concer(nu)
152 subscribers
34 photos
11 videos
3 files
19 links
Living with the motto "میاسای زآموختن یک‌زمان" and constantly connecting every part of life with music(?)

@pouryanu
Download Telegram
concer(nu)
https://youtu.be/qBxwWRteJG8?si=bjW4Merj2UczS2He
چه نیرویی هستی تو، ای که از ژرفا
مرا برخیزانده‌ای، ناخواسته و آهسته،
از بسترهای برفِ جاودان؟

نمی‌بینی که چه خشک‌وامانده‌ام،
چگونه خشک، چگونه شگفتْ سالخورده،
و چه بسیار ناتوان از تحملِ این سرمای گزنده؟

به‌سختی می‌توانم بجنبم یا نفس بکشم،
به‌سختی می‌توانم بجنبم یا نفس بکشم.
بگذار… بگذار… بگذار دوباره یخ بزنم،
بگذار… بگذار تا مرگ، یخ ببندم،
بگذار… بگذار… بگذار تا مرگ، یخ ببندم.
(۳۰) می‌توان مترادفِ آهنگساز را، چینش‌گر اصوات دانست؟ (چون به‌هرحال خلق صوت، به‌وسیلهٔ آهنگساز، صورت نمی‌گیرد.)

تبریز، خانه، اتاق، ۱۵ آذرماه ۱۴۰۴، ۱۴:۳۹
Forwarded from ignition of the night (melika)
آیا فقط از طریق گوش‌هامون می‌شنویم یا اجازه می‌دیم کل بدن-حتی پوست- هم بشنوه؟
یقیناً خداوند، ذره‌ای از آوازش را بر موسیقیِ باخ تپانده!

رنه‌جیکوبس (رهبر این اجرا که سرایندگی از پیشینهٔ ایشان نیز بوده) که چند روز قبل، شاهد رهبری بی‌نظیرش از فلوت‌سحرآمیز موتسارت بودم و انتخاب درستِ سرایندهٔ ایشان مرا به شدت حیرت‌زدت کرده بود، در این ضبط نیز از BWV4 باخ، شاهد چنین شکوهی شدم و خواستم تا بخشی از آن‌ را با شما به‌اشتراک بگذارم.

هیچ‌کس، در سراسر نوعِ بشر،
توانِ چیرگی بر مرگ نداشت؛
زیرا گناهانِ ما،
جهان را از هر بی‌گناهی تهی ساخته بود.
از این‌رو مرگ شتابان فرارسید
و بر ما فرمان راند
و آدمیان را در قلمروِ تاریکِ خویش به بند کشید.
خدا را شکر! (هَله‌لویا)

تبریز، خانه، ۲۰ آذرماه ۱۴۰۴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
concer(nu)
یقیناً خداوند، ذره‌ای از آوازش را بر موسیقیِ باخ تپانده! رنه‌جیکوبس (رهبر این اجرا که سرایندگی از پیشینهٔ ایشان نیز بوده) که چند روز قبل، شاهد رهبری بی‌نظیرش از فلوت‌سحرآمیز موتسارت بودم و انتخاب درستِ سرایندهٔ ایشان مرا به شدت حیرت‌زدت کرده بود، در این ضبط…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و آدمیان را در قلمروِ تاریکِ خویش به بند کشید.

(۳۱) یک سراینده، به‌چه میزان باید بازیگر(نیز) باشد؟ -یا به‌شکلی دیگر می‌پرسم- یک سراینده، به‌چه میزان باید در لحن، حالت چهره و حالت بدنش نیز ظرافت لازم را به‌خرج دهد؟
(۳۲) آیا با لحن، حالت چهره و حالت بدنِ سراینده، شنونده-‌بینندهٔ اثر که ناهم‌زبانِ گفتار اثر است، می‌تواند متوجه مفهوم قطعه شود؟ آیا این برای فهمِ مفهوم، کافی است؟

تبریز، خانه، ۲۲ آذرماه ۱۴۰۴
concer(nu)
Leonard Bernstein – Symphony No. 4 in G Major : IV. Sehr behaglich: "Wir genießen
ما از شادمانی‌های آسمانی بهره‌مندیم،
از این‌رو دل از دلبستگی‌های زمینی می‌بُریم.
هیاهوی دنیوی
در آسمان شنیده نمی‌شود؛
همه‌چیز در آرامشی لطیف و ژرف می‌زید.

ما حیاتی فرشته‌گون داریم،
و با این همه، سرشار از شادی‌ای ساده‌ایم؛
می‌رقصیم و می‌جهیم،
می‌خوانیم و می‌خندیم،
و قدیس پطرس از فراز آسمان نظاره‌گر است.

یوحنّا بره را رها می‌کند،
و هیرودِسِ قصاب مراقب آن است؛
ما با شکیبایی و پاکی،
آرام و بی‌گناه،
بره‌ای دوست‌داشتنی را به مرگ می‌سپاریم.

قدیس لوقا گاو را قربانی می‌کند،
بی‌هیچ تردید و اندیشه‌ای؛
شراب در انبار آسمانی
هیچ ارزشی ندارد،
و فرشتگان نان را می‌پزند.

گیاهان نیک از هر گونه
در باغ آسمانی می‌رویند؛
مارچوبه، لوبیا
و هر آنچه که بخواهیم،
سینی‌سینی آمادهٔ ماست.

سیب‌های نیکو، گلابی‌ها و انگورها؛
باغبانان همه‌چیز را روا می‌دارند.
اگر آهو خواهی یا خرگوش،
در راه‌های گشوده
خود به سوی تو می‌دوند.

و اگر روزه‌ای فرا رسد،
همهٔ ماهیان با شادی شناکنان می‌آیند؛
آنجا قدیس پطرس را می‌بینی
با تور و طعمه
در کنار آبگیر آسمانی.

قدیسه مارتا آشپز است.
هیچ موسیقی‌ای بر زمین نیست
که با موسیقی ما سنجیده شود؛
یازده‌هزار دوشیزه
به رقص درمی‌آیند،
و خودِ قدیسه اورسولا لبخند می‌زند.

هیچ موسیقی‌ای بر زمین نیست
که همتای آن باشد؛
سِسیلیا با خویشانش
موسیقی‌دانان دربار آسمان‌اند.
آوازهای فرشتگان
جان‌ها را بیدار می‌کند،
چنان‌که همه‌چیز برای شادی برمی‌خیزد.
concer(nu)
Leonard Bernstein – Symphony No. 4 in G Major : IV. Sehr behaglich: "Wir genießen
(۳۴) گوستاو مالر، در خلق این اثر، به چه میزان بر ادبیات(واژه) مسلط بوده؟
(۳۵) برای خلق چنین اثری، به‌چه میزان شناختِ از ادبیات لازم است؟

کیش، کتاب‌خانهٔ میرمهنا، ۲۶ آذرماه ۱۴۰۴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کیش، میرمهنا، ۲۷ آذرماه ۱۴۰۴
concer(nu)
Leonard Bernstein – I. The Sea and Sinbad's Ship. Largo e maestoso
چند روزی‌ است که این ضبط ظریف را از شهرزادِ کُرساکف را درآن هنگام که از کتاب‌خانه به خانهٔ خاله‌ام بازمی‌گردم و از محلهٔ عرب‌های کیش می‌گذرم گوش می‌دهم و خوف می‌گیردَم و در عجبم که کرساکف چگونه توانایی چنین فضاسازی‌ای را درین قطعه داشته؟ و می‌بینم پری‌هایی را که چهرشان را در کوچه‌های باریک می‌دزدندَم و با کم‌رویی، خود را میان گیسووان بید، پنهان می‌کنند تا بگذرم. و مردان را که با نگاه تیزشان می‌گیرند نگاهم را از خانه‌شان.

کیش، سدر ۱۰، ۲۸ آذرماه ۱۴۰۴
German idyll
موسیقی خیلی والاتر از آن بد که واقعیات را نشانمان دهد
(۳۶) صرف والا دانستن موسیقی، به نوعی محدود نگاه کردن به آن نیست؟ یعنی موسیقی، چنین توانایی‌ای را ندارد تا واقعیت را نیز، در کنار انتزاعِ محض، ارائه دهد؟ موسیقی، نمی‌تواند زمینی نیز باشد؟

کیش، میرمهنا، ۲۹ آذرماه ۱۴۰۴
(۳۷) آیا اپرا، به همان‌قدر که به ادبیات نمایشی، به ادبیات شعری نیز نزدیک است؟

کیش، میرمهنا، ۲۹ آذرماه ۱۴۰۴
هنر، شاید آن‌جا به اصالت دست یابد که خود را به‌طور کامل از مفهوم اصالت رها کند. یعنی از این مفهوم که باید حتماً چنین باشد، و نه طور دیگری. (تئودور آدورنو)

حقیقت و زیبایی درس‌های فلسفهٔ هنر، بابک احمدی