concer(nu)
151 subscribers
32 photos
11 videos
3 files
19 links
Living with the motto "میاسای زآموختن یک‌زمان" and constantly connecting every part of life with music(?)

@pouryanu
Download Telegram
concer(nu)
https://youtu.be/i_P0EweRMO4?si=xHj_lLk_5zwg_h8R
چندین دلیل برای تماشای این کلاس داشتم:
۱) تثبیت تفکرات راجع به پیوندِ قاطع ریاضیات با هنر (خصوصاً موسیقی)
۲) دیدگاه استاد و تدریس با هدف پرورش ریاضی‌دان-دانشمند (یا ریاضیدان+هنرمند= دانشمند) - که البته بعد از نیمهٔ کلاس متوجهش شدم.

و چندین سؤال:
۱) این‌که P4C یا همان فبک یا فلسفه ‌برای کودکان یا امرِ کندوکاو مشترک به‌چه‌مقدار در دانشگاه‌های ما حاکمه؟ و چه‌مقدار بر دانشجو(ی به‌قول خودشان نخبه) فرصت نفس‌ کشیدن (سؤال پرسیدن) در کلاس داده می‌شه؟
۲) اساتید ریاضی، به‌چه‌میزان متوجه اشتراکات میان هنر(موسیقی) با ریاضیات هستند و آیا از این امر در آموزششون بهره می‌برند؟

پی‌نوشت: البته سؤال‌های بیشتری هم هستند که ترجیح می‌دم فعلاً کنکوری باشم!

چهارشنبه، ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵، خانه، اتاق
قبل‌تر هم خیلی زور می‌زدم در این آرشیو، موسیقی رو با ادبیات پیوند بزنم.
و امروز (که با مطالعهٔ زبان انگلیسی بموازات عربی برای آزمون‌های پیش‌رو درگیر بودم)، شدّت این امر خیلی بیشتر شد! هنوز راجع به تفاوت ادبیات و زبان چیزی نمی‌دونم (شاید زبان، کلیتی بر ادبیات باشه(؟)) ولی یک
سؤال در ذهنم شکل گرفته:

(۳۸) میزان شناخت یک آهنگساز از زبان (و ادبیات؟) به چه مقدار می‌تواند بر طرز برخورد و همچنین مهارت او در خلق یک قطعه تأثیر بگذارد؟

پنج‌شنبه، ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵، ۰۰:۲۰، خانه، اتاق
Hayo Freitag: Die drei Räuber, 2007
جدیداً در مسیر و سوار بر اتوبوس، با اعداد بازی می‌کنم! با پلاک‌ها، شماره موبایل‌های روی دیوارها و ساعت‌ها.
و متوجه سیالیت و گستردگیشون، عیناً موسیقی شدم.
روز اوّل فقط جمع‌ می‌شدن و روز دوّم (امروز)، ضرب و تقسیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تابرعدستان
۲۰ مردادماه ۱۴۰۵، ۲۳:۵۵
concer(nu)
Voice message
هدیهٔ امیرمحمد زیرک: از غیب بگو.
جمعه، ۲۳ مردادماه ۱۴۰۵، خانه، اتاق
Forwarded from دور ترین شاخه‌ی درخت. (باد)
دور ترین شاخه‌ی درخت.
Voice message
(۳۹) آیا می‌توان باد را در قالبِ موسیقی درآورد؟
(۴۰) باد -> فیزیک -> ریاضیات -> موسیقی
Forwarded from دور ترین شاخه‌ی درخت. (باد)
صبح با صدای زاغی بیدار شدم!
کتابی که از کتاب‌فروشیِ حامد هدیه گرفته بودم، تا زمانی که به دست عزیزی برسانمش پیش من امانت است و امشب از این فرصت استفاده کرده و خواندمش و به پاراگرافی از آن برخوردم که مشابه شرایط کنونیِ من است و دوست داشتم تا دراین‌جا نیز نگهش دارم:

عوامل طبیعی گه‌گاه شکل درخت را دگرگون می‌کنند. ناگهان آسمان تیره می‌شود و توفانی شدید همراه با تگرگ در می‌گیرد. درخت در برابر باد به خود می‌پیچد، برق شدیدی لحظه‌ای آسمان تیره را روشن می‌کند و زیر باران شدید، شاخهٔ بزرگی از درخت جدا شده و بر زمین می‌افتد. سال‌ها بعد، با وجود این‌که درخت تغییر شکل داده و به‌صورت ناقصی درآمده است، شاخه‌های جدیدی می‌دهد. درختان بر اثر عواملی مشابه آن‌چه گفته شد، مانند رعد و برق و برف سنگین یا موریانه و حشرات چوب‌خوار دیگر، تغییر شکل می‌دهند. اما با این همه تغییرات، درخت ساختمان اصلی و اوّلیهٔ خود را حفظ می‌کند.

درخت‌ها، برونو موناری، ترجمهٔ محسن احسانی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
Forwarded from German idyll
German idyll
Voice message
(۴۱) دخیل شدنِ محتوا و سلیقهٔ آهنگساز/نوازنده بر کوکِ سازی مثل پیانو که نوازنده، قابل بر لمس مستقیم با جسم مرتعش نیست، به چه میزان می‌تواند بر سهولتِ ارائه محتوای راوی، بیافزاید؟ آیا این امر می‌تواند بر هر پیانیستی لازم و واجب باشد؟
والس گربه‌های کوچولو، معتدل از خانم آنا آرتابالیوسکایا
Isao Takahata: The Tale of the Princess Kaguya, 2013
این شکل درهم‌تنیده، واقعاً از چند قسمت مجزا تشکیل شده؟