COMPΞZ 🧬
بخش مهمی از تجربهٔ من در ساخت چنین سیستمی، فقط به خاطر آشنایی یا تسلط به مفهوم کلی «سیستم مدیریت محتوا» نیست. سالها یک سیستم مدیریت بسیار پیچیدهٔ آمریکایی و جدی مثل Invision Power Board رو بررسی کردم، تحلیل کردم، تجزیه کردم و از نزدیک فهمیدم چنین سیستمهایی…
از همه جالبتر اینکه چنین سیستمهایی عموماً با زبانهای اسکریپتی مثل PHP ساخته میشن، نه با یک زبان کامپایلری و خروجی باینری.
حالا فرض کنیم یک سیستم مدیریت محتوای جدی، پیچیده و قابل توسعه، به جای اینکه روی مدل رایج اسکریپتی ساخته بشه، با یک زبان کاملاً کامپایلری شکل بگیره؛ نتیجه چه خواهد شد؟
خب موضوع فقط «سرعت» نیست!
وقتی یک CMS به شکل باینری اجرا میشه، میتونه مصرف منابع بسیار بسیار پایینتری داشته باشه، فشار کمتری به سرور وارد کنه، چیزی که الآن به خاطرش کلی هزینه صرف میکنن! با حافظه و پردازنده بهینهتر رفتار کنه، هزینهٔ میزبانی رو کاهش بده و در مقیاس بالا انرژی کمتری مصرف کنه و بره در فهرست مصارف انرژی سبز.
از نظر امنیت هم یک تفاوت جدی وجود داره؛ در مدلهای اسکریپتی، بخش زیادی از منطق سیستم به صورت فایلهای قابل خواندن و تغییر روی سرور وجود داره و موجب راحتی نفوذ و هک در سیستم میشه. اما در یک سیستم کامپایلشده، خروجی نهایی میتونه کنترلشدهتر، سختتر برای دستکاری مستقیم، و مناسبتر برای معماریهای امن باشه.
از طرف دیگه، چنین انتخابی بدون هزینه نیست.
ساخت CMS با یک زبان کامپایلری سختتره، دانش بالاتری میخواد و توسعهاش پیچیدهتره. build system، dependencyها، deployment، سازگاری با سرورها، extension system، pluginها، hot reload، migration و تجربهٔ توسعهدهنده نیاز به طراحی بسیار دقیقتری دارن.
من قبل از اینکه استاد ++C باشم؛ برای سالها تسلط خوبی در PHP داشتم و میدونم در چنین زبانهای اسکریپتی، کاربر فایل رو آپلود میکنه، تغییر میده، رفرش میکنه و نتیجه رو میبینه. خب این خیلی ساده و جالبه! اما در یک سیستم باینری، همهچیز باید مهندسیشدهتر باشه، از نصب و بهروزرسانی گرفته تا ماژولها، افزونهها، قالبها و ارتباط با دیتابیس.
اما همین سختی، اگر درست حل بشه، تبدیل به قدرت عجیبی میشه به خصوص وقتی صحبت حساسیت و ایمنی در وبسایتهای حوزهٔ وب ۳ میشه.
این یعنی کاربر میتونه همچنان تجربهای ساده داشته باشه، اما پشت صحنه یک موتور سریع، امن، بهینه و کامپایلشده در حال کار باشه و مسائل مربوط به ریسکها به حداقل ممکن برسه.
مزیتها روشنه:
سرعت بالاتر،
مصرف منابع بسیار کمتر،
هزینهٔ میزبانی بسیار پایینتر،
ایمنی خارقالعاده،
کنترل بهتر در زمان اجرا،
پایداری بیشتر در زمام اجرا،
و امکان ساخت یک هستهٔ قدرتمندتر برای آینده.
معایبش هم حقیقتاً:
پیچیدگی توسعه بوده که برای همین هم مدت زیادی طول کشیده تا بتونم سیستم رو باز سازی کنم.
آیندهٔ CMS فقط این نیست که محتوا رو مدیریت کنه؛
باید زیرساخت، امنیت، توسعه، هوش مصنوعی، هزینه، مصرف انرژی و تجربهٔ راهاندازی رو هم مدیریت کنه.
خودم بخوام کل این ماجرا رو خلاصه کنم در یک کلام میگم:
حالا فرض کنیم یک سیستم مدیریت محتوای جدی، پیچیده و قابل توسعه، به جای اینکه روی مدل رایج اسکریپتی ساخته بشه، با یک زبان کاملاً کامپایلری شکل بگیره؛ نتیجه چه خواهد شد؟
خب موضوع فقط «سرعت» نیست!
وقتی یک CMS به شکل باینری اجرا میشه، میتونه مصرف منابع بسیار بسیار پایینتری داشته باشه، فشار کمتری به سرور وارد کنه، چیزی که الآن به خاطرش کلی هزینه صرف میکنن! با حافظه و پردازنده بهینهتر رفتار کنه، هزینهٔ میزبانی رو کاهش بده و در مقیاس بالا انرژی کمتری مصرف کنه و بره در فهرست مصارف انرژی سبز.
از نظر امنیت هم یک تفاوت جدی وجود داره؛ در مدلهای اسکریپتی، بخش زیادی از منطق سیستم به صورت فایلهای قابل خواندن و تغییر روی سرور وجود داره و موجب راحتی نفوذ و هک در سیستم میشه. اما در یک سیستم کامپایلشده، خروجی نهایی میتونه کنترلشدهتر، سختتر برای دستکاری مستقیم، و مناسبتر برای معماریهای امن باشه.
از طرف دیگه، چنین انتخابی بدون هزینه نیست.
ساخت CMS با یک زبان کامپایلری سختتره، دانش بالاتری میخواد و توسعهاش پیچیدهتره. build system، dependencyها، deployment، سازگاری با سرورها، extension system، pluginها، hot reload، migration و تجربهٔ توسعهدهنده نیاز به طراحی بسیار دقیقتری دارن.
من قبل از اینکه استاد ++C باشم؛ برای سالها تسلط خوبی در PHP داشتم و میدونم در چنین زبانهای اسکریپتی، کاربر فایل رو آپلود میکنه، تغییر میده، رفرش میکنه و نتیجه رو میبینه. خب این خیلی ساده و جالبه! اما در یک سیستم باینری، همهچیز باید مهندسیشدهتر باشه، از نصب و بهروزرسانی گرفته تا ماژولها، افزونهها، قالبها و ارتباط با دیتابیس.
اما همین سختی، اگر درست حل بشه، تبدیل به قدرت عجیبی میشه به خصوص وقتی صحبت حساسیت و ایمنی در وبسایتهای حوزهٔ وب ۳ میشه.
این یعنی کاربر میتونه همچنان تجربهای ساده داشته باشه، اما پشت صحنه یک موتور سریع، امن، بهینه و کامپایلشده در حال کار باشه و مسائل مربوط به ریسکها به حداقل ممکن برسه.
مزیتها روشنه:
سرعت بالاتر،
مصرف منابع بسیار کمتر،
هزینهٔ میزبانی بسیار پایینتر،
ایمنی خارقالعاده،
کنترل بهتر در زمان اجرا،
پایداری بیشتر در زمام اجرا،
و امکان ساخت یک هستهٔ قدرتمندتر برای آینده.
معایبش هم حقیقتاً:
پیچیدگی توسعه بوده که برای همین هم مدت زیادی طول کشیده تا بتونم سیستم رو باز سازی کنم.
آیندهٔ CMS فقط این نیست که محتوا رو مدیریت کنه؛
باید زیرساخت، امنیت، توسعه، هوش مصنوعی، هزینه، مصرف انرژی و تجربهٔ راهاندازی رو هم مدیریت کنه.
خودم بخوام کل این ماجرا رو خلاصه کنم در یک کلام میگم:
Super High-End.
C++ is not a language for people who only want quick results. It is a language for people who want to create things that seem impossible.
این باگ نمایشی فارکستره! نگران توکنهاتون نباشید.
https://farcaster.xyz/compez.eth/0xad91095e
بهشون گزارش هم دادم باگه جنی نیست، باگه فارکستره.✔️
برای اطمینان از دیبانک بررسی کنید:
زیر پستی که زدم براشون هم خواستین تأیید کنید که باگ رو درستش کنن.
برای دسترسی به کیف فارکستر کلمات بازیابی رو توی حسابتون از تنظیمات فارکستر بگیرید توی ربیولت واردش کنید؛ اینطوری نیازی ندارید مدام توی فارکستر بررسی کنید؛ اونجا پر از باگ هست ذاتاً.
https://farcaster.xyz/compez.eth/0xad91095e
بهشون گزارش هم دادم باگه جنی نیست، باگه فارکستره.
برای اطمینان از دیبانک بررسی کنید:
https://debank.com/profile/{yourwallet_address}زیر پستی که زدم براشون هم خواستین تأیید کنید که باگ رو درستش کنن.
برای دسترسی به کیف فارکستر کلمات بازیابی رو توی حسابتون از تنظیمات فارکستر بگیرید توی ربیولت واردش کنید؛ اینطوری نیازی ندارید مدام توی فارکستر بررسی کنید؛ اونجا پر از باگ هست ذاتاً.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
لعنت بهت بیاد مسئول، وزیر، هر کوفت و زهرهماری که مملکت رو اداره میکنی! با اون ۸۰ روز قطعی چنان ضربه زدی بهمون که هنوز نمیدونیم چه غلطی داریم میکنیم! درست ۸ سال منو به عقب روندی پدر سکگگگگ فلان فلان شده! لعنت خدا به سیر تا پیازتون بیاد الهی آمین.
جوونیمون عمرمون تباه شد با چهارتا مسائل شخمی که به یه آفریقایی بگی خندش میگیره.
جوونیمون عمرمون تباه شد با چهارتا مسائل شخمی که به یه آفریقایی بگی خندش میگیره.
فلان تابع یا فلان کد مشکل داشت اصلاح کردم یا نکردم...
یه پرامپت نوشتم با Fable 5 که به صورت یک اسکریپت شِل هربار بعد از تغییرات کل پروژه رو شخم میزنه الآن هربار کامیت میزنم خودکار بهروز رسانی وضعیت میکنه در فازها رو خیلی تمیز مستند میکنه در بخشهای مختلف بهم میگه که در چه وضعیتی هستیم.
همینه! دستیار و کارآموز خوب یعنی همین. 👊🏼
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
سوأل پر تکرار و مهم این روزها.
آیا برنامهنویسی به واسطهٔ هوش مصنوهی از بین میره؟
از نظر من که میلیونها دستور نوشتم؛ برنامه نویسی چیز قابل حذفی نیست؛ این یک مهارت از درک، تفسیر و تبدیل ذهن به دستورالعملهای قابل درک توسط کامپیوتر هست؛ اما کد نویسی به عنوان یک لایهٔ فرساینده و وقتگیر قطعاً حذف میشه و بیشتر میره سمت طراحی سیستم و معماری چیزی که بهش میگیم دانش.
ارزش اصلی برنامهنویس دیگه تعداد خط کدی که مینویسه نیست، بلکه درک معنا و مفهومش هست.
کدنویسی در اصل یک لایه بین ذهن انسان و ماشین به حساب میاد؛ یعنی ما ایده، منطق و معماری رو به زبانی تبدیل میکنیم که کامپیوتر بفهمه. حالا هوش مصنوعی داره بخش بزرگی از همین لایهٔ رو حذف میکنه! خب چه چیزی بهتر از این؟ از چی میترسید؟ 😄 از خداتونم باشه بابا تا دیروز به خاطر تایپ کردن انگشتدرد، سردرد، گردن درد، همه چی درد داشتیم الآن از این به بعد بیشتر میتونی به سلامتت فکر کنی بیشتر فکر کنی به جای اینکه بیشتر تایپ کنی.
پس آینده فقط برای کسی نیست که سریعتر کد بنویسه، برای کسیه که بهتر میفهمه، بهتر طراحی میکنه، بهتر نظارت میکنه و خروجی AI رو از دید مهندسی، آزمایش، امنیت و استاندارد و از ممیزی رد میکنه.
این سوألها خیلی پیش پا افتادن، هیچوقت راجع به فناوری سریع گارد نگیرید؛ بشینید فکر کنید که چرا باید ازش یاد بگیرید.
آیا برنامهنویسی به واسطهٔ هوش مصنوهی از بین میره؟
از نظر من که میلیونها دستور نوشتم؛ برنامه نویسی چیز قابل حذفی نیست؛ این یک مهارت از درک، تفسیر و تبدیل ذهن به دستورالعملهای قابل درک توسط کامپیوتر هست؛ اما کد نویسی به عنوان یک لایهٔ فرساینده و وقتگیر قطعاً حذف میشه و بیشتر میره سمت طراحی سیستم و معماری چیزی که بهش میگیم دانش.
ارزش اصلی برنامهنویس دیگه تعداد خط کدی که مینویسه نیست، بلکه درک معنا و مفهومش هست.
کدنویسی در اصل یک لایه بین ذهن انسان و ماشین به حساب میاد؛ یعنی ما ایده، منطق و معماری رو به زبانی تبدیل میکنیم که کامپیوتر بفهمه. حالا هوش مصنوعی داره بخش بزرگی از همین لایهٔ رو حذف میکنه! خب چه چیزی بهتر از این؟ از چی میترسید؟ 😄 از خداتونم باشه بابا تا دیروز به خاطر تایپ کردن انگشتدرد، سردرد، گردن درد، همه چی درد داشتیم الآن از این به بعد بیشتر میتونی به سلامتت فکر کنی بیشتر فکر کنی به جای اینکه بیشتر تایپ کنی.
حذف شدنِ تایپ کردن کد، به معنی حذف شدن مهندسی نرمافزار نیست. شما باید بدونید معماری چیست! فکر کردن به مسأله و روش حل مسأله.
پس آینده فقط برای کسی نیست که سریعتر کد بنویسه، برای کسیه که بهتر میفهمه، بهتر طراحی میکنه، بهتر نظارت میکنه و خروجی AI رو از دید مهندسی، آزمایش، امنیت و استاندارد و از ممیزی رد میکنه.
این سوألها خیلی پیش پا افتادن، هیچوقت راجع به فناوری سریع گارد نگیرید؛ بشینید فکر کنید که چرا باید ازش یاد بگیرید.
COMPΞZ 🧬
سوأل پر تکرار و مهم این روزها. آیا برنامهنویسی به واسطهٔ هوش مصنوهی از بین میره؟ از نظر من که میلیونها دستور نوشتم؛ برنامه نویسی چیز قابل حذفی نیست؛ این یک مهارت از درک، تفسیر و تبدیل ذهن به دستورالعملهای قابل درک توسط کامپیوتر هست؛ اما کد نویسی به عنوان…
والا دیگه از همین طومارهام مشخصه یه زمانی یه بار هم کلمه یا غلط املائی نداشتم! حالا انگشت درد یا مشکل کلیدهای صفحه کلید ومشکلات ناشی از این جور مسائل روی اعصابه! بسه دیگه چقدر تایپ کنیم خسته شدیم! من از خدامه این تایپ کردنها حذف بشن چرا که نه. 😎
COMPΞZ 🧬
پس آینده فقط برای کسی نیست که سریعتر کد بنویسه، برای کسیه که بهتر میفهمه، بهتر طراحی میکنه، بهتر نظارت میکنه و خروجی AI رو از دید مهندسی، آزمایش، امنیت و استاندارد و از ممیزی رد میکنه.
دقت کن که این موج منجر به بیشتر شدن برنامهها، کدها، و خروجیها میشه؛ یعنی اشباع شدن و افزایش کمیتِ کدهای تولید شده توسط هوش مصنوعی.
یعنی رسماً شاهد میلیاردها میلیارد کد اسپموار خواهیم بود که همشون بیهدف و شخماتیک توسعه یافتن که فقط یکی گفته بساز! اونم ساخته! حالا با چه معماریای؟ با چه مکانیزمی؟ الله اعلم!
همین موضوع باعث رقابت شدید در سطح کیفی و استانداردهای ممیزی خواهد شد.
اونی که پشتش تفکر مهندسی وجود داشته موفق خواهد بود.
بقیه میره زبالهدونی! حتی اگه ادعا کنی که سیستمعامل نوشتی.😉
یعنی رسماً شاهد میلیاردها میلیارد کد اسپموار خواهیم بود که همشون بیهدف و شخماتیک توسعه یافتن که فقط یکی گفته بساز! اونم ساخته! حالا با چه معماریای؟ با چه مکانیزمی؟ الله اعلم!
همین موضوع باعث رقابت شدید در سطح کیفی و استانداردهای ممیزی خواهد شد.
اونی که پشتش تفکر مهندسی وجود داشته موفق خواهد بود.
بقیه میره زبالهدونی! حتی اگه ادعا کنی که سیستمعامل نوشتی.😉
COMPΞZ 🧬
به این تصویر دقت کن.
و باز هم میرسم به تأکید بر مثلث دانش. 👋🏼 چیزهایی هستند که ما نمیدانیم که نمیدانیم.
هوش مصنوعی این فرصت رو به شما میده که بتونی به همین چیزهایی که نمیدونی بیشتر فکر کنی.
هوش مصنوعی این فرصت رو به شما میده که بتونی به همین چیزهایی که نمیدونی بیشتر فکر کنی.
شادروان شاعر حیدر یغما میگه:
تنم در وسعت دنیای پهناور نمیگنجد؛ روان سرکشم در غالب پیکر نمیگنجد.
تنم در وسعت دنیای پهناور نمیگنجد؛ روان سرکشم در غالب پیکر نمیگنجد.
میبینم که دونه دونه حسابهای Claude ایرانیها به چوخ میره!
خب چند تا توصیه دارم!
اول اینکه تا روشن شدن تکلیف این موضوعِ احراز هویتش کاری باهاش نداشته باشید! هزینه نکنید، نخریدش!
دوم اینکه، به هیچ عنوان از داخل سیستم خودتون حتی با VPN ورود نزنید، چون هر vpn ای ویپیان نیست، نشتی داشته باشه موقعیت شما رو لومیده. به خصوص این رایگانها که دیگه اصلاً!
سوم اینکه، برای مصارف شرو ور یا چتهای روزانه ازش استفاده نکنید، باهاش فارسی نویسی نکنید!
چهارم اینکه، یه سرور با موقعیت آمریکا بخرید و از داخل سرور آمریکا نسخهٔ CLI رو نصب کنید و از سیستم خودتون بهش ریموت ssh بزنید.
نکته) اگه نیاز به خرید سرور آمریکا داشتین، با دریافت هزینهٔ منصفانه من این کار رو براتون انجام میدم. هم سرورشو هم کارت اعتباریشو از جایی میخرم که سالهاست باهاش کار میکنم. برای این کارا از داخل که اصلاً خرید نزنید چون همشون دستکاری سرور دارن IPهاشون سالم نیست.
وسلام علیکم و تبارک الله اعظمی! 😌
خب چند تا توصیه دارم!
اول اینکه تا روشن شدن تکلیف این موضوعِ احراز هویتش کاری باهاش نداشته باشید! هزینه نکنید، نخریدش!
دوم اینکه، به هیچ عنوان از داخل سیستم خودتون حتی با VPN ورود نزنید، چون هر vpn ای ویپیان نیست، نشتی داشته باشه موقعیت شما رو لومیده. به خصوص این رایگانها که دیگه اصلاً!
سوم اینکه، برای مصارف شرو ور یا چتهای روزانه ازش استفاده نکنید، باهاش فارسی نویسی نکنید!
چهارم اینکه، یه سرور با موقعیت آمریکا بخرید و از داخل سرور آمریکا نسخهٔ CLI رو نصب کنید و از سیستم خودتون بهش ریموت ssh بزنید.
نکته) اگه نیاز به خرید سرور آمریکا داشتین، با دریافت هزینهٔ منصفانه من این کار رو براتون انجام میدم. هم سرورشو هم کارت اعتباریشو از جایی میخرم که سالهاست باهاش کار میکنم. برای این کارا از داخل که اصلاً خرید نزنید چون همشون دستکاری سرور دارن IPهاشون سالم نیست.
وسلام علیکم و تبارک الله اعظمی! 😌
COMPΞZ 🧬
میبینم که دونه دونه حسابهای Claude ایرانیها به چوخ میره! خب چند تا توصیه دارم! اول اینکه تا روشن شدن تکلیف این موضوعِ احراز هویتش کاری باهاش نداشته باشید! هزینه نکنید، نخریدش! دوم اینکه، به هیچ عنوان از داخل سیستم خودتون حتی با VPN ورود نزنید، چون هر…
این Fable 5 هم اونطور که میگن غولِ نمیدونم چیچیه... نه والا شما پرامپتت خوب باشه بفهمی چی مینویسی همون اپوس هم خوبه.
تنها مزیتش اینه که به خاطر بهتر بودن درکش نسبتاً توکن کمتری مصرف میکنه.
ولی اینکه میگن به جای کلاد از Antigravity یا امثالش استفاده کنید، خداشون هم فرق میکنه چه برسه کیفیت درک و شعورشون.
کلاد ساخته شده برای برنامهسازی، تحلیل، ممیزی، شخم زدن یه پروژه!
بقیه موارد مونده تا به پای این برسن.
تنها مزیتش اینه که به خاطر بهتر بودن درکش نسبتاً توکن کمتری مصرف میکنه.
ولی اینکه میگن به جای کلاد از Antigravity یا امثالش استفاده کنید، خداشون هم فرق میکنه چه برسه کیفیت درک و شعورشون.
کلاد ساخته شده برای برنامهسازی، تحلیل، ممیزی، شخم زدن یه پروژه!
بقیه موارد مونده تا به پای این برسن.
COMPΞZ 🧬
میبینم که دونه دونه حسابهای Claude ایرانیها به چوخ میره! خب چند تا توصیه دارم! اول اینکه تا روشن شدن تکلیف این موضوعِ احراز هویتش کاری باهاش نداشته باشید! هزینه نکنید، نخریدش! دوم اینکه، به هیچ عنوان از داخل سیستم خودتون حتی با VPN ورود نزنید، چون هر…
پنجم اینکه از GenyConnect استفاده کنید تا کامروا شوید حتی با خرابترین اینترنت که برای من 3g هست پایداری بالایی داره. 😝 البته این نسخه رو به زودی منتشر میکنم! هنوز کار داره.
COMPΞZ 🧬
اول اینکه تا روشن شدن تکلیف این موضوعِ احراز هویتش کاری باهاش نداشته باشید! هزینه نکنید، نخریدش!
خب بله! برای اطمینان یه حساب جدید ساختم؛
احراز هویت میخواد.
اما یه نکتهٔ جالب داشت! نام Iran توی فهرست هست و خیلیها فکر میکنن این یعنی تحریم نیست! انجامش که بدی میگه:
We cannot accept this ID type. Please choose an accepted ID.
حالا یه سوأل از اونی که فکر میکنه اینا دوست مردم ایرانن؟ اینو زمان جنگ وقتی اون کله زرد میگفت عنگانی در راه است به یه سریها گفتم که ببین اینا حرفه! دارن با احساسات مردم بدبخت بازی میکنن هدف اصلی منافع خودشونه نه ما! برگرد به ۵۰ سال پیش ببین کیا بودن که پشت کردن به این جماعت و کیا بودن که هم از آخوور خوردن هم از ناخور!
اینکه یه سیستم بذاره کارت ملی مردم رو اسکن کنه ببینه که من یه شهروند عادی هستم یا یه نظامی؟! تو کک من نمیره این حرفا.
با توجه به تحقیقاتم همچین چیزی متوجه شدم:
تفکیک فردی شدنی است. KYC دقیقاً برای همین ساخته شده: سند هویتی، چهره، شماره، محل اقامت، ریسک حقوقی، لیست تحریم، PEP، watchlist و سابقهٔ رسانهای/حقوقی. حتی خود OFAC ابزار Sanctions List Search دارد که برای تطبیق نام با لیستهای تحریمی استفاده میشود.
اما شرکتهایی مثل Anthropic معمولاً یک لایهٔ بالاتر تصمیم میگیرند: کشور پشتیبانیشده یا پشتیبانینشده در صفحهٔ رسمی Anthropic، ایران جزو کشورهای پشتیبانیشدهٔ Claude نیست؛ و خود Claude هم احراز هویت را از طریق Persona انجام میدهد، یعنی از نظر فنی ابزار شناسایی فردی وجود دارد، ولی سیاست نهایی میتواند همچنان country-level باشد.
خب اینجاست که باید بپرسم از همانهایی که میگفتند:
«اینها با مردم ایران مشکلی ندارند.»
«اینها دوست ما هستند.»
«اینها آمدهاند مردم را نجات بدهند.»
خب اگر دوست مردماند، چرا همین تفکیک ساده را انجام نمیدهند؟
اگر میتوانند با دقت نظامی بفهمند چه کسی کجاست، چه کسی وابسته به کجاست، چه کسی هدف است و چه کسی نیست، چطور نمیتوانند بفهمند من یک شهروند عادیام یا یک فرد سیاسی و نظامی؟
سخت است؟ نه.
غیرممکن است؟ قطعاً نه.
فقط برایشان بهصرفهتر است که فرق نگذارند.
چون در نگاه آنها، شهروند عادی ایرانی هم بخشی از همان ریسک کلی است.
نه به خاطر کاری که کرده؛ فقط به خاطر جایی که به دنیا آمده.
پس مسئله فقط تحریم نیست! مسأله رو توی شبکههای اونور آبی اگه چشتو باز کنی درست ببینی گوش کنی میبینی که چپی هیچوقت حاضر نیست ایرانی آسوده باشه! به خاطر منافع خودش هر کاری بتونه میکنه.
مسئله اینه که جهان قراردادی در پس زمینهٔ همهٔ اینها بسته که ترجیح میدهد ما دسترسی نداشته باشیم، ابزار نداشته باشیم، رقابت نکنیم، رشد نکنیم و همیشه پشت در بمانیم تا مبادا ... 😝
احراز هویت میخواد.
اما یه نکتهٔ جالب داشت! نام Iran توی فهرست هست و خیلیها فکر میکنن این یعنی تحریم نیست! انجامش که بدی میگه:
We cannot accept this ID type. Please choose an accepted ID.
حالا یه سوأل از اونی که فکر میکنه اینا دوست مردم ایرانن؟ اینو زمان جنگ وقتی اون کله زرد میگفت عنگانی در راه است به یه سریها گفتم که ببین اینا حرفه! دارن با احساسات مردم بدبخت بازی میکنن هدف اصلی منافع خودشونه نه ما! برگرد به ۵۰ سال پیش ببین کیا بودن که پشت کردن به این جماعت و کیا بودن که هم از آخوور خوردن هم از ناخور!
اینکه یه سیستم بذاره کارت ملی مردم رو اسکن کنه ببینه که من یه شهروند عادی هستم یا یه نظامی؟! تو کک من نمیره این حرفا.
با توجه به تحقیقاتم همچین چیزی متوجه شدم:
تفکیک فردی شدنی است. KYC دقیقاً برای همین ساخته شده: سند هویتی، چهره، شماره، محل اقامت، ریسک حقوقی، لیست تحریم، PEP، watchlist و سابقهٔ رسانهای/حقوقی. حتی خود OFAC ابزار Sanctions List Search دارد که برای تطبیق نام با لیستهای تحریمی استفاده میشود.
اما شرکتهایی مثل Anthropic معمولاً یک لایهٔ بالاتر تصمیم میگیرند: کشور پشتیبانیشده یا پشتیبانینشده در صفحهٔ رسمی Anthropic، ایران جزو کشورهای پشتیبانیشدهٔ Claude نیست؛ و خود Claude هم احراز هویت را از طریق Persona انجام میدهد، یعنی از نظر فنی ابزار شناسایی فردی وجود دارد، ولی سیاست نهایی میتواند همچنان country-level باشد.
خب اینجاست که باید بپرسم از همانهایی که میگفتند:
«اینها با مردم ایران مشکلی ندارند.»
«اینها دوست ما هستند.»
«اینها آمدهاند مردم را نجات بدهند.»
خب اگر دوست مردماند، چرا همین تفکیک ساده را انجام نمیدهند؟
اگر میتوانند با دقت نظامی بفهمند چه کسی کجاست، چه کسی وابسته به کجاست، چه کسی هدف است و چه کسی نیست، چطور نمیتوانند بفهمند من یک شهروند عادیام یا یک فرد سیاسی و نظامی؟
سخت است؟ نه.
غیرممکن است؟ قطعاً نه.
فقط برایشان بهصرفهتر است که فرق نگذارند.
چون در نگاه آنها، شهروند عادی ایرانی هم بخشی از همان ریسک کلی است.
نه به خاطر کاری که کرده؛ فقط به خاطر جایی که به دنیا آمده.
پس مسئله فقط تحریم نیست! مسأله رو توی شبکههای اونور آبی اگه چشتو باز کنی درست ببینی گوش کنی میبینی که چپی هیچوقت حاضر نیست ایرانی آسوده باشه! به خاطر منافع خودش هر کاری بتونه میکنه.
مسئله اینه که جهان قراردادی در پس زمینهٔ همهٔ اینها بسته که ترجیح میدهد ما دسترسی نداشته باشیم، ابزار نداشته باشیم، رقابت نکنیم، رشد نکنیم و همیشه پشت در بمانیم تا مبادا ... 😝
COMPΞZ 🧬
سوألی هست که وقتی دراگون هست چرا ازش استفاده نمیکنی برای ساختن CMSات؟
چون من تمایلی ندارم وابستگی چینی توی قلب سیستمم باشه. همشونو من قبلاً آزمایش کردم به دلم نمیشینن.
بهترین ویژگی فریمورک وب دراگون اینه که non-blocking I/O هست که تگرا مشابه همون مکانیزم و حتی بهترشو پشتیبانی میکنه غیر اون مابقی مواردش کار سختی نیست!
تگرا الآن هم از multi-thread پشتیبانی میکنه و روی پردازندههای چند هستهای کار میکنه هم از non-blocking I/O پشتیبانی میکنه.
به زبان سادهتر بخوام بگم این یعنی چی؟
یعنی در مدل blocking، اگر یک درخواست منتظر پاسخ دیتابیس بماند، همان thread (رشته) عملاً معطل میشود.
اما در مدل non-blocking، سیستم میگوید:
«تو منتظر بمان؛ من در همین فاصله کارهای دیگر را انجام میدهم.»
این یعنی مصرف بهتر CPU، توان پاسخگویی بالاتر، latency کمتر، و معماری مناسبتر برای ترافیک زیاد.
وقتی multi-threading و non-blocking I/O کنار هم قرار میگیرند، نتیجه این میشود که سیستم هم از قدرت چند هستهٔ CPU استفاده میکند، هم رشتهها را با انتظارهای بیهوده هدر نمیدهد. این دقیقاً همان چیزی است که برای یک CMS مدرن، سریع، کممصرف و مقیاسپذیر نیاز داریم.
چون من تمایلی ندارم وابستگی چینی توی قلب سیستمم باشه. همشونو من قبلاً آزمایش کردم به دلم نمیشینن.
بهترین ویژگی فریمورک وب دراگون اینه که non-blocking I/O هست که تگرا مشابه همون مکانیزم و حتی بهترشو پشتیبانی میکنه غیر اون مابقی مواردش کار سختی نیست!
تگرا الآن هم از multi-thread پشتیبانی میکنه و روی پردازندههای چند هستهای کار میکنه هم از non-blocking I/O پشتیبانی میکنه.
به زبان سادهتر بخوام بگم این یعنی چی؟
یعنی در مدل blocking، اگر یک درخواست منتظر پاسخ دیتابیس بماند، همان thread (رشته) عملاً معطل میشود.
اما در مدل non-blocking، سیستم میگوید:
«تو منتظر بمان؛ من در همین فاصله کارهای دیگر را انجام میدهم.»
این یعنی مصرف بهتر CPU، توان پاسخگویی بالاتر، latency کمتر، و معماری مناسبتر برای ترافیک زیاد.
وقتی multi-threading و non-blocking I/O کنار هم قرار میگیرند، نتیجه این میشود که سیستم هم از قدرت چند هستهٔ CPU استفاده میکند، هم رشتهها را با انتظارهای بیهوده هدر نمیدهد. این دقیقاً همان چیزی است که برای یک CMS مدرن، سریع، کممصرف و مقیاسپذیر نیاز داریم.
COMPΞZ 🧬
سوألی هست که وقتی دراگون هست چرا ازش استفاده نمیکنی برای ساختن CMSات؟ چون من تمایلی ندارم وابستگی چینی توی قلب سیستمم باشه. همشونو من قبلاً آزمایش کردم به دلم نمیشینن. بهترین ویژگی فریمورک وب دراگون اینه که non-blocking I/O هست که تگرا مشابه همون مکانیزم…
و البته خاصیت Native I/O بکاند که مهمه!
این رو من برای هر سیستمعامل به صورت بومی ساختم! یعنی نه شبیهسازیه نه اداشو در میاره! روی هر پلتفرمی همون مکانیزم خودش رو داره و کاملاً پرفرمنس خالصه.
یعنی همچین چیزی:
Linux
macOS / BSD
Windows
Portable fallback
Tegra uses a native I/O backend per platform:
This is not a simulated async layer; it is built on each operating system's real event notification mechanism.
این رو من برای هر سیستمعامل به صورت بومی ساختم! یعنی نه شبیهسازیه نه اداشو در میاره! روی هر پلتفرمی همون مکانیزم خودش رو داره و کاملاً پرفرمنس خالصه.
یعنی همچین چیزی:
Linux
→ epoll
macOS / BSD
→ kqueue
Windows
→ IOCP / I/O Completion Ports
Portable fallback
→ poll/select
Tegra uses a native I/O backend per platform:
epoll on Linux, kqueue on macOS/BSD, and IOCP on Windows.
This is not a simulated async layer; it is built on each operating system's real event notification mechanism.
COMPΞZ 🧬
و البته خاصیت Native I/O بکاند که مهمه! این رو من برای هر سیستمعامل به صورت بومی ساختم! یعنی نه شبیهسازیه نه اداشو در میاره! روی هر پلتفرمی همون مکانیزم خودش رو داره و کاملاً پرفرمنس خالصه. یعنی همچین چیزی: Linux → epoll macOS / BSD → kqueue Windows…
نحو (سینتکس) کدش چطور میشه؟ شاهد همچین چیزی خواهیم بود.
COMPΞZ 🧬
نحو (سینتکس) کدش چطور میشه؟ شاهد همچین چیزی خواهیم بود.
میدونم تو ذهنتون این هست که بگین یه ORM هم بهش اضافه کن! ولی فعلاً نیازی نیست بذارید به کارمون برسیم. 😄😁😎
سؤالی مطرح بود که چرا محصولاتی مثل Apple و Sony اینقدر پایدارند، با سختافزار نسبتاً محدود راندمان بالایی میدهند، کمتر هنگ میکنند و معمولاً عمر فنی خوبی دارند.
جواب فقط در قدرت سختافزار نیست؛ بخشی از جواب در ریشهٔ سیستمعامل و فلسفهٔ طراحی آن است. 😉
خیلیها فکر میکنند Linux یعنی همان UNIX؛ خب این اشتباهه!
درستش اینه:
شبیه به یونیکس (Unix-like) یعنی سیستمعاملی که از نظر طراحی، رفتار، APIها و فلسفهٔ کاری شبیه UNIX است؛ به فارسی میشود گفت «شبهیونیکس».
اما UNIX با حروف بزرگ، فقط یک اسم تاریخی نیست؛ یک استاندارد و نشان تجاری رسمی هم هست.
یعنی سیستمعاملی که توسط The Open Group با استانداردهای UNIX سازگار تشخیص داده شده و گواهی رسمی گرفته باشد.
ولینوکس یک سیستمعامل Unix-like است؛ یعنی شبیه UNIX طراحی شده، اما از نظر ریشهٔ تاریخی و کدهای واقعی، خود UNIX نیست.
در طرف دیگر، macOS واقعاً UNIX-certified است. ریشهٔ آن از Darwin، XNU، BSD و NeXTSTEP میآید؛ یعنی به خانوادهٔ UNIX/BSD نزدیک است و ربطی به Linux ندارد.
در مورد محصولات آیفون، سیستمعامل iOS هم مثل macOS از همان خانوادهٔ Darwin/XNU میآید، اما بهتر است آن را Unix-like یا Unix-derived بدانیم.
همین تفاوت ریشهای مهم است!
وقتی یک شرکت مثل Apple کل زنجیره را کنترل میکند — از سختافزار تا kernel، درایورها، security model، sandbox، API و تجربهٔ کاربری نتیجه میشود محصولی که با منابع کمتر، پایداری و راندمان بیشتری میدهد.
یا شرکت سونی هم در دنیای PlayStation شاید به گوشتون نخورده، ولی نام سیستمعاملش اوربیس (ORBIS) هست؛ سیستم بسته، کنترلشده، نزدیک به سختافزار، و مبتنی بر خانوادهٔ BSD/Unix-like.
سیستمعامل لینوکس حقیقتاً عالیه، مخصوصاً در سرور، cloud، container و اکوسیستم متنباز و اندروید هم یک مثال دیگه مبتنی بر این کرنل هست.
اما خانوادهٔ UNIX/BSD یک چیز دیگست! تاریخچشرو هم بخونید خواهید دید چطور شکل گرفته.
چون محافظهکارتر، منظمتر، عمیقتر و برای محصولاتی که باید پایدار، بسته، کنترلشده و high-end باشند، فوقالعاده قدرتمند طراحی شده.
جواب فقط در قدرت سختافزار نیست؛ بخشی از جواب در ریشهٔ سیستمعامل و فلسفهٔ طراحی آن است. 😉
خیلیها فکر میکنند Linux یعنی همان UNIX؛ خب این اشتباهه!
درستش اینه:
شبیه به یونیکس (Unix-like) یعنی سیستمعاملی که از نظر طراحی، رفتار، APIها و فلسفهٔ کاری شبیه UNIX است؛ به فارسی میشود گفت «شبهیونیکس».
اما UNIX با حروف بزرگ، فقط یک اسم تاریخی نیست؛ یک استاندارد و نشان تجاری رسمی هم هست.
یعنی سیستمعاملی که توسط The Open Group با استانداردهای UNIX سازگار تشخیص داده شده و گواهی رسمی گرفته باشد.
ولینوکس یک سیستمعامل Unix-like است؛ یعنی شبیه UNIX طراحی شده، اما از نظر ریشهٔ تاریخی و کدهای واقعی، خود UNIX نیست.
در طرف دیگر، macOS واقعاً UNIX-certified است. ریشهٔ آن از Darwin، XNU، BSD و NeXTSTEP میآید؛ یعنی به خانوادهٔ UNIX/BSD نزدیک است و ربطی به Linux ندارد.
در مورد محصولات آیفون، سیستمعامل iOS هم مثل macOS از همان خانوادهٔ Darwin/XNU میآید، اما بهتر است آن را Unix-like یا Unix-derived بدانیم.
همین تفاوت ریشهای مهم است!
وقتی یک شرکت مثل Apple کل زنجیره را کنترل میکند — از سختافزار تا kernel، درایورها، security model، sandbox، API و تجربهٔ کاربری نتیجه میشود محصولی که با منابع کمتر، پایداری و راندمان بیشتری میدهد.
یا شرکت سونی هم در دنیای PlayStation شاید به گوشتون نخورده، ولی نام سیستمعاملش اوربیس (ORBIS) هست؛ سیستم بسته، کنترلشده، نزدیک به سختافزار، و مبتنی بر خانوادهٔ BSD/Unix-like.
سیستمعامل لینوکس حقیقتاً عالیه، مخصوصاً در سرور، cloud، container و اکوسیستم متنباز و اندروید هم یک مثال دیگه مبتنی بر این کرنل هست.
اما خانوادهٔ UNIX/BSD یک چیز دیگست! تاریخچشرو هم بخونید خواهید دید چطور شکل گرفته.
چون محافظهکارتر، منظمتر، عمیقتر و برای محصولاتی که باید پایدار، بسته، کنترلشده و high-end باشند، فوقالعاده قدرتمند طراحی شده.
امروز راجع به شبیهسازهای نوستالژی تحقیق میکنم، که برخوردم به این! اصلا سیگنال رو میگیره کائنات به هرچی فکر کنی!
خبری که اومده اینه که سونی اعلام کرده از ژانویه ۲۰۲۸ تولید دیسک فیزیکی برای بازیهای جدید PlayStation رو قطع میکنه و همهچیز دیجیتالی میشه.
گیتهاب هم در جواب این موج «مرگ مدیای فیزیکی»، یه کمپین شوخی ولی واقعی راه انداخته:
کدت رو روی CD داشته باش!
مجموعهای برای برنامهنویسها:
کد من، روی دیسک، مثل یه یادگاری از زمانی که نرمافزار هنوز لمسکردنی بود.
البته فقط برای مخازن عمومی و احتمالاً خیلی محدود؛ ولی ایدهش جالبه.
https://gh.io/cd
خبری که اومده اینه که سونی اعلام کرده از ژانویه ۲۰۲۸ تولید دیسک فیزیکی برای بازیهای جدید PlayStation رو قطع میکنه و همهچیز دیجیتالی میشه.
گیتهاب هم در جواب این موج «مرگ مدیای فیزیکی»، یه کمپین شوخی ولی واقعی راه انداخته:
کدت رو روی CD داشته باش!
مجموعهای برای برنامهنویسها:
کد من، روی دیسک، مثل یه یادگاری از زمانی که نرمافزار هنوز لمسکردنی بود.
البته فقط برای مخازن عمومی و احتمالاً خیلی محدود؛ ولی ایدهش جالبه.
https://gh.io/cd
forms.cloud.microsoft
Please fill out this form
خب از امروز برای همیشه با هدر گاردها و سرآیندهای سنتی سی++ خداحافظی میکنم.
یه پچ نوشتم که با کامپایلرهای جدید بسیار تمیز استاندارد STL رو هم وارد پروژه میکنه بدون نیاز به سبک سنتی include و سرآیندهای سنتی.
تصویر مربوط به کد رو ببینید! یکیش به سبک استاندارد قبل از ۲۰ هست، یکیش به سبک ۲۰ به بعد.
یعنی کلاً سرآیندهای سنتی حذف و با یه خط import std چیزی که لازم هست فراخوانی میشه.
استفاده از ماژولهای مدرن سی++ یعنی:
- کد تمیزتر
- مراحل ساختِ قابلکنترلتر
- وابستگیهای شفافتر
- آلودگی کمتر در توسعه
و در بسیاری از پروژهها سرعت کامپایل بسیار بیشتر!
از این مثال gist برای آزمایش و تجربهٔ سی++ جدید استفاده کنید:
https://gist.github.com/thecompez/2bceb35bfb80107bb51d2c38fee2a4af
یه پچ نوشتم که با کامپایلرهای جدید بسیار تمیز استاندارد STL رو هم وارد پروژه میکنه بدون نیاز به سبک سنتی include و سرآیندهای سنتی.
تصویر مربوط به کد رو ببینید! یکیش به سبک استاندارد قبل از ۲۰ هست، یکیش به سبک ۲۰ به بعد.
یعنی کلاً سرآیندهای سنتی حذف و با یه خط import std چیزی که لازم هست فراخوانی میشه.
استفاده از ماژولهای مدرن سی++ یعنی:
- کد تمیزتر
- مراحل ساختِ قابلکنترلتر
- وابستگیهای شفافتر
- آلودگی کمتر در توسعه
و در بسیاری از پروژهها سرعت کامپایل بسیار بیشتر!
از این مثال gist برای آزمایش و تجربهٔ سی++ جدید استفاده کنید:
https://gist.github.com/thecompez/2bceb35bfb80107bb51d2c38fee2a4af