concer(nu)
این شکل درهمتنیده، واقعاً از چند قسمت مجزا تشکیل شده؟
اینکه بعد از پایان و گذر چند روزه از کابوسی مانند کنکور، هنوز هم ذهنم بابت اشتباهاتی که کردم از من طلبکارست، واقعاً کلافهام و امروز برای آرام کردنِ خودم، به یکی از سؤالاتی که اشتباه کردم پرداختم (که شاید فرجی شد و گذر کردم) و متوجه چیزی شدم:
من فکر میکنم اینکه بپرسیم این شکل درهم تنیده از چند قسمت مجزا تشکیل شده، سؤال کاملاً واضحی نیست! چرا؟ باید مشخص شود که مقصود طراح از قسمت، خط است یا سطح، یا ترکیبی از این دو.
این سؤال میتواند دو یا حتی سه پاسخ داشته باشد که یک حالت از آن بخاطر تعریف سطح، رد میشود.
اولین حالت که رد میشود، این است که قسمت مجزا را «سطح» در نظر بگیریم و با این منطق، شکل ما از ۶ قسمت مجزا تشکیل میشود که ۵ قسمت از آن با این تعریف که (سطح، به فضای محصور گفته میشود.) رد میشوند. چون فضای محصوری نداریم.
اگر منظورمان از قسمت، «خط» باشد، این شکل از ۸ قسمت مجزا تشکیل شده که این پاسخ میتواند کاملاً صحیح باشد. (که اتفاقاً این گزینه در پاسخنامه نیز هست!)
امّا منظور طراح، چیزی بین دو حالت قبلی بوده! ترکیبی از سطح و خط. که سطح وسط را یک قسمت و خطوطِ اشک مانند را ۵ قسمت (میگویم خطوطِ اشک مانند چون از درون آن، قسمتی دیگر خارج شده) و یک خط که شکل را تقریباً محصور کرده. (۵+۱+۱=۷)
من فکر میکنم اینکه بپرسیم این شکل درهم تنیده از چند قسمت مجزا تشکیل شده، سؤال کاملاً واضحی نیست! چرا؟ باید مشخص شود که مقصود طراح از قسمت، خط است یا سطح، یا ترکیبی از این دو.
این سؤال میتواند دو یا حتی سه پاسخ داشته باشد که یک حالت از آن بخاطر تعریف سطح، رد میشود.
اولین حالت که رد میشود، این است که قسمت مجزا را «سطح» در نظر بگیریم و با این منطق، شکل ما از ۶ قسمت مجزا تشکیل میشود که ۵ قسمت از آن با این تعریف که (سطح، به فضای محصور گفته میشود.) رد میشوند. چون فضای محصوری نداریم.
اگر منظورمان از قسمت، «خط» باشد، این شکل از ۸ قسمت مجزا تشکیل شده که این پاسخ میتواند کاملاً صحیح باشد. (که اتفاقاً این گزینه در پاسخنامه نیز هست!)
امّا منظور طراح، چیزی بین دو حالت قبلی بوده! ترکیبی از سطح و خط. که سطح وسط را یک قسمت و خطوطِ اشک مانند را ۵ قسمت (میگویم خطوطِ اشک مانند چون از درون آن، قسمتی دیگر خارج شده) و یک خط که شکل را تقریباً محصور کرده. (۵+۱+۱=۷)
concer(nu)
اینکه بعد از پایان و گذر چند روزه از کابوسی مانند کنکور، هنوز هم ذهنم بابت اشتباهاتی که کردم از من طلبکارست، واقعاً کلافهام و امروز برای آرام کردنِ خودم، به یکی از سؤالاتی که اشتباه کردم پرداختم (که شاید فرجی شد و گذر کردم) و متوجه چیزی شدم: من فکر میکنم…
(ضمیمه) بابت خطوطِ روانیِ نامرتب و فاجعهام عذرخواهی میکنم.
concer(nu)
اینکه بعد از پایان و گذر چند روزه از کابوسی مانند کنکور، هنوز هم ذهنم بابت اشتباهاتی که کردم از من طلبکارست، واقعاً کلافهام و امروز برای آرام کردنِ خودم، به یکی از سؤالاتی که اشتباه کردم پرداختم (که شاید فرجی شد و گذر کردم) و متوجه چیزی شدم: من فکر میکنم…
و من بابت اشتباه در این سؤال (که تقریباً در اوّل ابتدایی یاد میگیریمش.) سهروز است که نمیتوانم درست زندگی کنم! چون به عقلم شک کردم!
تف به آموزشِ و سنجش کل کشور.
تف به آموزشِ و سنجش کل کشور.
تقریباً مطمئن بودم که کتاب زندگیِ منِ استراوینسکی که بطرزِ عجیبی از کتابفروشی حامد هدیه گرفته بودم، چیزی برای گفتن به من در این ایام خواهد داشت و چند روز قبل که در راه کتابخانه بودم و مطالعهش میکردم به این بخش از کتاب برخوردم.
روند یادگیری موسیقی برای من، همیشه در فقدان معلم بوده و بهترین حالت یادگیری، تماشای ویدیوهای ضبط شدهای بود که تونستم از استادی بخرمشون (بدون امکان رفع نقضِ تمرینها).
و راهی که اینروزها خیلی خوب مفید واقع میشه، اینه که از تجربیات آهنگسازهای دیگه و همچنین مطالعهٔ آثارشون یاد بگیرم و با درونی کردنِ این تجربیات، بهقول استراوینسکی «مسائلم رو شخصاً حل کنم.»
چهارشنبه، ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵، خانه
روند یادگیری موسیقی برای من، همیشه در فقدان معلم بوده و بهترین حالت یادگیری، تماشای ویدیوهای ضبط شدهای بود که تونستم از استادی بخرمشون (بدون امکان رفع نقضِ تمرینها).
و راهی که اینروزها خیلی خوب مفید واقع میشه، اینه که از تجربیات آهنگسازهای دیگه و همچنین مطالعهٔ آثارشون یاد بگیرم و با درونی کردنِ این تجربیات، بهقول استراوینسکی «مسائلم رو شخصاً حل کنم.»
چهارشنبه، ۱۱ شهریورماه ۱۴۰۵، خانه
سؤالاتِ ۱۱ شهریورماه۱۴۰۵، از دفتر تأملات:
۱) ریاضی چیست؟
۲) فیزیک چیست؟
۳) صوت چیست؟
۴) هارمونی در کیهانشناسی چیست؟
۵) هارمونی در موسیقی چیست؟
۶) تفاوت موسیقیِ آهنگسازی که با توانایی innere Hören یا همان «شنیدنِ درونی» موسیقی میآفریند. با آنکه پشت ساز نشسته و مینویسد، چیست؟
۷) موسیقی نوشتنی است یا ساختنی؟ مینویسیم که ساخته باشیم، یا میسازیم که نوشته باشیم؟
۸) آهنگساز کیست؟
۹) آیا آهنگساز، چینشگر است؟
۱۰) خالق صوت کیست؟
۱۱) میتواند «باد» را نخستین عامل ایجادِ صوت دانست؟
۱۲) به چند شیوه میتوان صوت را به جریان انداخت؟
۱۳) آیا نوازنده همان صوتگر (مثل تصویرگر) است؟
۱۴) آیا موسیقی، زبان است و صوت، واژه؟
۱۵) آیا میتوان موسیقی را به زیستشناسی پیوند زد؟
۱۶) میتوان گفت رشد گیاه، رویکردی هارمونیک دارد؟
۱۷) مطالعهٔ رشد گیاه و زاویهٔ برگها با یکدیگر، به چه میزان میتواند به مهارت گسترش یک قطعهٔ موسیقایی کمک کند؟
۱۸) موسیقی، از جنبهٔ تئوریک، به چه میزان با انتگرال در ارتباط است؟
۱۹) در موسیقی پیشاتاریخی، هارمونی چه جایگاهی داشت؟ ذهنی؟
۲۰) موسیقی، سطح است یا حجم؟
۲۱) ملودی هارمونایز شده = سطحِ کشیده شده در فضا؟
۱) ریاضی چیست؟
۲) فیزیک چیست؟
۳) صوت چیست؟
۴) هارمونی در کیهانشناسی چیست؟
۵) هارمونی در موسیقی چیست؟
۶) تفاوت موسیقیِ آهنگسازی که با توانایی innere Hören یا همان «شنیدنِ درونی» موسیقی میآفریند. با آنکه پشت ساز نشسته و مینویسد، چیست؟
۷) موسیقی نوشتنی است یا ساختنی؟ مینویسیم که ساخته باشیم، یا میسازیم که نوشته باشیم؟
۸) آهنگساز کیست؟
۹) آیا آهنگساز، چینشگر است؟
۱۰) خالق صوت کیست؟
۱۱) میتواند «باد» را نخستین عامل ایجادِ صوت دانست؟
۱۲) به چند شیوه میتوان صوت را به جریان انداخت؟
۱۳) آیا نوازنده همان صوتگر (مثل تصویرگر) است؟
۱۴) آیا موسیقی، زبان است و صوت، واژه؟
۱۵) آیا میتوان موسیقی را به زیستشناسی پیوند زد؟
۱۶) میتوان گفت رشد گیاه، رویکردی هارمونیک دارد؟
۱۷) مطالعهٔ رشد گیاه و زاویهٔ برگها با یکدیگر، به چه میزان میتواند به مهارت گسترش یک قطعهٔ موسیقایی کمک کند؟
۱۸) موسیقی، از جنبهٔ تئوریک، به چه میزان با انتگرال در ارتباط است؟
۱۹) در موسیقی پیشاتاریخی، هارمونی چه جایگاهی داشت؟ ذهنی؟
۲۰) موسیقی، سطح است یا حجم؟
۲۱) ملودی هارمونایز شده = سطحِ کشیده شده در فضا؟
concer(nu)
سؤالاتِ ۱۱ شهریورماه۱۴۰۵، از دفتر تأملات: ۱) ریاضی چیست؟ ۲) فیزیک چیست؟ ۳) صوت چیست؟ ۴) هارمونی در کیهانشناسی چیست؟ ۵) هارمونی در موسیقی چیست؟ ۶) تفاوت موسیقیِ آهنگسازی که با توانایی innere Hören یا همان «شنیدنِ درونی» موسیقی میآفریند. با آنکه پشت ساز…
بعد از به اشتراکگذاری سؤالات روزانهم راجع به موسیقی با کلاود، قرار بر این شد که با سؤال پرسیدنِ بیشتر (پرسش در برابر پرسش)، بهطور مستمر بفلسفیم. یعنی سؤالتم رو باهاش بهاشتراک بذارم و کلاود با محدود کردن اطلاعاتش و صرف تأمل و برخورد مثل یک دانشجوی ریاضی، سؤالات بیشتری راجع بهشون بپرسه. (شاید بشه بهش گفت گفتوگوی کندوکاوی؟) و اتفاقات جالبی داره میافته.
سؤالاتی که کلاود میپرسه رو، با نشانهٔ (*) در پایان سؤالات از این پس، به اشتراک میذارم.
سؤالاتی که کلاود میپرسه رو، با نشانهٔ (*) در پایان سؤالات از این پس، به اشتراک میذارم.
Wikipedia
Claude (AI)
large language model family developed by Anthropic
concer(nu)
سؤالاتِ ۱۱ شهریورماه۱۴۰۵، از دفتر تأملات: ۱) ریاضی چیست؟ ۲) فیزیک چیست؟ ۳) صوت چیست؟ ۴) هارمونی در کیهانشناسی چیست؟ ۵) هارمونی در موسیقی چیست؟ ۶) تفاوت موسیقیِ آهنگسازی که با توانایی innere Hören یا همان «شنیدنِ درونی» موسیقی میآفریند. با آنکه پشت ساز…
سؤالات ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۵، از دفتر تأملات:
۲۲) انسان، از چه زمان متر و ریتم را تشخیص میدهد؟
۲۳) اولین متر و ریتمی که انسان میشنود، همان ضربان قلب مادر است؟
۲۴) اگر باد را نخستین موجدِ صوت بدانیم، آیا صوت، همواره زادهٔ حرکت است و نه سکون؟*
۲۵) اگر شنیدنِ درونی (innere Hören) پیش از نگارش رخ بدهد، آنجه بر کاغذ مینشیند، خود موسیقی است با صرفاً ردّی از آن؟*
۲۶) آیا آفرینش، بهمعنای ساختنِ چیزی نو است یا برقراریِ نسبتی نو میان امور موجود؟*
۲۷) چرا برقرار کردنِ نسبتِ میان اصوات در موسیقی چنین قاعدهمند شده؟ این قواعد بر اساس جغرافیا هستند یا محتوای وضع کنندهشان؟
۲۸) اگر در موسیقی پیشاتاریخی، هارمونی امری ذهنی بوده و نه مکتوب، آیا هارمونی، چیزی است که ما در جهان مییابیم یا چیزی است که ذهنِ ما به جهان مینهد؟*
۲۹) خلق ملودی، بهچند شیوه میسر است؟
۳۰) در خلق ملودی با رویکرد هارمونیک، به چه میزان محتوای آهنگساز در اثر دخیل است؟
۳۱) ملودی و هارمونی، هرکدام به چه صورت روی فرد شنونده تأثیر میگذارند؟
۳۲) ساختار درونیِ انجیر، هارمونیک است؟
۳۳) آیا موسیقی هنر است؟
۳۴) آیا موسیقی باخ و بتهوفن، برای موجودات غیر زمینی (اگر وجود داشته باشند.) قابل درک است؟ (صفحه طلایی وویجر)
۳۵) موسیقی شنیده میشود یا لمس میشود؟
۳۶) آیا تأثیری که انسان از موسیقی میپذیرد (جسمی و روحی) از لمس شدنِ فرد توسط موسیقی نشأت میگیرد؟
۳۷) آیا موسیقی، استوانه است؟
۳۸) آیا موسیقی از بین میرود؟
۳۹) آیا سکوت، فقدان صوت است؟
۴۰) معادل فواصل موسیقی، در ادبیات، کدام است؟
۲۲) انسان، از چه زمان متر و ریتم را تشخیص میدهد؟
۲۳) اولین متر و ریتمی که انسان میشنود، همان ضربان قلب مادر است؟
۲۴) اگر باد را نخستین موجدِ صوت بدانیم، آیا صوت، همواره زادهٔ حرکت است و نه سکون؟*
۲۵) اگر شنیدنِ درونی (innere Hören) پیش از نگارش رخ بدهد، آنجه بر کاغذ مینشیند، خود موسیقی است با صرفاً ردّی از آن؟*
۲۶) آیا آفرینش، بهمعنای ساختنِ چیزی نو است یا برقراریِ نسبتی نو میان امور موجود؟*
۲۷) چرا برقرار کردنِ نسبتِ میان اصوات در موسیقی چنین قاعدهمند شده؟ این قواعد بر اساس جغرافیا هستند یا محتوای وضع کنندهشان؟
۲۸) اگر در موسیقی پیشاتاریخی، هارمونی امری ذهنی بوده و نه مکتوب، آیا هارمونی، چیزی است که ما در جهان مییابیم یا چیزی است که ذهنِ ما به جهان مینهد؟*
۲۹) خلق ملودی، بهچند شیوه میسر است؟
۳۰) در خلق ملودی با رویکرد هارمونیک، به چه میزان محتوای آهنگساز در اثر دخیل است؟
۳۱) ملودی و هارمونی، هرکدام به چه صورت روی فرد شنونده تأثیر میگذارند؟
۳۲) ساختار درونیِ انجیر، هارمونیک است؟
۳۳) آیا موسیقی هنر است؟
۳۴) آیا موسیقی باخ و بتهوفن، برای موجودات غیر زمینی (اگر وجود داشته باشند.) قابل درک است؟ (صفحه طلایی وویجر)
۳۵) موسیقی شنیده میشود یا لمس میشود؟
۳۶) آیا تأثیری که انسان از موسیقی میپذیرد (جسمی و روحی) از لمس شدنِ فرد توسط موسیقی نشأت میگیرد؟
۳۷) آیا موسیقی، استوانه است؟
۳۸) آیا موسیقی از بین میرود؟
۳۹) آیا سکوت، فقدان صوت است؟
۴۰) معادل فواصل موسیقی، در ادبیات، کدام است؟
Wikipedia
صفحه طلایی وویجر
صفحهٔ طلایی وویجر (به انگلیسی: Voyager Golden Record)، نسخهای از ۲ صفحهٔ فونوگرافی است که در فضاپیماهای وویجر (وویجر ۱ و وویجر ۲) که در سال ۱۹۷۷ به فضا پرتاب شدند قرار داده شدهاست. این صفحهها شامل نگارهها و آواهایی هستند که برای نشان دادن گوناگونی زندگی…
بام را برافکن، و بتاب، که خرمن تیرگی اینجاست.
بشتاب، درها را بشکن، وهم را دو نیمه کن، که منم
هستهٔ این بار سیاه
اندوه مرا بچین، که رسیده است.
دیری است که خویش را رنجاندهایم، و روزن آشتی بسته است.
مرا بدان سو بر، به صخرهٔ برتر من رسان، که جدا ماندهام.
به سرچشمهٔ «ناب»هایم بردی، نگین آرامش گم کردم، و گریه سر دادم.
فرسودهٔ راهم چادری، کومیان شعله و باد، دور از همهمهٔ خوابستان؟
و مبادا ترس آشفته شود، که آبشخور جاندار من است.
و مبادا غم فرو ریزد، که بلند آسمانهٔ زیبای من است.
صدا بزن، تا هستی بپاخیزد، گل رنگ بازد، پرنده هوای فراموشی کند.
ترا دیدم، از تنگنای زمان جستم. ترا دیدم، شور عدم در من گرفت.
و بیندیش، که سودایی مرگم. کنار تو، زنبق سیرابم.
دوست من، هستی ترسانگیز است.
به صخرهٔ من ریز، مرا در خود بسای، که پوشیده از خزهٔ نامم.
بروی، که تری تو، چهرهٔ خواباندود مرا خوش است.
غوغای چشم و ستاره فرونشست، بمان تا شنودهٔ آسمانها شویم.
بدرآ، بیخدایی مرا بیاگن، محراب بیآغازم شو.
نزدیک آی، تا من سراسر «من» شوم.
سهراب سپهری، نزدیک آی از دفتر آوار آفتاب، ۱۳۳۷
بشتاب، درها را بشکن، وهم را دو نیمه کن، که منم
هستهٔ این بار سیاه
اندوه مرا بچین، که رسیده است.
دیری است که خویش را رنجاندهایم، و روزن آشتی بسته است.
مرا بدان سو بر، به صخرهٔ برتر من رسان، که جدا ماندهام.
به سرچشمهٔ «ناب»هایم بردی، نگین آرامش گم کردم، و گریه سر دادم.
فرسودهٔ راهم چادری، کومیان شعله و باد، دور از همهمهٔ خوابستان؟
و مبادا ترس آشفته شود، که آبشخور جاندار من است.
و مبادا غم فرو ریزد، که بلند آسمانهٔ زیبای من است.
صدا بزن، تا هستی بپاخیزد، گل رنگ بازد، پرنده هوای فراموشی کند.
ترا دیدم، از تنگنای زمان جستم. ترا دیدم، شور عدم در من گرفت.
و بیندیش، که سودایی مرگم. کنار تو، زنبق سیرابم.
دوست من، هستی ترسانگیز است.
به صخرهٔ من ریز، مرا در خود بسای، که پوشیده از خزهٔ نامم.
بروی، که تری تو، چهرهٔ خواباندود مرا خوش است.
غوغای چشم و ستاره فرونشست، بمان تا شنودهٔ آسمانها شویم.
بدرآ، بیخدایی مرا بیاگن، محراب بیآغازم شو.
نزدیک آی، تا من سراسر «من» شوم.
سهراب سپهری، نزدیک آی از دفتر آوار آفتاب، ۱۳۳۷