Channel name was changed to «همایش بازخوانی میراث دکتر ابوالفضل قاضی در حقوق اساسی»
Channel name was changed to «همایش بازخوانی میراث دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی در حقوق اساسی»
🛑🛑یادداشتی درباره همایش بازخوانی میراث دکتر ابوالفضل قاضی در حقوق اساسی🛑🛑
دکتر سیدناصر سلطانی
گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران قصد دارد در بهار 1399 با همکاری گروههای حقوق عمومی و علوم سیاسی دانشگاهها و پژوهشگاهها گفتگویی علمی درباره میراث استاد فقید ابوالفضل قاضی شریعت پناهی، صاحب کرسی حقوق اساسی دانشگاه تهران، برگزار کند.
ابوالفضل قاضی قریب به سه دهه در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درس حقوق اساسی میداد و یکی از «مهمترین» کتابهای کلیات حقوق اساسی را در ایران نوشته است. ابوالفضل قاضی هم چنین تحت تاثیر جریان فکری در فرانسه بود که موریس دوورژه نماینده آن بود و از همین رو دو اثر از این حقوقدان فرانسوی با عنوان جامعه شناسی سیاسی و اصول علم سیاست (برنده جایزه بهترین ترجمه در زمان انتشار) ترجمه کرده است.
اشاره به این آثار و به این نویسنده از این روست که قاضی تحت تاثیر این دیدگاه بود و به این رویکرد به حقوق اساسی باور داشت و از همین رو بود که این آثار را ترجمه کرد و کتاب حقوق اساسی و نهادهای سیاسی (جلد اول کلیات و مبانی) را در سال 1368تحت تاثیر همین دیدگاه نوشته است. این کتاب در همان زمان کتاب سال و کتاب برگزیده دانشگاه های کشور شد.
ابوالفضل قاضی با کوشش هایی که در راه تدوین یک کتاب قطور در کلیات و مبانی حقوق اساسی کرده بود، سالیانی است که بر فضای حقوق اساسی ایران نفوذ علمی دارد و میتوان گفت قریب به اتفاق کتابهایی که پس از او تاکنون درباره کلیات و مبانی حقوق اساسی نوشته شدهاند از قلمرو نفوذ راهی که او ادامه داد خارج نبوده و حتی عمدتاً برداشتی از اثر او و جریان فکری بود که نمایندگی می کرد.
امروز بیش از سه دهه از انتشار آن کتاب گذشته و حقوق اساسی ایران بیش از پیش نیازمند و محتاج طرح دیدگاههای جدید و عبور از چنان سابقه و سنتی است. حقوق اساسی امروز با نظر بر واقعیات سیاسی و اجتماعی و تحولات و تغییرات آن میبایست در اندیشه طرحی نو برای حقوق اساسی باشد تا درسهای حقوق اساسی فرزند زمان باشند. امروز چنین به نظر میرسد که اهل نظر حقوق اساسی در موقعیتی قرار گرفتهاند که میبایست نسخه حقوق اساسی را تجدید کنند و طرحی نو دراندازند.
هدف از این گردهمآیی برای بازخوانی میراث علمی و تحقیقی ابوالفضل قاضی از یک سو یادبود و بزرگداشت یکی از استادان حقوق اساسی است و از سوی دیگر فرصتی است برای بازبینی و بررسی ماتَرَک علمی او در حقوق اساسی. با برگزاری این همایش کوشش میکنیم تا زمینه گفتگو و نقد و بررسی آثار او را فراهم کنیم.
توجه به آثار یکی از استادان حقوق اساسی در ایران از این رو لازم است که روایت او از حقوق اساسی هم چنان روایت غالب و مسلط در کلیات حقوق اساسی است و از این رو لازم است تا نظریه حقوق اساسی در ایران با باریک بینی در آثار او خود را برای تدارک نظریهای کارآمد برای حقوق اساسی آماده کند و این مهم جز با نقد و بررسی کوششهای پیشینیان و ارکان و اصول از ایشان میسور نیست.
سالیانی است که اغلب استادان حقوق اساسی بر ضرورت تدوین درسنامهای نو آگاه شدهاند اما این مهم تاکنون جامه عمل به خود نپوشیده. این گردهمآیی علمی میکوشد، با تاکید بر چنین ضرورتی، با نشان دادن فاصلهای که بیش از پیش میان نیازهای زمانه و مضامین کتاب پیدا شده، تولد چنین آثاری را در حقوق اساسی ایران نوید دهد و تسریع کند.
دکتر سیدناصر سلطانی
گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران قصد دارد در بهار 1399 با همکاری گروههای حقوق عمومی و علوم سیاسی دانشگاهها و پژوهشگاهها گفتگویی علمی درباره میراث استاد فقید ابوالفضل قاضی شریعت پناهی، صاحب کرسی حقوق اساسی دانشگاه تهران، برگزار کند.
ابوالفضل قاضی قریب به سه دهه در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درس حقوق اساسی میداد و یکی از «مهمترین» کتابهای کلیات حقوق اساسی را در ایران نوشته است. ابوالفضل قاضی هم چنین تحت تاثیر جریان فکری در فرانسه بود که موریس دوورژه نماینده آن بود و از همین رو دو اثر از این حقوقدان فرانسوی با عنوان جامعه شناسی سیاسی و اصول علم سیاست (برنده جایزه بهترین ترجمه در زمان انتشار) ترجمه کرده است.
اشاره به این آثار و به این نویسنده از این روست که قاضی تحت تاثیر این دیدگاه بود و به این رویکرد به حقوق اساسی باور داشت و از همین رو بود که این آثار را ترجمه کرد و کتاب حقوق اساسی و نهادهای سیاسی (جلد اول کلیات و مبانی) را در سال 1368تحت تاثیر همین دیدگاه نوشته است. این کتاب در همان زمان کتاب سال و کتاب برگزیده دانشگاه های کشور شد.
ابوالفضل قاضی با کوشش هایی که در راه تدوین یک کتاب قطور در کلیات و مبانی حقوق اساسی کرده بود، سالیانی است که بر فضای حقوق اساسی ایران نفوذ علمی دارد و میتوان گفت قریب به اتفاق کتابهایی که پس از او تاکنون درباره کلیات و مبانی حقوق اساسی نوشته شدهاند از قلمرو نفوذ راهی که او ادامه داد خارج نبوده و حتی عمدتاً برداشتی از اثر او و جریان فکری بود که نمایندگی می کرد.
امروز بیش از سه دهه از انتشار آن کتاب گذشته و حقوق اساسی ایران بیش از پیش نیازمند و محتاج طرح دیدگاههای جدید و عبور از چنان سابقه و سنتی است. حقوق اساسی امروز با نظر بر واقعیات سیاسی و اجتماعی و تحولات و تغییرات آن میبایست در اندیشه طرحی نو برای حقوق اساسی باشد تا درسهای حقوق اساسی فرزند زمان باشند. امروز چنین به نظر میرسد که اهل نظر حقوق اساسی در موقعیتی قرار گرفتهاند که میبایست نسخه حقوق اساسی را تجدید کنند و طرحی نو دراندازند.
هدف از این گردهمآیی برای بازخوانی میراث علمی و تحقیقی ابوالفضل قاضی از یک سو یادبود و بزرگداشت یکی از استادان حقوق اساسی است و از سوی دیگر فرصتی است برای بازبینی و بررسی ماتَرَک علمی او در حقوق اساسی. با برگزاری این همایش کوشش میکنیم تا زمینه گفتگو و نقد و بررسی آثار او را فراهم کنیم.
توجه به آثار یکی از استادان حقوق اساسی در ایران از این رو لازم است که روایت او از حقوق اساسی هم چنان روایت غالب و مسلط در کلیات حقوق اساسی است و از این رو لازم است تا نظریه حقوق اساسی در ایران با باریک بینی در آثار او خود را برای تدارک نظریهای کارآمد برای حقوق اساسی آماده کند و این مهم جز با نقد و بررسی کوششهای پیشینیان و ارکان و اصول از ایشان میسور نیست.
سالیانی است که اغلب استادان حقوق اساسی بر ضرورت تدوین درسنامهای نو آگاه شدهاند اما این مهم تاکنون جامه عمل به خود نپوشیده. این گردهمآیی علمی میکوشد، با تاکید بر چنین ضرورتی، با نشان دادن فاصلهای که بیش از پیش میان نیازهای زمانه و مضامین کتاب پیدا شده، تولد چنین آثاری را در حقوق اساسی ایران نوید دهد و تسریع کند.
سوگْیادی برایِ بزرگْاستادِ بیهمتای دوران،
روانْشادِ جاویدْیاد، دکتر ابوالفضل قاضی
دکتر محسن خلیلی
استاد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
مهرماه 1370، دانشجوی ترم سوم کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران بودم. درس حقوق اساسی تطبیقی داشتمْ با استادِ گرانْقدر، روانْشاد دکتر ابوالفضل قاضی. با همْکلاسیها، آقایان حمید فرهادینیا و سعید گازرانی و حسینعلی نوذری، سرِ کلاسِ درس نشسته بودیم. لحظهشماری میکردم برای دیدنِ چهرهی استادِ صاحبْسبک و بلندآوازه، دکتر ابوالفضل قاضی، که موفق نشده بودم در دورهی کارشناسی، درس حقوق اساسی را با ایشان بگذرانم. تشریف آوردند؛ با هیمنه و هیبتی شکوهمند. آغاز سخن کردند. دقایقیْ چندْ از دقایق و ظرایفِ حقوق اساسی، سخن گفتند. سپس، از نام و نان، پرسیدند و از پیشینه و جاه و جایگاه. هر سه تنْ دوستانِ نازنین، گفتند و از شغل خود نیز، حرف بهمیان آوردند. نوبت من رسید. با شرمِ تمام و البته اندکی با شیطنت و بیخیالی و خامی، گفتم محسن خلیلی هستم و کارشناسیِ علوم سیاسی را در دانشگاه تهران گذراندهام؛ اکنون، صرفاً دانشجو هستم و خرجم را خانوادهام میدهد و ازدواج هم نکردهام. ناگفته نماند که سه دوستِ عزیزِ من، نام را گفتند و جای را هم گفتند و پیشینهی تحصیل را هم افزودند و جایگاه را نیز گفتند و تأهل خود را نیز. با سه همْکلاسی، خوشوبشی محترمانه کردند. رو کردند به من. گفتند خب! همه باید درس بخوانند و البته بهجدّ بخوانند. امّا، تو! تو کوچولو! باید بیش از همه بخوانی؛ چون هیچ غموغصه نداری. نمیدانید که تا چهاندازه از این اصطلاح، خوشاخوش شدم، نمیدانید! احساس کردم دکتر ابوالفضل قاضی که در مغز من بود، اکنون در قلبم نشسته است و جا خوش کرده است و بیرون نرفتنی است. پس باید بخوانم و بخوانم و بخوانم. بهطرزی با حرص و ولع، گفتارهای ایشان را مینوشتم و بهتکرار میخواندم که سر آزمونِ نهاییِ درس، مرا بهزور از سر جلسهی امتحان بلند کردند. نمرهی امتحان 18 شد. پس از اعلامِ نمرات، نزدشان رفتم. احساس کردم به وجد آمدهاند. در برگهی آزمون و در پاسخ به پرسشِ مربوط به مقایسهی اختیاراتِ مجلس عوام انگلستان و مجلس نمایندگان آمریکا، جملهای نوشته بودم که گمان میکنم چشمشان را گرفته بود و خوششان آمده بود. نوشته بودم که پارلمان انگلستان اختیارات وسیعی دارد که ازیکسو، میتواند رنگ کلاه پادشاه انگلستان در مراسم سوارکاری رسمی دربار را انتخاب کند؛ و ازدیگرسو، میتواند اقدام به قطع روابط رسمی و اعلان جنگ با یک کشور کند. گفتند مستند این جمله چیست. نامِ کتاب را بردم. بسیار تشویقم کردند. دیدند که خارج از جزوهی کلاسِ درس، مطلبیْ افزون، خواندهام. من هم راز دلم را گفتم. خیلی صاف و ساده به ایشان گفتم که از دیدنتان لذت میبرم و دلم میخواهد بارها با شما گفتوگو کنم. شاید متوجه شده بودند که درس حقوق اساسی و حقوق اساسی تطبیقی را عمیقاً دوست دارم. خستهشان میکردم از بس که در جلسات گوناگون از ایشان پرسشهای مربوط به حقوق اساسی تطبیقی میپرسیدم. راز علاقهی من به حقوق اساسی، او بود؛ همین و بس.
روانْشادِ جاویدْیاد، دکتر ابوالفضل قاضی
دکتر محسن خلیلی
استاد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
مهرماه 1370، دانشجوی ترم سوم کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران بودم. درس حقوق اساسی تطبیقی داشتمْ با استادِ گرانْقدر، روانْشاد دکتر ابوالفضل قاضی. با همْکلاسیها، آقایان حمید فرهادینیا و سعید گازرانی و حسینعلی نوذری، سرِ کلاسِ درس نشسته بودیم. لحظهشماری میکردم برای دیدنِ چهرهی استادِ صاحبْسبک و بلندآوازه، دکتر ابوالفضل قاضی، که موفق نشده بودم در دورهی کارشناسی، درس حقوق اساسی را با ایشان بگذرانم. تشریف آوردند؛ با هیمنه و هیبتی شکوهمند. آغاز سخن کردند. دقایقیْ چندْ از دقایق و ظرایفِ حقوق اساسی، سخن گفتند. سپس، از نام و نان، پرسیدند و از پیشینه و جاه و جایگاه. هر سه تنْ دوستانِ نازنین، گفتند و از شغل خود نیز، حرف بهمیان آوردند. نوبت من رسید. با شرمِ تمام و البته اندکی با شیطنت و بیخیالی و خامی، گفتم محسن خلیلی هستم و کارشناسیِ علوم سیاسی را در دانشگاه تهران گذراندهام؛ اکنون، صرفاً دانشجو هستم و خرجم را خانوادهام میدهد و ازدواج هم نکردهام. ناگفته نماند که سه دوستِ عزیزِ من، نام را گفتند و جای را هم گفتند و پیشینهی تحصیل را هم افزودند و جایگاه را نیز گفتند و تأهل خود را نیز. با سه همْکلاسی، خوشوبشی محترمانه کردند. رو کردند به من. گفتند خب! همه باید درس بخوانند و البته بهجدّ بخوانند. امّا، تو! تو کوچولو! باید بیش از همه بخوانی؛ چون هیچ غموغصه نداری. نمیدانید که تا چهاندازه از این اصطلاح، خوشاخوش شدم، نمیدانید! احساس کردم دکتر ابوالفضل قاضی که در مغز من بود، اکنون در قلبم نشسته است و جا خوش کرده است و بیرون نرفتنی است. پس باید بخوانم و بخوانم و بخوانم. بهطرزی با حرص و ولع، گفتارهای ایشان را مینوشتم و بهتکرار میخواندم که سر آزمونِ نهاییِ درس، مرا بهزور از سر جلسهی امتحان بلند کردند. نمرهی امتحان 18 شد. پس از اعلامِ نمرات، نزدشان رفتم. احساس کردم به وجد آمدهاند. در برگهی آزمون و در پاسخ به پرسشِ مربوط به مقایسهی اختیاراتِ مجلس عوام انگلستان و مجلس نمایندگان آمریکا، جملهای نوشته بودم که گمان میکنم چشمشان را گرفته بود و خوششان آمده بود. نوشته بودم که پارلمان انگلستان اختیارات وسیعی دارد که ازیکسو، میتواند رنگ کلاه پادشاه انگلستان در مراسم سوارکاری رسمی دربار را انتخاب کند؛ و ازدیگرسو، میتواند اقدام به قطع روابط رسمی و اعلان جنگ با یک کشور کند. گفتند مستند این جمله چیست. نامِ کتاب را بردم. بسیار تشویقم کردند. دیدند که خارج از جزوهی کلاسِ درس، مطلبیْ افزون، خواندهام. من هم راز دلم را گفتم. خیلی صاف و ساده به ایشان گفتم که از دیدنتان لذت میبرم و دلم میخواهد بارها با شما گفتوگو کنم. شاید متوجه شده بودند که درس حقوق اساسی و حقوق اساسی تطبیقی را عمیقاً دوست دارم. خستهشان میکردم از بس که در جلسات گوناگون از ایشان پرسشهای مربوط به حقوق اساسی تطبیقی میپرسیدم. راز علاقهی من به حقوق اساسی، او بود؛ همین و بس.
ما و ابوالفضل قاضی
دکتر فردین مرادخانی
استاد دانشگاه بوعلی سینا (همدان)
حقوق عمومی و حقوق اساسی ایران مسیری دشوار در سده اخیر طی کرده است و پرسشهای مهمی روبروی ماست. آیا میتوان از سنت حقوق اساسی در ایران سخن گفت؟ آیا تاکنون نظریهپردازی در حقوق اساسی ایران وجود داشته است؟ آیا میتوان ادعا کرد حقوق اساسی مراحل فکری را در سده اخیر طی کرده است؟ نقد و بررسی این مسیر و پاسخ به پرسشهایی ازایندست جز از طریق مواجهشدن با بزرگان این رشته ممکن نخواهد شد. قاضی شریعت پناهی یکی از مهمترین استادان حقوق عمومی در سده اخیر ایران است و بخش زیادی از حقوق اساسی ایران در سایه نوشتههای اوست. نوشتن مهمترین درسنامه حقوق اساسی در ایران، بسط بسیاری از مفاهیم حقوق اساسی سنت فرانسه در ایران، حضور او در عرصه سیاسی، ارتباط نزدیک او با استادان علوم سیاسی دانشکده حقوق، پیوند دادن حقوق اساسی با جامعهشناسی سیاسی و علوم سیاسی در ایران، آشنایی ژرف او با ادب پارسی برخی از ویژگیها و میراثی است که ابوالفضل قاضی برای ما به یادگار گذاشته است.
مواجه بیملاحظه و تعارف با این میراث و به بحث گذاشتن تمامی موارد فوق میتواند بزرگترین خدمت به آن استاد بزرگ باشد که هم سهم او در حقوق عمومی ایران مشخص شود و هم بتوان پس از او گامهای دیگری در این مسیر برداشت. یکی از جنبههایی که به نظر میرسد حائز اهمیت زیادی است و نیاز به آسیبشناسی جدی دارد مسلم انگاشتن سخنان و نوشتههای قاضی توسط نویسندگانی است که پس از او به حقوق اساسی پرداختهاند. با اینکه کتاب حقوق اساسی و نهادهای سیاسی او یک درسنامه است، بسیاری از مفاهیم و سخنانی که او مطرح کرده است بهعنوان بدیهیات و مقدمات حقوق اساسی و حقوق عمومی در ایران پذیرفتهشده است و تاکنون به نقادی آنها نپرداختهایم. به باور ما برای بررسی این جنبه از میراث قاضی نخست سخنان او را باید در بستر مسائل و فضای فکری حقوق اساسی فرانسه تا دهه نود میلادی دید و آنگاه باید مشخص کرد در آن فضای فکری سخنان قاضی از چه وزن و اعتباری برخوردار بوده است. دوم باید مشخص کرد با تحولات حقوق اساسی در دهههای اخیر در غرب کدامیک از مباحث او همچنان معتبر و قابلاعتناست. با بررسی این جنبهها هم میتوان به اعتبار قاضی پی برد و هم نگاه نقادانه به کتبی داشت که در دو دهه اخیر پس از قاضی در حقوق اساسی ایران نوشتهشدهاند.
دکتر فردین مرادخانی
استاد دانشگاه بوعلی سینا (همدان)
حقوق عمومی و حقوق اساسی ایران مسیری دشوار در سده اخیر طی کرده است و پرسشهای مهمی روبروی ماست. آیا میتوان از سنت حقوق اساسی در ایران سخن گفت؟ آیا تاکنون نظریهپردازی در حقوق اساسی ایران وجود داشته است؟ آیا میتوان ادعا کرد حقوق اساسی مراحل فکری را در سده اخیر طی کرده است؟ نقد و بررسی این مسیر و پاسخ به پرسشهایی ازایندست جز از طریق مواجهشدن با بزرگان این رشته ممکن نخواهد شد. قاضی شریعت پناهی یکی از مهمترین استادان حقوق عمومی در سده اخیر ایران است و بخش زیادی از حقوق اساسی ایران در سایه نوشتههای اوست. نوشتن مهمترین درسنامه حقوق اساسی در ایران، بسط بسیاری از مفاهیم حقوق اساسی سنت فرانسه در ایران، حضور او در عرصه سیاسی، ارتباط نزدیک او با استادان علوم سیاسی دانشکده حقوق، پیوند دادن حقوق اساسی با جامعهشناسی سیاسی و علوم سیاسی در ایران، آشنایی ژرف او با ادب پارسی برخی از ویژگیها و میراثی است که ابوالفضل قاضی برای ما به یادگار گذاشته است.
مواجه بیملاحظه و تعارف با این میراث و به بحث گذاشتن تمامی موارد فوق میتواند بزرگترین خدمت به آن استاد بزرگ باشد که هم سهم او در حقوق عمومی ایران مشخص شود و هم بتوان پس از او گامهای دیگری در این مسیر برداشت. یکی از جنبههایی که به نظر میرسد حائز اهمیت زیادی است و نیاز به آسیبشناسی جدی دارد مسلم انگاشتن سخنان و نوشتههای قاضی توسط نویسندگانی است که پس از او به حقوق اساسی پرداختهاند. با اینکه کتاب حقوق اساسی و نهادهای سیاسی او یک درسنامه است، بسیاری از مفاهیم و سخنانی که او مطرح کرده است بهعنوان بدیهیات و مقدمات حقوق اساسی و حقوق عمومی در ایران پذیرفتهشده است و تاکنون به نقادی آنها نپرداختهایم. به باور ما برای بررسی این جنبه از میراث قاضی نخست سخنان او را باید در بستر مسائل و فضای فکری حقوق اساسی فرانسه تا دهه نود میلادی دید و آنگاه باید مشخص کرد در آن فضای فکری سخنان قاضی از چه وزن و اعتباری برخوردار بوده است. دوم باید مشخص کرد با تحولات حقوق اساسی در دهههای اخیر در غرب کدامیک از مباحث او همچنان معتبر و قابلاعتناست. با بررسی این جنبهها هم میتوان به اعتبار قاضی پی برد و هم نگاه نقادانه به کتبی داشت که در دو دهه اخیر پس از قاضی در حقوق اساسی ایران نوشتهشدهاند.
2.pdf
927.7 KB
وطن پرست بی ادعا...
یادنامه دکتر قاضی به قلم دکتر نقیب زاده
سیاستنامه
شماره ۴ و ۵
یادنامه دکتر قاضی به قلم دکتر نقیب زاده
سیاستنامه
شماره ۴ و ۵
📍اعلام نتایج ارزیابی اولیه چکیده مقالات
به اطلاع میر رساند نتایج اولیه ارزیابی چکیده های واصل شده به دبیرخانه همایش بازخوانی میراث دکتر قاضی، از طریق ایمیل به اطلاع نویسندگان رسید.
لازم به ذکر است مهلت ارسال متن اصلی و کامل مقالاتی که در مرحله اول پذیرش شدند، ۲۵ اسفندماه ۱۳۹۸ خواهد بود.
با آرزوی بهروزی
به اطلاع میر رساند نتایج اولیه ارزیابی چکیده های واصل شده به دبیرخانه همایش بازخوانی میراث دکتر قاضی، از طریق ایمیل به اطلاع نویسندگان رسید.
لازم به ذکر است مهلت ارسال متن اصلی و کامل مقالاتی که در مرحله اول پذیرش شدند، ۲۵ اسفندماه ۱۳۹۸ خواهد بود.
با آرزوی بهروزی
دومین همایش ملی اصول نانوشته قانون اساسی pinned «📍اعلام نتایج ارزیابی اولیه چکیده مقالات به اطلاع میر رساند نتایج اولیه ارزیابی چکیده های واصل شده به دبیرخانه همایش بازخوانی میراث دکتر قاضی، از طریق ایمیل به اطلاع نویسندگان رسید. لازم به ذکر است مهلت ارسال متن اصلی و کامل مقالاتی که در مرحله اول پذیرش…»
چرا بازخوانی میراث دکتر قاضی شریعت پناهی مهم است؟!
دکتر مجتبی واعظی، عضو هیات علمی دانشگاه شیراز
دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی را باید سلف صالح حقوق عمومی نوین در ایران و شارح ارجمند حقوق اساسی مدرن دانست. ایشان با قلم توانا و احاطه خوبی که به جزییات حقوق اساسی جهان معاصر داشت سهم عمده ای را به عنوان نویسنده و نیز به عنوان معلم دانشگاه، در غنای حقوق عمومی ایران پس از انقلاب ایفا نمود به نحوی که غالب قریب به اتفاق اساتید کنونی این عرصه به نحو مستقیم یا غیر مستقیم وامدار کوششهای علمی ایشانند. دکتر قاضی از درون حقوق اساسی مدرن بدان نگریست و از همین روی نگاه انتقادی و مبانی تطبیقی را چندان نمی توان در آثار تالیفی او جست وی همچنین قلم خود را چندان به تعمق در نظام حقوقی و سیاسی کشور زمانه خود درگیر نساخت و چنین تعاملی البته خود محل درنگ و تامل به نظر میرسد هرچند که جزو اولین مولفانی است که به اقوال و آرای فلاسفه و متکلمان مسلمان در عرصه حقوق اساسی توجه نموده است. استاد شریعت پناهی در شرح وفادارانه ای که بر حقوق اساسی لیبرال دموکراسی دارد بیشتر متمرکز بر منابع فرانسوی نسل متقدم است که حقوق اساسی را در کنار نهادهای سیاسی و آمیخته با جامعه شناسی سیاسی مورد مطالعه قرار میدهند و کمتر نشانی کمتر نشانی از آثار متاخرین نرماتیویست و نیز جریان اساسی سازی حقوق در تالیفات وی می توان دید، از همین روی کتاب حقوق اساسی ایشان بیش از سایر آثار مشابه، قابل استفاده در نزد محققان و دانشجویان علوم سیاسی نیز هست. دکتر قاضی به ضرورت ترجمه آثار مهم غربی نیز توجه داشته است ضرورتی که همچنان و حتی بیش از گذشته و مقدم بر تالیف، رخ می نمایاند.
دکتر مجتبی واعظی، عضو هیات علمی دانشگاه شیراز
دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی را باید سلف صالح حقوق عمومی نوین در ایران و شارح ارجمند حقوق اساسی مدرن دانست. ایشان با قلم توانا و احاطه خوبی که به جزییات حقوق اساسی جهان معاصر داشت سهم عمده ای را به عنوان نویسنده و نیز به عنوان معلم دانشگاه، در غنای حقوق عمومی ایران پس از انقلاب ایفا نمود به نحوی که غالب قریب به اتفاق اساتید کنونی این عرصه به نحو مستقیم یا غیر مستقیم وامدار کوششهای علمی ایشانند. دکتر قاضی از درون حقوق اساسی مدرن بدان نگریست و از همین روی نگاه انتقادی و مبانی تطبیقی را چندان نمی توان در آثار تالیفی او جست وی همچنین قلم خود را چندان به تعمق در نظام حقوقی و سیاسی کشور زمانه خود درگیر نساخت و چنین تعاملی البته خود محل درنگ و تامل به نظر میرسد هرچند که جزو اولین مولفانی است که به اقوال و آرای فلاسفه و متکلمان مسلمان در عرصه حقوق اساسی توجه نموده است. استاد شریعت پناهی در شرح وفادارانه ای که بر حقوق اساسی لیبرال دموکراسی دارد بیشتر متمرکز بر منابع فرانسوی نسل متقدم است که حقوق اساسی را در کنار نهادهای سیاسی و آمیخته با جامعه شناسی سیاسی مورد مطالعه قرار میدهند و کمتر نشانی کمتر نشانی از آثار متاخرین نرماتیویست و نیز جریان اساسی سازی حقوق در تالیفات وی می توان دید، از همین روی کتاب حقوق اساسی ایشان بیش از سایر آثار مشابه، قابل استفاده در نزد محققان و دانشجویان علوم سیاسی نیز هست. دکتر قاضی به ضرورت ترجمه آثار مهم غربی نیز توجه داشته است ضرورتی که همچنان و حتی بیش از گذشته و مقدم بر تالیف، رخ می نمایاند.
📌تاخیر در برگزاری همایش و تمدید مهلت ارسال مقالات
به اطلاع می رساند، به دلیل تغییر شرایط دانشگاهها، ناشی از شیوع ویروس کرونا در کشور، همایش "بازخوانی میراث دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی" با تاخیر و در ابتدای مهرماه سال جاری برگزار خواهد شد.
بر این اساس آخرین مهلت ارسال مقالات به دبیرخانه همایش، ۱۵ تیرماه خواهد بود.
این مهلت، غیرقابل تمدید خواهد بود.
با آرزوی بهروزی🌸
به اطلاع می رساند، به دلیل تغییر شرایط دانشگاهها، ناشی از شیوع ویروس کرونا در کشور، همایش "بازخوانی میراث دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی" با تاخیر و در ابتدای مهرماه سال جاری برگزار خواهد شد.
بر این اساس آخرین مهلت ارسال مقالات به دبیرخانه همایش، ۱۵ تیرماه خواهد بود.
این مهلت، غیرقابل تمدید خواهد بود.
با آرزوی بهروزی🌸
مکتب دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی
نوشته دکتر حسین رحمت الهی
دانشیار گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران
یک: سال 1358 در درس حقوق اساسی یک دانشجوی استادی بودم که مسیر زندگی ام را عوض کرد. از قبل شنیده بودم که وزیر کابینه شریف امامی بوده و در اعتراض به وقایع 13 آبان 1357 با انتشار نامه ای تند – که در آن زمان جرئت می خواست- استعفاء داده است. او دکتر قاضی بود.
در همان جلسات اول تاثیر خودش را بر همه گذاشت. احترام، ادب، صحبت های عمیق، ایران دوستی و جدیت ایشان تمرکز همه را به درس معطوف میکرد و برای من که تلاش داشتم حقوق را رها کرده و به علوم سیاسی بروم، صحبت هایش بسیار شنیدنی و لذت بخش بود.
دو: سال سال 1365 در آستانه فارغ التحصیلی کارشناسی، به همت دکتر قاضی دوره کارشناسی ارشد حقوق عمومی برای اولین بار در ایران در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دایر شد و من با قبولی در آزمون ورودی، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه تهران شدم و با دنیایی امید و آرزو که مهمترین آن تحصیل و مطالعه در رشته ای بود که به علائق شخصی من در حوزه سیاست، جامعه شناسی، فلسفه، تاریخ و... میپرداخت.
سه: دکتر قاضی با اشراف علمی و شخصیتی خود، محور رشته حقوق عمومی بود و مورد علاقه همه دانشجویانی که به مباحث پیشا-پسا حقوقی بیشتر رغبت داشتند. دکتر عراقی، دکتر ابوالحمد، دکتر میرعباسی، دکتر سالارنصری، دکتر ممتاز و... از سرآمدانی بودند که ما افتخار شاگری آنان را داشتیم، ولی برای من دکتر قاضی شخصیت دیگری بود. نگاه عمیق، پختگی سیاسی، اطلاعات گسترده علمی، تاریخی، اجتماعی، سیاسی، تسلط عمیق بر زبان و ادبیات فارسی، ایران دوستی و داشتن تیپ و شخصیت استادی از وی چهره منحصربفرد و دوست داشتنی در ذهن من ساخته بود. بعدها که خودم معلم شدم فهمیدم که در حوزه دانشگاه اگر معلمی درسش را خیلی خوب خوانده باشد یک تکنوکرات و دانشمند است ولی کمتر به اساتیدی برخورد کردم که علاوه بر احاطه علمی، به مثابه یک روشنفکر میهن دوست، اطلاعات کاملی در حوزه عمومی داشته و ضمن تبیین دلایل عقب ماندگی و مشکلات جامعه، برای آنها راه حل داشته باشد و من این شخصیت را در دکتر قاضی دیدم.
چهار: بعدها با وجوه دیگری از شخصیت این مرد بزرگ آشنا شدم. شاعری به غایت پراحساس، مترجمی قوی، دولتمردی بی همتا، ایران دوستی کم نظیر، روشنفکری مسئول و استادی باسواد و صمیمی با دانشجویان.
درسها تمام شده بود که استاد روزی برایم پیغام گذاشت که با ایشان تماس بگیرم. به منزلشان تلفن زدم. استاد تنها مشغول مطالعه بود و همسر و فرزندش در خارج از ایران زندگی میکردند. به من فرمودند: خواستم ببینم چرا پایان نامه نمی گیری؟ من همانجا با خجالت و با ذوق گفتم: استاد میخواستم با شما بگیرم و ایشان ضمن قبول این درخواست بارانی از مهر را به من سرازیر کرد.
پنج: شش ماه تمام صبح های دوشنبه پس از کار در تحریریه روزنامه اطلاعات ساعت ده صبح در اتاق ایشان می نشستم و با ایشان از همه چیز صحبت میکردیم جز موضوع پایان نامه. پایان نامه من فدرالیسم در شوروی بود که بعدها با افزوودن به آن در کتابی تحت عنوان «بررسی سیاسی حقوقی تشکیل و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی» در سال 1370 چاپ شد. اما من بیشتر مشتاق بودم بجای موضوع پایاننامه از دانش گسترده و تجربیات بی نظیر این دولتمرداستفاده کنم. هر جمله اش انبوهی از لطایف و ظرایف ادبی، تاریخی، جامعه شناسی با تجربه ای کم نظیر از سیاست عملی را به همراه داشت و من این سعادت را داشتم که حقوق عمومی کاربردی و عملی را در محضر استاد بیاموزم. چه ایشان قبل از انقلاب علاوه بر مطالعات تئوریک، تجربیات عملی کار بر روی سیستم های مختلف حکومتی، انتخاباتی، آموزشی و... را نیز داشت. در کنار اینها، استاد در سالهای قبل از انقلاب معاونت وزارت کشور را نیز در کارنامه خدمات خود داشت.
شش: کتاب «نظریه های دولت» اندرو وینسنت با اینکه کامل نیست و در بستر فرهنگی و علمی انگلیس نوشته شده، هر جمله اش بیانگر دانش و تجربیات کم نظیر نویسنده است. بنده با آنکه بیست و هفت سال است در دانشگاه به تدریس دروس حقوق عمومی مشغولم هربار که به این کتاب مراجعه می کنم نکته تازهای یاد میگیرم که بیانگر نگاه عمیق نویسنده به مسائل است و من در رجوع دهها بار به کتاب ارزشمند دکتر قاضی (حقوق اساسی) و ترجمه های ایشان از کتاب اصول علم سیاست «موریس دوورژه» و جامعه شناسی سیاسی این نویسنده بزرگ نیز یافته ام. در روزگاری که هر نویسنده با ردیف کردن جملات نویسنده است، نگاه عمیق به آثار مردان بزرگی چون مرحوم دکتر قاضی، تفاوت سطح دانشی این مرد بزرگ و امثال وی را با مدعیان، معلوم می کند.
نوشته دکتر حسین رحمت الهی
دانشیار گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران
یک: سال 1358 در درس حقوق اساسی یک دانشجوی استادی بودم که مسیر زندگی ام را عوض کرد. از قبل شنیده بودم که وزیر کابینه شریف امامی بوده و در اعتراض به وقایع 13 آبان 1357 با انتشار نامه ای تند – که در آن زمان جرئت می خواست- استعفاء داده است. او دکتر قاضی بود.
در همان جلسات اول تاثیر خودش را بر همه گذاشت. احترام، ادب، صحبت های عمیق، ایران دوستی و جدیت ایشان تمرکز همه را به درس معطوف میکرد و برای من که تلاش داشتم حقوق را رها کرده و به علوم سیاسی بروم، صحبت هایش بسیار شنیدنی و لذت بخش بود.
دو: سال سال 1365 در آستانه فارغ التحصیلی کارشناسی، به همت دکتر قاضی دوره کارشناسی ارشد حقوق عمومی برای اولین بار در ایران در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران دایر شد و من با قبولی در آزمون ورودی، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه تهران شدم و با دنیایی امید و آرزو که مهمترین آن تحصیل و مطالعه در رشته ای بود که به علائق شخصی من در حوزه سیاست، جامعه شناسی، فلسفه، تاریخ و... میپرداخت.
سه: دکتر قاضی با اشراف علمی و شخصیتی خود، محور رشته حقوق عمومی بود و مورد علاقه همه دانشجویانی که به مباحث پیشا-پسا حقوقی بیشتر رغبت داشتند. دکتر عراقی، دکتر ابوالحمد، دکتر میرعباسی، دکتر سالارنصری، دکتر ممتاز و... از سرآمدانی بودند که ما افتخار شاگری آنان را داشتیم، ولی برای من دکتر قاضی شخصیت دیگری بود. نگاه عمیق، پختگی سیاسی، اطلاعات گسترده علمی، تاریخی، اجتماعی، سیاسی، تسلط عمیق بر زبان و ادبیات فارسی، ایران دوستی و داشتن تیپ و شخصیت استادی از وی چهره منحصربفرد و دوست داشتنی در ذهن من ساخته بود. بعدها که خودم معلم شدم فهمیدم که در حوزه دانشگاه اگر معلمی درسش را خیلی خوب خوانده باشد یک تکنوکرات و دانشمند است ولی کمتر به اساتیدی برخورد کردم که علاوه بر احاطه علمی، به مثابه یک روشنفکر میهن دوست، اطلاعات کاملی در حوزه عمومی داشته و ضمن تبیین دلایل عقب ماندگی و مشکلات جامعه، برای آنها راه حل داشته باشد و من این شخصیت را در دکتر قاضی دیدم.
چهار: بعدها با وجوه دیگری از شخصیت این مرد بزرگ آشنا شدم. شاعری به غایت پراحساس، مترجمی قوی، دولتمردی بی همتا، ایران دوستی کم نظیر، روشنفکری مسئول و استادی باسواد و صمیمی با دانشجویان.
درسها تمام شده بود که استاد روزی برایم پیغام گذاشت که با ایشان تماس بگیرم. به منزلشان تلفن زدم. استاد تنها مشغول مطالعه بود و همسر و فرزندش در خارج از ایران زندگی میکردند. به من فرمودند: خواستم ببینم چرا پایان نامه نمی گیری؟ من همانجا با خجالت و با ذوق گفتم: استاد میخواستم با شما بگیرم و ایشان ضمن قبول این درخواست بارانی از مهر را به من سرازیر کرد.
پنج: شش ماه تمام صبح های دوشنبه پس از کار در تحریریه روزنامه اطلاعات ساعت ده صبح در اتاق ایشان می نشستم و با ایشان از همه چیز صحبت میکردیم جز موضوع پایان نامه. پایان نامه من فدرالیسم در شوروی بود که بعدها با افزوودن به آن در کتابی تحت عنوان «بررسی سیاسی حقوقی تشکیل و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی» در سال 1370 چاپ شد. اما من بیشتر مشتاق بودم بجای موضوع پایاننامه از دانش گسترده و تجربیات بی نظیر این دولتمرداستفاده کنم. هر جمله اش انبوهی از لطایف و ظرایف ادبی، تاریخی، جامعه شناسی با تجربه ای کم نظیر از سیاست عملی را به همراه داشت و من این سعادت را داشتم که حقوق عمومی کاربردی و عملی را در محضر استاد بیاموزم. چه ایشان قبل از انقلاب علاوه بر مطالعات تئوریک، تجربیات عملی کار بر روی سیستم های مختلف حکومتی، انتخاباتی، آموزشی و... را نیز داشت. در کنار اینها، استاد در سالهای قبل از انقلاب معاونت وزارت کشور را نیز در کارنامه خدمات خود داشت.
شش: کتاب «نظریه های دولت» اندرو وینسنت با اینکه کامل نیست و در بستر فرهنگی و علمی انگلیس نوشته شده، هر جمله اش بیانگر دانش و تجربیات کم نظیر نویسنده است. بنده با آنکه بیست و هفت سال است در دانشگاه به تدریس دروس حقوق عمومی مشغولم هربار که به این کتاب مراجعه می کنم نکته تازهای یاد میگیرم که بیانگر نگاه عمیق نویسنده به مسائل است و من در رجوع دهها بار به کتاب ارزشمند دکتر قاضی (حقوق اساسی) و ترجمه های ایشان از کتاب اصول علم سیاست «موریس دوورژه» و جامعه شناسی سیاسی این نویسنده بزرگ نیز یافته ام. در روزگاری که هر نویسنده با ردیف کردن جملات نویسنده است، نگاه عمیق به آثار مردان بزرگی چون مرحوم دکتر قاضی، تفاوت سطح دانشی این مرد بزرگ و امثال وی را با مدعیان، معلوم می کند.
