Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
ترساندن از آینده
و نگاه محتاطانه به آن
لزوماً نشانهٔ اندیشهٔ عمیق و تحلیلگر نیست.
گاهی صرفاً پاسبانی از گذشته است.
#امید
و نگاه محتاطانه به آن
لزوماً نشانهٔ اندیشهٔ عمیق و تحلیلگر نیست.
گاهی صرفاً پاسبانی از گذشته است.
#امید
❤19👏9🤩2🙏2👎1
Forwarded from Sadegh Vahidi
Sadeghvahidi80@gmail.com.pdf
523.2 KB
سلام.
در شرایط فعلی و پس از روزهایی سخت، تنها راهی که میتوانم از آن امرار معاش کنم نوشتن است.
اگر به متخصص محتوا و نویسنده حرفهای نیاز دارید، با من در ارتباط باشید.
@SadeghVahidi
در شرایط فعلی و پس از روزهایی سخت، تنها راهی که میتوانم از آن امرار معاش کنم نوشتن است.
اگر به متخصص محتوا و نویسنده حرفهای نیاز دارید، با من در ارتباط باشید.
@SadeghVahidi
❤8
Forwarded from پریا
portfolio۲.pdf
21.3 MB
پریا قبله | طراح گرافیک
با ۵ سال تجربه در طراحی سوشال مدیا و پروژههای چاپی
تمرکز من بر درک دقیق نیاز کارفرما و ارائه نتیجهای خلاقانه، کاربردی و حرفهای است.
اگر نمونهکارهای من رو پسندیدید، از طریق آیدی زیر میتونید با من در ارتباط باشید.
@Kazhaa_gh
با ۵ سال تجربه در طراحی سوشال مدیا و پروژههای چاپی
تمرکز من بر درک دقیق نیاز کارفرما و ارائه نتیجهای خلاقانه، کاربردی و حرفهای است.
اگر نمونهکارهای من رو پسندیدید، از طریق آیدی زیر میتونید با من در ارتباط باشید.
@Kazhaa_gh
❤8
Forwarded from Fafa
تیم «مادا» به دنبال یک خالق محتوای بصری (تصویربردار، تدوینگر و طراح گرافیک) برای همکاری پارهوقت یا تماموقت است.
شرح وظایف:
• تصویربرداری خلاقانه از محصولات و تدوین حرفهای ویدیو برای سایت و شبکههای اجتماعی
• طراحی بنر، کاور و محتوای گرافیکی با حفظ هویت بصری برند
• مشارکت در ایدهپردازی و کار تیمی
مهارتهای موردنیاز:
• تسلط به Premiere Pro، آشنایی با After Effects
• تسلط به Photoshop
• مهارت تصویربرداری، نورپردازی، اصلاح رنگ و بهینهسازی صدا
• آشنایی و علاقه به ابزارهای هوش مصنوعی در تولید محتوا
ویژگیهای فردی:
• حرفهای، منعطف و تیممحور
• پذیرای بازخورد
• خلاق و خوشسلیقه
✅ تمام تجهیزات حرفهای توسط مجموعه فراهم است.
📩 ارسال رزومه و پورتفولیو (حداقل ۳ نمونه تدوین + نمونه طراحی) به: @fafa_mir
شرح وظایف:
• تصویربرداری خلاقانه از محصولات و تدوین حرفهای ویدیو برای سایت و شبکههای اجتماعی
• طراحی بنر، کاور و محتوای گرافیکی با حفظ هویت بصری برند
• مشارکت در ایدهپردازی و کار تیمی
مهارتهای موردنیاز:
• تسلط به Premiere Pro، آشنایی با After Effects
• تسلط به Photoshop
• مهارت تصویربرداری، نورپردازی، اصلاح رنگ و بهینهسازی صدا
• آشنایی و علاقه به ابزارهای هوش مصنوعی در تولید محتوا
ویژگیهای فردی:
• حرفهای، منعطف و تیممحور
• پذیرای بازخورد
• خلاق و خوشسلیقه
✅ تمام تجهیزات حرفهای توسط مجموعه فراهم است.
📩 ارسال رزومه و پورتفولیو (حداقل ۳ نمونه تدوین + نمونه طراحی) به: @fafa_mir
👎5👍3❤1
Forwarded from ویکی تجربه - استخدام و بررسی شرکت ها
اگه ویکیتجربه تونسته حتی یه بار بهتون کمک کنه و دوست داشتید کنارمون باشید، از این طریق میتونید حمایتمون کنید.
شماره حسابها:
Bitcoin
bc1querl6ast7f4awxc640jxh4cq8my4amj0ynr3qs
ETH
0x4cB074fEdfc6c4B986bB8f4eB98F36cb2C1B7F1e
USDT (TRC20)
TJpPTJyGPCd4QuiNxGXZ56Hd4bp6Xytwnp
USDT (ERC20)
0x4cB074fEdfc6c4B986bB8f4eB98F36cb2C1B7F1e
USDT (BEP20)
0x4cB074fEdfc6c4B986bB8f4eB98F36cb2C1B7F1e
BNB
0x4cB074fEdfc6c4B986bB8f4eB98F36cb2C1B7F1e
TON
UQC1mvaxG8enX1jqamf4aFn6geQfDTGCOKkKCU27Oio1hsp8
DOGE
DKf21fdwcSVMqXiRuzCkJxgxwQJNHYXme5
شما باعث ادامه مسیر ویکیتجربه هستید ❤️
شماره حسابها:
Bitcoin
bc1querl6ast7f4awxc640jxh4cq8my4amj0ynr3qs
ETH
0x4cB074fEdfc6c4B986bB8f4eB98F36cb2C1B7F1e
USDT (TRC20)
TJpPTJyGPCd4QuiNxGXZ56Hd4bp6Xytwnp
USDT (ERC20)
0x4cB074fEdfc6c4B986bB8f4eB98F36cb2C1B7F1e
USDT (BEP20)
0x4cB074fEdfc6c4B986bB8f4eB98F36cb2C1B7F1e
BNB
0x4cB074fEdfc6c4B986bB8f4eB98F36cb2C1B7F1e
TON
UQC1mvaxG8enX1jqamf4aFn6geQfDTGCOKkKCU27Oio1hsp8
DOGE
DKf21fdwcSVMqXiRuzCkJxgxwQJNHYXme5
شما باعث ادامه مسیر ویکیتجربه هستید ❤️
👍6👎4❤3
این پروبازی تا کجا ادامه داره؟
.
این روزها خبر #اینترنت_پرو داغه و ذهن من با مشتی سوال ساده و در عین حال پیچیده درگیره که نمیدونم کی میتونه بهش جواب بده و اصلا کل این پرو و پروبازی از کجا اومده و تا کجا ادامه داره!؟
.
گفتید اینترنت امن نیست و اگه وصل کنیم امنیت به خطر میفته و هرکی گفت: آقا بیکار شدیم، آقا نابود شدیم، آقا #تعدیل شدیم و آقا دیوونه شدیم شما بهش برچسب زدید و گفتید: اینترنت مهمتره یا امنیت؟
و حتی با ژست دانای کل این مطالبه حق رو به سخره گرفتید.
.
بعد اومدید و در یک حرکت نوآورانه از جدیدترین اختراع خودتون رونمایی کردید و اسمشو گذاشتید اینترنت پرو! (حالا بماند که با چه استاندارد و تو چه لیگی پرو حساب میشه!) و البته که اسم اهمیتی نداره وقتی ذاتش تبعیضه!
.
خب مبارکه، ولی الان این اینترنت با قبلی چه فرقی داره که امنیت رو به خطر نمیندازه و با ۲-۳ میلیون تومان هم میشه تهیهش کرد؟
.
گفتید: اینو واسه کسبوکارها آوردیم!
خب الان کسبوکارها با هم چیکار دارن و چیکار کنن وقتی مشتریاشون دسترسی به اینترنت ندارن؟
.
در ضمن، چی شد که تصمیم گرفتید حق داشتن اینترنت و ارتباط رو از پدر و مادرها و افرادی که اینترنت براشون وسیله ارتباط و سرگرمیه بگیرید و واسشون تعیین کنید چطور به اینترنت وصل بشن و چی ببینن؟ (هرچند که تا بوده همین بوده، فقط شیوه عوض شده)
.
این سوال جنبه دکوری داره چون حرف از تضمین و ضمانت اجرای وعدهها با شما یه جورایی عجیب و حتی احمقانهس ولی خب… منم که نگفتم عاقلم😉
.
سوال من اینه که: چه تضمینی وجود داره که فردا هوس نکنید در خلقی جدید، اینترنت «پرو ایکس اس» یا «پرو ایکس مکس» به مردم بفروشید و دوباره همین آش و همین کاسه نباشه؟
.
.
.
اینم بگم برای یه جواب احتمالی:
دوستانی که میخوان بگن اینترنت تو عراق و تاجیکستان و… هم گرونه پس اینجام میتونه گرون باشه لطف کنن اول اینترنتی با کیفیت و سرعت و دسترسیهای همون عراق و تاجیکستان بیارن بعد میشینیم با هم سر قیمت چونه میزنیم.
.
خلاصه کنم، من به هیچ مدلی از #اینترنت_طبقاتی علاقه و اعتقاد ندارم و ترجیح میدم وارد هیچ طبقهای نشم و همینجا تو ظلمات زیرِ همکف بمونم و چشم به روزنهی نوری بدوزم که از لای ترکها به داخل میتابه.✌🏼🤞🏼
.
این روزها خبر #اینترنت_پرو داغه و ذهن من با مشتی سوال ساده و در عین حال پیچیده درگیره که نمیدونم کی میتونه بهش جواب بده و اصلا کل این پرو و پروبازی از کجا اومده و تا کجا ادامه داره!؟
.
گفتید اینترنت امن نیست و اگه وصل کنیم امنیت به خطر میفته و هرکی گفت: آقا بیکار شدیم، آقا نابود شدیم، آقا #تعدیل شدیم و آقا دیوونه شدیم شما بهش برچسب زدید و گفتید: اینترنت مهمتره یا امنیت؟
و حتی با ژست دانای کل این مطالبه حق رو به سخره گرفتید.
.
بعد اومدید و در یک حرکت نوآورانه از جدیدترین اختراع خودتون رونمایی کردید و اسمشو گذاشتید اینترنت پرو! (حالا بماند که با چه استاندارد و تو چه لیگی پرو حساب میشه!) و البته که اسم اهمیتی نداره وقتی ذاتش تبعیضه!
.
خب مبارکه، ولی الان این اینترنت با قبلی چه فرقی داره که امنیت رو به خطر نمیندازه و با ۲-۳ میلیون تومان هم میشه تهیهش کرد؟
.
گفتید: اینو واسه کسبوکارها آوردیم!
خب الان کسبوکارها با هم چیکار دارن و چیکار کنن وقتی مشتریاشون دسترسی به اینترنت ندارن؟
.
در ضمن، چی شد که تصمیم گرفتید حق داشتن اینترنت و ارتباط رو از پدر و مادرها و افرادی که اینترنت براشون وسیله ارتباط و سرگرمیه بگیرید و واسشون تعیین کنید چطور به اینترنت وصل بشن و چی ببینن؟ (هرچند که تا بوده همین بوده، فقط شیوه عوض شده)
.
این سوال جنبه دکوری داره چون حرف از تضمین و ضمانت اجرای وعدهها با شما یه جورایی عجیب و حتی احمقانهس ولی خب… منم که نگفتم عاقلم😉
.
سوال من اینه که: چه تضمینی وجود داره که فردا هوس نکنید در خلقی جدید، اینترنت «پرو ایکس اس» یا «پرو ایکس مکس» به مردم بفروشید و دوباره همین آش و همین کاسه نباشه؟
.
.
.
اینم بگم برای یه جواب احتمالی:
دوستانی که میخوان بگن اینترنت تو عراق و تاجیکستان و… هم گرونه پس اینجام میتونه گرون باشه لطف کنن اول اینترنتی با کیفیت و سرعت و دسترسیهای همون عراق و تاجیکستان بیارن بعد میشینیم با هم سر قیمت چونه میزنیم.
.
خلاصه کنم، من به هیچ مدلی از #اینترنت_طبقاتی علاقه و اعتقاد ندارم و ترجیح میدم وارد هیچ طبقهای نشم و همینجا تو ظلمات زیرِ همکف بمونم و چشم به روزنهی نوری بدوزم که از لای ترکها به داخل میتابه.✌🏼🤞🏼
❤64👏20👍5😁1
ContentKade pinned «این پروبازی تا کجا ادامه داره؟ . این روزها خبر #اینترنت_پرو داغه و ذهن من با مشتی سوال ساده و در عین حال پیچیده درگیره که نمیدونم کی میتونه بهش جواب بده و اصلا کل این پرو و پروبازی از کجا اومده و تا کجا ادامه داره!؟ . گفتید اینترنت امن نیست و اگه وصل کنیم…»
تصور کن شغلتو از دست دادی، پروژههات خوابیده، تعدیل شدی، کسبوکارت نابود شده و مدتهاست درآمد درستحسابی نداری.
(البته نیازی به تصور نیست چون این واقعیته!)
.
بعد وسط همهی این داستانا یهو یکی با ژست «دیدی گفتم» وارد میشه و میگه:
“خب مقصر خودتی آخه شغلی که داشتی واقعی نبوده”
.
چه حسی پیدا میکنی؟
اونم وقتی همین آدمها سالها از خروجی کار تو و امثال تو استفاده میکردن.
.
اگر توی گوگل سوالی رو سرچ میکردن و جواب میگرفتن، به خاطر یه نویسنده محتوا و سئوکار و برنامهنویس و… بوده.
.
اگر توی اینستاگرام چیزی یاد میگرفتن یا سرگرم میشدن پشتش یک تولیدکننده محتوا و ادیتور و فیلمبردار و… داشتن واقعا کار میکردن.
.
اگر از یک فروشگاه آنلاین خرید میکردن،
اگر تبلیغ یک برند رو میدیدن،
اگر به واسطه یک پیج با یک کافه، فیلم، کتاب یا حتی پزشک آشنا میشدن، پشت همهی اینها، آدمهایی بودن که شغلشون همین بوده.
.
دیجیتال مارکتر،
طراح،
برنامهنویس،
کپیرایتر،
مدیر شبکههای اجتماعی،
استراتژیست محتوا،
تدوینگر
و دهها شغل دیگهای که شاید دیده نشن، ولی بخشی از زندگی ما رو ساختن و روش تاثیر گذاشتن، مشاغلی که الان نابود شدن.
.
شاید تلخترین بخش ماجرا اینه که
آدمی که شغلش رو به خاطر تصمیمات مسئولین و قطع اینترنت از دست داده و با یه دنیا مشکل درگیره حالا باید از ماهیت شغل و مهارتش هم پیش کسی که احتمالا هیچ درکی ازش نداره دفاع کنه.
.
حالا شما اگه نمیخوای باور نکن، ولی شغل تمام ما واقعی بود، “واقعیتر از مستند، ثابت شده بینیاز از سند.”
(البته نیازی به تصور نیست چون این واقعیته!)
.
بعد وسط همهی این داستانا یهو یکی با ژست «دیدی گفتم» وارد میشه و میگه:
“خب مقصر خودتی آخه شغلی که داشتی واقعی نبوده”
.
چه حسی پیدا میکنی؟
اونم وقتی همین آدمها سالها از خروجی کار تو و امثال تو استفاده میکردن.
.
اگر توی گوگل سوالی رو سرچ میکردن و جواب میگرفتن، به خاطر یه نویسنده محتوا و سئوکار و برنامهنویس و… بوده.
.
اگر توی اینستاگرام چیزی یاد میگرفتن یا سرگرم میشدن پشتش یک تولیدکننده محتوا و ادیتور و فیلمبردار و… داشتن واقعا کار میکردن.
.
اگر از یک فروشگاه آنلاین خرید میکردن،
اگر تبلیغ یک برند رو میدیدن،
اگر به واسطه یک پیج با یک کافه، فیلم، کتاب یا حتی پزشک آشنا میشدن، پشت همهی اینها، آدمهایی بودن که شغلشون همین بوده.
.
دیجیتال مارکتر،
طراح،
برنامهنویس،
کپیرایتر،
مدیر شبکههای اجتماعی،
استراتژیست محتوا،
تدوینگر
و دهها شغل دیگهای که شاید دیده نشن، ولی بخشی از زندگی ما رو ساختن و روش تاثیر گذاشتن، مشاغلی که الان نابود شدن.
.
شاید تلخترین بخش ماجرا اینه که
آدمی که شغلش رو به خاطر تصمیمات مسئولین و قطع اینترنت از دست داده و با یه دنیا مشکل درگیره حالا باید از ماهیت شغل و مهارتش هم پیش کسی که احتمالا هیچ درکی ازش نداره دفاع کنه.
.
حالا شما اگه نمیخوای باور نکن، ولی شغل تمام ما واقعی بود، “واقعیتر از مستند، ثابت شده بینیاز از سند.”
❤64👍40
«کافهها رو ببین، زندگی جریان داره.»
واقعاً؟ 😅
یعنی معیار سنجش جریان زندگی شد تعداد میزهای پرِ کافهها؟
.
نمیدونم چرا ولی وقتی همچین چیزایی رو میشنوم حس میکنم گوینده داره خیلی هنرمندانه بهصورت همزمان به خودم و خودش توهین میکنه.
یعنی واقعا چند تا کافهی شلوغ میبینید و بعد سریع نتیجه میگیرید که:u
مردم خوشحالن، اوضاع خوبه، زندگی در جریانه…
.
یه تیکه از واقعیت رو میبینی و بهصورت عامدانه انتخابش میکنی، همونو پررنگ میکنی، بقیهشو کلاً حذف میکنی!
.
حالا بیا با هم صادق باشیم (هرچند شاید سخت باشه)
.
واقعیت اینه که رفتار مردم عوض شده.
نه چون حالشون بهتر شده، چون انتخابهاشون محدود شده.
.
قبلاً طرف هفتهای چند بار میرفت کافه، الان شاید یه بار بره.
قبلاً چند تا آیتم سفارش میداد، الان دوتا #قهوه میخوره و تمام!
اونم نه از سر حال خوب… از سر اینکه گزینهی دیگهای نداره.
.
رستوران رفتن برای خیلیها شده به انتخاب لوکس.
خیلی از تفریحات یا گرون شدن، یا دسترسی بهشون سختتر شده.
در نهایت چی میمونه؟
یه #کافه که هنوز بشه با حداقل هزینه یه ساعتی نشست و از واقعیت فاصله گرفت.
.
یعنی کافه شده «انتخاب اول»؟
نه.
در حال حاضر برای خیلی از ما کافه رفتن «تنها انتخابیه که مونده»
.
حالا از اون طرف، ما فقط همین آدمهایی رو میبینیم که هنوز توانایی کافه اومدن رو دارن، پس اونایی که کلاً حذف شدن از این چرخه چی؟
.
اینجاست که پای Survivorship Bias وسط میاد یه چیزی شبیه قبرستان راکاستارها تو کتاب #هنر_شفاف_اندیشیدن
.
ما فقط “باقیموندهها” رو میبینیم، نه “حذفشدهها” رو.
.
ولی مهمترین بخش ماجرا یه چیز دیگهست:
.
ما داریم دو تا مفهوم رو قاطی میکنیم:
«زندگی» و «تلاش برای زندگی کردن»
.
اینکه مردم هنوز بیرون میرن، هنوز دور هم جمع میشن، هنوز سعی میکنن نقش زندگی کردن رو بازی کنن، بیشتر از اینکه نشونهی حال خوب باشه، نشونهی اینه که دارن تقلا میکنن یه چیزی از زندگی رو نگه دارن، یه گرهای بین خودشون و زندگی برقرار کنن.
.
شاید تلخترین قسمت داستان همینجاست:
این تقلا، این دست و پا زدن برای زندگی داره تبدیل میشه به سندی برای اینکه بگیم: «ببینید، همهچی خوبه.»
.
نه!
الان شلوغی کافه نشونهی زندگی نیست.
خیلی وقتها نشونهی اینه که انتخابها کمتر شده و آدمها دارن با حداقلها ادامه میدن.
.
قبل از اینکه از یه تصویر ساده یه روایت بزرگ بسازیم،
شاید بد نباشه از خودمون بپرسیم:
این بود زندگی؟
واقعاً؟ 😅
یعنی معیار سنجش جریان زندگی شد تعداد میزهای پرِ کافهها؟
.
نمیدونم چرا ولی وقتی همچین چیزایی رو میشنوم حس میکنم گوینده داره خیلی هنرمندانه بهصورت همزمان به خودم و خودش توهین میکنه.
یعنی واقعا چند تا کافهی شلوغ میبینید و بعد سریع نتیجه میگیرید که:u
مردم خوشحالن، اوضاع خوبه، زندگی در جریانه…
.
یه تیکه از واقعیت رو میبینی و بهصورت عامدانه انتخابش میکنی، همونو پررنگ میکنی، بقیهشو کلاً حذف میکنی!
.
حالا بیا با هم صادق باشیم (هرچند شاید سخت باشه)
.
واقعیت اینه که رفتار مردم عوض شده.
نه چون حالشون بهتر شده، چون انتخابهاشون محدود شده.
.
قبلاً طرف هفتهای چند بار میرفت کافه، الان شاید یه بار بره.
قبلاً چند تا آیتم سفارش میداد، الان دوتا #قهوه میخوره و تمام!
اونم نه از سر حال خوب… از سر اینکه گزینهی دیگهای نداره.
.
رستوران رفتن برای خیلیها شده به انتخاب لوکس.
خیلی از تفریحات یا گرون شدن، یا دسترسی بهشون سختتر شده.
در نهایت چی میمونه؟
یه #کافه که هنوز بشه با حداقل هزینه یه ساعتی نشست و از واقعیت فاصله گرفت.
.
یعنی کافه شده «انتخاب اول»؟
نه.
در حال حاضر برای خیلی از ما کافه رفتن «تنها انتخابیه که مونده»
.
حالا از اون طرف، ما فقط همین آدمهایی رو میبینیم که هنوز توانایی کافه اومدن رو دارن، پس اونایی که کلاً حذف شدن از این چرخه چی؟
.
اینجاست که پای Survivorship Bias وسط میاد یه چیزی شبیه قبرستان راکاستارها تو کتاب #هنر_شفاف_اندیشیدن
.
ما فقط “باقیموندهها” رو میبینیم، نه “حذفشدهها” رو.
.
ولی مهمترین بخش ماجرا یه چیز دیگهست:
.
ما داریم دو تا مفهوم رو قاطی میکنیم:
«زندگی» و «تلاش برای زندگی کردن»
.
اینکه مردم هنوز بیرون میرن، هنوز دور هم جمع میشن، هنوز سعی میکنن نقش زندگی کردن رو بازی کنن، بیشتر از اینکه نشونهی حال خوب باشه، نشونهی اینه که دارن تقلا میکنن یه چیزی از زندگی رو نگه دارن، یه گرهای بین خودشون و زندگی برقرار کنن.
.
شاید تلخترین قسمت داستان همینجاست:
این تقلا، این دست و پا زدن برای زندگی داره تبدیل میشه به سندی برای اینکه بگیم: «ببینید، همهچی خوبه.»
.
نه!
الان شلوغی کافه نشونهی زندگی نیست.
خیلی وقتها نشونهی اینه که انتخابها کمتر شده و آدمها دارن با حداقلها ادامه میدن.
.
قبل از اینکه از یه تصویر ساده یه روایت بزرگ بسازیم،
شاید بد نباشه از خودمون بپرسیم:
این بود زندگی؟
👍30❤20👏6👎2
ContentKade pinned « «کافهها رو ببین، زندگی جریان داره.» واقعاً؟ 😅 یعنی معیار سنجش جریان زندگی شد تعداد میزهای پرِ کافهها؟ . نمیدونم چرا ولی وقتی همچین چیزایی رو میشنوم حس میکنم گوینده داره خیلی هنرمندانه بهصورت همزمان به خودم و خودش توهین میکنه. یعنی واقعا چند تا کافهی…»
صادق یه آهنگ داره به اسم «نهنگ تو حوض ماهیه» یه جاش میگه:
چهرههای چرک زیر نقاب حقبگیر
قلماتون کرایهس پس بیارین پس بدین
این دقیقا حس من به اوناییه که با خط سفید و به اسم خبرنگار یا هرچیز دیگه میان و از تبعیض میگن و خودشون رو مدافع حقوق مردم و مخالف اینترنت طبقاتی نشون میدن.
چهرههای چرک زیر نقاب حقبگیر
قلماتون کرایهس پس بیارین پس بدین
این دقیقا حس من به اوناییه که با خط سفید و به اسم خبرنگار یا هرچیز دیگه میان و از تبعیض میگن و خودشون رو مدافع حقوق مردم و مخالف اینترنت طبقاتی نشون میدن.
👍12❤6
Forwarded from Parsa's Playlist
Nahang To Hoz Hamoon Mahi Ghermeze
Sadegh & Azad
خودفروشی رسم ما نیس
سوز سرد فصل پاییز
میسوزنه سینهها رو
میدونم همدست ما نیس
اما اینجا دست، تنهاست یه نسل
تف به اون آزادی که تو مشتاش گرهست
سوز سرد فصل پاییز
میسوزنه سینهها رو
میدونم همدست ما نیس
اما اینجا دست، تنهاست یه نسل
تف به اون آزادی که تو مشتاش گرهست
❤5
“گور پدر نشئگی بعد التماس!”
التماس، وظیفه رو تبدیل به لطف میکنه!
التماس، لذت رو تبدیل به ذلت میکنه!
یعنی چی؟
یعنی وقتی من حقمه چیزی رو داشته باشم درست نیست که بابتش التماس کنم، چون با اینکار دیگه اون حقم نیست، میشه لطف طرف مقابل و تحقیرو دیگه لذتی تو این رسیدن نیست و در نهایت حس رسیدن برای بعضیها مهمه و برای بعضیها نه.
.
دیالوگی از فیلم👇🏼
🎥 گوزنها
✍🏼 مسعود کیمیایی
التماس، وظیفه رو تبدیل به لطف میکنه!
التماس، لذت رو تبدیل به ذلت میکنه!
یعنی چی؟
یعنی وقتی من حقمه چیزی رو داشته باشم درست نیست که بابتش التماس کنم، چون با اینکار دیگه اون حقم نیست، میشه لطف طرف مقابل و تحقیرو دیگه لذتی تو این رسیدن نیست و در نهایت حس رسیدن برای بعضیها مهمه و برای بعضیها نه.
.
دیالوگی از فیلم👇🏼
🎥 گوزنها
✍🏼 مسعود کیمیایی
❤14👍7
حرفزدن دربارهی قطعی #اینترنت شاید فوری اینترنت را برنگرداند؛
اما #سکوت دقیقاً همان چیزی است که ادامهی این وضعیت به آن نیاز دارد.
https://x.com/masoudgarousian/status/2053375529265352755?s=46&t=-TOsxdGZyTS9j9CQVpQy9g
اما #سکوت دقیقاً همان چیزی است که ادامهی این وضعیت به آن نیاز دارد.
https://x.com/masoudgarousian/status/2053375529265352755?s=46&t=-TOsxdGZyTS9j9CQVpQy9g
👍20❤11
نوام چامسکی میگه:
«هوشمندانهترین راه برای مطیع و منفعل نگه داشتن مردم اینه که دامنهی نظراتِ قابلقبول رو محدود کنی، اما تو همون محدوده اجازهی بحث آزاد و پرشور بدی.»
.
یکی از مهمترین کارهای #پروپاگاندا این نیست که فقط بهت دروغ بگه.
گاهی فقط کاری میکنه که نیازت، مطالبهت و حتی ناراحتیت، مسخره و بیارزش به نظر برسه.
.
مثلاً وقتی میگم:
«اینترنت میخوام.»
سریع یه فضای عجیب ساخته میشه که انگار اول باید ثابت کنم چرا.
انگار باید از خواستهم دفاع کنم.
انگار اگر دلیلم به اندازهی کافی «مهم» نباشه، پس حقم نیست.
.
مثلا اگه بگم:
«فقط میخوام فیلم ببینم.»
«میخوام بازی کنم.»
«میخوام با آدمها حرف بزنم.»
«میخوام توی شبکههای اجتماعی بچرخم.»
«میخوام حوصلهم سر نره.»
یهو مطالبهم تبدیل میشه به یک چیز لوس و بیارزش؛ در حالی که اصل ماجرا اصلاً این نیست.
.
من لازم نیست برای داشتن اینترنت، دردِ قابلقبول ارائه بدم.
لازم نیست ثابت کنم استفادهم “مفیده”.
لازم نیست مطالبهم حتماً رنگِ کار، درس یا اضطرار داشته باشه تا محترم شمرده بشه.
.
داشتن اینترنت، دسترسی آزاد و حق انتخاب، خودش حقه.
حتی اگر فقط برای سرگرمی بخوامش.
.
ولی پروپاگاندا دقیقاً همینجا بازی میکنه.
کاری میکنه که من کمکم فکر کنم بعضی نیازها «ارزش مطالبه شدن» ندارن.
کاری میکنه بابت خواستهی طبیعیم احساس خجالت کنم.
و بعد جوری فضا ساخته میشه که مردم خودشون شروع میکنن به قضاوت کردن همدیگه:
«خب اینترنتو برای چی میخوای؟»
«واقعاً لازمت میشه؟»
«اینم شد مشکل؟»
«حالا بذار بعدا!»
.
و این خطرناکترین بخش ماجراست.
وقتی من قانع میشم که برای حق طبیعیم باید دلیلِ مورد تأیید ارائه بدم.
.
چون اون لحظه این ذهن منه که محدود شده نه اینترنت.
.
.
#اینترنت_آزاد #فیلترینگ #اینترنت_طبقاتی
@contentkade
«هوشمندانهترین راه برای مطیع و منفعل نگه داشتن مردم اینه که دامنهی نظراتِ قابلقبول رو محدود کنی، اما تو همون محدوده اجازهی بحث آزاد و پرشور بدی.»
.
یکی از مهمترین کارهای #پروپاگاندا این نیست که فقط بهت دروغ بگه.
گاهی فقط کاری میکنه که نیازت، مطالبهت و حتی ناراحتیت، مسخره و بیارزش به نظر برسه.
.
مثلاً وقتی میگم:
«اینترنت میخوام.»
سریع یه فضای عجیب ساخته میشه که انگار اول باید ثابت کنم چرا.
انگار باید از خواستهم دفاع کنم.
انگار اگر دلیلم به اندازهی کافی «مهم» نباشه، پس حقم نیست.
.
مثلا اگه بگم:
«فقط میخوام فیلم ببینم.»
«میخوام بازی کنم.»
«میخوام با آدمها حرف بزنم.»
«میخوام توی شبکههای اجتماعی بچرخم.»
«میخوام حوصلهم سر نره.»
یهو مطالبهم تبدیل میشه به یک چیز لوس و بیارزش؛ در حالی که اصل ماجرا اصلاً این نیست.
.
من لازم نیست برای داشتن اینترنت، دردِ قابلقبول ارائه بدم.
لازم نیست ثابت کنم استفادهم “مفیده”.
لازم نیست مطالبهم حتماً رنگِ کار، درس یا اضطرار داشته باشه تا محترم شمرده بشه.
.
داشتن اینترنت، دسترسی آزاد و حق انتخاب، خودش حقه.
حتی اگر فقط برای سرگرمی بخوامش.
.
ولی پروپاگاندا دقیقاً همینجا بازی میکنه.
کاری میکنه که من کمکم فکر کنم بعضی نیازها «ارزش مطالبه شدن» ندارن.
کاری میکنه بابت خواستهی طبیعیم احساس خجالت کنم.
و بعد جوری فضا ساخته میشه که مردم خودشون شروع میکنن به قضاوت کردن همدیگه:
«خب اینترنتو برای چی میخوای؟»
«واقعاً لازمت میشه؟»
«اینم شد مشکل؟»
«حالا بذار بعدا!»
.
و این خطرناکترین بخش ماجراست.
وقتی من قانع میشم که برای حق طبیعیم باید دلیلِ مورد تأیید ارائه بدم.
.
چون اون لحظه این ذهن منه که محدود شده نه اینترنت.
.
.
#اینترنت_آزاد #فیلترینگ #اینترنت_طبقاتی
@contentkade
👍32❤13👏10
ContentKade pinned «نوام چامسکی میگه: «هوشمندانهترین راه برای مطیع و منفعل نگه داشتن مردم اینه که دامنهی نظراتِ قابلقبول رو محدود کنی، اما تو همون محدوده اجازهی بحث آزاد و پرشور بدی.» . یکی از مهمترین کارهای #پروپاگاندا این نیست که فقط بهت دروغ بگه. گاهی فقط کاری میکنه…»
کاپوها کیا بودن و [هستن]؟
.
توی اردوگاههای کار اجباری، همهی آدما رو بهعنوان زندانی میاوردن اونجا؛ ولی بعضیهاشون کمکم انتخاب و تبدیل شدن به بخشی از خودِ سیستم.
.
به این آدمها میگفتن «کاپو»
.
زندانیهایی که در ازای یهذره غذای بیشتر، شرایط بهتر یا فقط بیشتر زنده موندن، روی بقیه زندانیها نظارت میکردن، دستور میدادن و حتی گاهی اعمال خشونت میکردن.
.
این دقیقاً همون چیزیه که ویکتور فرانکل تو کتاب انسان در جستجوی معنا بهش اشاره میکنه.
.
بخش تاریک داستان اینه که سیستمها همیشه خودشون مجریِ زور نیستن و گاهی کاری میکنن که قربانی، خودش تبدیل بشه به بازوی سیستم.
شاید برای همینه که خطرناکترین سیستمها، اونایی نیستن که بهصورت مستقیم فقط قربانی میگیرن، بلکه اونایین که کاری میکنن تا قربانیهاشون هم ازشون دفاع کنن و حتی باهاشون همراهی کنن.
.
یه نکته دیگه هم تو دل این قضیه وجود داره، اونم اینکه شرارت همیشه با ظاهر هیولاگونه ظهور نمیکنه، بلکه از دل آدمهای معمولی میاد که نسبت به وجود شر بیتفاوتن و به مرور باهاش همراه میشن و در نهایت امان از جمله “مامورم و معذور”
.
توی اردوگاههای کار اجباری، همهی آدما رو بهعنوان زندانی میاوردن اونجا؛ ولی بعضیهاشون کمکم انتخاب و تبدیل شدن به بخشی از خودِ سیستم.
.
به این آدمها میگفتن «کاپو»
.
زندانیهایی که در ازای یهذره غذای بیشتر، شرایط بهتر یا فقط بیشتر زنده موندن، روی بقیه زندانیها نظارت میکردن، دستور میدادن و حتی گاهی اعمال خشونت میکردن.
.
این دقیقاً همون چیزیه که ویکتور فرانکل تو کتاب انسان در جستجوی معنا بهش اشاره میکنه.
.
بخش تاریک داستان اینه که سیستمها همیشه خودشون مجریِ زور نیستن و گاهی کاری میکنن که قربانی، خودش تبدیل بشه به بازوی سیستم.
شاید برای همینه که خطرناکترین سیستمها، اونایی نیستن که بهصورت مستقیم فقط قربانی میگیرن، بلکه اونایین که کاری میکنن تا قربانیهاشون هم ازشون دفاع کنن و حتی باهاشون همراهی کنن.
.
یه نکته دیگه هم تو دل این قضیه وجود داره، اونم اینکه شرارت همیشه با ظاهر هیولاگونه ظهور نمیکنه، بلکه از دل آدمهای معمولی میاد که نسبت به وجود شر بیتفاوتن و به مرور باهاش همراه میشن و در نهایت امان از جمله “مامورم و معذور”
👍22❤5