دو نظریه مشروطهخواهی کارل اشمیت
موارد ضبط شده شما
Professor Renaud بومر
روز دوم، بخش نخست
عنوان: دو نظریه مشروطهخواهی کارل اشمیت
روز دوم، بخش نخست
عنوان: دو نظریه مشروطهخواهی کارل اشمیت
Forwarded from 📚«مُلکِ سیاست»📚 (بهروز زواریان)
📚 ماهنامه سراسری قلمیاران شنبه ۱۵ تیرماه با موضوعات زیر منتشر میشود:
📌 سخنران #مجاهد، پروندهای در نقد علی شریعتی( شریعتی مقلد سورل، شریعتی و عقل عقیم او، مردی سفید با صورتک سیاه، شریعتی کپی برابر اصل فردید، احیاءگر ایدئولوژی الموتی در ایران).
📌 حقوقدان وضعیت استثناء: بررسی آراء حقوقی کارل اشمیت، با حضور پروفسور رنو بومر، مهدی تدینی، فردین مرادخانی، مسلم آقایی و ابراهیم دهنوی).
📌 ضد انقلاب ضد روشنگری
📌 خشت کج بومیسازی در گفت و گو با علی اردستانی به مناسبت چاپ مجدد کتاب تنش جوهری
📌 عید خون، گفتاری در نسبت روشنفکری وطنی با خشونت و...
📚 این ماهنامه از شنبه پانزدهم تیرماه، از محلهای مخصوص تهیه مطبوعات و کتابفروشیها در سراسر کشور در دسترس خواهد بود.
💎 @ghalamyaran
💎@denkenfurdenken
📌 سخنران #مجاهد، پروندهای در نقد علی شریعتی( شریعتی مقلد سورل، شریعتی و عقل عقیم او، مردی سفید با صورتک سیاه، شریعتی کپی برابر اصل فردید، احیاءگر ایدئولوژی الموتی در ایران).
📌 حقوقدان وضعیت استثناء: بررسی آراء حقوقی کارل اشمیت، با حضور پروفسور رنو بومر، مهدی تدینی، فردین مرادخانی، مسلم آقایی و ابراهیم دهنوی).
📌 ضد انقلاب ضد روشنگری
📌 خشت کج بومیسازی در گفت و گو با علی اردستانی به مناسبت چاپ مجدد کتاب تنش جوهری
📌 عید خون، گفتاری در نسبت روشنفکری وطنی با خشونت و...
📚 این ماهنامه از شنبه پانزدهم تیرماه، از محلهای مخصوص تهیه مطبوعات و کتابفروشیها در سراسر کشور در دسترس خواهد بود.
💎 @ghalamyaran
💎@denkenfurdenken
Forwarded from کانال ارتباطی دانشکده حقوق با دانشجویان (N. Soltani)
Channel name was changed to «همایش بازخوانی میراث دکتر ابوالفضل قاضی در حقوق اساسی»
Channel name was changed to «همایش بازخوانی میراث دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی در حقوق اساسی»
🛑🛑یادداشتی درباره همایش بازخوانی میراث دکتر ابوالفضل قاضی در حقوق اساسی🛑🛑
دکتر سیدناصر سلطانی
گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران قصد دارد در بهار 1399 با همکاری گروههای حقوق عمومی و علوم سیاسی دانشگاهها و پژوهشگاهها گفتگویی علمی درباره میراث استاد فقید ابوالفضل قاضی شریعت پناهی، صاحب کرسی حقوق اساسی دانشگاه تهران، برگزار کند.
ابوالفضل قاضی قریب به سه دهه در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درس حقوق اساسی میداد و یکی از «مهمترین» کتابهای کلیات حقوق اساسی را در ایران نوشته است. ابوالفضل قاضی هم چنین تحت تاثیر جریان فکری در فرانسه بود که موریس دوورژه نماینده آن بود و از همین رو دو اثر از این حقوقدان فرانسوی با عنوان جامعه شناسی سیاسی و اصول علم سیاست (برنده جایزه بهترین ترجمه در زمان انتشار) ترجمه کرده است.
اشاره به این آثار و به این نویسنده از این روست که قاضی تحت تاثیر این دیدگاه بود و به این رویکرد به حقوق اساسی باور داشت و از همین رو بود که این آثار را ترجمه کرد و کتاب حقوق اساسی و نهادهای سیاسی (جلد اول کلیات و مبانی) را در سال 1368تحت تاثیر همین دیدگاه نوشته است. این کتاب در همان زمان کتاب سال و کتاب برگزیده دانشگاه های کشور شد.
ابوالفضل قاضی با کوشش هایی که در راه تدوین یک کتاب قطور در کلیات و مبانی حقوق اساسی کرده بود، سالیانی است که بر فضای حقوق اساسی ایران نفوذ علمی دارد و میتوان گفت قریب به اتفاق کتابهایی که پس از او تاکنون درباره کلیات و مبانی حقوق اساسی نوشته شدهاند از قلمرو نفوذ راهی که او ادامه داد خارج نبوده و حتی عمدتاً برداشتی از اثر او و جریان فکری بود که نمایندگی می کرد.
امروز بیش از سه دهه از انتشار آن کتاب گذشته و حقوق اساسی ایران بیش از پیش نیازمند و محتاج طرح دیدگاههای جدید و عبور از چنان سابقه و سنتی است. حقوق اساسی امروز با نظر بر واقعیات سیاسی و اجتماعی و تحولات و تغییرات آن میبایست در اندیشه طرحی نو برای حقوق اساسی باشد تا درسهای حقوق اساسی فرزند زمان باشند. امروز چنین به نظر میرسد که اهل نظر حقوق اساسی در موقعیتی قرار گرفتهاند که میبایست نسخه حقوق اساسی را تجدید کنند و طرحی نو دراندازند.
هدف از این گردهمآیی برای بازخوانی میراث علمی و تحقیقی ابوالفضل قاضی از یک سو یادبود و بزرگداشت یکی از استادان حقوق اساسی است و از سوی دیگر فرصتی است برای بازبینی و بررسی ماتَرَک علمی او در حقوق اساسی. با برگزاری این همایش کوشش میکنیم تا زمینه گفتگو و نقد و بررسی آثار او را فراهم کنیم.
توجه به آثار یکی از استادان حقوق اساسی در ایران از این رو لازم است که روایت او از حقوق اساسی هم چنان روایت غالب و مسلط در کلیات حقوق اساسی است و از این رو لازم است تا نظریه حقوق اساسی در ایران با باریک بینی در آثار او خود را برای تدارک نظریهای کارآمد برای حقوق اساسی آماده کند و این مهم جز با نقد و بررسی کوششهای پیشینیان و ارکان و اصول از ایشان میسور نیست.
سالیانی است که اغلب استادان حقوق اساسی بر ضرورت تدوین درسنامهای نو آگاه شدهاند اما این مهم تاکنون جامه عمل به خود نپوشیده. این گردهمآیی علمی میکوشد، با تاکید بر چنین ضرورتی، با نشان دادن فاصلهای که بیش از پیش میان نیازهای زمانه و مضامین کتاب پیدا شده، تولد چنین آثاری را در حقوق اساسی ایران نوید دهد و تسریع کند.
دکتر سیدناصر سلطانی
گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران قصد دارد در بهار 1399 با همکاری گروههای حقوق عمومی و علوم سیاسی دانشگاهها و پژوهشگاهها گفتگویی علمی درباره میراث استاد فقید ابوالفضل قاضی شریعت پناهی، صاحب کرسی حقوق اساسی دانشگاه تهران، برگزار کند.
ابوالفضل قاضی قریب به سه دهه در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درس حقوق اساسی میداد و یکی از «مهمترین» کتابهای کلیات حقوق اساسی را در ایران نوشته است. ابوالفضل قاضی هم چنین تحت تاثیر جریان فکری در فرانسه بود که موریس دوورژه نماینده آن بود و از همین رو دو اثر از این حقوقدان فرانسوی با عنوان جامعه شناسی سیاسی و اصول علم سیاست (برنده جایزه بهترین ترجمه در زمان انتشار) ترجمه کرده است.
اشاره به این آثار و به این نویسنده از این روست که قاضی تحت تاثیر این دیدگاه بود و به این رویکرد به حقوق اساسی باور داشت و از همین رو بود که این آثار را ترجمه کرد و کتاب حقوق اساسی و نهادهای سیاسی (جلد اول کلیات و مبانی) را در سال 1368تحت تاثیر همین دیدگاه نوشته است. این کتاب در همان زمان کتاب سال و کتاب برگزیده دانشگاه های کشور شد.
ابوالفضل قاضی با کوشش هایی که در راه تدوین یک کتاب قطور در کلیات و مبانی حقوق اساسی کرده بود، سالیانی است که بر فضای حقوق اساسی ایران نفوذ علمی دارد و میتوان گفت قریب به اتفاق کتابهایی که پس از او تاکنون درباره کلیات و مبانی حقوق اساسی نوشته شدهاند از قلمرو نفوذ راهی که او ادامه داد خارج نبوده و حتی عمدتاً برداشتی از اثر او و جریان فکری بود که نمایندگی می کرد.
امروز بیش از سه دهه از انتشار آن کتاب گذشته و حقوق اساسی ایران بیش از پیش نیازمند و محتاج طرح دیدگاههای جدید و عبور از چنان سابقه و سنتی است. حقوق اساسی امروز با نظر بر واقعیات سیاسی و اجتماعی و تحولات و تغییرات آن میبایست در اندیشه طرحی نو برای حقوق اساسی باشد تا درسهای حقوق اساسی فرزند زمان باشند. امروز چنین به نظر میرسد که اهل نظر حقوق اساسی در موقعیتی قرار گرفتهاند که میبایست نسخه حقوق اساسی را تجدید کنند و طرحی نو دراندازند.
هدف از این گردهمآیی برای بازخوانی میراث علمی و تحقیقی ابوالفضل قاضی از یک سو یادبود و بزرگداشت یکی از استادان حقوق اساسی است و از سوی دیگر فرصتی است برای بازبینی و بررسی ماتَرَک علمی او در حقوق اساسی. با برگزاری این همایش کوشش میکنیم تا زمینه گفتگو و نقد و بررسی آثار او را فراهم کنیم.
توجه به آثار یکی از استادان حقوق اساسی در ایران از این رو لازم است که روایت او از حقوق اساسی هم چنان روایت غالب و مسلط در کلیات حقوق اساسی است و از این رو لازم است تا نظریه حقوق اساسی در ایران با باریک بینی در آثار او خود را برای تدارک نظریهای کارآمد برای حقوق اساسی آماده کند و این مهم جز با نقد و بررسی کوششهای پیشینیان و ارکان و اصول از ایشان میسور نیست.
سالیانی است که اغلب استادان حقوق اساسی بر ضرورت تدوین درسنامهای نو آگاه شدهاند اما این مهم تاکنون جامه عمل به خود نپوشیده. این گردهمآیی علمی میکوشد، با تاکید بر چنین ضرورتی، با نشان دادن فاصلهای که بیش از پیش میان نیازهای زمانه و مضامین کتاب پیدا شده، تولد چنین آثاری را در حقوق اساسی ایران نوید دهد و تسریع کند.
سوگْیادی برایِ بزرگْاستادِ بیهمتای دوران،
روانْشادِ جاویدْیاد، دکتر ابوالفضل قاضی
دکتر محسن خلیلی
استاد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
مهرماه 1370، دانشجوی ترم سوم کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران بودم. درس حقوق اساسی تطبیقی داشتمْ با استادِ گرانْقدر، روانْشاد دکتر ابوالفضل قاضی. با همْکلاسیها، آقایان حمید فرهادینیا و سعید گازرانی و حسینعلی نوذری، سرِ کلاسِ درس نشسته بودیم. لحظهشماری میکردم برای دیدنِ چهرهی استادِ صاحبْسبک و بلندآوازه، دکتر ابوالفضل قاضی، که موفق نشده بودم در دورهی کارشناسی، درس حقوق اساسی را با ایشان بگذرانم. تشریف آوردند؛ با هیمنه و هیبتی شکوهمند. آغاز سخن کردند. دقایقیْ چندْ از دقایق و ظرایفِ حقوق اساسی، سخن گفتند. سپس، از نام و نان، پرسیدند و از پیشینه و جاه و جایگاه. هر سه تنْ دوستانِ نازنین، گفتند و از شغل خود نیز، حرف بهمیان آوردند. نوبت من رسید. با شرمِ تمام و البته اندکی با شیطنت و بیخیالی و خامی، گفتم محسن خلیلی هستم و کارشناسیِ علوم سیاسی را در دانشگاه تهران گذراندهام؛ اکنون، صرفاً دانشجو هستم و خرجم را خانوادهام میدهد و ازدواج هم نکردهام. ناگفته نماند که سه دوستِ عزیزِ من، نام را گفتند و جای را هم گفتند و پیشینهی تحصیل را هم افزودند و جایگاه را نیز گفتند و تأهل خود را نیز. با سه همْکلاسی، خوشوبشی محترمانه کردند. رو کردند به من. گفتند خب! همه باید درس بخوانند و البته بهجدّ بخوانند. امّا، تو! تو کوچولو! باید بیش از همه بخوانی؛ چون هیچ غموغصه نداری. نمیدانید که تا چهاندازه از این اصطلاح، خوشاخوش شدم، نمیدانید! احساس کردم دکتر ابوالفضل قاضی که در مغز من بود، اکنون در قلبم نشسته است و جا خوش کرده است و بیرون نرفتنی است. پس باید بخوانم و بخوانم و بخوانم. بهطرزی با حرص و ولع، گفتارهای ایشان را مینوشتم و بهتکرار میخواندم که سر آزمونِ نهاییِ درس، مرا بهزور از سر جلسهی امتحان بلند کردند. نمرهی امتحان 18 شد. پس از اعلامِ نمرات، نزدشان رفتم. احساس کردم به وجد آمدهاند. در برگهی آزمون و در پاسخ به پرسشِ مربوط به مقایسهی اختیاراتِ مجلس عوام انگلستان و مجلس نمایندگان آمریکا، جملهای نوشته بودم که گمان میکنم چشمشان را گرفته بود و خوششان آمده بود. نوشته بودم که پارلمان انگلستان اختیارات وسیعی دارد که ازیکسو، میتواند رنگ کلاه پادشاه انگلستان در مراسم سوارکاری رسمی دربار را انتخاب کند؛ و ازدیگرسو، میتواند اقدام به قطع روابط رسمی و اعلان جنگ با یک کشور کند. گفتند مستند این جمله چیست. نامِ کتاب را بردم. بسیار تشویقم کردند. دیدند که خارج از جزوهی کلاسِ درس، مطلبیْ افزون، خواندهام. من هم راز دلم را گفتم. خیلی صاف و ساده به ایشان گفتم که از دیدنتان لذت میبرم و دلم میخواهد بارها با شما گفتوگو کنم. شاید متوجه شده بودند که درس حقوق اساسی و حقوق اساسی تطبیقی را عمیقاً دوست دارم. خستهشان میکردم از بس که در جلسات گوناگون از ایشان پرسشهای مربوط به حقوق اساسی تطبیقی میپرسیدم. راز علاقهی من به حقوق اساسی، او بود؛ همین و بس.
روانْشادِ جاویدْیاد، دکتر ابوالفضل قاضی
دکتر محسن خلیلی
استاد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
مهرماه 1370، دانشجوی ترم سوم کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران بودم. درس حقوق اساسی تطبیقی داشتمْ با استادِ گرانْقدر، روانْشاد دکتر ابوالفضل قاضی. با همْکلاسیها، آقایان حمید فرهادینیا و سعید گازرانی و حسینعلی نوذری، سرِ کلاسِ درس نشسته بودیم. لحظهشماری میکردم برای دیدنِ چهرهی استادِ صاحبْسبک و بلندآوازه، دکتر ابوالفضل قاضی، که موفق نشده بودم در دورهی کارشناسی، درس حقوق اساسی را با ایشان بگذرانم. تشریف آوردند؛ با هیمنه و هیبتی شکوهمند. آغاز سخن کردند. دقایقیْ چندْ از دقایق و ظرایفِ حقوق اساسی، سخن گفتند. سپس، از نام و نان، پرسیدند و از پیشینه و جاه و جایگاه. هر سه تنْ دوستانِ نازنین، گفتند و از شغل خود نیز، حرف بهمیان آوردند. نوبت من رسید. با شرمِ تمام و البته اندکی با شیطنت و بیخیالی و خامی، گفتم محسن خلیلی هستم و کارشناسیِ علوم سیاسی را در دانشگاه تهران گذراندهام؛ اکنون، صرفاً دانشجو هستم و خرجم را خانوادهام میدهد و ازدواج هم نکردهام. ناگفته نماند که سه دوستِ عزیزِ من، نام را گفتند و جای را هم گفتند و پیشینهی تحصیل را هم افزودند و جایگاه را نیز گفتند و تأهل خود را نیز. با سه همْکلاسی، خوشوبشی محترمانه کردند. رو کردند به من. گفتند خب! همه باید درس بخوانند و البته بهجدّ بخوانند. امّا، تو! تو کوچولو! باید بیش از همه بخوانی؛ چون هیچ غموغصه نداری. نمیدانید که تا چهاندازه از این اصطلاح، خوشاخوش شدم، نمیدانید! احساس کردم دکتر ابوالفضل قاضی که در مغز من بود، اکنون در قلبم نشسته است و جا خوش کرده است و بیرون نرفتنی است. پس باید بخوانم و بخوانم و بخوانم. بهطرزی با حرص و ولع، گفتارهای ایشان را مینوشتم و بهتکرار میخواندم که سر آزمونِ نهاییِ درس، مرا بهزور از سر جلسهی امتحان بلند کردند. نمرهی امتحان 18 شد. پس از اعلامِ نمرات، نزدشان رفتم. احساس کردم به وجد آمدهاند. در برگهی آزمون و در پاسخ به پرسشِ مربوط به مقایسهی اختیاراتِ مجلس عوام انگلستان و مجلس نمایندگان آمریکا، جملهای نوشته بودم که گمان میکنم چشمشان را گرفته بود و خوششان آمده بود. نوشته بودم که پارلمان انگلستان اختیارات وسیعی دارد که ازیکسو، میتواند رنگ کلاه پادشاه انگلستان در مراسم سوارکاری رسمی دربار را انتخاب کند؛ و ازدیگرسو، میتواند اقدام به قطع روابط رسمی و اعلان جنگ با یک کشور کند. گفتند مستند این جمله چیست. نامِ کتاب را بردم. بسیار تشویقم کردند. دیدند که خارج از جزوهی کلاسِ درس، مطلبیْ افزون، خواندهام. من هم راز دلم را گفتم. خیلی صاف و ساده به ایشان گفتم که از دیدنتان لذت میبرم و دلم میخواهد بارها با شما گفتوگو کنم. شاید متوجه شده بودند که درس حقوق اساسی و حقوق اساسی تطبیقی را عمیقاً دوست دارم. خستهشان میکردم از بس که در جلسات گوناگون از ایشان پرسشهای مربوط به حقوق اساسی تطبیقی میپرسیدم. راز علاقهی من به حقوق اساسی، او بود؛ همین و بس.
ما و ابوالفضل قاضی
دکتر فردین مرادخانی
استاد دانشگاه بوعلی سینا (همدان)
حقوق عمومی و حقوق اساسی ایران مسیری دشوار در سده اخیر طی کرده است و پرسشهای مهمی روبروی ماست. آیا میتوان از سنت حقوق اساسی در ایران سخن گفت؟ آیا تاکنون نظریهپردازی در حقوق اساسی ایران وجود داشته است؟ آیا میتوان ادعا کرد حقوق اساسی مراحل فکری را در سده اخیر طی کرده است؟ نقد و بررسی این مسیر و پاسخ به پرسشهایی ازایندست جز از طریق مواجهشدن با بزرگان این رشته ممکن نخواهد شد. قاضی شریعت پناهی یکی از مهمترین استادان حقوق عمومی در سده اخیر ایران است و بخش زیادی از حقوق اساسی ایران در سایه نوشتههای اوست. نوشتن مهمترین درسنامه حقوق اساسی در ایران، بسط بسیاری از مفاهیم حقوق اساسی سنت فرانسه در ایران، حضور او در عرصه سیاسی، ارتباط نزدیک او با استادان علوم سیاسی دانشکده حقوق، پیوند دادن حقوق اساسی با جامعهشناسی سیاسی و علوم سیاسی در ایران، آشنایی ژرف او با ادب پارسی برخی از ویژگیها و میراثی است که ابوالفضل قاضی برای ما به یادگار گذاشته است.
مواجه بیملاحظه و تعارف با این میراث و به بحث گذاشتن تمامی موارد فوق میتواند بزرگترین خدمت به آن استاد بزرگ باشد که هم سهم او در حقوق عمومی ایران مشخص شود و هم بتوان پس از او گامهای دیگری در این مسیر برداشت. یکی از جنبههایی که به نظر میرسد حائز اهمیت زیادی است و نیاز به آسیبشناسی جدی دارد مسلم انگاشتن سخنان و نوشتههای قاضی توسط نویسندگانی است که پس از او به حقوق اساسی پرداختهاند. با اینکه کتاب حقوق اساسی و نهادهای سیاسی او یک درسنامه است، بسیاری از مفاهیم و سخنانی که او مطرح کرده است بهعنوان بدیهیات و مقدمات حقوق اساسی و حقوق عمومی در ایران پذیرفتهشده است و تاکنون به نقادی آنها نپرداختهایم. به باور ما برای بررسی این جنبه از میراث قاضی نخست سخنان او را باید در بستر مسائل و فضای فکری حقوق اساسی فرانسه تا دهه نود میلادی دید و آنگاه باید مشخص کرد در آن فضای فکری سخنان قاضی از چه وزن و اعتباری برخوردار بوده است. دوم باید مشخص کرد با تحولات حقوق اساسی در دهههای اخیر در غرب کدامیک از مباحث او همچنان معتبر و قابلاعتناست. با بررسی این جنبهها هم میتوان به اعتبار قاضی پی برد و هم نگاه نقادانه به کتبی داشت که در دو دهه اخیر پس از قاضی در حقوق اساسی ایران نوشتهشدهاند.
دکتر فردین مرادخانی
استاد دانشگاه بوعلی سینا (همدان)
حقوق عمومی و حقوق اساسی ایران مسیری دشوار در سده اخیر طی کرده است و پرسشهای مهمی روبروی ماست. آیا میتوان از سنت حقوق اساسی در ایران سخن گفت؟ آیا تاکنون نظریهپردازی در حقوق اساسی ایران وجود داشته است؟ آیا میتوان ادعا کرد حقوق اساسی مراحل فکری را در سده اخیر طی کرده است؟ نقد و بررسی این مسیر و پاسخ به پرسشهایی ازایندست جز از طریق مواجهشدن با بزرگان این رشته ممکن نخواهد شد. قاضی شریعت پناهی یکی از مهمترین استادان حقوق عمومی در سده اخیر ایران است و بخش زیادی از حقوق اساسی ایران در سایه نوشتههای اوست. نوشتن مهمترین درسنامه حقوق اساسی در ایران، بسط بسیاری از مفاهیم حقوق اساسی سنت فرانسه در ایران، حضور او در عرصه سیاسی، ارتباط نزدیک او با استادان علوم سیاسی دانشکده حقوق، پیوند دادن حقوق اساسی با جامعهشناسی سیاسی و علوم سیاسی در ایران، آشنایی ژرف او با ادب پارسی برخی از ویژگیها و میراثی است که ابوالفضل قاضی برای ما به یادگار گذاشته است.
مواجه بیملاحظه و تعارف با این میراث و به بحث گذاشتن تمامی موارد فوق میتواند بزرگترین خدمت به آن استاد بزرگ باشد که هم سهم او در حقوق عمومی ایران مشخص شود و هم بتوان پس از او گامهای دیگری در این مسیر برداشت. یکی از جنبههایی که به نظر میرسد حائز اهمیت زیادی است و نیاز به آسیبشناسی جدی دارد مسلم انگاشتن سخنان و نوشتههای قاضی توسط نویسندگانی است که پس از او به حقوق اساسی پرداختهاند. با اینکه کتاب حقوق اساسی و نهادهای سیاسی او یک درسنامه است، بسیاری از مفاهیم و سخنانی که او مطرح کرده است بهعنوان بدیهیات و مقدمات حقوق اساسی و حقوق عمومی در ایران پذیرفتهشده است و تاکنون به نقادی آنها نپرداختهایم. به باور ما برای بررسی این جنبه از میراث قاضی نخست سخنان او را باید در بستر مسائل و فضای فکری حقوق اساسی فرانسه تا دهه نود میلادی دید و آنگاه باید مشخص کرد در آن فضای فکری سخنان قاضی از چه وزن و اعتباری برخوردار بوده است. دوم باید مشخص کرد با تحولات حقوق اساسی در دهههای اخیر در غرب کدامیک از مباحث او همچنان معتبر و قابلاعتناست. با بررسی این جنبهها هم میتوان به اعتبار قاضی پی برد و هم نگاه نقادانه به کتبی داشت که در دو دهه اخیر پس از قاضی در حقوق اساسی ایران نوشتهشدهاند.
2.pdf
927.7 KB
وطن پرست بی ادعا...
یادنامه دکتر قاضی به قلم دکتر نقیب زاده
سیاستنامه
شماره ۴ و ۵
یادنامه دکتر قاضی به قلم دکتر نقیب زاده
سیاستنامه
شماره ۴ و ۵
📍اعلام نتایج ارزیابی اولیه چکیده مقالات
به اطلاع میر رساند نتایج اولیه ارزیابی چکیده های واصل شده به دبیرخانه همایش بازخوانی میراث دکتر قاضی، از طریق ایمیل به اطلاع نویسندگان رسید.
لازم به ذکر است مهلت ارسال متن اصلی و کامل مقالاتی که در مرحله اول پذیرش شدند، ۲۵ اسفندماه ۱۳۹۸ خواهد بود.
با آرزوی بهروزی
به اطلاع میر رساند نتایج اولیه ارزیابی چکیده های واصل شده به دبیرخانه همایش بازخوانی میراث دکتر قاضی، از طریق ایمیل به اطلاع نویسندگان رسید.
لازم به ذکر است مهلت ارسال متن اصلی و کامل مقالاتی که در مرحله اول پذیرش شدند، ۲۵ اسفندماه ۱۳۹۸ خواهد بود.
با آرزوی بهروزی
