concer(nu)
و آدمیان را در قلمروِ تاریکِ خویش به بند کشید. (۳۱) یک سراینده، بهچه میزان باید بازیگر(نیز) باشد؟ -یا بهشکلی دیگر میپرسم- یک سراینده، بهچه میزان باید در لحن، حالت چهره و حالت بدنش نیز ظرافت لازم را بهخرج دهد؟ (۳۲) آیا با لحن، حالت چهره و حالت بدنِ سراینده،…
(۳۳) بهچه مقدار، موسیقی مذهبی با ادبیات در پیوند است؟
تهران، کتابخانه مرکزی (پارک شهر)، ۲۴ آذرماه ۱۴۰۴
تهران، کتابخانه مرکزی (پارک شهر)، ۲۴ آذرماه ۱۴۰۴
concer(nu)
Leonard Bernstein – Symphony No. 4 in G Major : IV. Sehr behaglich: "Wir genießen
(۳۴) گوستاو مالر، در خلق این اثر، به چه میزان بر ادبیات(واژه) مسلط بوده؟
(۳۵) برای خلق چنین اثری، بهچه میزان شناختِ از ادبیات لازم است؟
کیش، کتابخانهٔ میرمهنا، ۲۶ آذرماه ۱۴۰۴
(۳۵) برای خلق چنین اثری، بهچه میزان شناختِ از ادبیات لازم است؟
کیش، کتابخانهٔ میرمهنا، ۲۶ آذرماه ۱۴۰۴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کیش، میرمهنا، ۲۷ آذرماه ۱۴۰۴
IV. Festival at Baghdad - The Sea - The Shipwreck. Allegro molto…
Leonard Bernstein
Leonard Bernstein conducts Korsakov’s Scherherazade, op. 35
New York Philharmonic Orchestra
New York Philharmonic Orchestra
concer(nu)
Leonard Bernstein – I. The Sea and Sinbad's Ship. Largo e maestoso
چند روزی است که این ضبط ظریف را از شهرزادِ کُرساکف را درآن هنگام که از کتابخانه به خانهٔ خالهام بازمیگردم و از محلهٔ عربهای کیش میگذرم گوش میدهم و خوف میگیردَم و در عجبم که کرساکف چگونه توانایی چنین فضاسازیای را درین قطعه داشته؟ و میبینم پریهایی را که چهرشان را در کوچههای باریک میدزدندَم و با کمرویی، خود را میان گیسووان بید، پنهان میکنند تا بگذرم. و مردان را که با نگاه تیزشان میگیرند نگاهم را از خانهشان.
کیش، سدر ۱۰، ۲۸ آذرماه ۱۴۰۴
کیش، سدر ۱۰، ۲۸ آذرماه ۱۴۰۴
German idyll
موسیقی خیلی والاتر از آن بد که واقعیات را نشانمان دهد
(۳۶) صرف والا دانستن موسیقی، به نوعی محدود نگاه کردن به آن نیست؟ یعنی موسیقی، چنین تواناییای را ندارد تا واقعیت را نیز، در کنار انتزاعِ محض، ارائه دهد؟ موسیقی، نمیتواند زمینی نیز باشد؟
کیش، میرمهنا، ۲۹ آذرماه ۱۴۰۴
کیش، میرمهنا، ۲۹ آذرماه ۱۴۰۴
(۳۷) آیا اپرا، به همانقدر که به ادبیات نمایشی، به ادبیات شعری نیز نزدیک است؟
کیش، میرمهنا، ۲۹ آذرماه ۱۴۰۴
کیش، میرمهنا، ۲۹ آذرماه ۱۴۰۴
هنر، شاید آنجا به اصالت دست یابد که خود را بهطور کامل از مفهوم اصالت رها کند. یعنی از این مفهوم که باید حتماً چنین باشد، و نه طور دیگری. (تئودور آدورنو)
حقیقت و زیبایی درسهای فلسفهٔ هنر، بابک احمدی
حقیقت و زیبایی درسهای فلسفهٔ هنر، بابک احمدی
concer(nu)
امروز، به دنبال تعریفاتی از «صوت» در یادداشتهایم بودم تا در دفتر AM-01-ام بازنوشتاش کنم که به بخشی از مقالهٔ «بررسی مرزهای میان موسیقی و گفتار از اوپا مصباحیان و دکتر ساسان فاطمی»، برخوردم و خوانش دوبارهٔ آن، به شدت مرا حیرتزده کرد! آن متن، بدین شرح است:…
صدا (صوت):
در نتیجهٔ ارتعاش یک جسم تولید میشود و در محیط مادی، مانند هوا یا آب به صورت موج، انتشار مییابد و به گوش ما میرسد و ما، در دستگاه شنواییمان، آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژیک درک میکنیم.
(تئوری بنیادی موسیقی، پرویز منصوری، نشر کارنامه)
تأثیر امواج صوتی به اعضای شنوایی که از طریق عصب شنوایی به مغز منتقل میشود، احساسِ صدا را ایجاد میکند. -احساس، (طبق تعریف و.ا. لنین) تبدیل انرژی تحریک بیرونی، به واقعیت آگاهی است. بنابراین کل سلسلهٔ این پدیده، بدین قرار است:
نواسانات منبع صدا -> امواج صوتی -> تأثیر امواج صوتی به اعضای شنوایی -> انتقال تحریک انجام شده به مغز، توسط عصب شنوایی
(تئوری مقدماتی موسیقی، ایگور ولادیمیرویچ اسپاسبین، ترجمهٔ مسعود ابراهیمی، نشر خنیاگر)
Sound is the sensation perceived by the organs of hearing when vibrations (sound waves)
reach the ear.
(Music in Theory and Practice, Bruce Benward, Marilyn Saker, Higher Education)
تبریز، خانه، اتاق، ۲۸ مردادماه ۱۴۰۴
در نتیجهٔ ارتعاش یک جسم تولید میشود و در محیط مادی، مانند هوا یا آب به صورت موج، انتشار مییابد و به گوش ما میرسد و ما، در دستگاه شنواییمان، آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژیک درک میکنیم.
(تئوری بنیادی موسیقی، پرویز منصوری، نشر کارنامه)
تأثیر امواج صوتی به اعضای شنوایی که از طریق عصب شنوایی به مغز منتقل میشود، احساسِ صدا را ایجاد میکند. -احساس، (طبق تعریف و.ا. لنین) تبدیل انرژی تحریک بیرونی، به واقعیت آگاهی است. بنابراین کل سلسلهٔ این پدیده، بدین قرار است:
نواسانات منبع صدا -> امواج صوتی -> تأثیر امواج صوتی به اعضای شنوایی -> انتقال تحریک انجام شده به مغز، توسط عصب شنوایی
(تئوری مقدماتی موسیقی، ایگور ولادیمیرویچ اسپاسبین، ترجمهٔ مسعود ابراهیمی، نشر خنیاگر)
Sound is the sensation perceived by the organs of hearing when vibrations (sound waves)
reach the ear.
(Music in Theory and Practice, Bruce Benward, Marilyn Saker, Higher Education)
تبریز، خانه، اتاق، ۲۸ مردادماه ۱۴۰۴
concer(nu)
در اینجا با دو واژهٔ Listening و Hearing رو به رو میشویم. و جالبتر این است، حال که آغاز به مطالعهٔ کتاب The Enjoyment of Music از Joseph Machlis کردهام، اولین چیزی که بهآن برخوردم، به این سؤال مربوط است و پاسخی است برای آن. تحت عنوانِ The Art of Listening…
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
مصاحبۀ اندیشۀ آینده با پوریا رمضانیان، مدرس موسیقی، بخش اول
مفهوم تربیت شنیداری - پوریا رمضانیان
مجلۀ اندیشۀ آینده
مجلۀ اندیشۀ آینده
concer(nu)
https://www.aparat.com/v/wxqgark
طولانی است داستان این امر که چهشد تا چنین ویدیوی دورافتادهای را از استادِ گرانقدرِ مشخص یافتم؛ ولی قصد اشارهای کوتاه بآنچه که باعث بر چنین امری شد دارم و پساز آنّیز، علاقهمندم تا تأملی که پساز برخورد با چنین محرّکی داشتم را دراین فضای یادداشتمانند بهیادگار بگذارم:
از اینجا در من جرقهای جان گرفت که با پستی در کانالی «هنر اجرا»نام برخوردم که دررابطه با چیستی یا چگونگی یک متر مشخصِ تعیین شده در نوشتهٔ بتهوفن بهتحریر رسیده بود و جالب است بهاین اشاره کنم که این سؤال، مرا به سؤالی دیگر رساند که: «بهچه میزان، توهمِ پیشروی میتواند یک دانشآموز را از پای بیندازد و از پیشرویِ (حقیقی) منصرف؟»
۱/۲
از اینجا در من جرقهای جان گرفت که با پستی در کانالی «هنر اجرا»نام برخوردم که دررابطه با چیستی یا چگونگی یک متر مشخصِ تعیین شده در نوشتهٔ بتهوفن بهتحریر رسیده بود و جالب است بهاین اشاره کنم که این سؤال، مرا به سؤالی دیگر رساند که: «بهچه میزان، توهمِ پیشروی میتواند یک دانشآموز را از پای بیندازد و از پیشرویِ (حقیقی) منصرف؟»
۱/۲
concer(nu)
طولانی است داستان این امر که چهشد تا چنین ویدیوی دورافتادهای را از استادِ گرانقدرِ مشخص یافتم؛ ولی قصد اشارهای کوتاه بآنچه که باعث بر چنین امری شد دارم و پساز آنّیز، علاقهمندم تا تأملی که پساز برخورد با چنین محرّکی داشتم را دراین فضای یادداشتمانند…
تااین که به امری بهنام «اهمیت مبانی» برخوردم. - اینکه: مبانی بهچه مقدار در حیات جریان دارد و باعثِ بجریان رسیدنِ چهاموری میتواند شود؟
اینکه آیا مبانی به پایان میرسد؟
و بگذارید صادقانه اشاره کنم که این (درگیریِ با چیستیِ مبانی و اهمیت تسلطِ برآن) مرا به فراتر از آن برد.
بهاین که چگونه میتوان -محکمتر- پای بر جایپای همنوعان گذاشت؟ چگونه میتوان (رها) شد؟ یآن که (رها بودن) چگونه است؟ یا این حجماز جرأت و آزادگی از چه نشأت میگیرد؟ هنر؟ ادبیات؟ شعر؟ چگونه میتوان محض نبود و مبانیِ امور جاری در زندگی را دانست و «درست» و «انسانی» زندگی کرد؟
۲/۲
تبریز، خانه، اتاق، ۰۲ اسفندماه ۱۴۰۴
(تهران، کتابخانه مرکزی (پارکشهر)، ۰۲ اسفندماه ۱۴۰۴)
اینکه آیا مبانی به پایان میرسد؟
و بگذارید صادقانه اشاره کنم که این (درگیریِ با چیستیِ مبانی و اهمیت تسلطِ برآن) مرا به فراتر از آن برد.
بهاین که چگونه میتوان -محکمتر- پای بر جایپای همنوعان گذاشت؟ چگونه میتوان (رها) شد؟ یآن که (رها بودن) چگونه است؟ یا این حجماز جرأت و آزادگی از چه نشأت میگیرد؟ هنر؟ ادبیات؟ شعر؟ چگونه میتوان محض نبود و مبانیِ امور جاری در زندگی را دانست و «درست» و «انسانی» زندگی کرد؟
۲/۲
تبریز، خانه، اتاق، ۰۲ اسفندماه ۱۴۰۴
(تهران، کتابخانه مرکزی (پارکشهر)، ۰۲ اسفندماه ۱۴۰۴)
گر مَردِ رهی، میانِ خون باید رفت
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
عطار، مختارنامه، باب هشدهم
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
عطار، مختارنامه، باب هشدهم
Violin Concerto in D Major, Op. 35, TH 59 : III. Finale. Allegro…
Patricia Kopatchinskaja
Tchaikovsky: Violin Concerto, Op. 35, TH 59
خانه، ۰۸ اسفندماه ۱۴۰۴، ۱۵:۰۶
خانه، ۰۸ اسفندماه ۱۴۰۴، ۱۵:۰۶