COMPΞZ 🧬
به فکر انتخاب یک نام بهتر برای ادامهٔ این نرمافزار مدیریت دانلود هستم. اسمهای قبلی مثل «Raad» و «Tondar» هر کدام موافقان و مخالفان خودشان را داشتند و هنوز به گزینه نهایی نرسیدهام. این پروژه توسط Genyleap واحد Genyleap Lab روی گیتهاب توسعه داده میشود؛…
جهت الهامگیری این طرح پایه از تصور من نسبت به معنای این دانلود منیجر هست.
متناسب یا این حس و حال میخوام!⚡️ خارج از این چیزی پیشنهاد نکنید.
چون موضوعیت این نرمافزار به سرعت و ویژگی خاصش هست یعنی ویژگی Adaptive Segment Controller که روی الگوریتمش با حسیاست بسیار زیادی کار کردم تا از نظر کارآیی متفاوتتر باشه.
https://t.me/compezeth/3012
قبلاً توضیح دادم توی پستهام که چرا متفاوتش میکنه. همه چیز روی سرعت، پایداری و شتابش خلاصه میشه.
متناسب یا این حس و حال میخوام!
چون موضوعیت این نرمافزار به سرعت و ویژگی خاصش هست یعنی ویژگی Adaptive Segment Controller که روی الگوریتمش با حسیاست بسیار زیادی کار کردم تا از نظر کارآیی متفاوتتر باشه.
https://t.me/compezeth/3012
قبلاً توضیح دادم توی پستهام که چرا متفاوتش میکنه. همه چیز روی سرعت، پایداری و شتابش خلاصه میشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
COMPΞZ 🧬
جهت الهامگیری این طرح پایه از تصور من نسبت به معنای این دانلود منیجر هست. متناسب یا این حس و حال میخوام! ⚡️ خارج از این چیزی پیشنهاد نکنید. چون موضوعیت این نرمافزار به سرعت و ویژگی خاصش هست یعنی ویژگی Adaptive Segment Controller که روی الگوریتمش با حسیاست…
یکی از سوالهایی که زیاد از من میپرسند این است که تفاوت اصلی این نرمافزار با بسیاری از دانلود منیجرهای امروزی چیست؟
اگر بخواهم صادقانه پاسخ بدهم، تنها نرمافزاری که از نظر مهندسی در زمینهٔ مدیریت دانلود همیشه برای آن احترام زیادی قائل بودهام، نسخهٔ پرمیوم Internet Download Manager (IDM) است. نرمافزاری که سالها پیش برای ویندوز طراحی شد و هنوز هم به دلیل کیفیت فنی و پایداری بالا، انتخاب بسیاری از کاربران حرفهای است.
دلیل این موضوع صرفاً ظاهر یا تعداد قابلیتها نیست؛ بلکه نحوهٔ طراحی آن است. IDM از ابتدا به عنوان یک نرمافزار سیستمی و با تمرکز بر کارایی، مدیریت منابع و ارتباط نزدیک با سیستمعامل توسعه داده شد. به همین دلیل توانسته است در طول سالها عملکردی سریع، پایدار و کمهزینه از نظر مصرف منابع ارائه کند.
در بسیاری از دانلود منیجرهای جدید، تمرکز اصلی روی سرعت توسعه و رابط کاربری بوده است. در نتیجه بخش قابل توجهی از آنها عملاً لایهای گرافیکی روی کتابخانهها و رابطهای آمادهٔ HTTP هستند. این رویکرد لزوماً بد نیست، اما معمولاً کنترل عمیق روی حافظه، زمانبندی پردازشها، مدیریت دیسک و بهینهسازیهای سطح پایین را محدود میکند.
چیزی که من روش کار کردم با فلسفهای متفاوت توسعه داده شده است.
رابط کاربری آن با Qt ساخته شده تا تجربهای مدرن، چندسکویی و حرفهای ارائه دهد، اما بخشهای حیاتی برنامه در لایههای پایینتر طراحی شدهاند؛ یعنی با یک زبان سطح پایین با بالاترین استاندارد، کامپایلری با بهرهوری به شدت بالا! جایی که مدیریت دانلود، زمانبندی وظایف، توازن بار بین رشتههای پردازشی، مدیریت حافظه، پردازش دادهها و تعامل با سختافزار انجام میشود.
هدف این پروژه صرفاً ساخت یک دانلود منیجر دیگر نیست؛ بلکه ایجاد نرمافزاری است که بتواند در کنار امکانات کلاسیک IDM، از قابلیتهای سختافزارهای مدرن نیز بهره ببرد. پردازندههای چندهستهای امروزی، حافظههای NVMe SSD و سیستمعاملهای جدید امکاناتی در اختیار توسعهدهنده قرار میدهند که سالها پیش وجود نداشتند.
به همین دلیل این محصول تلاش میکند علاوه بر حفظ پایداری و مصرف بهینهٔ منابع، از این قابلیتها برای افزایش سرعت، کاهش سربار سیستم و بهبود تجربهٔ دانلود استفاده کند. بسیاری از این بهینهسازیها نیز به صورت اختیاری در اختیار کاربر قرار میگیرند تا بتواند بسته به نوع سختافزار و نیاز خود، بهترین تعادل میان عملکرد و مصرف منابع را انتخاب کند.
در نهایت، هدف رقابت در تعداد دکمهها یا ظاهر برنامه نیست؛ هدف ساخت برنامهای است که مانند نرمافزارهای مهندسیشدهٔ کلاسیک، به منابع سیستم احترام بگذارد، اما عین حال تجربهای مدرن، چندسکویی و متناسب با نیازهای امروز ارائه کند.
اگر بخواهم صادقانه پاسخ بدهم، تنها نرمافزاری که از نظر مهندسی در زمینهٔ مدیریت دانلود همیشه برای آن احترام زیادی قائل بودهام، نسخهٔ پرمیوم Internet Download Manager (IDM) است. نرمافزاری که سالها پیش برای ویندوز طراحی شد و هنوز هم به دلیل کیفیت فنی و پایداری بالا، انتخاب بسیاری از کاربران حرفهای است.
دلیل این موضوع صرفاً ظاهر یا تعداد قابلیتها نیست؛ بلکه نحوهٔ طراحی آن است. IDM از ابتدا به عنوان یک نرمافزار سیستمی و با تمرکز بر کارایی، مدیریت منابع و ارتباط نزدیک با سیستمعامل توسعه داده شد. به همین دلیل توانسته است در طول سالها عملکردی سریع، پایدار و کمهزینه از نظر مصرف منابع ارائه کند.
در بسیاری از دانلود منیجرهای جدید، تمرکز اصلی روی سرعت توسعه و رابط کاربری بوده است. در نتیجه بخش قابل توجهی از آنها عملاً لایهای گرافیکی روی کتابخانهها و رابطهای آمادهٔ HTTP هستند. این رویکرد لزوماً بد نیست، اما معمولاً کنترل عمیق روی حافظه، زمانبندی پردازشها، مدیریت دیسک و بهینهسازیهای سطح پایین را محدود میکند.
چیزی که من روش کار کردم با فلسفهای متفاوت توسعه داده شده است.
رابط کاربری آن با Qt ساخته شده تا تجربهای مدرن، چندسکویی و حرفهای ارائه دهد، اما بخشهای حیاتی برنامه در لایههای پایینتر طراحی شدهاند؛ یعنی با یک زبان سطح پایین با بالاترین استاندارد، کامپایلری با بهرهوری به شدت بالا! جایی که مدیریت دانلود، زمانبندی وظایف، توازن بار بین رشتههای پردازشی، مدیریت حافظه، پردازش دادهها و تعامل با سختافزار انجام میشود.
هدف این پروژه صرفاً ساخت یک دانلود منیجر دیگر نیست؛ بلکه ایجاد نرمافزاری است که بتواند در کنار امکانات کلاسیک IDM، از قابلیتهای سختافزارهای مدرن نیز بهره ببرد. پردازندههای چندهستهای امروزی، حافظههای NVMe SSD و سیستمعاملهای جدید امکاناتی در اختیار توسعهدهنده قرار میدهند که سالها پیش وجود نداشتند.
به همین دلیل این محصول تلاش میکند علاوه بر حفظ پایداری و مصرف بهینهٔ منابع، از این قابلیتها برای افزایش سرعت، کاهش سربار سیستم و بهبود تجربهٔ دانلود استفاده کند. بسیاری از این بهینهسازیها نیز به صورت اختیاری در اختیار کاربر قرار میگیرند تا بتواند بسته به نوع سختافزار و نیاز خود، بهترین تعادل میان عملکرد و مصرف منابع را انتخاب کند.
در نهایت، هدف رقابت در تعداد دکمهها یا ظاهر برنامه نیست؛ هدف ساخت برنامهای است که مانند نرمافزارهای مهندسیشدهٔ کلاسیک، به منابع سیستم احترام بگذارد، اما عین حال تجربهای مدرن، چندسکویی و متناسب با نیازهای امروز ارائه کند.
👍3
تا به این لحظه تعداد خط کدهای GenyConnect
خودت میتونی روی ریشهٔ سورس این دستور رو اجرا کن:
find . -type f \
\( -name "*.cpp" -o -name "*.hpp" -o -name "*.h" \
-o -name "*.ixx" -o -name "*.cppm" \
-o -name "*.qml" -o -name "*.js" \
-o -name "*.cmake" -o -name "CMakeLists.txt" \
-o -name "*.java" -o -name "*.kt" -o -name "*.xml" \) \
-not -path "./build/*" \
-not -path "./.git/*" \
-not -path "./.gradle/*" \
-exec cat {} + | wc -l
هرچی کد نوشته شده رو برات میده.
زبانهای اصلی رو در نظر میگیره و چیزهای غیر مهم رو شمارش نمیکنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🫡4 1
نکته مسأله در خصوص یک سری کانفیگها که روی برنامههای دیگه اجرا میشن اما روی جنیکانکت نه.
دلیل داره :) من از ابتدا هم گفته بودم یک کلاینت اتصال ساختم که پروتکلها رو با ساختاری که دارن ارزیابی میکنه و در صورتی که ایمنی لازم رو داشته باشن امکان اتصال رو میده.
برای همین برخی از کانفیگهای رایگانی که با روشهای متکی به دستکاری SNI یا پشت پردهٔ کلادفلیر و سرویسهای مشابه رو واردش کنید ترافیک رو ممکنه رد نکنه یا اخطار میده یا به هر نحوی اتصال برقرار نمیشه! این به خاطر نقض نکردن استاندارد ارتباطی هست چیزی که بارها گفتم این روشها استاندارد نیستند (هرچند جواب میدن و خیلیها هم راضیاند) ولی من قند شکن ساز نیستم که فقط اتصال واسم مهم باشه.
هدف من حفظ این شعار هست چه در شبکههای داخلی چه خارجی:
اما برای اینکه خب مخاطبانی که دوست دارن از این کلاینت استفاده کنن رو هم دلشونو نشکونیم یه کاری میکنم در نسخههای بعدی با نمایش پذیرش ریسک شخصی؛ اجازهٔ رد کردن ترافیک رو بهشون بده.
این گزینه با پذیرش ریسک خودتونه! فردا چیزی شد نگید برنامه مشکلساز بود چون کاربر که نمیدونه چی پشت کانفیگ داره اتفاق میافته اما نرمافزار چرا میتونه تشخیص بده. 😁😄
نکتهٔ امنیتی و توصیه شخصی من اینه؛ اگر با کیف پولهای وب ۳ کار میکنید یا وبگردی حساسی دارید زیاد روی کانفیگهایی که ایمن نیستن حساب باز نکنید مگر در شرایط نا چاری و بحرانی که ریسک و پیامدهاش رو باید پذیرفت.
بازخوردهاتون عالیه! 👍🏼
دلیل داره :) من از ابتدا هم گفته بودم یک کلاینت اتصال ساختم که پروتکلها رو با ساختاری که دارن ارزیابی میکنه و در صورتی که ایمنی لازم رو داشته باشن امکان اتصال رو میده.
برای همین برخی از کانفیگهای رایگانی که با روشهای متکی به دستکاری SNI یا پشت پردهٔ کلادفلیر و سرویسهای مشابه رو واردش کنید ترافیک رو ممکنه رد نکنه یا اخطار میده یا به هر نحوی اتصال برقرار نمیشه! این به خاطر نقض نکردن استاندارد ارتباطی هست چیزی که بارها گفتم این روشها استاندارد نیستند (هرچند جواب میدن و خیلیها هم راضیاند) ولی من قند شکن ساز نیستم که فقط اتصال واسم مهم باشه.
هدف من حفظ این شعار هست چه در شبکههای داخلی چه خارجی:
Designed for high performance, privacy, and precise traffic control.
اما برای اینکه خب مخاطبانی که دوست دارن از این کلاینت استفاده کنن رو هم دلشونو نشکونیم یه کاری میکنم در نسخههای بعدی با نمایش پذیرش ریسک شخصی؛ اجازهٔ رد کردن ترافیک رو بهشون بده.
این گزینه با پذیرش ریسک خودتونه! فردا چیزی شد نگید برنامه مشکلساز بود چون کاربر که نمیدونه چی پشت کانفیگ داره اتفاق میافته اما نرمافزار چرا میتونه تشخیص بده. 😁😄
نکتهٔ امنیتی و توصیه شخصی من اینه؛ اگر با کیف پولهای وب ۳ کار میکنید یا وبگردی حساسی دارید زیاد روی کانفیگهایی که ایمن نیستن حساب باز نکنید مگر در شرایط نا چاری و بحرانی که ریسک و پیامدهاش رو باید پذیرفت.
بازخوردهاتون عالیه! 👍🏼
👌7🔥2 2
COMPΞZ 🧬
توی کدوم دانلود منیجر همچین چیزی داریم؟ 😒 که لینک گیتهاب پروژه بدی بهش هرچی داره رو برات استخراج کنه! 😉 داریم؟ فکر کنم نداریم! Track GitHub apps and get notified with Tondar when new releases are available. البته به فکر اینم که یک بخش مرکز دانلود مانندی…
هرکسی هم مشتری این ویژگیش نباشه خودم هستم!
یک بخش اعلان اختصاصی مخازن داره؛ اگه روی یکی از مخازنهایی که توی فهرست ذخیره کرده باشید بهروز رسانی رخ بده؛ سریع اعلام میکنه و حتی میتونید تنظیمش کنید که خودکار بهروز رسانی رو شروع کنه یا نه.
یک بخش اعلان اختصاصی مخازن داره؛ اگه روی یکی از مخازنهایی که توی فهرست ذخیره کرده باشید بهروز رسانی رخ بده؛ سریع اعلام میکنه و حتی میتونید تنظیمش کنید که خودکار بهروز رسانی رو شروع کنه یا نه.
😍5 3
COMPΞZ 🧬
به فکر انتخاب یک نام بهتر برای ادامهٔ این نرمافزار مدیریت دانلود هستم. اسمهای قبلی مثل «Raad» و «Tondar» هر کدام موافقان و مخالفان خودشان را داشتند و هنوز به گزینه نهایی نرسیدهام. این پروژه توسط Genyleap واحد Genyleap Lab روی گیتهاب توسعه داده میشود؛…
یک مورد اصلاحیهٔ خوب برای نام نرمافزار مدیریت دانلود تأیید شد! ✅
ولی چون گفتم تا ۲۴ ساعت پس فرصت برای بقیه هم هست، از مبادلهٔ اطلاعات استقبال میشه.✌🏼🫡
خوشم میاد از افراد باهوش! 😎🔥
ولی چون گفتم تا ۲۴ ساعت پس فرصت برای بقیه هم هست، از مبادلهٔ اطلاعات استقبال میشه.✌🏼🫡
خوشم میاد از افراد باهوش! 😎🔥
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
چجوریه که اکثر مبلغهای هوش مصنوعی میگید کلاد کد خفنه!؟
اومدم امتحانش کنم دیدم افتضاح!
نمیخوام گارد بگیرم براش! ولی خیلی خنگه!
یه کد ساده سی++ رو نمیتونه کامپایل کنه! من همچین کارآموزی رو دو روز تحمل نمیکنم! اگه واقعا همینطور خنگه باید بره پشت کدکس نماز بخونه توبه کنه!
ظاهر قضیه میگه بدبختتر از این حرفاست!
تجربهای با ++C کسی داشته باهاش؟ شاید من خنگم! 😆
اومدم امتحانش کنم دیدم افتضاح!
نمیخوام گارد بگیرم براش! ولی خیلی خنگه!
یه کد ساده سی++ رو نمیتونه کامپایل کنه! من همچین کارآموزی رو دو روز تحمل نمیکنم! اگه واقعا همینطور خنگه باید بره پشت کدکس نماز بخونه توبه کنه!
ظاهر قضیه میگه بدبختتر از این حرفاست!
تجربهای با ++C کسی داشته باهاش؟ شاید من خنگم! 😆
👍5
COMPΞZ 🧬
چجوریه که اکثر مبلغهای هوش مصنوعی میگید کلاد کد خفنه!؟ اومدم امتحانش کنم دیدم افتضاح! نمیخوام گارد بگیرم براش! ولی خیلی خنگه! یه کد ساده سی++ رو نمیتونه کامپایل کنه! من همچین کارآموزی رو دو روز تحمل نمیکنم! اگه واقعا همینطور خنگه باید بره پشت کدکس…
البته که بارها گفتم هوش مصنوعی روی زبانهای سطح پایین حالا حالاها کار داره!
شاید درکش برای دیباگ خوب باشه اما اون تبلیغات قلمیه سملبهای که میکردن کلاد فلانه کلاد بهمانه پس کو!؟
اینایی که تبلیغ میکنن چهارتا وب اپلیکیشن و سایت و کلا ظاهر برنامه رو باهاش میسازن میگن ببین چه خفنه! بیا با زبانهای تخصصی کار کن باهاش داستان بودنشو خواهی دید.
تست فقط با ++C مورد قبول من هست نه اسباببازیهایی که به هر هوش مصنوعیای بدی صفر تا صدشو میسازه واست.
شاید درکش برای دیباگ خوب باشه اما اون تبلیغات قلمیه سملبهای که میکردن کلاد فلانه کلاد بهمانه پس کو!؟
اینایی که تبلیغ میکنن چهارتا وب اپلیکیشن و سایت و کلا ظاهر برنامه رو باهاش میسازن میگن ببین چه خفنه! بیا با زبانهای تخصصی کار کن باهاش داستان بودنشو خواهی دید.
تست فقط با ++C مورد قبول من هست نه اسباببازیهایی که به هر هوش مصنوعیای بدی صفر تا صدشو میسازه واست.
👍4💯1
COMPΞZ 🧬
چجوریه که اکثر مبلغهای هوش مصنوعی میگید کلاد کد خفنه!؟ اومدم امتحانش کنم دیدم افتضاح! نمیخوام گارد بگیرم براش! ولی خیلی خنگه! یه کد ساده سی++ رو نمیتونه کامپایل کنه! من همچین کارآموزی رو دو روز تحمل نمیکنم! اگه واقعا همینطور خنگه باید بره پشت کدکس…
خب با توجه به بازخوردها، برچسبهایی مشخص کردم که این برچسبها مشخص میکنه دقیقاً موضوع بازخورد چی هستند.
هر گزارشی که روی مخزن ایجاد میکنید چند حالت میتونه داشته باشه:
۱) درخواست ویژگی جدید
۲) گزارش مسائل یا خطاهای منطقی (باگ) درون برنامهای
۳) گزارش مسائل یا خطاهای رابط کاربری (UI/UX)
خارج از این تقریباً برچسب مشخص خودش رو داره.
اما پیشنهاد من اینه برای اینکه بتونم حساب گیتهاب دیگران رو هم تقویت کنم هرکسی که با مشکلی مواجه شد یا درخواستی داشت حتی به زبان فارسی توی گیتهاب پروژه بخش issueها مطرح کنه. نه فقط در مورد جنیکانکت هر چیزی که منتشر میکنیم همین روالش هست.
این کار چند تا مزیت ذاتی داره! اول اینکه شما مشارکت میکنید در توسعهٔ یک محصول! مهم نیست برنامهنویس باشید یا متخصص! حتی دادن یک ایدهٔ ساده یا درخواست ویژگی خودش به معنای سهیم بودن در توسعهٔ یک پروژشت. و اینطوری جامعهٔ متن باز شیرینه و کار میکنه.
مورد دوم اینه که پروژه با سرعت بیشتری بازخورد میگیره و من یا هر توسعهدهندهٔ دیگری هم میتونه روی این مسائلی که جامعه مطرحش کرده کار کنه.
مورد سوم و مهمتر از همه! بارها گفتم بازم میگم! دنیا میره سمت چیزی که همه باید مشارکت داشته باشن؛ همه باید سواد کامپیوتر و فناوری رو تا حدی که باید داشته باشن. حتی اگر شده دانش استفاده کردن از یک نرمافزار یا پیشنهاد یا انتقاد! همهٔ اینها روی حساب گیتهاب شما تأثیر داره حسابتون دیده میشه! اگه برنامهنویس باشید که خیلی بهتر! اگر نباشید که بازم مهمه! مخصوصاً اگه دقت کرده باشین خیلی جاها الآن میگن حساب گیتهابت رو بده! همین فارکستر توی وب ۳ یا هرجای دیگهای! حساب گیتهاب خودش معیاری از فعالیتهای شما خواهد بود.
مثال: ممکنه فردا روزی برسه طرحی بذاریم بگیم بهترین بازخورددهندهها رو ایردراپ توکن میدیم! هیچ بعید نیست! در این صورت خب حساب گیتهاب و مشارکتهای مخاطب مهم خواهد بود.
خیلیها فنی نیستن ولی برای آشنایی سریعتر توضیح بدم، هر پروژهٔ متنبازی روی گیتهاب یه بخش issue داره با همچین ساختاری:
و شما برای ورود به بخش مشارکت همین بخش مسأله رو مطرح میکنید.
برای جنیکانکت لینک به صورت زیر هست:
https://github.com/genyleap/GenyConnect/issues
روش کار باهاش هم خیلی سادست! عنوان، توضیحات!
معمولاً به انگلیسی اما فارسی برای پروژههایی که میدونید سازندش ایرانی هست ایرادی نداره.
خلاصه که به سختی میتونید توی گیتهاب از کسی واکنش بگیرید! حتی من که توسعهدهندم به ندرت میتونم! اما این فرصت رو با پروژههای خودم فراهم میکنم واسه هرکسی که واقعاً میخواد حسابش توی این پلتفرم هم گسترش پیدا کنه.
از نظر من چهارتا پست توی پروژههای متنباز بذارید ارزشش خیلی بیشتره تا اینکه چهارتا نظر زیر پستهای به درد نخور اینستاگرامی یا توئیتری بدین.
این بخش هم مختص مکاتبات و بحثها در پیرامون همین پروژه که توش میشه بحثی ایجاد کرد، نظرسنجی گذاشت، ایدهای مطرح کرد یا سوأل و پرسش کرد.
https://github.com/genyleap/GenyConnect/discussions
رفت دیگه اون دوران که همه چی تو پیام خصوصی بود! دنیای متنباز یعنی متنباز و شفاف در مقابل چشم همه دیده شو تا دیده بشی.
به جای پرسیدن این که چه ایدهای بسازم یا چی یاد بگیرم زانوی غم بغل کردن بری توی گیتهاب توی اینهمه پروژه که ریخته مشارکت کنید! مثلاً بیتکوین اگه بتونی نظر یکی رو جلب کنی خودش حکم داشتن بیتکوین رو داره.😒 به کی میگم اینارو آخه 🤦🏻♂️اهمیت نمیدین که همش میگید یه چیزی باشه مفت باشه بدن دستم سریع آبش کنم... نمیشه آقا باید زحمت بکشی مغزتو به کار بندازی.
هر گزارشی که روی مخزن ایجاد میکنید چند حالت میتونه داشته باشه:
۱) درخواست ویژگی جدید
۲) گزارش مسائل یا خطاهای منطقی (باگ) درون برنامهای
۳) گزارش مسائل یا خطاهای رابط کاربری (UI/UX)
خارج از این تقریباً برچسب مشخص خودش رو داره.
اما پیشنهاد من اینه برای اینکه بتونم حساب گیتهاب دیگران رو هم تقویت کنم هرکسی که با مشکلی مواجه شد یا درخواستی داشت حتی به زبان فارسی توی گیتهاب پروژه بخش issueها مطرح کنه. نه فقط در مورد جنیکانکت هر چیزی که منتشر میکنیم همین روالش هست.
این کار چند تا مزیت ذاتی داره! اول اینکه شما مشارکت میکنید در توسعهٔ یک محصول! مهم نیست برنامهنویس باشید یا متخصص! حتی دادن یک ایدهٔ ساده یا درخواست ویژگی خودش به معنای سهیم بودن در توسعهٔ یک پروژشت. و اینطوری جامعهٔ متن باز شیرینه و کار میکنه.
مورد دوم اینه که پروژه با سرعت بیشتری بازخورد میگیره و من یا هر توسعهدهندهٔ دیگری هم میتونه روی این مسائلی که جامعه مطرحش کرده کار کنه.
مورد سوم و مهمتر از همه! بارها گفتم بازم میگم! دنیا میره سمت چیزی که همه باید مشارکت داشته باشن؛ همه باید سواد کامپیوتر و فناوری رو تا حدی که باید داشته باشن. حتی اگر شده دانش استفاده کردن از یک نرمافزار یا پیشنهاد یا انتقاد! همهٔ اینها روی حساب گیتهاب شما تأثیر داره حسابتون دیده میشه! اگه برنامهنویس باشید که خیلی بهتر! اگر نباشید که بازم مهمه! مخصوصاً اگه دقت کرده باشین خیلی جاها الآن میگن حساب گیتهابت رو بده! همین فارکستر توی وب ۳ یا هرجای دیگهای! حساب گیتهاب خودش معیاری از فعالیتهای شما خواهد بود.
مثال: ممکنه فردا روزی برسه طرحی بذاریم بگیم بهترین بازخورددهندهها رو ایردراپ توکن میدیم! هیچ بعید نیست! در این صورت خب حساب گیتهاب و مشارکتهای مخاطب مهم خواهد بود.
خیلیها فنی نیستن ولی برای آشنایی سریعتر توضیح بدم، هر پروژهٔ متنبازی روی گیتهاب یه بخش issue داره با همچین ساختاری:
https://github.com/{user-company}/project/issuesو شما برای ورود به بخش مشارکت همین بخش مسأله رو مطرح میکنید.
برای جنیکانکت لینک به صورت زیر هست:
https://github.com/genyleap/GenyConnect/issues
روش کار باهاش هم خیلی سادست! عنوان، توضیحات!
معمولاً به انگلیسی اما فارسی برای پروژههایی که میدونید سازندش ایرانی هست ایرادی نداره.
خلاصه که به سختی میتونید توی گیتهاب از کسی واکنش بگیرید! حتی من که توسعهدهندم به ندرت میتونم! اما این فرصت رو با پروژههای خودم فراهم میکنم واسه هرکسی که واقعاً میخواد حسابش توی این پلتفرم هم گسترش پیدا کنه.
از نظر من چهارتا پست توی پروژههای متنباز بذارید ارزشش خیلی بیشتره تا اینکه چهارتا نظر زیر پستهای به درد نخور اینستاگرامی یا توئیتری بدین.
این بخش هم مختص مکاتبات و بحثها در پیرامون همین پروژه که توش میشه بحثی ایجاد کرد، نظرسنجی گذاشت، ایدهای مطرح کرد یا سوأل و پرسش کرد.
https://github.com/genyleap/GenyConnect/discussions
رفت دیگه اون دوران که همه چی تو پیام خصوصی بود! دنیای متنباز یعنی متنباز و شفاف در مقابل چشم همه دیده شو تا دیده بشی.
به جای پرسیدن این که چه ایدهای بسازم یا چی یاد بگیرم زانوی غم بغل کردن بری توی گیتهاب توی اینهمه پروژه که ریخته مشارکت کنید! مثلاً بیتکوین اگه بتونی نظر یکی رو جلب کنی خودش حکم داشتن بیتکوین رو داره.😒 به کی میگم اینارو آخه 🤦🏻♂️اهمیت نمیدین که همش میگید یه چیزی باشه مفت باشه بدن دستم سریع آبش کنم... نمیشه آقا باید زحمت بکشی مغزتو به کار بندازی.
👍3❤1
مگر فایدهای هم دارد، به درختی که تبدیل به هیزم شده، بگویی باغبان پشیمان است!؟
👌8👍2
یه جملهٔ جالب که اکثر فارکستریها و به خصوص تیم سوپر ریر به انگلیسی یاد گرفتم؛ هربار گزارش مشکل میدادم جان پرکینس میگفت:
من توی بعضی از پستهای فنی بینالمللی معمولاً سادهنویسی میکنم ولی از این تیم خیلی چیزها یاد گرفتم! به هر حال یه تیم آمریکایی بود و بسیار خفن صحبت میکردن منم که گاهی کم میاوردم قشنگ!
اما برای اینکه هم خودم بیشتر یاد بگیرم و هم سطح زبانم بالاتر بره، تصمیم گرفتم هر از گاهی اینجا هم چند اصطلاح و عبارت کاربردی که واقعاً توی شرکتها، استارتاپها و تیمهای بینالمللی استفاده میشن رو به اشتراک بذارم.
اگر شما هم اصطلاح جالبی میشناسید، توی نظرات بنویسید. 🙂
فرض کنید یک کاربر باگی گزارش کرده و شما میخواهید بگویید:
«دارم بررسی میکنم، حلش میکنم.»
اما جالبه بدونید همین جمله ساده را میشود با سطحهای مختلف زبان بیان کرد.
🟢 A1 - A2 (مبتدی)
درستش میکنم.
یا:
بذار یه نگاه بندازم.
🔵 B1 (متوسط)
بذار ببینم داستان چیه.
یا:
دارم روش کار میکنم.
🟣 B2 (متوسط رو به بالا)
دارم روی رفعش کار میکنم.
یا:
بیا بریم سراغ این باگ و جمعش کنیم.
کلمه tackle در اصل از ورزش میاد، اما توی دنیای فناوری بیشتر معنی:
«رفتن سراغ مشکل و حل کردنش» رو میده.
🟣 یه عبارت خیلی رایج بین برنامهنویسها و استارتاپها
بذار برم تو دلش ببینم چه خبره.
یا:
بذار یه سر توش فرو کنم ببینم مشکل از کجاست!
این همون عبارت معروفیه که با تیم آمریکایی بسیار شنیدم.
وقتی یک باگ، مشکل یا حتی یک ایده جدید مطرح میشد، خیلی وقتها یکی از اعضای تیم میگفت:
یعنی:
بذار عمیقتر بررسیش کنم.
🟠 C1 (پیشرفته)
بذار ببینم ریشه مشکل از کجاست.
یا:
بیا به این موضوع رسیدگی کنیم.
🔴 C2 (بسیار پیشرفته)
بذار علت اصلی مشکل رو پیدا کنم و براش راهحل دربیارم.
یا:
بیا بهصورت اصولی ریشه این باگ رو پیدا و برطرف کنیم.
جالب اینجاست که تقریباً همه این جملهها یک مفهوم دارند، اما سطح زبان، لحن حرفهای و میزان دقت آنها کاملاً متفاوت است.
برای همین وقتی Issueها، Pull Requestها یا گفتگوهای توسعهدهندگان بینالمللی را میخوانید، معمولاً بیشتر با عبارتهایی مثل:
مواجه میشوید تا:
زبان فقط حفظ کردن لغت نیست؛ از وقتی که طی این سالها توی فارکستر کار کردم مجبور شدم زیاد با واژههای عامیانهتر آشنا بشم! گاهی یاد گرفتن همین اصطلاحات کوچیک باعث میشه طبیعیتر، حرفهایتر و قابل فهمتر مکاتبه کنیم.
اگه دوست داشتین هر از گاهی از این مثالها بزنم میتونه مفید باشه. 😉
این دو مورد رو من خیلی تو جامعهٔ توسعهدهنده حرفهای کیوت دیدم.
#تقویت #زبان_انگلیسی #مکاتبه_برنامهنویسی
Compez, thanks for letting me know! I'll dive into it.
من توی بعضی از پستهای فنی بینالمللی معمولاً سادهنویسی میکنم ولی از این تیم خیلی چیزها یاد گرفتم! به هر حال یه تیم آمریکایی بود و بسیار خفن صحبت میکردن منم که گاهی کم میاوردم قشنگ!
اما برای اینکه هم خودم بیشتر یاد بگیرم و هم سطح زبانم بالاتر بره، تصمیم گرفتم هر از گاهی اینجا هم چند اصطلاح و عبارت کاربردی که واقعاً توی شرکتها، استارتاپها و تیمهای بینالمللی استفاده میشن رو به اشتراک بذارم.
اگر شما هم اصطلاح جالبی میشناسید، توی نظرات بنویسید. 🙂
فرض کنید یک کاربر باگی گزارش کرده و شما میخواهید بگویید:
«دارم بررسی میکنم، حلش میکنم.»
اما جالبه بدونید همین جمله ساده را میشود با سطحهای مختلف زبان بیان کرد.
🟢 A1 - A2 (مبتدی)
I'll fix it.
درستش میکنم.
یا:
Let me check.
بذار یه نگاه بندازم.
🔵 B1 (متوسط)
Let me look into it.
بذار ببینم داستان چیه.
یا:
I'm working on it.
دارم روش کار میکنم.
🟣 B2 (متوسط رو به بالا)
I'm working on a fix.
دارم روی رفعش کار میکنم.
یا:
Let's tackle this bug.
بیا بریم سراغ این باگ و جمعش کنیم.
کلمه tackle در اصل از ورزش میاد، اما توی دنیای فناوری بیشتر معنی:
«رفتن سراغ مشکل و حل کردنش» رو میده.
🟣 یه عبارت خیلی رایج بین برنامهنویسها و استارتاپها
I'll dive into it.
بذار برم تو دلش ببینم چه خبره.
یا:
بذار یه سر توش فرو کنم ببینم مشکل از کجاست!
این همون عبارت معروفیه که با تیم آمریکایی بسیار شنیدم.
وقتی یک باگ، مشکل یا حتی یک ایده جدید مطرح میشد، خیلی وقتها یکی از اعضای تیم میگفت:
I'll dive into it.
یعنی:
بذار عمیقتر بررسیش کنم.
🟠 C1 (پیشرفته)
I'll investigate the issue.
بذار ببینم ریشه مشکل از کجاست.
یا:
Let's address this issue.
بیا به این موضوع رسیدگی کنیم.
🔴 C2 (بسیار پیشرفته)
I'll investigate the root cause and work on a resolution.
بذار علت اصلی مشکل رو پیدا کنم و براش راهحل دربیارم.
یا:
Let's systematically tackle the root cause of this bug.
بیا بهصورت اصولی ریشه این باگ رو پیدا و برطرف کنیم.
جالب اینجاست که تقریباً همه این جملهها یک مفهوم دارند، اما سطح زبان، لحن حرفهای و میزان دقت آنها کاملاً متفاوت است.
برای همین وقتی Issueها، Pull Requestها یا گفتگوهای توسعهدهندگان بینالمللی را میخوانید، معمولاً بیشتر با عبارتهایی مثل:
Let me look into it.
I'll dive into it.
I'm working on a fix.
Let's tackle this bug.
I'll investigate the issue.
مواجه میشوید تا:
I'll fix it.
زبان فقط حفظ کردن لغت نیست؛ از وقتی که طی این سالها توی فارکستر کار کردم مجبور شدم زیاد با واژههای عامیانهتر آشنا بشم! گاهی یاد گرفتن همین اصطلاحات کوچیک باعث میشه طبیعیتر، حرفهایتر و قابل فهمتر مکاتبه کنیم.
اگه دوست داشتین هر از گاهی از این مثالها بزنم میتونه مفید باشه. 😉
I'll investigate the root cause and work on a resolution.
Let's address this issue.
این دو مورد رو من خیلی تو جامعهٔ توسعهدهنده حرفهای کیوت دیدم.
#تقویت #زبان_انگلیسی #مکاتبه_برنامهنویسی
5❤8👍6 2
COMPΞZ 🧬
یه جملهٔ جالب که اکثر فارکستریها و به خصوص تیم سوپر ریر به انگلیسی یاد گرفتم؛ هربار گزارش مشکل میدادم جان پرکینس میگفت: Compez, thanks for letting me know! I'll dive into it. من توی بعضی از پستهای فنی بینالمللی معمولاً سادهنویسی میکنم ولی از این تیم…
این موضوع از جایی به ذهنم رسید که امروز با بررسی کلاد متوجه شدم در حالت عادی، بدون هیچ پرامپت اختصاصی؛ سطح مکالمهٔ Claude نسبت به OpenAI در حالت پیشفرض بسیار سطح بالاست.
یعنی چیزی در سطوح همون C1 و C2 😐 از نظر درک مراجع برنامهنویسی و علمی هم قوی هست اما روی برنامهنویسی خودکار در سطح کامپایل هیچ نتیجهٔ رضایتبخشی ازش ندیدم البته چیزی که براش بیان کردم بازنویسی در سطح بالا بود.
از نظر فن درک مسائل بصری و عامیانهتر GPT بهتره، اما از نظر مهندسی کلاد تخصصیتره انگار که همه چیزشو تنظیم کردن روی سطح سنیور (متخصص و کارشناس)! اما عجیبه که نسبت به OpenAI بسیار مدیریت شده هست و باید با سطح بالایی باهاش تعامل کنید تا چیزی که باید رو درک کنه.
یعنی چیزی در سطوح همون C1 و C2 😐 از نظر درک مراجع برنامهنویسی و علمی هم قوی هست اما روی برنامهنویسی خودکار در سطح کامپایل هیچ نتیجهٔ رضایتبخشی ازش ندیدم البته چیزی که براش بیان کردم بازنویسی در سطح بالا بود.
از نظر فن درک مسائل بصری و عامیانهتر GPT بهتره، اما از نظر مهندسی کلاد تخصصیتره انگار که همه چیزشو تنظیم کردن روی سطح سنیور (متخصص و کارشناس)! اما عجیبه که نسبت به OpenAI بسیار مدیریت شده هست و باید با سطح بالایی باهاش تعامل کنید تا چیزی که باید رو درک کنه.
❤2
میتونید باور نکنید، ولی نظر من همینه.
قدیما عدم توانایی کار کردن با کامپیوتر به معنای بیسوادی مدرن بود، از این به بعد ندانستن هوش مصنوعی و عدم درک در عملکرد فناوری و به خصوص برنامهنویسی ابر بیسوادی مدرن خواهد بود.
توی جملم، literacy به تنهایی چندین منظور رو میرسونه، مثل:
- آشنایی با اصول و سازوکارها
- توانایی استفاده آگاهانه و انتقادی
- فهم محدودیتها و قابلیتها
قدیما عدم توانایی کار کردن با کامپیوتر به معنای بیسوادی مدرن بود، از این به بعد ندانستن هوش مصنوعی و عدم درک در عملکرد فناوری و به خصوص برنامهنویسی ابر بیسوادی مدرن خواهد بود.
توی جملم، literacy به تنهایی چندین منظور رو میرسونه، مثل:
- آشنایی با اصول و سازوکارها
- توانایی استفاده آگاهانه و انتقادی
- فهم محدودیتها و قابلیتها
👍6💯3 1
آتاییزا لعنت! گنه قاشاندیزززز؟
همین الان با صدای انفجار شدید بیدار شدم!
باز شروع شد! اورمو احتمالا قرارگاه المهدی، شلیک موشک. 😪
همین الان با صدای انفجار شدید بیدار شدم!
باز شروع شد! اورمو احتمالا قرارگاه المهدی، شلیک موشک. 😪
👍6 4 2❤1 1