concer(nu)
151 subscribers
34 photos
11 videos
3 files
19 links
Living with the motto "میاسای زآموختن یک‌زمان" and constantly connecting every part of life with music(?)

@pouryanu
Download Telegram
13 people to live for.............
Triptych in Motion 4
می‌توان نقاشی را نیز (در کنار خیاطی)، مثل موسیقی، هنری زمان‌مند دانست؟ آیا این زمان‌مندی‌ است؟

دوشنبه، ۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۰۹:۰۸ کتابخانهٔ سهند
من که می‌دونم عناصر تدوین و موسیقی تا ناموس اشتراک دارن، ولی نمی‌تونم ثابت کنم (فعلاً)

دوشنبه، ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵، ۲۰:۵۲، تبریز، حمام‌مردانهٔ متحرک
Prelude & Fugue No. 22 in B-Flat Minor, BWV 867 : Fugue
Glenn Gould
فوگ شمارهٔ ۲۲، در سی‌بمل مینور از کتاب اوّلِ (کلاویهٔ خوش‌کوک(؟)) با اجرای گلن گولد
(دی‌روز پرلودی بر امروز؟)
concer(nu)
Glenn Gould – Prelude & Fugue No. 22 in B-Flat Minor, BWV 867 : Fugue
فوگ شمارهٔ - (تمرین شمارهٔ ۰۶)

شنبه، ۲۸‌ تیرماه ۱۴۰۴، تبریز، خانه، اتاق
concer(nu)
Glenn Gould – Prelude
دست‌نوشت یان(یوهان؟) سباستین باخ از میزان اوّل پرلود شمارهٔ ۲۲، در سی‌بمل مینور از کتاب اوّلِ (کلاویهٔ خوش‌کوک(؟))
صدای صبح
پنج‌شنبه، ۱۴ خردادماه ۱۴۰۵، ۰۸:۳۶، خانه، اتاق، زیر پنجره

Fis.sure
Daf.fo.dil
Devil's laugh(caprice no.13)
سمت راستی برای چهار ساعت پیش و سمت چپی برای چهار دقیقه پیش.
سمت راستی برای پنج دقیقه پیش
و سمت چپی برای یک دقیقه پیش
از وقتی شروع به درک این قطعه کردم، با پیانوی فاجعه‌م و صدای وحشتناک و قابلیت‌های محدودش درگیرم (چون صدا به درستی در نمیاد! و دیرند هر نت، به‌درستی باقی نمی‌مونه.) تا این‌که درین پیانوی فاجعه، امروز صدای ارگ‌مانندی رو پیدا کردم و سعی کردم تا پرلود شمارهٔ ۲۲، در سی‌بمل مینور از کتاب اوّلِ (کلاویهٔ خوش‌کوک(؟)) رو با رعایت جزئیات (دیرند نت‌ها و همچنین سکوت‌هاشون) اجرا کنم.
و خودم رو بشنوم!

پنج‌شنبه، ۱۴ خردادماه ۱۴۰۵، ۲۱:۳۸، خانه، اتاق

پی‌نوشت: مهارتم فعلاً تا میزان هفتم اجازه می‌ده. (من کی باشم که باخ بزنم.)
concer(nu)
Voice message
Phoe.nix/ So.ror.i.ty/ quib.ble
concer(nu)
analysis_of_j.s.bachs_preludes__fugues_-_dr.h.riemann_-_1890.pdf
Hugo Riemann’s Analysis of J. S. Bach’s Wohltemperirtes Clavier (48 Preludes and Fugues), Part I is a landmark work of nineteenth-century music analysis, first published in English in London by Augener & Co. around 1890 and translated by J. S. Shedlock from Riemann’s original German text. Riemann (1849–1919), one of the most influential German music theorists and musicologists, studied law, philosophy, history, and music at the Universities of Leipzig and Berlin before becoming a professor in Leipzig and a leading figure in the development of functional harmony theory. In this book, he provides systematic analyses of the first twenty-four preludes and fugues from J. S. Bach’s Well-Tempered Clavier (Book I), focusing primarily on harmonic function, modulation, formal structure, and contrapuntal design. His method emphasizes the roles of tonic, dominant, and subdominant relationships, while also identifying subjects, answers, episodes, stretti, and structural climaxes in the fugues. Although some aspects of the work are now considered historically dated due to its strong nineteenth-century harmonic perspective and limited attention to performance practice or historical context, it remains an important document in the history of music theory and one of the earliest comprehensive analytical studies of Bach’s keyboard masterpieces.
concer(nu)
Hugo Riemann’s Analysis of J. S. Bach’s Wohltemperirtes Clavier (48 Preludes and Fugues), Part I is a landmark work of nineteenth-century music analysis, first published in English in London by Augener & Co. around 1890 and translated by J. S. Shedlock from…
کتاب تحلیل پرلودها و فوگ‌های کلاویهٔ خوش‌کوکِ یوهان سباستیان باخ، بخش اول اثر هوگو ریمان، از آثار شاخص تاریخ تحلیل موسیقی در اواخر قرن نوزدهم به‌شمار می‌رود که ترجمهٔ انگلیسی آن به قلم جان ساوث شدلاک حدود سال ۱۸۹۰ توسط انتشارات Augener & Co. در لندن منتشر شد. ریمان (۱۹۱۹–۱۸۴۹)، از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان و موسیقی‌شناسان آلمان، پس از تحصیل در رشته‌های حقوق، فلسفه، تاریخ و موسیقی در دانشگاه‌های لایپزیگ و برلین، به یکی از چهره‌های بنیادین موسیقی‌شناسی نوین و بنیان‌گذار نظریهٔ هارمونی تابعی تبدیل شد. این کتاب به تحلیل نظام‌مند بیست‌وچهار پرلود و فوگ دفتر نخست کلاویهٔ خوش‌کوک باخ اختصاص دارد و تمرکز اصلی آن بر کارکردهای هارمونیک، مدولاسیون، سازمان فرمال و ساختار کنترپوانتیک آثار است. ریمان در این تحلیل‌ها روابط تونیک، دومینانت و ساب‌دومینانت را به‌عنوان عناصر بنیادین سازمان‌دهندهٔ موسیقی بررسی می‌کند و در فوگ‌ها نیز به شناسایی و تبیین سوژه، پاسخ، اپیزودها، استرتوها و نقاط اوج ساختاری می‌پردازد. هرچند برخی جنبه‌های این اثر از منظر پژوهش‌های معاصر به دلیل غلبهٔ نگاه هارمونیک قرن نوزدهمی و توجه محدود به مسائل تاریخی و اجرایی کهنه تلقی می‌شوند، اما این کتاب همچنان یکی از نخستین و مهم‌ترین مطالعات جامع تحلیلی دربارهٔ آثار کلاویه‌ای باخ و سندی ارزشمند در تاریخ نظریه و تحلیل موسیقی به‌شمار می‌آید.
German idyll
Voice message
اگر تمپوی یک قطعه‌ را به‌میزان غیرقابل تفکیکی بالا ببریم، درآن‌صورت، میانگین فرکانس‌های یک قطعه را می‌شنویم؟
فکر می‌کنم همان‌طور که چشم تواناییِ دیدنِ ۲۴ فریم‌بر ثانیه را دارد، گوش نیز توانایی شنیدنِ تعداد معینی از تکرار بسامد را داراست(؟) که از این امر به فرکانس می‌رسیم و گوش (مغز؟) ناخودآگاه، از این بسامد‌ها (تناوب‌ها؟) میانگینی می‌گیرد تا «شنیدن» رخ بدهد.

جمعه، ۰۱ خردادماه ۱۴۰۵، خانه - از دفتر تأملات
IMSLP866416_15_Inventions,_BWV_772_786_Bach,_Johann_Sebastian_Complete.pdf
14.7 MB
مجموعهٔ «انوانسیون‌های دوصدایی» (BWV 772–786) شامل ۱۵ قطعهٔ کوتاه و مینیاتوری‌ست که یوهان(یان؟) سباستیان باخ آن‌ها را در ابتدا برای آموزش کیبورد و اصول آهنگسازی به پسر بزرگش (ویلهلم فریدمان) در یک دفترچهٔ تمرین تصنیف کرد. نکتهٔ جالب این است که باخ در این نسخهٔ اوّلیه، این قطعات را «پرامبولوم» (Praeambulum) نامیده بود و مدّتی بعد در سال ۱۷۲۳، نسخهٔ بازنگری‌شده را با نام «انوانسیون» گردآوری نمود. این قطعات، بر پایهٔ چرخهٔ گام‌های دیاتونیک تنظیم شده‌اند و هدف ساختاری آن‌ها، آموزش نحوهٔ پرورش خلاقانهٔ یک «موتیف یا سوژهٔ مینیاتوری» از طریق کنترپوان تقلیدیِ دوصدایی است؛ به‌طوری‌که هر دو دست به یک اندازه در بافت افقی موسیقی استقلال، شخصیت و اهمیت دارند و هیچ‌کدام صرفاً نقش همراهی‌کننده یا آکوردِ محض را ایفا نمی‌کنند.
concer(nu)
IMSLP866416_15_Inventions,_BWV_772_786_Bach,_Johann_Sebastian_Complete.pdf
مقدمهٔ نوشته‌شده توسط باخ، برای دفترچهٔ انوانسیون‌‌(پرامبولوم‌ یا پیش‌درآمدها)ی دوصدایی و فانتازیا (سنفونیاها)ی سه‌صدایی:

Auffrichtige Anleitung,
Wormit denen Liebhabern des Clavires, besonders aber denen Lehrbegierigen, eine deutliche Art gezeiget wird, nicht alleine (1) mit zwey Stimmen reine spielen zu lernen, sondern auch bey weiteren progreßen (2) mit dreyen obligaten Partien richtig und wohl zu verfahren, anbey auch zugleich gute inventiones nicht alleine zu haben, sondern selbige auch wohl durchzuführen, ammeisten aber eine cantable Art im Spielen zu erlangen, und darneben einen starcken Vorschmack von der Composition zu bekommen.

Verfertiget von Joh: Seb: Bach, Hochfürstlich Anhalt-Cöthenschen Capellmeister. Anno Christi 1723.

راهنمای صادقانه،
که در آن به دوستداران کلاویه، و به‌ویژه به هنرجویان مشتاق، روشی روشن نشان داده می‌شود؛ نه تنها برای اینکه یاد بگیرند چطور با دو صدا، روان و پاکیزه بنوازند، بلکه در مراحل پیشرفته‌تر، چطور با سه صدای مستقل (اجباری) درست و زیبا رفتار کنند. در عین حال، [یاد بگیرند] که نه تنها ایده‌های خوب (Inventions) پیدا کنند، بلکه همان ایده‌هارا به زیبایی، بسط و گسترش دهند؛ و بالاتر از همه، یک شیوهٔ آوازین (Cantabile) در نوازندگی به دست آورند و هم‌زمان، چشیدنی(؟) قوی و عمیق از آهنگسازی (Composition) کسب کنند.

پدیدآمده توسط یوهان سباستیان باخ، کاپل‌مایسترِ دربار پرنس آنهالت-کوتن. سال مسیح، ۱۷۲۳
concer(nu)
IMSLP866416_15_Inventions,_BWV_772_786_Bach,_Johann_Sebastian_Complete.pdf
خطوط قاطع و درعین حال پویای باخ، روی کاغذ، من رو به‌شدّت به‌یاد کارهای رامبراند (با مرکب و قلم‌نی) می‌اندازه!
concer(nu)
IMSLP866416_15_Inventions,_BWV_772_786_Bach,_Johann_Sebastian_Complete.pdf
باخ، بافتِ چندصدایی (پلی‌فونی) را این‌گونه درک می‌کرد که صداهای مستقل باید مانند اشخاصی رفتار کنند که در یک محفل با یک‌دیگر گفت‌وگو می‌کنند؛ اگر یکی از آن‌ها چیزی برای گفتن دارد، صحبت می‌کند و بقیه گوش می‌دهند و اگر حرفی ندارد، سکوت می‌کند تا نوبتش فرا برسد، چرا که برای او، هدایت صداها یک مهندسیِ صرف نبود، بلکه مکالمه‌ای زنده و هوشمندانه میان شخصیت‌های مستقل به شمار می‌رفت.

دیوید، هانس تئودور و آرتور مندل. The New Bach Reader (ویرایش کریستوف وولف). نیویورک: دبلیو. دبلیو. نورتون، ۱۹۹۸، ص ۴۴۲