COMPΞZ 🧬
مثال اتفاقی همین الآن توی لینکدین! 😁 نه تنها ترجمه خوانایی نداره، حتی مواردی که نوشته رو هم غلط نوشته تازه نظرش هم همچین میگه تا ۲ سال آینده فلان چیزا میمونن هرکی نبینه میگه این خدای هوش مصنوعی ایرانه! بابا حداقل با همون AI نوشتههات رو اصلاح کن بعد خود…
از نظرم که غلطگیری عامل پیشرفته! من هیچوقت به کسی که ازم ایراد میگیره گارد نمیگیرم بهش فکر میکنم که چرا ازم ایراد گرفت! مگر اینکه قصدش توهین یا تمسخر باشه نه ایراد برای اصلاح.
یادمه یه روزی یه مقالهای ترجمه کرده بودم اون موقع AI هم نبود، با زور خودم و کمک از ابزارهای ترجمه و لغتنامهها که بسیار هم مهم بود که باید ترجمه میشد.
با کلی زحمت روی ترجمهٔ یک مقالهٔ بلند، یکی از دوستان (که اتفاقاً همشهری هم بود) وسط گروه چند صد نفره مسخرم کرد (بزرگترین لطفی که کرد این بود که گفت نویسنده و اسم نبرد ازم) واژهٔ فلان رو به فلان مورد ترجمه کرده زد زیر قحقحه مسخره کرد که چقدر سطح فارسی نویسیم ضعیفه.
انقدر از این چیزا دیدم همونجا گفتم من باید یاد بگیرم طوری که به همین بشر درس بدم! همون یه بار مسخره کردنش درسی شد واسم که دیگه اجازه ندم اشتباهاتم موجب تمسخر بقیه بشه.
هنوز هم کلی اشتباه دارم یا از بیحوصلگی یا از اهمیت ندادن و مشغلههایی که موجب فراموشی یا اشتباه میشه.
اما درست نویسی یا ترجمهٔ درست قبل از هر چیز به خودت احترام میذاری بعد برای مخاطب این فرصت رو میدی که درست یاد بگیره و درست آموزش ببینه.
یکی از دلایلی که من هر کتاب فارسی یا هر مقالهٔ ایرانی رو نمیخونم اینه که همون ابتدای آغازش میبینم طرف تسلط درستی به زبان نوشتاری نداره پس این نمیتونه گزینهٔ مناسبی برای انتقال دانش برای من باشه. اینا مهمن! اگه جایی ادعایی برای انتقال تجربه یا دانش میکنیم باید اشتباهات خودمون در کمترین حد و حتی صفر باشه.
در غیر این صورت ما فقط انتقالدهنده هستیم اون هم به غلط.
جامعه غلط یاد بگیره، غلط پیش خواهد رفت و غلط هم منتقلش خواهد کرد.
یکی از دلایلی که بعد از دو کتابی که نوشتم هنوز فرصت نمیکنم نسخهٔ جدیدش رو شروع کنم همین موضوعاته، چون ابتدا باید خودت به یک سطحی از آمادگی برسی تا بعد بتونی منتقلش کنی به دیگران.
و اگرنه راه برای دیده شدن خیلی زیاده، انقدر چرند میتونی تولید کنی که مخاطبش اصلاً متوجه هم نشه تو اشتباه میکنی! اما اون متوجهش نخواهد شد.
مطالب علمی شوخی بردار نیستن، باید درست و با حوصله ثبت و منتقل بشن مخصوصاً اگه در جایگاه استاد یا منتور قرار میگیری.
یادمه یه روزی یه مقالهای ترجمه کرده بودم اون موقع AI هم نبود، با زور خودم و کمک از ابزارهای ترجمه و لغتنامهها که بسیار هم مهم بود که باید ترجمه میشد.
با کلی زحمت روی ترجمهٔ یک مقالهٔ بلند، یکی از دوستان (که اتفاقاً همشهری هم بود) وسط گروه چند صد نفره مسخرم کرد (بزرگترین لطفی که کرد این بود که گفت نویسنده و اسم نبرد ازم) واژهٔ فلان رو به فلان مورد ترجمه کرده زد زیر قحقحه مسخره کرد که چقدر سطح فارسی نویسیم ضعیفه.
انقدر از این چیزا دیدم همونجا گفتم من باید یاد بگیرم طوری که به همین بشر درس بدم! همون یه بار مسخره کردنش درسی شد واسم که دیگه اجازه ندم اشتباهاتم موجب تمسخر بقیه بشه.
هنوز هم کلی اشتباه دارم یا از بیحوصلگی یا از اهمیت ندادن و مشغلههایی که موجب فراموشی یا اشتباه میشه.
اما درست نویسی یا ترجمهٔ درست قبل از هر چیز به خودت احترام میذاری بعد برای مخاطب این فرصت رو میدی که درست یاد بگیره و درست آموزش ببینه.
یکی از دلایلی که من هر کتاب فارسی یا هر مقالهٔ ایرانی رو نمیخونم اینه که همون ابتدای آغازش میبینم طرف تسلط درستی به زبان نوشتاری نداره پس این نمیتونه گزینهٔ مناسبی برای انتقال دانش برای من باشه. اینا مهمن! اگه جایی ادعایی برای انتقال تجربه یا دانش میکنیم باید اشتباهات خودمون در کمترین حد و حتی صفر باشه.
در غیر این صورت ما فقط انتقالدهنده هستیم اون هم به غلط.
جامعه غلط یاد بگیره، غلط پیش خواهد رفت و غلط هم منتقلش خواهد کرد.
یکی از دلایلی که بعد از دو کتابی که نوشتم هنوز فرصت نمیکنم نسخهٔ جدیدش رو شروع کنم همین موضوعاته، چون ابتدا باید خودت به یک سطحی از آمادگی برسی تا بعد بتونی منتقلش کنی به دیگران.
و اگرنه راه برای دیده شدن خیلی زیاده، انقدر چرند میتونی تولید کنی که مخاطبش اصلاً متوجه هم نشه تو اشتباه میکنی! اما اون متوجهش نخواهد شد.
مطالب علمی شوخی بردار نیستن، باید درست و با حوصله ثبت و منتقل بشن مخصوصاً اگه در جایگاه استاد یا منتور قرار میگیری.
COMPΞZ 🧬
از نظرم که غلطگیری عامل پیشرفته! من هیچوقت به کسی که ازم ایراد میگیره گارد نمیگیرم بهش فکر میکنم که چرا ازم ایراد گرفت! مگر اینکه قصدش توهین یا تمسخر باشه نه ایراد برای اصلاح. یادمه یه روزی یه مقالهای ترجمه کرده بودم اون موقع AI هم نبود، با زور خودم…
یه موضوع دیگهای که توی اجبار برای درست نویسی روی من زیاد تأثیر گذاشت حوزهٔ وب ۳ بود.
در این حوزه وقتی شما یه چیزی رو ثبت میکنید، اگر روی بلاکچین ایجاد شده باشه دیگه نمیتونی اون رو تغییر بدی! قابل بازگشت نیست قابل اصلاح نیست به خصوص قرارداد نویسی که این یکی از دلایلی بود که موجب شد چند ماه با حساسیت بسیار بالا روی قرداد جنی و کاغذ سفیدش وقت بذارم و نتیجش شد یک دفترچهٔ معرفی اکوسیستم جنی با کیفیت بسیار بالا که جلوی هرکی میذارم با یه بار خوندن متوجه میشه که معماری پیاده شده به چه چیزی اشاره میکنه.
برای همین سطح اولویتِ صحیح نویسی، خود به خود به بالاترین درجه قرار میگیره؛ حتی توی همین شبکههای اجتماعی هم من به خیلیها گیر دادم که زیر پستهای من الکی یه چیزی رو از هوش مصنوعی بازنویسی نکنید که صرفاً نظر داده باشید! خیلیها ناراحت شدن خیلیها گذاشتن به حساب مغرور بودن یا برداشتهای دیگه؛ اما هدف از ایراد گیری یعنی ببین این اشتباهه!
دیدی که یه ورودی توی یک فرم رو وقتی پرش میکنی اشتباه باشه بهت اخطار میده! خب این یک رفتار طبیعی هست باید باشه! و تا زمانی که کسی بهت ایراد نگرفته ممکنه متوجه ادامهٔ اون اشتباه نشده باشی.
همهٔ اینا مهمه، طرز صحبت کردن، نوشتن، حتی نحوهٔ آغاز یک جمله همشون اهمیت دارن. یک جملهٔ حرفهای و علمی هیچوقت به سبک یک نوشتار عامیانه و خودمونی نیست؛ جدی بودن و تمرکز بر یک مسأله دقیقاً با نحوهٔ انتقال نویسنده به مخاطب گره خورده. حالا این میتونه یک مکاتبهٔ ساده باشه، میتونه یک توضیحِ داخل کدها باشه.
در این حوزه وقتی شما یه چیزی رو ثبت میکنید، اگر روی بلاکچین ایجاد شده باشه دیگه نمیتونی اون رو تغییر بدی! قابل بازگشت نیست قابل اصلاح نیست به خصوص قرارداد نویسی که این یکی از دلایلی بود که موجب شد چند ماه با حساسیت بسیار بالا روی قرداد جنی و کاغذ سفیدش وقت بذارم و نتیجش شد یک دفترچهٔ معرفی اکوسیستم جنی با کیفیت بسیار بالا که جلوی هرکی میذارم با یه بار خوندن متوجه میشه که معماری پیاده شده به چه چیزی اشاره میکنه.
برای همین سطح اولویتِ صحیح نویسی، خود به خود به بالاترین درجه قرار میگیره؛ حتی توی همین شبکههای اجتماعی هم من به خیلیها گیر دادم که زیر پستهای من الکی یه چیزی رو از هوش مصنوعی بازنویسی نکنید که صرفاً نظر داده باشید! خیلیها ناراحت شدن خیلیها گذاشتن به حساب مغرور بودن یا برداشتهای دیگه؛ اما هدف از ایراد گیری یعنی ببین این اشتباهه!
دیدی که یه ورودی توی یک فرم رو وقتی پرش میکنی اشتباه باشه بهت اخطار میده! خب این یک رفتار طبیعی هست باید باشه! و تا زمانی که کسی بهت ایراد نگرفته ممکنه متوجه ادامهٔ اون اشتباه نشده باشی.
همهٔ اینا مهمه، طرز صحبت کردن، نوشتن، حتی نحوهٔ آغاز یک جمله همشون اهمیت دارن. یک جملهٔ حرفهای و علمی هیچوقت به سبک یک نوشتار عامیانه و خودمونی نیست؛ جدی بودن و تمرکز بر یک مسأله دقیقاً با نحوهٔ انتقال نویسنده به مخاطب گره خورده. حالا این میتونه یک مکاتبهٔ ساده باشه، میتونه یک توضیحِ داخل کدها باشه.
COMPΞZ 🧬
یه موضوع دیگهای که توی اجبار برای درست نویسی روی من زیاد تأثیر گذاشت حوزهٔ وب ۳ بود. در این حوزه وقتی شما یه چیزی رو ثبت میکنید، اگر روی بلاکچین ایجاد شده باشه دیگه نمیتونی اون رو تغییر بدی! قابل بازگشت نیست قابل اصلاح نیست به خصوص قرارداد نویسی که این…
سالها پیش وقتی من شروع کردم به به آموزش برنامهنویسی یک بنده خدایی بود به شدت رُک و بسیار بسیار توهین آمیز به من انتقاد میکرد. به دیگران میگفت این پسر به شدت به دنبال شهرت هست!
شروع کرد به این که چرا وبسایت زدی، چرا توی انجمنها بقیه رو راهنمایی میکنی! نباید این کارو بکنی! سی++ مگه شوخی برداره که به هرکسی آموزشش میدی؟ چرا باید بقیه در موردش بدونن؟
تجربش خیلی بیشتر از من بود و فکر کنم الآن حتی ایران هم نیست گذاشته رفته برای شرکتهایی مثل NVIDIA کار میکنه.
اون موقع این شخص خیلی انتقادی و سخت به تک به تک محتواهای من میتوپید! محتوای من غلط نبود حتی از توشون ایراد منطقی نمینونست بگیره ولی بعضی جاها اشتباهات تایپی یا عدم درک دقیق و عمیق از یک موضوع باعث میشد اینا به ریزترین جزئیات هم گیر بدن.
من هدفم این بود یه چیزیرو یاد بدم بعد این میومد به طرز عجیب و توهین آمیزی میگفت نباید اینو منتشر میکردی! میزد بلاکم میکرد چهارتا هم فحش نثارم میکرد.
یه روز بهش گفتم فلانی این کتاب من رو یه بار بخون ببین نظرت چیه! برگشت بهم گفت من هر کتابی رو نمیخونم!
خب موضوع اصلی اینجاست که انتقادها هدف دارن! هر انتقاد میتونه مشوق باشه میتونه بازدارنده و نا امید کننده باشه.
یکیش برای اینه که بگه فقط من باید در اون سطح باشم نه کس دیگه، هرکسی به جز من لیاقتشو نداره و دیگرش برای این منظوره که هم خودش یاد بگیره هم دیگران رو در مسیر درست یاد گرفتن قرار بده.
اگه کسی از کسی انتقاد میکنه قبلش ببین خودش چه خیری به جامعه رسونده! اگه هیچ کاری نکرده و هیچ نویسهای در موردش نداره مطمئن باش اون به شما حسادت میکنه و راضی نیست شما هم در یک مسیر درست قرار بگیری اینا فقط بلدن حرف مفت و زر اضافی بزنن.
برنامهنویس یک هنره! یکی میتونه بهتر از من باشه، چه بهتر! ولی اگه خودت هیچ دردی از جامه رو دوا نکردی و هیچ ایرادی هم از دانش طرف نمیتونی بگیری حق نداری چپول بازی در بیاری. اکثر اینا همونهایی هستن که فکر میکنن خیلی حالیشونه اما یکی از ویژگیهای بارزشون اینه که به جز خودشون راضی نیستن کس دیگهای هم چیزی یاد بگیره.
شروع کرد به این که چرا وبسایت زدی، چرا توی انجمنها بقیه رو راهنمایی میکنی! نباید این کارو بکنی! سی++ مگه شوخی برداره که به هرکسی آموزشش میدی؟ چرا باید بقیه در موردش بدونن؟
تجربش خیلی بیشتر از من بود و فکر کنم الآن حتی ایران هم نیست گذاشته رفته برای شرکتهایی مثل NVIDIA کار میکنه.
اون موقع این شخص خیلی انتقادی و سخت به تک به تک محتواهای من میتوپید! محتوای من غلط نبود حتی از توشون ایراد منطقی نمینونست بگیره ولی بعضی جاها اشتباهات تایپی یا عدم درک دقیق و عمیق از یک موضوع باعث میشد اینا به ریزترین جزئیات هم گیر بدن.
من هدفم این بود یه چیزیرو یاد بدم بعد این میومد به طرز عجیب و توهین آمیزی میگفت نباید اینو منتشر میکردی! میزد بلاکم میکرد چهارتا هم فحش نثارم میکرد.
یه روز بهش گفتم فلانی این کتاب من رو یه بار بخون ببین نظرت چیه! برگشت بهم گفت من هر کتابی رو نمیخونم!
خب موضوع اصلی اینجاست که انتقادها هدف دارن! هر انتقاد میتونه مشوق باشه میتونه بازدارنده و نا امید کننده باشه.
یکیش برای اینه که بگه فقط من باید در اون سطح باشم نه کس دیگه، هرکسی به جز من لیاقتشو نداره و دیگرش برای این منظوره که هم خودش یاد بگیره هم دیگران رو در مسیر درست یاد گرفتن قرار بده.
اگه کسی از کسی انتقاد میکنه قبلش ببین خودش چه خیری به جامعه رسونده! اگه هیچ کاری نکرده و هیچ نویسهای در موردش نداره مطمئن باش اون به شما حسادت میکنه و راضی نیست شما هم در یک مسیر درست قرار بگیری اینا فقط بلدن حرف مفت و زر اضافی بزنن.
برنامهنویس یک هنره! یکی میتونه بهتر از من باشه، چه بهتر! ولی اگه خودت هیچ دردی از جامه رو دوا نکردی و هیچ ایرادی هم از دانش طرف نمیتونی بگیری حق نداری چپول بازی در بیاری. اکثر اینا همونهایی هستن که فکر میکنن خیلی حالیشونه اما یکی از ویژگیهای بارزشون اینه که به جز خودشون راضی نیستن کس دیگهای هم چیزی یاد بگیره.
فکر میکنید هوش مصنوعی جای شما را میگیرد، یا کسی که بلد است بهتر از شما از آن استفاده کند؟ 😉
COMPΞZ 🧬
برخی از کتابهای عزیزم 🐝
اون کتاب قدیمی رو میبینی، سی++ ترجمهٔ مهتا خادم ثامنی.
یه صفحش رو با کل کتابهای دانشگاهی عوضش نمیکنم. تنها کتاب فارسی بود که ازش خیلی چیزها یاد گرفتم.
یه صفحش رو با کل کتابهای دانشگاهی عوضش نمیکنم. تنها کتاب فارسی بود که ازش خیلی چیزها یاد گرفتم.
COMPΞZ 🧬
Photo
یادش بخیر! در زمان خودش بینظیر بود و هنوز هم هست. حتی فارسی نویسی و ترجمههاش هم فوقالعادست. 👌🏼 اوایل ورود به برنامهنویسی وقتی ۲۰ سالم بود اینو خریدم خوندم هنوزم هربار بازش میکنم یه چیز تازه از توش میکشم بیرون.
وقتی میگن کتاب دوست خوبیه بیراهه نگفتن!
وقتی میگن کتاب دوست خوبیه بیراهه نگفتن!
COMPΞZ 🧬
یادش بخیر! در زمان خودش بینظیر بود و هنوز هم هست. حتی فارسی نویسی و ترجمههاش هم فوقالعادست. 👌🏼 اوایل ورود به برنامهنویسی وقتی ۲۰ سالم بود اینو خریدم خوندم هنوزم هربار بازش میکنم یه چیز تازه از توش میکشم بیرون. وقتی میگن کتاب دوست خوبیه بیراهه نگفتن!
قیمتش چند بود؟ 😉 هفته پیش رفتم یه کتاب بخرم آشغالترینش ۵۰۰ هزار تومنه، تخصصیها به کنار!
COMPΞZ 🧬
Photo
وقتی میگم برنامهنویسهای الان کتاب نمیخونن برای همینه که اگه میخوندن همهٔ این اصطلاحات فارسی و قوائد برنامهنویسی رو هم درست یاد میگرفتن.
حالا فکرشو بکن از این به بعد کتاب رو ببندی بذاری کنار و بسپاری به هوش مصنوعی!
چنین تجربیاتی نخواهی داشت. 😉
حفظ کردن با یاد گرفتم خیلی فرق داره!
ممکنه خروجی رو هم بگیری ولی وقتی فقط حفظ کرده باشی مثل اینه که جایی رو نمیبینی فقط طبق یک الگوی تکراری راه میری.
حالا فکرشو بکن از این به بعد کتاب رو ببندی بذاری کنار و بسپاری به هوش مصنوعی!
چنین تجربیاتی نخواهی داشت. 😉
حفظ کردن با یاد گرفتم خیلی فرق داره!
ممکنه خروجی رو هم بگیری ولی وقتی فقط حفظ کرده باشی مثل اینه که جایی رو نمیبینی فقط طبق یک الگوی تکراری راه میری.
وبپلاسپلاس چیست؟
چارچوب ++Web یک پروژهٔ متنباز ایرانی برای ساخت برنامههای تحت وب با سیپلاسپلاس نوین است.
هدفش این است که کار با سرور، مسیرها، درخواستها، پاسخها و ابزارهای وب را برای برنامهنویس سادهتر کند.
البته این پروژه هنوز در حال توسعه است و فعلاً بیشتر برای آزمایش، یادگیری و مشارکت در توسعه مناسب است.
🔗 مخزن پروژه:
https://github.com/the-moisrex/webpp
#سی_پلاس_پلاس #توسعه_وب #متن_باز #برنامه_نویسی
چارچوب ++Web یک پروژهٔ متنباز ایرانی برای ساخت برنامههای تحت وب با سیپلاسپلاس نوین است.
هدفش این است که کار با سرور، مسیرها، درخواستها، پاسخها و ابزارهای وب را برای برنامهنویس سادهتر کند.
البته این پروژه هنوز در حال توسعه است و فعلاً بیشتر برای آزمایش، یادگیری و مشارکت در توسعه مناسب است.
🔗 مخزن پروژه:
https://github.com/the-moisrex/webpp
#سی_پلاس_پلاس #توسعه_وب #متن_باز #برنامه_نویسی
GitHub
GitHub - the-moisrex/webpp: C++ web framework | web development can be done with C++ as well.
C++ web framework | web development can be done with C++ as well. - the-moisrex/webpp
اگر Reflection (بازتاب) را فقط با چیزی که در زبانهای دیگر دیدهاید مقایسه میکنید، باید منتظر C++26 بمانید.
چون قرار نیست فقط نوعها و اعضای یک کلاس را ببینیم؛ قرار است خودِ ساختار برنامه به مادهٔ اولیهای برای تولید کد، اعتبارسنجی، خودکارسازی و ساخت کتابخانههای نسل بعد تبدیل شود؛ آن هم در زمان کامپایل!
حالا میفهمید چرا سالها طول کشید و ارزشش را داشت چنین قابلیتی دقیقاً همزمان با عصر هوش مصنوعی وارد ++C شود؟
چون وقتی هوش مصنوعی میتواند کد تولید کند و بازتاب میتواند ساختار همان کد را در زمان ترجمه در اختیار ابزارها و کتابخانهها قرار دهد، نتیجه فقط «کدنویسی سریعتر» نیست؛ بلکه ساخت سامانههایی است که بخش بزرگی از کارهای تکراری را خودکار، دقیق و قابلبررسی انجام میدهند.
ترکیبی که میتواند تعریف ما از توسعهٔ نرمافزار را برای سالهای آینده تغییر دهد.
چون قرار نیست فقط نوعها و اعضای یک کلاس را ببینیم؛ قرار است خودِ ساختار برنامه به مادهٔ اولیهای برای تولید کد، اعتبارسنجی، خودکارسازی و ساخت کتابخانههای نسل بعد تبدیل شود؛ آن هم در زمان کامپایل!
حالا میفهمید چرا سالها طول کشید و ارزشش را داشت چنین قابلیتی دقیقاً همزمان با عصر هوش مصنوعی وارد ++C شود؟
چون وقتی هوش مصنوعی میتواند کد تولید کند و بازتاب میتواند ساختار همان کد را در زمان ترجمه در اختیار ابزارها و کتابخانهها قرار دهد، نتیجه فقط «کدنویسی سریعتر» نیست؛ بلکه ساخت سامانههایی است که بخش بزرگی از کارهای تکراری را خودکار، دقیق و قابلبررسی انجام میدهند.
ترکیبی که میتواند تعریف ما از توسعهٔ نرمافزار را برای سالهای آینده تغییر دهد.
COMPΞZ 🧬
اگر Reflection (بازتاب) را فقط با چیزی که در زبانهای دیگر دیدهاید مقایسه میکنید، باید منتظر C++26 بمانید. چون قرار نیست فقط نوعها و اعضای یک کلاس را ببینیم؛ قرار است خودِ ساختار برنامه به مادهٔ اولیهای برای تولید کد، اعتبارسنجی، خودکارسازی و ساخت کتابخانههای…
حتی لحظهای هم شک نداشتم روزی میرسه که این ویژگی در جا و زمان مناسبی معرفی میشه.
همیشه به کارهای کمیتهٔ استانداردسازی ایمان داشتم! چون اونا انسانهای عجول یا بی منطقی نیستن! چون اونها برای تبلیغات و هایپهای لحظهای چیزی رو وارد استاندارد نمیکنن.
کاری میکنن که مسیر صنعت نرمافزار دگرگون بشه.
من سالها با ویژگی بازتاب روی PHP و امثالش کار کردم؛ اما چیزی که قراره روی نسخهٔ سی++ تجربه کنیم به قدرتی متفاوت و هیولاست که از نظر من 1000X ضریب توسعهٔ جامعه برنامهنویسی رو در سطوح مختلفی از محصولات نرمافزاری تسریع خواهد کرد.
این ویژگی دقیقاً همراه با دوران هوش مصنوعی یکی از الزامات بود. 😉
همیشه به کارهای کمیتهٔ استانداردسازی ایمان داشتم! چون اونا انسانهای عجول یا بی منطقی نیستن! چون اونها برای تبلیغات و هایپهای لحظهای چیزی رو وارد استاندارد نمیکنن.
کاری میکنن که مسیر صنعت نرمافزار دگرگون بشه.
من سالها با ویژگی بازتاب روی PHP و امثالش کار کردم؛ اما چیزی که قراره روی نسخهٔ سی++ تجربه کنیم به قدرتی متفاوت و هیولاست که از نظر من 1000X ضریب توسعهٔ جامعه برنامهنویسی رو در سطوح مختلفی از محصولات نرمافزاری تسریع خواهد کرد.
این ویژگی دقیقاً همراه با دوران هوش مصنوعی یکی از الزامات بود. 😉