ایدهها (در هر دو چالش)، در پستی جداگانه توسط محتوازیست تحلیل و معرفی خواهند شد.
🔥 قلم دست بگیرید؛
جهان منتظر روایت شما از سکوت است.
[@mohtavakhor]
🌱@Content_Life | محتوازیست
📣 محتوازیست با همکاری «محتواخور» و به مناسبت هفتهٔ جهانی ناشنوایان، چالشی قلمی برگزار میکند🌟
بزرگترین هنر یک کپیرایتر؛ «انتقال بار معنایی با کمترین کژتابی» و «تکیه بر ادراک بصری و حسی» است.
🦻این دقیقاً همان جهانیست که جامعهٔ ناشنوایان در آن استادِ بیهمتا هستند؛
دنیایی استوار بر زبان تصویر، ایما، اشاره و بار دراماتیکِ کلمات بدون نیاز به صدا.
ما این چالش را در دو بستر متفاوت لینکدین و تلگرام برگزار میکنیم تا هر کسی با هر توانایی، علاقه و امکانات خودش، فرصت حضور را (تنها در یک بستر) داشته باشد:
۱. برای علاقهمندان لینکدین:
چالش «متقاعدکردن مدیر سرمایهانسانی»
هنر کپیرایتینگتان را برای متقاعدسازی در مذاکرههای استخدامی به رخ بکشید.
🧑🏼💻مأموریت
یک پست لینکدین بنویسید که مدیر سرمایه انسانی یک شرکت فرضی بزرگ را این طور قانع کند:
«استخدام کارشناسان ناشنوا در تیمهای مارکتینگ، یک مزیت رقابتی استراتژیک است، نه صرفاً یک اقدام خیریه!»
⚠️دقت کنید که:
باید متکی به استدلال و درک عمیق ناشنوایان از «ارتباط بصری» بنویسید.
شیوهٔ ورود به این چالش:
۱. متن خود را در صفحهٔ شخصی لینکدینتان منتشر کنید.
۲. حتماً در ابتدای پست، بنویسید برای مسابقهٔ خلاقانهٔ محتوازیست دارید مینویسید و صفحهٔ محتوازیست را هم منشن کنید تا نوشتهٔ شما را بتوانیم پیدا کنیم و بهتر دیده شوید.
---------------------
۲. ویژهٔ اهالی تلگرام:
چالش «سکوتِ کلمات»
آیا میتوانید بدون استفاده از حواس صوتی، یک کالا را به یک ناشنوا بفروشید؟
🧑🏼💻مأموریت
یک محصول پرسروصدا مثل جاروبرقی، سشوار، چرخ گوشت، مخلوطکن یا... را انتخاب کنید. ویژگیها و مزیتهایش را طوری بنویسید که یک کاربر ناشنوا، عملکرد و تجربهٔ کاربری آن را بدون نیاز به حتی یک نشانهٔ صوتی دقیقاً لمس و درک کند.
🔸 نوشتهٔتان در حدود ۲۰۰ کلمه، همراه یک تیتر باشد.
⚠️ استفاده از هرگونه واژهٔ مرتبط با «گوش، شنیدن، صدا، طنین، آوا، همهمه و سکوت» ممنوع است!
شیوهٔ شرکت در این قلمآزمایی:
نوشتهتان را در تلگرام برای پشتیبان محتوازیست (@Poshtiban_Content) ارسال کنید.
⏳مهلت شرکت: تا جمعه ۱۰مهر ۱۴۰۵
🎁 جوایــز
هیئت داوران، به چند ایدهٔ برتر، هدایای مالی یا کتاب تقدیم خواهند کرد.
راستی؛
✅ خوشفکرترین وعمیقترین ایدهها (در هر دو چالش)، در پستی جداگانه توسط محتوازیست تحلیل و معرفی خواهند شد.
🔥 قلم دست بگیرید؛
جهان منتظر روایت شما از سکوت است.
[@mohtavakhor]
🌱@Content_Life | محتوازیست
❤4
Forwarded from کافه مارکتینگ◾️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⬛️ داستان چسب رازی و یادبود ماکان نصیری
📌 برای ثبت در حافظه تاریخی ما! دستمریزاد به چسب رازی
▪️کافه مارکتینگ، رسانه مستقل
@kafemarketing_official
📌 برای ثبت در حافظه تاریخی ما! دستمریزاد به چسب رازی
▪️کافه مارکتینگ، رسانه مستقل
@kafemarketing_official
👏4❤2👎1
Forwarded from زباندانی؛ جهاندانی
ویدئوی بالا متعلق به یک هفته پیش بود.
موضوع ویدئوی بعدی | امشب در یوتیوب
موضوع ویدئوی بعدی | امشب در یوتیوب
👍2👏1
زباندانی؛ جهاندانی
ویدئوی بالا متعلق به یک هفته پیش بود. موضوع ویدئوی بعدی | امشب در یوتیوب
ایشون رو تو اینستا حتما دیدین.
خواستم اگه کانال تلگرامشون رو ندارید بهتون معرفی کنم و پیشنهاد کنم حتما داشته باشید.
https://t.me/SadraFr
خواستم اگه کانال تلگرامشون رو ندارید بهتون معرفی کنم و پیشنهاد کنم حتما داشته باشید.
https://t.me/SadraFr
Telegram
زباندانی؛ جهاندانی
- کلاس گروهی فرانسه
- خود را در معرضِ زبان قرار دهید. بهتدریج در ذهنتان تهنشین میشود.
- ارتباط با ادمینِ ثبت نام: @TimoTimo08
- صفحۀ اینستاگرام: www.instagram.com/SadraFr
- خود را در معرضِ زبان قرار دهید. بهتدریج در ذهنتان تهنشین میشود.
- ارتباط با ادمینِ ثبت نام: @TimoTimo08
- صفحۀ اینستاگرام: www.instagram.com/SadraFr
👍2👏1
شریک اگه خوب بود خدا هم شریک داشت.
این جملهای بود که بابام همیشه میگفت؛ هرموقع حرف شراکت میومد وسط و بهش پیشنهاد میشد که با کسی شریک بشه یا ما بهش میگفتیم کارش رو توسعه بده به این جمله بسنده میکرد و موضوع رو میبست.
فکر میکردم بزرگتر که بشم خودم خلافش عمل میکنم ولی خب این جمله تو مغزم نشست و دقیقا به همین عمل کردم و جز یکی دو مورد وارد هیچ شراکتی نشدم (البته همون یکی دو مورد هم پایان خوبی نداشت) و شاید واسه همین بیش از یه حدی نتونستم کارایی که میکردم رو توسعه بدم.
نظر شما درباره این نگرش چیه؟
اصلا حالتون با شریک چطوره؟
نظرتونه یا چی؟
این جملهای بود که بابام همیشه میگفت؛ هرموقع حرف شراکت میومد وسط و بهش پیشنهاد میشد که با کسی شریک بشه یا ما بهش میگفتیم کارش رو توسعه بده به این جمله بسنده میکرد و موضوع رو میبست.
فکر میکردم بزرگتر که بشم خودم خلافش عمل میکنم ولی خب این جمله تو مغزم نشست و دقیقا به همین عمل کردم و جز یکی دو مورد وارد هیچ شراکتی نشدم (البته همون یکی دو مورد هم پایان خوبی نداشت) و شاید واسه همین بیش از یه حدی نتونستم کارایی که میکردم رو توسعه بدم.
نظر شما درباره این نگرش چیه؟
اصلا حالتون با شریک چطوره؟
نظرتونه یا چی؟
👍6👏2👎1
📁 لوگوی جدید رو کی داره؟
سؤالی که جوابش گاهی یه تیم رو نیم ساعت درگیر میکنه!
یکی فایل رو تو تلگرام فرستاده، یکی تو واتساپ. نسخهٔ اصلی روی لپتاپ طراحه و توی پوشهٔ شرکت هم سه تا فایل داریم:
📂 نهایی
📂 نهایی۲
📂 نهاییِواقعاًنهایی!
حالا همین ماجرا رو برای عکس محصولات، ویدئوهای خام، فایلهای لایهباز و خروجی کمپینها تصور کنید.
ما برای تولید این محتواها هزینه میکنیم، ولی موقع نگهداری و پیدا کردنشون، خیلی وقتها همهچی رو میسپریم به حافظهٔ آدمها!
💡 اینجاست که DAM به کار میاد.
DAM مخفف Digital Asset Management یا «مدیریت داراییهای دیجیتال»ـه.
یعنی عکسها، ویدئوها، لوگوها و فایلهای برند یه جای مشخص داشته باشن و بشه راحت پیداشون کرد، نسخههاشون رو شناخت و دسترسی بهشون رو مدیریت کرد.
🔎 مثلاً وقتی دنبال عکس یه محصول میگردیم، معلوم باشه:
• این عکس مال کدوم محصوله؟
• برای کدوم کمپین تولید شده؟
• نسخهٔ تأییدشدهش کدومه؟
• چه کسی به فایل اصلی دسترسی داره؟
• اجازهٔ استفاده ازش تا چه زمانیه؟
💸 هزینههایی که کمتر به چشم میان!
از نگاه من، یکی از هزینههای کمتر دیدهشدهٔ مارکتینگ، همین دوبارهکاریهاست.
🔸 عکسی که قبلاً گرفتیم ولی پیداش نمیکنیم.
🔸 طرحی که دوباره ساخته میشه چون فایل اصلیش نیست.
🔸 محتوایی که با لوگوی قدیمی منتشر میشه.
🔸 آرشیوی که با رفتن یه همکار، عملاً دسترسی بهش رو از دست میدیم.
🛠 از کجا شروع کنیم؟
برای شروع میشه چند تصمیم ساده گرفت:
۱. یه محل مشترک برای نگهداری فایلها داشته باشیم.
۲. یه قاعدهٔ مشخص برای اسمگذاری فایلها تعیین کنیم.
۳. نسخههای تأییدشده رو از نسخههای قبلی جدا کنیم.
۴. یه نفر رو مسئول مدیریت آرشیو کنیم.
با بزرگتر شدن تیم و افزایش حجم محتوا، استفاده از یه سیستم تخصصی DAM هم معنی بیشتری پیدا میکنه.
🎯 بلوغ یه تیم محتوا فقط به تولید بیشتر نیست!
به نظرم بلوغ یه تیم محتوا، از جایی خودش رو نشون میده که بتونه از چیزهایی که قبلاً ساخته، دوباره و درست استفاده کنه.
💬 توی تیم شما، پیدا کردن یه فایل بیشتر به جستوجو وابستهست یا به اینکه «از کی بپرسیم»؟
سؤالی که جوابش گاهی یه تیم رو نیم ساعت درگیر میکنه!
یکی فایل رو تو تلگرام فرستاده، یکی تو واتساپ. نسخهٔ اصلی روی لپتاپ طراحه و توی پوشهٔ شرکت هم سه تا فایل داریم:
📂 نهایی
📂 نهایی۲
📂 نهاییِواقعاًنهایی!
حالا همین ماجرا رو برای عکس محصولات، ویدئوهای خام، فایلهای لایهباز و خروجی کمپینها تصور کنید.
ما برای تولید این محتواها هزینه میکنیم، ولی موقع نگهداری و پیدا کردنشون، خیلی وقتها همهچی رو میسپریم به حافظهٔ آدمها!
💡 اینجاست که DAM به کار میاد.
DAM مخفف Digital Asset Management یا «مدیریت داراییهای دیجیتال»ـه.
یعنی عکسها، ویدئوها، لوگوها و فایلهای برند یه جای مشخص داشته باشن و بشه راحت پیداشون کرد، نسخههاشون رو شناخت و دسترسی بهشون رو مدیریت کرد.
🔎 مثلاً وقتی دنبال عکس یه محصول میگردیم، معلوم باشه:
• این عکس مال کدوم محصوله؟
• برای کدوم کمپین تولید شده؟
• نسخهٔ تأییدشدهش کدومه؟
• چه کسی به فایل اصلی دسترسی داره؟
• اجازهٔ استفاده ازش تا چه زمانیه؟
💸 هزینههایی که کمتر به چشم میان!
از نگاه من، یکی از هزینههای کمتر دیدهشدهٔ مارکتینگ، همین دوبارهکاریهاست.
🔸 عکسی که قبلاً گرفتیم ولی پیداش نمیکنیم.
🔸 طرحی که دوباره ساخته میشه چون فایل اصلیش نیست.
🔸 محتوایی که با لوگوی قدیمی منتشر میشه.
🔸 آرشیوی که با رفتن یه همکار، عملاً دسترسی بهش رو از دست میدیم.
🛠 از کجا شروع کنیم؟
برای شروع میشه چند تصمیم ساده گرفت:
۱. یه محل مشترک برای نگهداری فایلها داشته باشیم.
۲. یه قاعدهٔ مشخص برای اسمگذاری فایلها تعیین کنیم.
۳. نسخههای تأییدشده رو از نسخههای قبلی جدا کنیم.
۴. یه نفر رو مسئول مدیریت آرشیو کنیم.
با بزرگتر شدن تیم و افزایش حجم محتوا، استفاده از یه سیستم تخصصی DAM هم معنی بیشتری پیدا میکنه.
🎯 بلوغ یه تیم محتوا فقط به تولید بیشتر نیست!
به نظرم بلوغ یه تیم محتوا، از جایی خودش رو نشون میده که بتونه از چیزهایی که قبلاً ساخته، دوباره و درست استفاده کنه.
💬 توی تیم شما، پیدا کردن یه فایل بیشتر به جستوجو وابستهست یا به اینکه «از کی بپرسیم»؟
❤11👍1
«میشه یه پست تخصصی برامون بنویسید؟»
این جمله رو به مدیر محصول، مسئول فروش یا یه کارشناس فنی میگیم و منتظر میمونیم محتوا رو تحویل بده.
چند روز میگذره و خبری نمیشه. پیگیری میکنیم و جواب میشنویم: «هنوز وقت نکردم!»
اما شاید مشکل از نحوهٔ درخواست خودمون باشه.
کسی که مسئلهٔ مشتری رو خوب میشناسه، لزوماً بلد نیست دربارهش یه پست خوب بنویسه.
اینجاست که باید تقسیم کار کنیم:
🧠 متخصص، دانش و تجربهش رو در اختیارمون میذاره.
✍️ تیم محتوا، اون تجربه رو به محتوای قابلفهم و کاربردی تبدیل میکنه.
اما چطور؟
۱. بهجای درخواست محتوا، سؤال بپرسیم.
بهجای اینکه بگیم «درباره چی بنویسیم؟»، بپرسیم:
«مشتریها قبل از خرید، بیشتر درباره چی تردید دارن؟»
۲. تجربههای واقعی رو بیرون بکشیم.
چند تا سؤال ساده میتونه کلی ایدهٔ محتوایی بهمون بده:
• یه نمونهٔ واقعی از این مسئله داری؟
• قبلاً درباره چی جور دیگهای فکر میکردی؟
• کدوم تصور رایج مشتریها اشتباهه؟
۳. 🎥 گفتوگو رو ضبط کنیم.
یه مصاحبهٔ ویدیویی خوب میتونه مواد اولیهٔ چند محتوای متفاوت باشه:
🎬 بخشهای کوتاه برای ریلز و ویدیوهای کوتاه
📺 بحثهای مفصلتر برای یوتیوب و آپارات
🎙️ بخشهای صوتی مستقل برای پادکست
📝 متن تدوینشده برای بلاگ، لینکدین و خبرنامه
البته قرار نیست هر مصاحبه رو به همهٔ این قالبها تبدیل کنیم. باید ببینیم هر بخش برای چه مخاطبی و توی چه رسانهای کاربرد داره.
۴. بازبینی رو برای متخصص راحت کنیم.
اگه فقط یه بخش از محتوا نیاز به تأیید فنی داره، همون بخش رو براش بفرستیم، نه کل محتوا رو.
ابزارهای هوش مصنوعی هم میتونن توی پیادهسازی مصاحبه، پیدا کردن بخشهای مهم و آمادهکردن پیشنویس کمکمون کنن.
💡 به نظرم یکی از وظایف مهم استراتژیست محتوا، پیدا کردن تجربههاییه که توی گفتوگوهای روزمرهٔ شرکت وجود دارن، اما هنوز به دست مخاطب نرسیدن.
قرار نیست متخصصها رو نویسنده کنیم؛ باید بلد باشیم از تخصصشون محتوا بسازیم.
شما تجربهٔ تولید محتوا از طریق مصاحبه با متخصصهای شرکت رو داشتید؟ نتیجه چطور بوده؟
#استراتژی_محتوا #مدیریت_محتوا
این جمله رو به مدیر محصول، مسئول فروش یا یه کارشناس فنی میگیم و منتظر میمونیم محتوا رو تحویل بده.
چند روز میگذره و خبری نمیشه. پیگیری میکنیم و جواب میشنویم: «هنوز وقت نکردم!»
اما شاید مشکل از نحوهٔ درخواست خودمون باشه.
کسی که مسئلهٔ مشتری رو خوب میشناسه، لزوماً بلد نیست دربارهش یه پست خوب بنویسه.
اینجاست که باید تقسیم کار کنیم:
🧠 متخصص، دانش و تجربهش رو در اختیارمون میذاره.
✍️ تیم محتوا، اون تجربه رو به محتوای قابلفهم و کاربردی تبدیل میکنه.
اما چطور؟
۱. بهجای درخواست محتوا، سؤال بپرسیم.
بهجای اینکه بگیم «درباره چی بنویسیم؟»، بپرسیم:
«مشتریها قبل از خرید، بیشتر درباره چی تردید دارن؟»
۲. تجربههای واقعی رو بیرون بکشیم.
چند تا سؤال ساده میتونه کلی ایدهٔ محتوایی بهمون بده:
• یه نمونهٔ واقعی از این مسئله داری؟
• قبلاً درباره چی جور دیگهای فکر میکردی؟
• کدوم تصور رایج مشتریها اشتباهه؟
۳. 🎥 گفتوگو رو ضبط کنیم.
یه مصاحبهٔ ویدیویی خوب میتونه مواد اولیهٔ چند محتوای متفاوت باشه:
🎬 بخشهای کوتاه برای ریلز و ویدیوهای کوتاه
📺 بحثهای مفصلتر برای یوتیوب و آپارات
🎙️ بخشهای صوتی مستقل برای پادکست
📝 متن تدوینشده برای بلاگ، لینکدین و خبرنامه
البته قرار نیست هر مصاحبه رو به همهٔ این قالبها تبدیل کنیم. باید ببینیم هر بخش برای چه مخاطبی و توی چه رسانهای کاربرد داره.
۴. بازبینی رو برای متخصص راحت کنیم.
اگه فقط یه بخش از محتوا نیاز به تأیید فنی داره، همون بخش رو براش بفرستیم، نه کل محتوا رو.
ابزارهای هوش مصنوعی هم میتونن توی پیادهسازی مصاحبه، پیدا کردن بخشهای مهم و آمادهکردن پیشنویس کمکمون کنن.
💡 به نظرم یکی از وظایف مهم استراتژیست محتوا، پیدا کردن تجربههاییه که توی گفتوگوهای روزمرهٔ شرکت وجود دارن، اما هنوز به دست مخاطب نرسیدن.
قرار نیست متخصصها رو نویسنده کنیم؛ باید بلد باشیم از تخصصشون محتوا بسازیم.
شما تجربهٔ تولید محتوا از طریق مصاحبه با متخصصهای شرکت رو داشتید؟ نتیجه چطور بوده؟
#استراتژی_محتوا #مدیریت_محتوا
👍7👏3❤1
کسی ازش خبر داره؟
دیروز سر بازار رشت یه چهره آشنا دیدم.
مسکات گلرنگ، یه تیکه کف که نماد تمیزی بود و نقش اول تبلیغاتشون.
خیلی وقته نیست و کمپیداست؛ گفتم یه یادی ازش کرده باشم.
واقعا تو مسیر برندینگ و رشد برند و کسبکارها چه چیزهایی که میان و میرن و فراموش میشن.
@contentkade
دیروز سر بازار رشت یه چهره آشنا دیدم.
مسکات گلرنگ، یه تیکه کف که نماد تمیزی بود و نقش اول تبلیغاتشون.
خیلی وقته نیست و کمپیداست؛ گفتم یه یادی ازش کرده باشم.
واقعا تو مسیر برندینگ و رشد برند و کسبکارها چه چیزهایی که میان و میرن و فراموش میشن.
@contentkade
❤20