concer(nu)
151 subscribers
32 photos
11 videos
3 files
19 links
Living with the motto "میاسای زآموختن یک‌زمان" and constantly connecting every part of life with music(?)

@pouryanu
Download Telegram
J.s. Bach: Prelude BWV 867 G Minor
Gruber & Maklar
پرلود شمارهٔ ۲۲، در سی‌بمل مینور از کتاب اوّلِ (کلاویهٔ خوش‌کوک(؟)) تنظیم برای دو گیتار در سل مینور توسط Christian Gruber و Peter Maklar
Le clavier bien tempéré, Livre I: Fugue No. 22 in B-Flat Minor,…
Edwin Fischer
پرلود و فوگ شمارهٔ ۲۲، در سی‌بمل مینور از کتاب اوّلِ (کلاویهٔ خوش‌کوک(؟)) با اجرای ادوین فیشر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از اپرای کؤر اوغلو(؟) که توسط حاجی‌بیگف ‌بتحریر رسیده که بخشی از شعر حافظ درش خوانده می‌شه:

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما

ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما

اجرای کامل رو می‌تونید از یوتیوب ببینید.
concer(nu)
بخشی از اپرای کؤر اوغلو(؟) که توسط حاجی‌بیگف ‌بتحریر رسیده که بخشی از شعر حافظ درش خوانده می‌شه: ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما اجرای کامل رو می‌تونید…
اپرای «کؤر اوغلو» اثر اوزیر حاجی‌بیگف بر پایهٔ حماسهٔ مردمی کؤر اوغلو ساخته شده است. داستان از جایی آغاز می‌شود که حسن‌خان، حاکمی ستمگر، به جرم نافرمانی، چشمان اصطبل‌دار پیر خود «علی» را کور می‌کند. پسر او، رووشن، برای انتقام و رهایی مردم از ظلم خان قیام می‌کند و از آن پس «کؤر اوغلو» (پسر مرد کور) نامیده می‌شود. او در دژ چنلی‌بل ستمدیدگان را گرد می‌آورد و رهبری شورشی مردمی را بر عهده می‌گیرد. حسن‌خان برای شکست او نقشه می‌کشد و اسب افسانه‌ای‌اش «قیرآت» را می‌رباید، اما کؤر اوغلو با شجاعت و زیرکی وارد قصر دشمن می‌شود، یارانش را نجات می‌دهد و سرانجام همراه مردم، حکومت ستمگر را سرنگون می‌کند. اپرا با پیروزی آزادی‌خواهان و رهایی مردم به پایان می‌رسد.

Jala Garibova, Synopsis of the Plot, Hajibeyov.com
Koroghlu (opera), Wikipedia.
concer(nu)
بخشی از اپرای کؤر اوغلو(؟) که توسط حاجی‌بیگف ‌بتحریر رسیده که بخشی از شعر حافظ درش خوانده می‌شه: ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما اجرای کامل رو می‌تونید…
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما

ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما

چندان بُوَد کرشمه و نازِ سَهی‌قدان
کآید به جلوه سروِ صنوبرخَرامِ ما

ای باد اگر به گُلشنِ اَحباب بُگذری
زِنهار، عَرضه دِه بَرِ جانان پیامِ ما

گو نامِ ما زِ یاد به عمدا چه می‌بری؟
خود آید آن که یاد نیاری ز نامِ ما

مستی به چشمِ شاهدِ دلبندِ ما خوش است
زآن رو سپرده‌اند به مستی زمامِ ما

ترسم که صَرفه‌ای نَبَرَد روزِ بازخواست
نانِ حلالِ شیخ ز آبِ حرامِ ما

حافظ ز دیده دانهٔ اشکی همی‌فشان
باشد که مُرغِ وصل کُند قصدِ دامِ ما

دریای اَخضَرِ فَلَک و کَشتی هِلال
هستند غرقِ نعمتِ حاجی‌قوامِ ما

حافظ، غزل شمارهٔ ۱۱
Koroğlu Operası
Ramil Qasımov
نسخهٔ صوتیِ اپرای «کؤر اوغلو» اثر اوزیر حاجی‌بیگف
برایم سؤال بود که آیا کسانی هم‌عصر باخ بودند که نوازندگی‌ ایشان رو شنیده باشند و چیزی راجع به آهنگسازی و حتی نوازندگیِ او نوشته باشند که با گفت‌وگویی کوتاه با جِمِنای، به این موارد رسیدم:
concer(nu)
برایم سؤال بود که آیا کسانی هم‌عصر باخ بودند که نوازندگی‌ ایشان رو شنیده باشند و چیزی راجع به آهنگسازی و حتی نوازندگیِ او نوشته باشند که با گفت‌وگویی کوتاه با جِمِنای، به این موارد رسیدم:
من کارهایی از لایپزیگ (منظور همان باخ است) دیده‌ام، هم در زمینه کلیسا و هم برای سازهای شستی‌دار، که به گونه‌ای نوشته شده‌اند که انسان را به تحسین وا می‌دارد. هیچ‌کس نمی‌تواند در هنرِ نوازندگی ارگ و خلقِ چندصداییِ روان، با او رقابت کند. او ساختارهایی می‌سازد که انگار نُت‌ها دارند با هم استدلال می‌کنند.

یوهان ماتزون (Johann Mattheson) — منتقد و موسیقیدان برجسته باروک، ۱۷۳۹
concer(nu)
برایم سؤال بود که آیا کسانی هم‌عصر باخ بودند که نوازندگی‌ ایشان رو شنیده باشند و چیزی راجع به آهنگسازی و حتی نوازندگیِ او نوشته باشند که با گفت‌وگویی کوتاه با جِمِنای، به این موارد رسیدم:
هرکسی که شانسِ شنیدنِ پنجه‌های این استاد بزرگ را روی کلاوسن داشته باشد، می‌داند که او چطور می‌تواند با ده انگشتش، سه یا چهار خط ملودی مستقل را هم‌زمان طوری هدایت کند که انگار چند نوازندهٔ مجزا با هماهنگیِ مطلق در حال نواختن هستند. انگشتان او روی شستی‌ها راه نمی‌روند، بلکه پرواز می‌کنند و هر نُت با وضوحی مرواریدوار شنیده می‌شود.

یوهان ابراهام بیرنبام (Johann Abraham Birnbaum) — استاد بلاغت دانشگاه لایپزیگ، ۱۷۳۸
concer(nu)
برایم سؤال بود که آیا کسانی هم‌عصر باخ بودند که نوازندگی‌ ایشان رو شنیده باشند و چیزی راجع به آهنگسازی و حتی نوازندگیِ او نوشته باشند که با گفت‌وگویی کوتاه با جِمِنای، به این موارد رسیدم:
این مرد بزرگ اگر این‌قدر در قطعاتش تکلف و پیچیدگی به کار نمی‌برد، می‌توانست تحسین کل جامعه را برانگیزد. او با نوشتنِ تمام نُت‌های ریز و تزیینات، زیباییِ طبیعی ملودی را می‌کُشد و موسیقی‌اش را بیش از حد سنگین و تاریک می‌کند.

یوهان آدولف شایبه (Johann Adolph Scheibe) — آهنگساز و منتقد منتقد موسیقی، ۱۷۳۷
concer(nu)
برایم سؤال بود که آیا کسانی هم‌عصر باخ بودند که نوازندگی‌ ایشان رو شنیده باشند و چیزی راجع به آهنگسازی و حتی نوازندگیِ او نوشته باشند که با گفت‌وگویی کوتاه با جِمِنای، به این موارد رسیدم:
و البته روایتی ذهنی‌ای هم هست از یوهان ولفگانگ فون گوته که چند دهه بعد از حیات باخ نوشته شده:

وقتی به موسیقی باخ گوش می‌سپارم، احساس می‌کنم با روحی روبه‌رو هستم که در حال تماشای آفرینش جهان است. با خودم می‌گویم: این دقیقاً همان صدایی است که در زمان خلق عالم، در مکالمهٔ خداوند با خودش جریان داشته است؛ درست پیش از آفریده شدنِ جهان.
در درون من، این موسیقی به یک جریانِ همیشگی، زنده و مواج تبدیل می‌شود؛ انگار که نظمِ ابدیِ عالم دارد در فضایی صمیمی، با خودش گفت‌وگو می‌کند، بی‌آنکه نیازی به حضور یا هیاهوی ما انسان‌ها داشته باشد.

یوهان ولفگانگ فون گوته (Johann Wolfgang von Goethe)، ۱۸۲۷، در نامه‌ای به کارل فریدریش تسلتر
concer(nu)
بالاتر از همه، یک شیوهٔ آوازین (Cantabile) در نوازندگی به دست آورند
نمی‌دانم و شاید هم حدسی نادرست باشد ولی: باخِ تسهیل‌گر، با منحنی‌های خطوطِ دست‌نویسش قصد آموزش این «شیوهٔ آوازینِ در نوازندگی» را بر ما داشته‌؟
نوازنده نیستم و نمی‌دانم که آیا تمرین و نواختنِ از روی دست‌نویسِ خالق به‌چه میزان می‌تواند بر روی لحن نوازندگیِ نوازندهٔ متأمل تأثیر بگذارد.

یک‌شنبه، ۲۴ خردادماه ۱۴۰۵، ۱۶:۰۵، خانه، آشپزخانه - از دفتر تأملات
دی‌شب که به‌موازاتِ پیاده‌رویِ شبانه‌، قطعیِ یک‌ساعتهٔ برق را تجربه کردم (که از تفِ بر روحِ باعثش فعلاً می‌گذرم.) تجربه‌ای عجیب را داشتم می‌زیستم.
در کسری از ثانیه، متوجه «هیچ» بودنِ خودم و وابسته بودنم بر انعکاس نور خورشید، بر روی ماه برای قدم برداشتن شدم. تأکید می‌کنم «انعکاسِ نور خورشید!»
در آنلحظه، متوجه ارزشمند‌تر و همچنین معنوی‌تر شدنِ امر نور و صوت شدم! (انگار آدم‌هاهم با برق، صدایشان رفته بود.) چقدر این موارد در این تاریکیِ الکتریسیته، ارزشمند‌ و الهی بودند. و من، درآن حین، حریمی داشتم از جنسِ تاریکی! توسط هیچ چشمی دیده نمی‌شدم و اگر هم می‌شدم، سایه‌ای بیش نبودم بِلطفِ نرمی نورِ ماه.
متوجه شدم چقدر زندگی ارزشمندَست و ما آدم‌ها چقدر پوچانه به‌جان هم افتادیم.
سایهٔ درخت‌ها در پاسخ به نور ماه، به‌قدری درآن لحظه، برای من عجیب بودند که با هیچ کلمه‌ای نمی‌توانم توصیفش کنم و مات و مبهوت بودم در برابرشان!
و همچنین، از شدّت ترسم نسبت به برگشتن نور و دیده شدن و چشم‌ آدم‌ها و اصوات الکتریکی، متعجب بودم.

و در پایان:
تف بر روح باعثِ قطعیِ برق.

یک‌شنبه، ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵، ۱۴:۱۹، دفتر تأملات
Forwarded from Maryam
The Metamorphosis of Birds, 2020
BY Catarina Vasconcelos



گفته می‌شود که بعد از دو ماه دوری، باخ به خانه برگشت و فهمید همسرش ماریا باربارا مرده است.
تنها در خانه و غرق در اندوه، او پشت میز آشپرخانه نشست و به دیوارها و خانه خالی دورتادورش خیره شد.
بعد برگی کاغذ آورد و "چاکن" برای ویولون را نوشت.
"چاکن" نه فقط برای فراخواندن مردگان، که برای بیدار کردن‌شان ساخته شد.
Organ Sonata No. 3 in D Minor, BWV 527: I. Andante
Michel Chapuis
موومان اول از سونات ارگ شماره ۳ در رِ مینورِ باخ از مجموعه شش سونات برای ارگ که به‌گفتهٔ یوهان نیکولاس فورکل (اولین بیوگرافی‌نویس باخ)، باخ این شش سونات را به عنوان یک کتابچه آموزشی پیشرفته برای پسر بزرگش، ویلهلم فریدمان باخ، نوشت.
concer(nu)
Michel Chapuis – Organ Sonata No. 3 in D Minor, BWV 527: I. Andante
دیدار باخ و فردریک کبیر در پوتسدام، هرمان فون کاولباخ، حدود ۱۸۸۰
concer(nu)
Michel Chapuis – Organ Sonata No. 3 in D Minor, BWV 527: I. Andante
IMSLP84033_Organ_Sonata_No_3_in_D_minor,_BWV_527_Bach,_Johann_Sebastian.pdf
5.2 MB
دست‌نویس باخ از سونات ارگ شماره ۳ در رِ مینورِ باخ