concer(nu)
152 subscribers
34 photos
11 videos
3 files
19 links
Living with the motto "میاسای زآموختن یک‌زمان" and constantly connecting every part of life with music(?)

@pouryanu
Download Telegram
concer(nu)
طولانی است داستان این امر که چه‌شد تا چنین ویدیوی دورافتاده‌ای را از استادِ گران‌قدرِ مشخص یافتم؛ ولی قصد اشاره‌ای کوتاه بآن‌چه که باعث بر چنین امری شد دارم و پس‌از آنّیز، علاقه‌مندم تا تأملی که پس‌از برخورد با چنین محرّکی داشتم را دراین فضای یادداشت‌مانند…
تا‌این که به امری به‌نام «اهمیت مبانی» برخوردم. - این‌که: مبانی به‌چه مقدار در حیات جریان دارد و باعثِ بجریان رسیدنِ چه‌اموری می‌تواند شود؟
این‌که آیا مبانی به پایان می‌رسد؟
و بگذارید صادقانه اشاره کنم که این (درگیریِ با چیستیِ مبانی و اهمیت تسلطِ برآن) مرا به فراتر از آن برد.
به‌این که چگونه می‌توان -محکم‌تر- پای بر جای‌پای هم‌نوعان گذاشت؟ چگونه می‌توان (رها) شد؟ یآن که (رها بودن) چگونه است؟ یا این حجم‌از جرأت و آزادگی از چه نشأت می‌گیرد؟ هنر؟ ادبیات؟ شعر؟ چگونه می‌توان محض ‌نبود و مبانیِ امور جاری در زندگی را دانست و «درست» و «انسانی» زندگی کرد؟

۲/۲
تبریز، خانه، اتاق، ۰۲ اسفندماه ۱۴۰۴
(تهران، کتاب‌خانه مرکزی (پارک‌شهر)، ۰۲ اسفند‌ماه ۱۴۰۴)
گر مَردِ رهی، میانِ خون باید رفت
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت

تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت

عطار، مختارنامه، باب هشدهم
concer(nu)
Patricia Kopatchinskaja – Violin Concerto in D Major, Op. 35, TH 59 : I. Allegro moderato
“Tchaikovsky’s music is at once hysterical and empty.”

Adorno, Theodor W. Moments musicaux. Frankfurt am Main: Suhrkamp, 1964.
درین روزهای نحسِ ملال‌آور و تکراری که هرچیزی که می‌خوندم و می‌دیدم و یادمی‌گرفتم رو به شرایط حاکم و وحشتناکِ در خیابون‌ها پیوند می‌زدم تا شاید تونستم کمی با چسبی که زده شده روی لب‌هام -تا مبادا صدایی غیر از آن‌چه که حق می‌دوننش در بیاد و اگر هم چنین اتفاقی افتاد، بزنن دخلت رو بیارن- کنار بیام و عصبانیتم رو فروکش کنم، -برای فرار یک‌روزه از مطالعهٔ کنکور، کتاب روان‌شناسی موسیقی از سوزان هلم (نشر ققنوس) رو شروع به خوندن کردم- و درش به‌یک‌چیز خیلی جالب برخوردم که کاملاً مشابه به چیزی بود که بیشتر از هرچیزی در این‌روزها گوش‌های من رو می‌خراشید. این پایین بازنویسیش می‌کنم:
قدرت موسیقی، در روشی بازتاب دارد که دولت ممکن است سعی در اعمال نفوذ بر آن داشته باشد.
موسیقی در آلمان نازی، به دقت برای استفاده در تظاهرات توده‌ای انتخاب می‌شد تا احساسات میهن‌پرستانهٔ (!!!) مطلوب را ایجاد کند.
(روان‌شناسی موسیقی، سوزان هلم، نشر ققنوس، ص ۲۰)

چهارشنبه، ۰۶ خرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۵۶، خانه
concer(nu)
https://youtu.be/qBxwWRteJG8?si=bjW4Merj2UczS2He
Figurenlehre
(نظریهٔ شکل‌ها، آموزهٔ صورت‌های بیانی، پلی بین ریاضیات موسیقی و شعر و احساس(؟))
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Figurenlehre?🤪

Bach’s Partita No. 2, Sinfonia - Les Swinger Singers, 1969
Prelude
Glenn Gould
پرلود شمارهٔ ۲۲، در سی‌بمل مینور از کتاب اوّلِ (کلاویهٔ خوش‌کوک(؟)) با اجرای گلن گولد
concer(nu)
Glenn Gould – Prelude
انتخاب این قطعه برای نوازندگی که یک ماهِ قبل رخ داد، برای فردی مثلِ من که تواناییِ آن‌چنانی‌ای در نواختن ندارد البته که لقمه‌ای بزرگ‌تر از دهان بوده. امّا هدفی که از انتخاب این قطعه داشتم، بیش‌شناختِ موسیقی باروک (یا باخ)، موازی‌با غرقِ درآن شدن بود و همچنین متوجه اهمیت هریک صوت شدن و لزوم توجهِ به کم‌رنگ‌تر شدنش و همنشینیِ هارمونیک‌ها(صداهای فرعی)یش با دیگر صداهای نو زاد (که اتفاقاً چنین هم شد!)
اصواتی که در مکالمه‌اند و هم‌دیگر را مکمل‌اند و کامل می‌شوند. در امتداد هم و گاه با سکوتی کوتاه (شاید؟) فرصت حضور بر آن‌دیگری‌شان را می‌دهند.
نمی‌دانم یک‌نوازنده، چقدر با قطعه‌ای که درگیرش‌ست، جریان و زندگانی و آموخته‌هایش را پیوند می‌زند و نمی‌دانم‌هم که این پیوند زدنِ افراطیِ با هرچیز، به‌چه‌میزان می‌تواند مؤثر باشد. (مثل ربطِ دادنِ اضلاع قائمِ مثلثی که از قطر دو مربع می‌گذرد (در کلاسِ هندسهٔ امیر) به اصوات آلتو و تنورِ پرلود شمارهٔ ۲۲ در سی‌بمل مینور، در بَرِ سوپرانو و باس)
یا چه‌می‌دانم(؟) تأکید افراطی و قاطع باس بر تُنیک را بر آ(مدنِ) بهار پیوند زدن و صفتِ خلعت دادنِ بِآن را.

دوشنبه، ۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۵۶، خانه
13 people to live for.............
Triptych in Motion 4
می‌توان نقاشی را نیز (در کنار خیاطی)، مثل موسیقی، هنری زمان‌مند دانست؟ آیا این زمان‌مندی‌ است؟

دوشنبه، ۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ۰۹:۰۸ کتابخانهٔ سهند
من که می‌دونم عناصر تدوین و موسیقی تا ناموس اشتراک دارن، ولی نمی‌تونم ثابت کنم (فعلاً)

دوشنبه، ۱۱ خردادماه ۱۴۰۵، ۲۰:۵۲، تبریز، حمام‌مردانهٔ متحرک
Prelude & Fugue No. 22 in B-Flat Minor, BWV 867 : Fugue
Glenn Gould
فوگ شمارهٔ ۲۲، در سی‌بمل مینور از کتاب اوّلِ (کلاویهٔ خوش‌کوک(؟)) با اجرای گلن گولد
(دی‌روز پرلودی بر امروز؟)
concer(nu)
Glenn Gould – Prelude & Fugue No. 22 in B-Flat Minor, BWV 867 : Fugue
فوگ شمارهٔ - (تمرین شمارهٔ ۰۶)

شنبه، ۲۸‌ تیرماه ۱۴۰۴، تبریز، خانه، اتاق
concer(nu)
Glenn Gould – Prelude
دست‌نوشت یان(یوهان؟) سباستین باخ از میزان اوّل پرلود شمارهٔ ۲۲، در سی‌بمل مینور از کتاب اوّلِ (کلاویهٔ خوش‌کوک(؟))
صدای صبح
پنج‌شنبه، ۱۴ خردادماه ۱۴۰۵، ۰۸:۳۶، خانه، اتاق، زیر پنجره

Fis.sure
Daf.fo.dil