COMPΞZ 🧬
با کدوم یکی از این شعارها ارتباط بهتری میگیرید؟
با هدف اینکه Artists از این پس زیر مجموعهٔ بیشتری رو دربر خواهد گرفت، یعنی... چه برنامهنویس، چه نقاش، چه ایدهپرداز، چه مدیا کار و ...
همهٔ این مجموعه به عنوان Creators تو اکو سیستم ما یاد خواهد شد.
نوع اول
فرآیند تبدیل ایدهها، احساسات و کدها به فرمهای قابل لمس از آفرینش.
نوع دوم
تکامل فردی و جمعی خلاقیت و نوآوری.
همهٔ این مجموعه به عنوان Creators تو اکو سیستم ما یاد خواهد شد.
نوع اول
فرآیند تبدیل ایدهها، احساسات و کدها به فرمهای قابل لمس از آفرینش.
نوع دوم
تکامل فردی و جمعی خلاقیت و نوآوری.
من معتقدم دوران تعامل تموم شده و هیچ ارزش آفرینیای در این عصر جز ایجاد فرصت فارم نداره!
پس سازندگی فردی و حرفهای اولویت گزینهٔ جایگزین خواهد بود. چون هدف توکن حمایت از رشد هست نه حمایت از تولید محتوای بیریشه!
اگه چیزی ساختی، یا میسازی، اگه از کسی حمایت میکنی، کالکتوری یا هرچیزی برمبنای رفتار سازنده.
توی این اکو سیستم بالاترین امتیاز رو خواهی گرفت.
پس سازندگی فردی و حرفهای اولویت گزینهٔ جایگزین خواهد بود. چون هدف توکن حمایت از رشد هست نه حمایت از تولید محتوای بیریشه!
اگه چیزی ساختی، یا میسازی، اگه از کسی حمایت میکنی، کالکتوری یا هرچیزی برمبنای رفتار سازنده.
توی این اکو سیستم بالاترین امتیاز رو خواهی گرفت.
نکتهٔ به شدت مهم اینه، واحد تیم با ۱۲.۵٪ از کل توکنها رو سهیم میشن؛ تمام اعضای تیم (هرچند توکن بهشون تعقل میگیره) به مدت ۹ ماه حداقل بعد از اجرای پروژه نمیتونن به توکنهاشون دست بزنن و سپس به مدت ۴ سال به صورت خطی و Cliff به سهم خودشون خواهند رسید.
این به دو موضوع اشاره مستقیم داره:
۱) تیم به دنبال ساخت و هندل کردن برنامهها و نقشهٔ راه خواهد بود.
۲) هدفش برای انگیزهٔ بلند مدتی و رشد دائمی هست.
این به دو موضوع اشاره مستقیم داره:
۱) تیم به دنبال ساخت و هندل کردن برنامهها و نقشهٔ راه خواهد بود.
۲) هدفش برای انگیزهٔ بلند مدتی و رشد دائمی هست.
COMPΞZ 🧬
نکتهٔ به شدت مهم اینه، واحد تیم با ۱۲.۵٪ از کل توکنها رو سهیم میشن؛ تمام اعضای تیم (هرچند توکن بهشون تعقل میگیره) به مدت ۹ ماه حداقل بعد از اجرای پروژه نمیتونن به توکنهاشون دست بزنن و سپس به مدت ۴ سال به صورت خطی و Cliff به سهم خودشون خواهند رسید. این…
این موضوع روی واحد سرمایهگذارها (Investors) هم صدق میکنه، دقیقاً ۱۲.۵٪ و با همین شرایط ۹ ماه و آزادسازی خطی در ۲ سال بعد از اجرای پروژه.
COMPΞZ 🧬
این موضوع روی واحد سرمایهگذارها (Investors) هم صدق میکنه، دقیقاً ۱۲.۵٪ و با همین شرایط ۹ ماه و آزادسازی خطی در ۲ سال بعد از اجرای پروژه.
بزرگترین بخش تهدید کننده پروژهها همیشه بخش ایردراپشونه که موجب فشار فروش عظیمی میشه و دامپ قیمت شدید تجربه میکنن! مثل دیجن، ماکسی و امثالشون که با کوچکترین بیاعتمادی فشار قطعی هست.
خوشبختانه ما فقط ۶.۲۵٪ از کل توکنومیکس رو به ایردراپ تخصیص میدیم که وقتمونو با کنترل این بخش نگیریم! هرچقدر هم آزاد بشه در نهایت وارد موضوع نقدینگی خواهد شد که اون رو هم به شیوهٔ Merkle سیستم توزیع خواهیم کرد.
دقیقاً ۱۶ میلیون توکن در طی ۱ سال قابل پخش هست.
مدیریتش بر مبنای ماه یا فصل شکل میگیره یعنی هر ۱ ماه یا هر ۳ ماه یک بار (به احتمال قوی مثل ریر فصلی باشه).
البته من معتقدم دوران ایردراپ شیرینترین و جذابترین موضوع برای شبکهسازی خواهد بود که در طول چند فصل تجربه خواهیم کرد.
خوشبختانه ما فقط ۶.۲۵٪ از کل توکنومیکس رو به ایردراپ تخصیص میدیم که وقتمونو با کنترل این بخش نگیریم! هرچقدر هم آزاد بشه در نهایت وارد موضوع نقدینگی خواهد شد که اون رو هم به شیوهٔ Merkle سیستم توزیع خواهیم کرد.
دقیقاً ۱۶ میلیون توکن در طی ۱ سال قابل پخش هست.
مدیریتش بر مبنای ماه یا فصل شکل میگیره یعنی هر ۱ ماه یا هر ۳ ماه یک بار (به احتمال قوی مثل ریر فصلی باشه).
البته من معتقدم دوران ایردراپ شیرینترین و جذابترین موضوع برای شبکهسازی خواهد بود که در طول چند فصل تجربه خواهیم کرد.
تجربتون روی پروژهٔ Masks چی بود؟ چه ویژگیای داشت که جذاب بود؟ چقدر هزینه کردین و چقدر راضی بودین ازش؟ اگه تجربهای دارید بهم بگید.
دقیقاً ۹۹.۹۰٪ از سقف خودش پایینتر اومده.
چرا؟ ۲۱ میلیارد توکن داره که ۳۵٪ برای ایردراپ بود که همشو توی دو فصل خالی کرد! 😣
یعنی همشون شبیه هم هستن و فقط دیجنه که هنوز کاملاً نمیشه گفت مرده.
قراردادهای ماسک بدک نیست از نظر فنی، اما یه چیز مشترک بین همه این پروژهها هست که ترسناکه! تخصیص سریع و اجرای پشت سر هم ایردراپ به عنوان بالاترین هدف!
این همیشه فشار فروش ایجاد میکنه.
دقیقاً ۹۹.۹۰٪ از سقف خودش پایینتر اومده.
چرا؟ ۲۱ میلیارد توکن داره که ۳۵٪ برای ایردراپ بود که همشو توی دو فصل خالی کرد! 😣
یعنی همشون شبیه هم هستن و فقط دیجنه که هنوز کاملاً نمیشه گفت مرده.
قراردادهای ماسک بدک نیست از نظر فنی، اما یه چیز مشترک بین همه این پروژهها هست که ترسناکه! تخصیص سریع و اجرای پشت سر هم ایردراپ به عنوان بالاترین هدف!
این همیشه فشار فروش ایجاد میکنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Apple Music - Web Player
Past - Single by Mzade on Apple Music
Album · 2025 · 1 Song
آدمهایی که هیچوقت حوصله ندارند.
بیشتر از همه انتظار کشیدهاند.
https://warpcast.com/compez.eth/0x209e3747
GN🌙
بیشتر از همه انتظار کشیدهاند.
https://warpcast.com/compez.eth/0x209e3747
GN
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خیلی بهم میگید ما که برنامهنویس نیستیم پس چی!!! ببینید موضوع اینه که مهندسی نرمافزار/کامپیوتر یا برنامهنویس؟
برنامهنویس یک هنر در راستای مهندسی نرمافزار هست! شما اگه کدی بنویسید که کار کنه، به معنای این نیست که شما مهندسی! شما یک هنری رو اجرا کردی که میتونی ازش لذت ببری! خب هر کسی میتونه کد بنویسه، الآن که دیگه با هوش مصنوعی سه سوته قابل نوشتن هست! پس اول باید این دو رو از هم جدا کنیم:
۱) مهندسی و تخصص
۲) هنر و آرتیست بازی
من شخصاً یک برنامهنویس نیستم، من تخصصم کامپیوتر و نرمافزاره و برنامهنویسی هم یکی از صدها شاخه مهارتهام هست.
همین سیستمعاملهایی که روی گوشیتون نصبه و همین تلگرامی که باهاش کار میکنید، صفر تا صد اینکه چطور قلبش میتپه رو من میفهمم و میدونم چطور کار میکنه و حتی میتونم یکی مثلش و حتی بهترش رو هم بسازم. هر جریان خونی و تشنجی هم داشته باشه میدونم راهکارش چیه! عین یه پزشک این هم تخصص ماست. پس اینکه شما بدونی یه چیز چطور کار میکنه، با اینکه بتونی یه چیزی رو اجرا کنی خیلی فرق داره!
قرار نیست شما شقالقمر کنید یا بکوبید از بیخ یه پلتفرم رو شخم بزنید مهندسی کنید همه چیز رو تا بتونید جرأت دیده شدن پیدا کنید.
میخوام بگم بچسبید به بعد موضوع هنریش! خلاقیت مهمه!
میتونید با ابزارهایی مثل https://bolt.new یه سایت، یه اپلیکیشن یا هر چیزی از قبیل اینها هست رو با ایدههای خودتون بسازید و یاد بگیرید و ازش لذت ببرید، البته نه به صورت کاربردی ادعا در قالب مهندسی شده چون این ابزارها در سطح نزدیک به زبان انسان برنامهنویسی میکنن نه در سطوح نزدیک به زبان ماشین که وابستهٔ تخصص و تجربه مهندسی داشته باشه، در حد اینکه بتونید ایدههاتون رو پیادهسازی کنید و کاربردشون رو درک کنید عالیه.
الآن دیگه دنیا به سمتی میره که فقط خلاقیت و شعور انسانی قرار هست سازنده باشه و در بسیاری از موارد هوش مصنوعی دستیار خوبی برای شما خواهد بود. خب برنامهنویسی در این حوزه اتفاقاً با رشد چشمگیری مواجه میشه چون همهٔ افراد توانایی این رو پیدا میکنن که کمترین ایدههای خودشون رو اجرا کنن؛ اینکه چطور باهاش تعامل کنید، مهمترین موضوع هست!
پس به یک هنر میتونید ازش استفاده کنید اما هیچوقت به عنوان یک تخصص نمیتونید بدون گذر تجربه و سالها زمان در علم رایانه ادعا کنید. این بعدش خیلی مهمه که وارد تخصص که بشید دیگه موضوع هوش مصنوعی نیست، چون همون هوش مصنوعی هم داره بر مبنای تخصص و علم کامپیوتر کار میکنه. کسی که بتونه تحلیلش کنه، کسی که بتونه جزئیات مهندسی رو درک کنه در دستهٔ تخصص قرار میگیره نه هنر.
پس شما هم میتونید این هنر رو هم یاد بگیرید، قبلاً سختتر بود، الآن به لطف AI سادهتر هست؛ پس بهش فکر کنید.
البته توجه داشته باشید که هیچوقت از جایگاه مهندسی بهش نگاه نکنید! چون این موضوع ربطی به اینکه میتونید با ابزارها برنامهها رو اجرا کنید نداره و در جاهای بحرانی و مسائل تحلیلی تخصص حرف اول رو میزنه که باید هزاران محتوا و جزء به جزء علوم کامپیوتر رو ازبر باشید.
برنامهنویس یک هنر در راستای مهندسی نرمافزار هست! شما اگه کدی بنویسید که کار کنه، به معنای این نیست که شما مهندسی! شما یک هنری رو اجرا کردی که میتونی ازش لذت ببری! خب هر کسی میتونه کد بنویسه، الآن که دیگه با هوش مصنوعی سه سوته قابل نوشتن هست! پس اول باید این دو رو از هم جدا کنیم:
۱) مهندسی و تخصص
۲) هنر و آرتیست بازی
من شخصاً یک برنامهنویس نیستم، من تخصصم کامپیوتر و نرمافزاره و برنامهنویسی هم یکی از صدها شاخه مهارتهام هست.
همین سیستمعاملهایی که روی گوشیتون نصبه و همین تلگرامی که باهاش کار میکنید، صفر تا صد اینکه چطور قلبش میتپه رو من میفهمم و میدونم چطور کار میکنه و حتی میتونم یکی مثلش و حتی بهترش رو هم بسازم. هر جریان خونی و تشنجی هم داشته باشه میدونم راهکارش چیه! عین یه پزشک این هم تخصص ماست. پس اینکه شما بدونی یه چیز چطور کار میکنه، با اینکه بتونی یه چیزی رو اجرا کنی خیلی فرق داره!
قرار نیست شما شقالقمر کنید یا بکوبید از بیخ یه پلتفرم رو شخم بزنید مهندسی کنید همه چیز رو تا بتونید جرأت دیده شدن پیدا کنید.
میخوام بگم بچسبید به بعد موضوع هنریش! خلاقیت مهمه!
میتونید با ابزارهایی مثل https://bolt.new یه سایت، یه اپلیکیشن یا هر چیزی از قبیل اینها هست رو با ایدههای خودتون بسازید و یاد بگیرید و ازش لذت ببرید، البته نه به صورت کاربردی ادعا در قالب مهندسی شده چون این ابزارها در سطح نزدیک به زبان انسان برنامهنویسی میکنن نه در سطوح نزدیک به زبان ماشین که وابستهٔ تخصص و تجربه مهندسی داشته باشه، در حد اینکه بتونید ایدههاتون رو پیادهسازی کنید و کاربردشون رو درک کنید عالیه.
الآن دیگه دنیا به سمتی میره که فقط خلاقیت و شعور انسانی قرار هست سازنده باشه و در بسیاری از موارد هوش مصنوعی دستیار خوبی برای شما خواهد بود. خب برنامهنویسی در این حوزه اتفاقاً با رشد چشمگیری مواجه میشه چون همهٔ افراد توانایی این رو پیدا میکنن که کمترین ایدههای خودشون رو اجرا کنن؛ اینکه چطور باهاش تعامل کنید، مهمترین موضوع هست!
پس به یک هنر میتونید ازش استفاده کنید اما هیچوقت به عنوان یک تخصص نمیتونید بدون گذر تجربه و سالها زمان در علم رایانه ادعا کنید. این بعدش خیلی مهمه که وارد تخصص که بشید دیگه موضوع هوش مصنوعی نیست، چون همون هوش مصنوعی هم داره بر مبنای تخصص و علم کامپیوتر کار میکنه. کسی که بتونه تحلیلش کنه، کسی که بتونه جزئیات مهندسی رو درک کنه در دستهٔ تخصص قرار میگیره نه هنر.
پس شما هم میتونید این هنر رو هم یاد بگیرید، قبلاً سختتر بود، الآن به لطف AI سادهتر هست؛ پس بهش فکر کنید.
البته توجه داشته باشید که هیچوقت از جایگاه مهندسی بهش نگاه نکنید! چون این موضوع ربطی به اینکه میتونید با ابزارها برنامهها رو اجرا کنید نداره و در جاهای بحرانی و مسائل تحلیلی تخصص حرف اول رو میزنه که باید هزاران محتوا و جزء به جزء علوم کامپیوتر رو ازبر باشید.
bolt.new
Bolt AI builder: Websites, apps & prototypes
Build and scale high-performing websites & apps using your words. Join millions and start building today.
COMPΞZ 🧬
خیلی بهم میگید ما که برنامهنویس نیستیم پس چی!!! ببینید موضوع اینه که مهندسی نرمافزار/کامپیوتر یا برنامهنویس؟ برنامهنویس یک هنر در راستای مهندسی نرمافزار هست! شما اگه کدی بنویسید که کار کنه، به معنای این نیست که شما مهندسی! شما یک هنری رو اجرا کردی که…
یه نکتهٔ ریز و به شدت مهم توی این پستم هست؛ هرکس باهوش باشه درکش کنه، قطعاً میتونه توی گروه Creator و Pioneer و همچنین Visionary از اکو سیستمی که ازش صحبت میکنم قرار بگیره و دیگه زانوی غم این رو بغل نکنه که ای داد ای بیداد من هیچی بلد نیستم و هیچ مهارتی یا هنری ندارم.
بهش فکر کنید! من چیزی رو الکی نمینویسم، هیچوقت.
بهش فکر کنید! من چیزی رو الکی نمینویسم، هیچوقت.
این نکتهٔ ریزی که داره این درس رو بهمون میده، اگه به هر نحوی ببینیم به ضرر پروژه تموم میشه؛ قرار نیست کل تخصیصی که برای ایردراپ دادیم رو تا آخرش پیش بریم! قرارداد چیزی به عنوان باز پس گیری توزیع به سمت جامعه یا خزانه رو داره. یا حتی میتونیم در بهترین حالت فواصل زمانی برای استراحت در استراتژی ایجاد کنیم.
یادداشت برداری برای امروز کافیست.⚡️
یادداشت برداری برای امروز کافیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
خفنترین کتابخانهای که توی عمرم دیدم فقط Boost هست، بقیه بچهبازیه... 😏 روی سرور آخرین نسخهٔ ۱.۸۸ رو نصب کردم اصلاً یه وضعیه...
هیچ بنی بشری از این کتابخونه توی وب ۳ استفاده نکرده هنوز چون همه اکثراً TS کار هستن نه ++C کار! اما همینقدر بگم بهتون، همین مجموعه محصولات Adobe از فتوشاپش گرفته تا افترافکت و هر چیز خفن دیگه از محصولات Autodesk همشون بر پایهٔ Boost Lib ساخته شدن!خوشحالم که کل قابلیتهاش رو بتونیم بیاریم روی وب ۳👀
پس ما قراره چه کنیم؟ خیلی کارها توی زیر ساخت!😜 چون موتور سِل این ویژگی رو داره که موقع کامپایل بهش بگیم از Boost استفاده کن، به جای STL. 😏 هم سریعه هم خیلی جامعهٔ بزرگی داره؛ مستندات و کد مرجعهاش وحشتناک عالیه.
هیچ بنی بشری از این کتابخونه توی وب ۳ استفاده نکرده هنوز چون همه اکثراً TS کار هستن نه ++C کار! اما همینقدر بگم بهتون، همین مجموعه محصولات Adobe از فتوشاپش گرفته تا افترافکت و هر چیز خفن دیگه از محصولات Autodesk همشون بر پایهٔ Boost Lib ساخته شدن!خوشحالم که کل قابلیتهاش رو بتونیم بیاریم روی وب ۳
پس ما قراره چه کنیم؟ خیلی کارها توی زیر ساخت!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥4
COMPΞZ 🧬
خفنترین کتابخانهای که توی عمرم دیدم فقط Boost هست، بقیه بچهبازیه... 😏 روی سرور آخرین نسخهٔ ۱.۸۸ رو نصب کردم اصلاً یه وضعیه... هیچ بنی بشری از این کتابخونه توی وب ۳ استفاده نکرده هنوز چون همه اکثراً TS کار هستن نه ++C کار! اما همینقدر بگم بهتون، همین مجموعه…
دلیل این انتخاب در اصل این هست که از BC رو به جلو پشتیبانی بشه.
ما در قالب مهندسی نرمافزار به استاندارد اعتقاد داریم، استانداردی که هم کمیته تأییدش میکنه هم سیستمهای نوین.
بنابراین وقتی زبانی مثل سی++ رو به کار میگیرم باید از ويژگیهای استانداردش استفاده کنیم که اصولاً برخی از این ویژگیها برای سالهای بعد (در نسخههای بعدی) رونمایی میشن؛ این موضوع باعث میشه خیلیها برن سمت بازسازی و یا زبانهای دیگه و یا حتی استفاده از کتابخانههای دیگه از نوع سوم. خب این هزینه بر هست! برای همین هم شرکتهای بزرگی مثل ادوبی و اتودسک از این کتابخانه استفاده میکنن که هزینههای بازسازی رو به حداقل و حتی صفر برسونن.
وقتی میخوای از استاندارد خارج نشی و تا حد ۱۰۰٪ مطمئن باشی که کدی که الآن مینویسی قطعاً روی نسخههای آینده سازگار خواهد بود میتونی از بوست استفاده کنی.
در واقع بوست اسمش روش هست، شتاب میده به توسعه برای اهدافی که در آینده داریم و قراره روی استاندارد بهروز رسانی کنیم.
ویژگیهای کنونی بوست قراره در سال ۲۰۲۶ و ۲۰۲۸ برای استانداردهای ۲۶ و ۲۹ زبان ارائه بشن. پس ما با خیال راحت میتونیم تا حد بالایی مطمئن باشیم که چنین جایگزینی روی استاندارد اصلی زبان یعنی STL ادغام خواهد شد.
ما در قالب مهندسی نرمافزار به استاندارد اعتقاد داریم، استانداردی که هم کمیته تأییدش میکنه هم سیستمهای نوین.
بنابراین وقتی زبانی مثل سی++ رو به کار میگیرم باید از ويژگیهای استانداردش استفاده کنیم که اصولاً برخی از این ویژگیها برای سالهای بعد (در نسخههای بعدی) رونمایی میشن؛ این موضوع باعث میشه خیلیها برن سمت بازسازی و یا زبانهای دیگه و یا حتی استفاده از کتابخانههای دیگه از نوع سوم. خب این هزینه بر هست! برای همین هم شرکتهای بزرگی مثل ادوبی و اتودسک از این کتابخانه استفاده میکنن که هزینههای بازسازی رو به حداقل و حتی صفر برسونن.
وقتی میخوای از استاندارد خارج نشی و تا حد ۱۰۰٪ مطمئن باشی که کدی که الآن مینویسی قطعاً روی نسخههای آینده سازگار خواهد بود میتونی از بوست استفاده کنی.
در واقع بوست اسمش روش هست، شتاب میده به توسعه برای اهدافی که در آینده داریم و قراره روی استاندارد بهروز رسانی کنیم.
ویژگیهای کنونی بوست قراره در سال ۲۰۲۶ و ۲۰۲۸ برای استانداردهای ۲۶ و ۲۹ زبان ارائه بشن. پس ما با خیال راحت میتونیم تا حد بالایی مطمئن باشیم که چنین جایگزینی روی استاندارد اصلی زبان یعنی STL ادغام خواهد شد.
👍4
COMPΞZ 🧬
دلیل این انتخاب در اصل این هست که از BC رو به جلو پشتیبانی بشه. ما در قالب مهندسی نرمافزار به استاندارد اعتقاد داریم، استانداردی که هم کمیته تأییدش میکنه هم سیستمهای نوین. بنابراین وقتی زبانی مثل سی++ رو به کار میگیرم باید از ويژگیهای استانداردش استفاده…
مثال از درون قلب Cell که چطور بین استاندارد پیشفرض STL و Boost و یک نسخهٔ نوع سوم سوئیچ میکنیم.
در نهایت هدف از بهروز رسانی نرمافزارها در نسخههای آینده این هست که همشون رفته رفته به روشهای استانداردی تبدیل بشن که تحت گواهی ISO/IEC تأیید شده باشن.
در نهایت هدف از بهروز رسانی نرمافزارها در نسخههای آینده این هست که همشون رفته رفته به روشهای استانداردی تبدیل بشن که تحت گواهی ISO/IEC تأیید شده باشن.
👍3