concer(nu)
برایم سؤال بود که آیا کسانی همعصر باخ بودند که نوازندگی ایشان رو شنیده باشند و چیزی راجع به آهنگسازی و حتی نوازندگیِ او نوشته باشند که با گفتوگویی کوتاه با جِمِنای، به این موارد رسیدم:
هرکسی که شانسِ شنیدنِ پنجههای این استاد بزرگ را روی کلاوسن داشته باشد، میداند که او چطور میتواند با ده انگشتش، سه یا چهار خط ملودی مستقل را همزمان طوری هدایت کند که انگار چند نوازندهٔ مجزا با هماهنگیِ مطلق در حال نواختن هستند. انگشتان او روی شستیها راه نمیروند، بلکه پرواز میکنند و هر نُت با وضوحی مرواریدوار شنیده میشود.
یوهان ابراهام بیرنبام (Johann Abraham Birnbaum) — استاد بلاغت دانشگاه لایپزیگ، ۱۷۳۸
یوهان ابراهام بیرنبام (Johann Abraham Birnbaum) — استاد بلاغت دانشگاه لایپزیگ، ۱۷۳۸
concer(nu)
برایم سؤال بود که آیا کسانی همعصر باخ بودند که نوازندگی ایشان رو شنیده باشند و چیزی راجع به آهنگسازی و حتی نوازندگیِ او نوشته باشند که با گفتوگویی کوتاه با جِمِنای، به این موارد رسیدم:
این مرد بزرگ اگر اینقدر در قطعاتش تکلف و پیچیدگی به کار نمیبرد، میتوانست تحسین کل جامعه را برانگیزد. او با نوشتنِ تمام نُتهای ریز و تزیینات، زیباییِ طبیعی ملودی را میکُشد و موسیقیاش را بیش از حد سنگین و تاریک میکند.
یوهان آدولف شایبه (Johann Adolph Scheibe) — آهنگساز و منتقد منتقد موسیقی، ۱۷۳۷
یوهان آدولف شایبه (Johann Adolph Scheibe) — آهنگساز و منتقد منتقد موسیقی، ۱۷۳۷
concer(nu)
برایم سؤال بود که آیا کسانی همعصر باخ بودند که نوازندگی ایشان رو شنیده باشند و چیزی راجع به آهنگسازی و حتی نوازندگیِ او نوشته باشند که با گفتوگویی کوتاه با جِمِنای، به این موارد رسیدم:
و البته روایتی ذهنیای هم هست از یوهان ولفگانگ فون گوته که چند دهه بعد از حیات باخ نوشته شده:
وقتی به موسیقی باخ گوش میسپارم، احساس میکنم با روحی روبهرو هستم که در حال تماشای آفرینش جهان است. با خودم میگویم: این دقیقاً همان صدایی است که در زمان خلق عالم، در مکالمهٔ خداوند با خودش جریان داشته است؛ درست پیش از آفریده شدنِ جهان.
در درون من، این موسیقی به یک جریانِ همیشگی، زنده و مواج تبدیل میشود؛ انگار که نظمِ ابدیِ عالم دارد در فضایی صمیمی، با خودش گفتوگو میکند، بیآنکه نیازی به حضور یا هیاهوی ما انسانها داشته باشد.
یوهان ولفگانگ فون گوته (Johann Wolfgang von Goethe)، ۱۸۲۷، در نامهای به کارل فریدریش تسلتر
وقتی به موسیقی باخ گوش میسپارم، احساس میکنم با روحی روبهرو هستم که در حال تماشای آفرینش جهان است. با خودم میگویم: این دقیقاً همان صدایی است که در زمان خلق عالم، در مکالمهٔ خداوند با خودش جریان داشته است؛ درست پیش از آفریده شدنِ جهان.
در درون من، این موسیقی به یک جریانِ همیشگی، زنده و مواج تبدیل میشود؛ انگار که نظمِ ابدیِ عالم دارد در فضایی صمیمی، با خودش گفتوگو میکند، بیآنکه نیازی به حضور یا هیاهوی ما انسانها داشته باشد.
یوهان ولفگانگ فون گوته (Johann Wolfgang von Goethe)، ۱۸۲۷، در نامهای به کارل فریدریش تسلتر
concer(nu)
IMSLP866416_15_Inventions,_BWV_772_786_Bach,_Johann_Sebastian_Complete.pdf
YouTube
Bach zweistimmigen Inventionen und dreistimmigen Sinfonien – Introduction by Sir András Schiff
15 zweistimmigen „Inventionen“ (BWV 772–786) und 15 dreistimmigen „Sinfonien“ (BWV 787–801)
Part of the seven-part Bach cycle at the turn of the year 2023/24.
Pierre Boulez Saal, December 2023
I have only shared these videos here for archiving purposes.
The…
Part of the seven-part Bach cycle at the turn of the year 2023/24.
Pierre Boulez Saal, December 2023
I have only shared these videos here for archiving purposes.
The…
concer(nu)
بالاتر از همه، یک شیوهٔ آوازین (Cantabile) در نوازندگی به دست آورند
نمیدانم و شاید هم حدسی نادرست باشد ولی: باخِ تسهیلگر، با منحنیهای خطوطِ دستنویسش قصد آموزش این «شیوهٔ آوازینِ در نوازندگی» را بر ما داشته؟
نوازنده نیستم و نمیدانم که آیا تمرین و نواختنِ از روی دستنویسِ خالق بهچه میزان میتواند بر روی لحن نوازندگیِ نوازندهٔ متأمل تأثیر بگذارد.
یکشنبه، ۲۴ خردادماه ۱۴۰۵، ۱۶:۰۵، خانه، آشپزخانه - از دفتر تأملات
نوازنده نیستم و نمیدانم که آیا تمرین و نواختنِ از روی دستنویسِ خالق بهچه میزان میتواند بر روی لحن نوازندگیِ نوازندهٔ متأمل تأثیر بگذارد.
یکشنبه، ۲۴ خردادماه ۱۴۰۵، ۱۶:۰۵، خانه، آشپزخانه - از دفتر تأملات
دیشب که بهموازاتِ پیادهرویِ شبانه، قطعیِ یکساعتهٔ برق را تجربه کردم (که از تفِ بر روحِ باعثش فعلاً میگذرم.) تجربهای عجیب را داشتم میزیستم.
در کسری از ثانیه، متوجه «هیچ» بودنِ خودم و وابسته بودنم بر انعکاس نور خورشید، بر روی ماه برای قدم برداشتن شدم. تأکید میکنم «انعکاسِ نور خورشید!»
در آنلحظه، متوجه ارزشمندتر و همچنین معنویتر شدنِ امر نور و صوت شدم! (انگار آدمهاهم با برق، صدایشان رفته بود.) چقدر این موارد در این تاریکیِ الکتریسیته، ارزشمند و الهی بودند. و من، درآن حین، حریمی داشتم از جنسِ تاریکی! توسط هیچ چشمی دیده نمیشدم و اگر هم میشدم، سایهای بیش نبودم بِلطفِ نرمی نورِ ماه.
متوجه شدم چقدر زندگی ارزشمندَست و ما آدمها چقدر پوچانه بهجان هم افتادیم.
سایهٔ درختها در پاسخ به نور ماه، بهقدری درآن لحظه، برای من عجیب بودند که با هیچ کلمهای نمیتوانم توصیفش کنم و مات و مبهوت بودم در برابرشان!
و همچنین، از شدّت ترسم نسبت به برگشتن نور و دیده شدن و چشم آدمها و اصوات الکتریکی، متعجب بودم.
و در پایان:
تف بر روح باعثِ قطعیِ برق.
یکشنبه، ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵، ۱۴:۱۹، دفتر تأملات
در کسری از ثانیه، متوجه «هیچ» بودنِ خودم و وابسته بودنم بر انعکاس نور خورشید، بر روی ماه برای قدم برداشتن شدم. تأکید میکنم «انعکاسِ نور خورشید!»
در آنلحظه، متوجه ارزشمندتر و همچنین معنویتر شدنِ امر نور و صوت شدم! (انگار آدمهاهم با برق، صدایشان رفته بود.) چقدر این موارد در این تاریکیِ الکتریسیته، ارزشمند و الهی بودند. و من، درآن حین، حریمی داشتم از جنسِ تاریکی! توسط هیچ چشمی دیده نمیشدم و اگر هم میشدم، سایهای بیش نبودم بِلطفِ نرمی نورِ ماه.
متوجه شدم چقدر زندگی ارزشمندَست و ما آدمها چقدر پوچانه بهجان هم افتادیم.
سایهٔ درختها در پاسخ به نور ماه، بهقدری درآن لحظه، برای من عجیب بودند که با هیچ کلمهای نمیتوانم توصیفش کنم و مات و مبهوت بودم در برابرشان!
و همچنین، از شدّت ترسم نسبت به برگشتن نور و دیده شدن و چشم آدمها و اصوات الکتریکی، متعجب بودم.
و در پایان:
تف بر روح باعثِ قطعیِ برق.
یکشنبه، ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵، ۱۴:۱۹، دفتر تأملات
Forwarded from Maryam
The Metamorphosis of Birds, 2020
BY Catarina Vasconcelos
BY Catarina Vasconcelos
گفته میشود که بعد از دو ماه دوری، باخ به خانه برگشت و فهمید همسرش ماریا باربارا مرده است.
تنها در خانه و غرق در اندوه، او پشت میز آشپرخانه نشست و به دیوارها و خانه خالی دورتادورش خیره شد.
بعد برگی کاغذ آورد و "چاکن" برای ویولون را نوشت.
"چاکن" نه فقط برای فراخواندن مردگان، که برای بیدار کردنشان ساخته شد.
Organ Sonata No. 3 in D Minor, BWV 527: I. Andante
Michel Chapuis
موومان اول از سونات ارگ شماره ۳ در رِ مینورِ باخ از مجموعه شش سونات برای ارگ که بهگفتهٔ یوهان نیکولاس فورکل (اولین بیوگرافینویس باخ)، باخ این شش سونات را به عنوان یک کتابچه آموزشی پیشرفته برای پسر بزرگش، ویلهلم فریدمان باخ، نوشت.
concer(nu)
Michel Chapuis – Organ Sonata No. 3 in D Minor, BWV 527: I. Andante
دیدار باخ و فردریک کبیر در پوتسدام، هرمان فون کاولباخ، حدود ۱۸۸۰
concer(nu)
Michel Chapuis – Organ Sonata No. 3 in D Minor, BWV 527: I. Andante
IMSLP84033_Organ_Sonata_No_3_in_D_minor,_BWV_527_Bach,_Johann_Sebastian.pdf
5.2 MB
دستنویس باخ از سونات ارگ شماره ۳ در رِ مینورِ باخ
concer(nu)
https://youtu.be/i_P0EweRMO4?si=xHj_lLk_5zwg_h8R
چندین دلیل برای تماشای این کلاس داشتم:
۱) تثبیت تفکرات راجع به پیوندِ قاطع ریاضیات با هنر (خصوصاً موسیقی)
۲) دیدگاه استاد و تدریس با هدف پرورش ریاضیدان-دانشمند (یا ریاضیدان+هنرمند= دانشمند) - که البته بعد از نیمهٔ کلاس متوجهش شدم.
و چندین سؤال:
۱) اینکه P4C یا همان فبک یا فلسفه برای کودکان یا امرِ کندوکاو مشترک بهچهمقدار در دانشگاههای ما حاکمه؟ و چهمقدار بر دانشجو(ی بهقول خودشان نخبه) فرصت نفس کشیدن (سؤال پرسیدن) در کلاس داده میشه؟
۲) اساتید ریاضی، بهچهمیزان متوجه اشتراکات میان هنر(موسیقی) با ریاضیات هستند و آیا از این امر در آموزششون بهره میبرند؟
پینوشت: البته سؤالهای بیشتری هم هستند که ترجیح میدم فعلاً کنکوری باشم!
چهارشنبه، ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵، خانه، اتاق
۱) تثبیت تفکرات راجع به پیوندِ قاطع ریاضیات با هنر (خصوصاً موسیقی)
۲) دیدگاه استاد و تدریس با هدف پرورش ریاضیدان-دانشمند (یا ریاضیدان+هنرمند= دانشمند) - که البته بعد از نیمهٔ کلاس متوجهش شدم.
و چندین سؤال:
۱) اینکه P4C یا همان فبک یا فلسفه برای کودکان یا امرِ کندوکاو مشترک بهچهمقدار در دانشگاههای ما حاکمه؟ و چهمقدار بر دانشجو(ی بهقول خودشان نخبه) فرصت نفس کشیدن (سؤال پرسیدن) در کلاس داده میشه؟
۲) اساتید ریاضی، بهچهمیزان متوجه اشتراکات میان هنر(موسیقی) با ریاضیات هستند و آیا از این امر در آموزششون بهره میبرند؟
پینوشت: البته سؤالهای بیشتری هم هستند که ترجیح میدم فعلاً کنکوری باشم!
چهارشنبه، ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵، خانه، اتاق
قبلتر هم خیلی زور میزدم در این آرشیو، موسیقی رو با ادبیات پیوند بزنم.
و امروز (که با مطالعهٔ زبان انگلیسی بموازات عربی برای آزمونهای پیشرو درگیر بودم)، شدّت این امر خیلی بیشتر شد! هنوز راجع به تفاوت ادبیات و زبان چیزی نمیدونم (شاید زبان، کلیتی بر ادبیات باشه(؟)) ولی یک
سؤال در ذهنم شکل گرفته:
(۳۸) میزان شناخت یک آهنگساز از زبان (و ادبیات؟) به چه مقدار میتواند بر طرز برخورد و همچنین مهارت او در خلق یک قطعه تأثیر بگذارد؟
پنجشنبه، ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵، ۰۰:۲۰، خانه، اتاق
و امروز (که با مطالعهٔ زبان انگلیسی بموازات عربی برای آزمونهای پیشرو درگیر بودم)، شدّت این امر خیلی بیشتر شد! هنوز راجع به تفاوت ادبیات و زبان چیزی نمیدونم (شاید زبان، کلیتی بر ادبیات باشه(؟)) ولی یک
سؤال در ذهنم شکل گرفته:
(۳۸) میزان شناخت یک آهنگساز از زبان (و ادبیات؟) به چه مقدار میتواند بر طرز برخورد و همچنین مهارت او در خلق یک قطعه تأثیر بگذارد؟
پنجشنبه، ۲۶ تیرماه ۱۴۰۵، ۰۰:۲۰، خانه، اتاق
Forwarded from pouryanu
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Devil's laugh(caprice no.13) (πarham)
Telegram
Aural Archive