هزینههای انسانی و تراژدی عمیقی که دیده میشود، بسیار سنگین و جانکاه است.
وقتی دستاوردی واقعی و قابل افتخار به چشم نمیآید، پذیرفتن حس «پیروزی» سخت و گاهی حتی ناممکن میشود.
وقتی دستاوردی واقعی و قابل افتخار به چشم نمیآید، پذیرفتن حس «پیروزی» سخت و گاهی حتی ناممکن میشود.
بحران، نقابها را میدَرَد
وقتی طوفان زندگی همهچیز را درهم میشکند، قلبها عریان میشود. در این روزگار پرآشوب، که زمین زیر پایمان میلرزد، حقیقت آدمها هویدا میشود: چه کسی در تاریکی کنارت میماند و چه کسی تماشاگر سقوطت میشود یا از آن شادمان. اما هر رنجی، هر زخمی، حکمت خود را دارد. گاه باید شکست، تا حقیقت را ببینی؛ گاه باید گمراه شوی، تا راه را بیابی.
درس اول: اعتماد، آزمون آتش میخواهد
کسی که در روزهای خوش لبخند میزند، در بحران ممکن است خاموش شود. گاه در سکوتی سرد، شکستت را نظاره میکند؛ گاه در دل، بدتر شدنت را آرزو. وقتی شعاردهندگان حمایت، در تنگنا غایبشان میزند، میفهمی که نقابها چه زود میافتند. اعتماد نباید به حرفهای زیبا یا وعدههای شیرین باشد؛ باید از کورهٔ بحران گذر کند.
درس دوم: خیانت، ریشه در خفا دارد
هر که در طوفان به تو پشت کرد، آن خیانت را از پیش در خود پرورده بود. خائنین، اغلب در سایه لبخند میزنند و در خفا به دنبال نقطهضعفی برای سوءاستفادهاند. ظاهرشان فریبنده است، اما بحران، آینهای است که قلبشان را عیان میکند. کسی که به مردمش، به حقیقت پشت کند، به تو نیز چنین خواهد کرد.
درس سوم: نایاب بودن، گوهر توست
تا دیروز گمان میکردم به اشتراک گذاشتن همهچیز، پیوندها را استوار میکند. اما حکمت زندگی آموخت که نایابتر بودن، ارزشمندتر است. هرچه کمتر خود را عیان کنی، کمتر در معرض سوءاستفاده قرار خواهی گرفت. خائنین همیشه در کمیناند، نه با چهرهای آشکار، که با نقابی از دوستی. نادر بودن، نه از سر غرور، که از سر حراست از گوهر وجودت است.
درس چهارم: انسانیت، در ایستادگی معنا مییابد
در روزگاری که همهچیز فرو میپاشد، انسان واقعی کنار مردم و حقیقت میایستد، نه پشت منافع خویش. وقتی مصیبت چهرهٔ زشت خود را نشان میدهد، آنکه دست همنوعش را میگیرد، شایستهٔ نام انسان است. اما آنکه در چنین روزهایی به فکر خویش است، هرچند نقابی زیبا بر چهره داشته باشد، قلبش خالی است.
درس پنجم: دایرهات را با حکمت بساز
از این پس، دایرهها باید تنگتر شود؛ نه از سر کبر، بلکه از سر معرفت. برای همه نخواهم نوشت، نه برای پنهان شدن، که چون تنها آنها که در طوفان کنارت بودند، شایستهٔ شنیدناند. تماشاگران و غایبان در نیاز، جایی در این دایره ندارند. حکمت بحران این است: پیوندهایت را با کسانی بباف که در آتش، گوهرشان را نشان دادهاند.
درس ششم: گذشته را رها کن، آینده را حکیمانه بساز
اگر فریب خوردهای، اگر اعتمادت به خطا سپرده شده، گذشته را نمیتوان بازگرداند. اما هر اشتباه، درسی است؛ هر زخم، حکمت. آینده در دست توست. معیارت را دگرگون کن: آدمها را نه با ظاهر و کلام، که با رفتارشان در تنگناها بسنج. از هر سقوط، پلی بساز به سوی انتخابهای بهتر.
کلام آخر
بحران، معلم بیرحم اما حکیم زندگی است. نقابها را میدرد، قلبها را در کورهٔ آزمون میگدازد و حکمت الهی را عیان میکند. نایاب باش، اما نه دستنیافتنی؛ حکیم باش، اما نه بیاعتماد. به واکنش آدمها در تنگناها بنگر: آنکه در طوفان کنارت ایستاد، گوهری است از گنجینهٔ خدا؛ آنکه رفت یا از آشوب برای شعلهور کردن تنش سود جست، باری است بیارزش که حتی لحظهای از وقتت را نمیارزد. زندگیات را با گوهرها بساز و بارهای حقیر را به وعدهٔ عدالتگستر داناترین عالم بسپار.
وقتی طوفان زندگی همهچیز را درهم میشکند، قلبها عریان میشود. در این روزگار پرآشوب، که زمین زیر پایمان میلرزد، حقیقت آدمها هویدا میشود: چه کسی در تاریکی کنارت میماند و چه کسی تماشاگر سقوطت میشود یا از آن شادمان. اما هر رنجی، هر زخمی، حکمت خود را دارد. گاه باید شکست، تا حقیقت را ببینی؛ گاه باید گمراه شوی، تا راه را بیابی.
درس اول: اعتماد، آزمون آتش میخواهد
کسی که در روزهای خوش لبخند میزند، در بحران ممکن است خاموش شود. گاه در سکوتی سرد، شکستت را نظاره میکند؛ گاه در دل، بدتر شدنت را آرزو. وقتی شعاردهندگان حمایت، در تنگنا غایبشان میزند، میفهمی که نقابها چه زود میافتند. اعتماد نباید به حرفهای زیبا یا وعدههای شیرین باشد؛ باید از کورهٔ بحران گذر کند.
آموزه: پیش از سپردن دل، آدمها را در سختیها بسنج. رفتارشان در تنگنا، صداقتشان را فاش میکند.
درس دوم: خیانت، ریشه در خفا دارد
هر که در طوفان به تو پشت کرد، آن خیانت را از پیش در خود پرورده بود. خائنین، اغلب در سایه لبخند میزنند و در خفا به دنبال نقطهضعفی برای سوءاستفادهاند. ظاهرشان فریبنده است، اما بحران، آینهای است که قلبشان را عیان میکند. کسی که به مردمش، به حقیقت پشت کند، به تو نیز چنین خواهد کرد.
آموزه: به نشانههای پنهان توجه کن. یک تردید، یک سکوت، یا یک نگاه گذرا، میتواند پیشدرآمد خیانتی باشد که در بحران رخ مینماید.
درس سوم: نایاب بودن، گوهر توست
تا دیروز گمان میکردم به اشتراک گذاشتن همهچیز، پیوندها را استوار میکند. اما حکمت زندگی آموخت که نایابتر بودن، ارزشمندتر است. هرچه کمتر خود را عیان کنی، کمتر در معرض سوءاستفاده قرار خواهی گرفت. خائنین همیشه در کمیناند، نه با چهرهای آشکار، که با نقابی از دوستی. نادر بودن، نه از سر غرور، که از سر حراست از گوهر وجودت است.
آموزه: گزیده سخن بگو، گزیده دل ببخش. آنچه نایاب است، قدرش بیشتر دانسته میشود.
درس چهارم: انسانیت، در ایستادگی معنا مییابد
در روزگاری که همهچیز فرو میپاشد، انسان واقعی کنار مردم و حقیقت میایستد، نه پشت منافع خویش. وقتی مصیبت چهرهٔ زشت خود را نشان میدهد، آنکه دست همنوعش را میگیرد، شایستهٔ نام انسان است. اما آنکه در چنین روزهایی به فکر خویش است، هرچند نقابی زیبا بر چهره داشته باشد، قلبش خالی است.
آموزه: در سختیها، قدمی برای دیگری بردار. یک عمل کوچک، از هزار شعار باارزشتر است.
درس پنجم: دایرهات را با حکمت بساز
از این پس، دایرهها باید تنگتر شود؛ نه از سر کبر، بلکه از سر معرفت. برای همه نخواهم نوشت، نه برای پنهان شدن، که چون تنها آنها که در طوفان کنارت بودند، شایستهٔ شنیدناند. تماشاگران و غایبان در نیاز، جایی در این دایره ندارند. حکمت بحران این است: پیوندهایت را با کسانی بباف که در آتش، گوهرشان را نشان دادهاند.
آموزه: روابطت را با وسواس برگزین. یک دوست حقیقی در بحران، از صد رفیق نمایشی گرانبهاتر است.
درس ششم: گذشته را رها کن، آینده را حکیمانه بساز
اگر فریب خوردهای، اگر اعتمادت به خطا سپرده شده، گذشته را نمیتوان بازگرداند. اما هر اشتباه، درسی است؛ هر زخم، حکمت. آینده در دست توست. معیارت را دگرگون کن: آدمها را نه با ظاهر و کلام، که با رفتارشان در تنگناها بسنج. از هر سقوط، پلی بساز به سوی انتخابهای بهتر.
آموزه: اشتباهاتت را ببخش، اما حکمتشان را در قلبت نگه دار. آیندهات را با درسهای گذشته روشن کن.
کلام آخر
بحران، معلم بیرحم اما حکیم زندگی است. نقابها را میدرد، قلبها را در کورهٔ آزمون میگدازد و حکمت الهی را عیان میکند. نایاب باش، اما نه دستنیافتنی؛ حکیم باش، اما نه بیاعتماد. به واکنش آدمها در تنگناها بنگر: آنکه در طوفان کنارت ایستاد، گوهری است از گنجینهٔ خدا؛ آنکه رفت یا از آشوب برای شعلهور کردن تنش سود جست، باری است بیارزش که حتی لحظهای از وقتت را نمیارزد. زندگیات را با گوهرها بساز و بارهای حقیر را به وعدهٔ عدالتگستر داناترین عالم بسپار.
فرومایگان، چون سایههای حقیر در طوفان حقیقت محو میشوند؛ از این پس، نه فرصتی برایشان هست، نه جایگاهی فقط سقوطی پستتر از آنچه هستند!
صرفاً جهت اطلاع!
در پاسخ به اونهایی که میگن حریم خصوصی فقط تو ایران نقض میشه!
این قانون یکی از هزاران قانون شیک و مجلسی خدمت شما که ثابت میکنه نقض حریم خصوصی اصلاً بخشی از وظایف شرکتهای آمریکایی هست! این رو در هر سیستمی مثل OS و امثالش مثل Metamask و غیره رو هم دیدم.
https://www.law.cornell.edu/uscode/text/18/1030
در ساختار شرکتهای توسعهٔ محصولات نرمافزاری قانونی هست که بهش میگن Back Door به معنای دروازهای پنهان که اخیراً هم موسس تلگرام در موردش صحبت کرده بود؛ این قانون به افراد غیرمجاز اجازه میده تا به سیستمها و نرمافزارها دسترسی پیدا کنند. این دروازهها معمولاً بدون اطلاع یا اجازه کاربر ایجاد میشوند و میتوانند امنیت و حریم خصوصی را تهدید کنند.
حالا بیا اینو به یه مشت نفهم دشمن پرست حالی کن که چرا محصولات آمریکایی میتونن در شرایط حساس خطرناک باشن یا در بهترین حالت شما رو به عنوان یک کاربر از حقوقتون محروم کنند.
من نمیگم مملکت خودمون گل و بلبل هست، چون به اندازهٔ کافی ثابت شده که حریم خصوصی در اینجا هم معنا نداره (البته من دلیلش رو نادانی و کم سوادی یه مشت جیرهخوار میدونم)؛ اما به همون اندازه که اینجا معنا نداره، اون سر دنیا این به عنوان یک قانون رسمی از سمت دولتهاشون حمایت میشه. حالا شما فرض کن بگو نه همچین چیزی وجود نداره! حقیقت رو با سند مدرک عنوان کنیم نه با توهمات تعصبی. 😉
در پاسخ به اونهایی که میگن حریم خصوصی فقط تو ایران نقض میشه!
این قانون یکی از هزاران قانون شیک و مجلسی خدمت شما که ثابت میکنه نقض حریم خصوصی اصلاً بخشی از وظایف شرکتهای آمریکایی هست! این رو در هر سیستمی مثل OS و امثالش مثل Metamask و غیره رو هم دیدم.
https://www.law.cornell.edu/uscode/text/18/1030
در ساختار شرکتهای توسعهٔ محصولات نرمافزاری قانونی هست که بهش میگن Back Door به معنای دروازهای پنهان که اخیراً هم موسس تلگرام در موردش صحبت کرده بود؛ این قانون به افراد غیرمجاز اجازه میده تا به سیستمها و نرمافزارها دسترسی پیدا کنند. این دروازهها معمولاً بدون اطلاع یا اجازه کاربر ایجاد میشوند و میتوانند امنیت و حریم خصوصی را تهدید کنند.
حالا بیا اینو به یه مشت نفهم دشمن پرست حالی کن که چرا محصولات آمریکایی میتونن در شرایط حساس خطرناک باشن یا در بهترین حالت شما رو به عنوان یک کاربر از حقوقتون محروم کنند.
من نمیگم مملکت خودمون گل و بلبل هست، چون به اندازهٔ کافی ثابت شده که حریم خصوصی در اینجا هم معنا نداره (البته من دلیلش رو نادانی و کم سوادی یه مشت جیرهخوار میدونم)؛ اما به همون اندازه که اینجا معنا نداره، اون سر دنیا این به عنوان یک قانون رسمی از سمت دولتهاشون حمایت میشه. حالا شما فرض کن بگو نه همچین چیزی وجود نداره! حقیقت رو با سند مدرک عنوان کنیم نه با توهمات تعصبی. 😉
LII / Legal Information Institute
18 U.S. Code § 1030 - Fraud and related activity in connection with computers
COMPΞZ 🧬
حالا بیا اینو به یه مشت نفهم دشمن پرست حالی کن که چرا محصولات آمریکایی میتونن در شرایط حساس خطرناک باشن یا در بهترین حالت شما رو به عنوان یک کاربر از حقوقتون محروم کنند.
یادمه یه روزی، یکی از دوستانم که صد البته از تجربهٔ بسیار بالاتری از من برخوردار بود؛ مدتی از آمریکا به ایران سفر کرد. به هر حال شرکت خودشون و زندگی خودشون رو در خارج از این مرز و بوم دارند...
طی یکی دو روز وقتی ایران بود با من صحبت کرد و من متوجه یک چیز جالب شدم؛ که خب به عنوان کسی که اونور زندگی میکنه چرا جلوی دوربین و میکروفن گوشی خودش رو با چسب و پنبه پوشونده بود!!! چیزی که اینجا اکثر مردم جلو آینه یه ژستی هم باهاش میگیرن و میگن لاکچری هستیم؟! این به شدت جای سوأل داشت! اینی که میگم طبق گفتهٔ خودش ۳۰ سال تو آمریکا زندگی کرده و تقریباً با همهٔ قوانینش آشناست. البته ایشون مهندس کامپیوتر هم هستن و دلایل فنی از نظر من متخصص هم قابل تأیید هست؛ ازش که سوأل کردم چرا این کارو کردی شما که به هر حال داری از یه محصولی استفاده میکنی که اونور بهترین نوع خودش هست!
در جواب بهم گفت؛ من میدونم اینا چه قوانینی دارن که میلیاردها نفر انسان رو تحت کنترل خودشون قرار دادن. به هر چیزی باور نکن جوان!
هرچیزی که استفاده میکنی به راحتی قابل شنود و لو رفتن اطلاعات شماست.
هر چند از نظر فنی و علمی روی سختافزار و نرمافزار هر احتمالی وجود داره؛ این توسعه دهندست که تصمیم میگیره چه کار کنه! اما با این حال اون موقع من با خودم گفتم عجب دلیل عجیبی!
بعد از مدتها خودم به این باور رسیدم که توی پست زیر هم بهش اشاره کردم: https://t.me/compezeth/1599
امروز هم با دیدن این قانون رسمی منتشر شده از طرف خود اونها دیگه مطمئن شدم با توجه به همهٔ شرایطی که در طی این مدت پیش اومد همهٔ اینها واقعیت هست و نه توهم.
ما در دورانی زندگی میکنیم که حقیقتاً اسرار بسیاری داره و عموماً فکر میکنیم کی با ما کار داره... اما اینطوری نیست ... اتفاقاً با همهٔ ابزارها و همهٔ توان با ما کار دارند!
طی یکی دو روز وقتی ایران بود با من صحبت کرد و من متوجه یک چیز جالب شدم؛ که خب به عنوان کسی که اونور زندگی میکنه چرا جلوی دوربین و میکروفن گوشی خودش رو با چسب و پنبه پوشونده بود!!! چیزی که اینجا اکثر مردم جلو آینه یه ژستی هم باهاش میگیرن و میگن لاکچری هستیم؟! این به شدت جای سوأل داشت! اینی که میگم طبق گفتهٔ خودش ۳۰ سال تو آمریکا زندگی کرده و تقریباً با همهٔ قوانینش آشناست. البته ایشون مهندس کامپیوتر هم هستن و دلایل فنی از نظر من متخصص هم قابل تأیید هست؛ ازش که سوأل کردم چرا این کارو کردی شما که به هر حال داری از یه محصولی استفاده میکنی که اونور بهترین نوع خودش هست!
در جواب بهم گفت؛ من میدونم اینا چه قوانینی دارن که میلیاردها نفر انسان رو تحت کنترل خودشون قرار دادن. به هر چیزی باور نکن جوان!
هرچیزی که استفاده میکنی به راحتی قابل شنود و لو رفتن اطلاعات شماست.
هر چند از نظر فنی و علمی روی سختافزار و نرمافزار هر احتمالی وجود داره؛ این توسعه دهندست که تصمیم میگیره چه کار کنه! اما با این حال اون موقع من با خودم گفتم عجب دلیل عجیبی!
بعد از مدتها خودم به این باور رسیدم که توی پست زیر هم بهش اشاره کردم: https://t.me/compezeth/1599
امروز هم با دیدن این قانون رسمی منتشر شده از طرف خود اونها دیگه مطمئن شدم با توجه به همهٔ شرایطی که در طی این مدت پیش اومد همهٔ اینها واقعیت هست و نه توهم.
ما در دورانی زندگی میکنیم که حقیقتاً اسرار بسیاری داره و عموماً فکر میکنیم کی با ما کار داره... اما اینطوری نیست ... اتفاقاً با همهٔ ابزارها و همهٔ توان با ما کار دارند!
Telegram
𝗣𝗿𝗶𝗻𝗰𝗲 𝗼𝗳 𝗣𝗲𝗿𝘀𝗶𝗮
به عنوان متخصص کامپیوتر، این رو کاملاً تأیید میکنم که حتی این گوشیهایی که دستمون باهاش کار میکنیم همشون کمک کننده هستن برای خیلی چیزها.
به وضوح و با اطمینان کامل میگم، برنامهنویسی کردن none-ui عین آب خوردن هست! خیلی راحت میشه کدی رو نوشت که گوشی شما…
به وضوح و با اطمینان کامل میگم، برنامهنویسی کردن none-ui عین آب خوردن هست! خیلی راحت میشه کدی رو نوشت که گوشی شما…
COMPΞZ 🧬
یادمه یه روزی، یکی از دوستانم که صد البته از تجربهٔ بسیار بالاتری از من برخوردار بود؛ مدتی از آمریکا به ایران سفر کرد. به هر حال شرکت خودشون و زندگی خودشون رو در خارج از این مرز و بوم دارند... طی یکی دو روز وقتی ایران بود با من صحبت کرد و من متوجه یک چیز…
برای ما برنامهنویسها لینوس توروالدز یکی از اسطورهاست و مرجع بسیاری از برنامهنویسان و به خصوص عاشقان دنیای متنباز هست!
هرچند من به خاطر شخصیت انتقادیش به خاطر ++C زیاد باهاش جور نیستم اما توی کتابش (Just for Fun: The Story of an Accidental Revolutionary) این بخش از نظراتش برام آموزنده بود.
هرچند من به خاطر شخصیت انتقادیش به خاطر ++C زیاد باهاش جور نیستم اما توی کتابش (Just for Fun: The Story of an Accidental Revolutionary) این بخش از نظراتش برام آموزنده بود.
COMPΞZ 🧬
داشتم روی یه کدی کار میکردم بر مبنای نظریهٔ آشوب (الگوهای پنهان در درون بینظمی ظاهری) که دهن خیلی از جاهلان مدرن (عاشقان علم) رو صاف میکنه. نتیجش جالب بود؛ این در پاسخ به اونهایی هست که این روزها سعی میکنن بدون در نظر گرفتن نتیجهٔ نهایی همه رو متقاعد…
سرم درد میکنه برای تحلیل کدها که یجوری مثال توی واقعیت زندگی رو ازشون بسازم...
شنیدی که میگن، هیچ اتفاقی به صورت اتفاقی اتفاق نمیافتد؟ هیچ کدی به صورت اتفاقی اجرا نمیشه؛ در بدترین حالت هر چیزی دلیلی داره و شاید ما فقط درکش نمیکنیم.
پس تصور کن که جهان و تمام موجودات آن در یک نظم بینهایت پیچیده قرار دارند که هنوز نتوانستهایم تمام جنبههای آن را درک کنیم. در دنیای فیزیک، مفهومی به نام اثر پروانهای وجود دارد که به ما میگوید کوچکترین تغییرات در یک نقطه میتواند در مقیاسهای بزرگتر و بهطور غیرمنتظرهای اثرات عظیمی بگذارد.
این دقیقاً مشابه همان چیزی است که در دنیا به نظر میرسد: اتفاقات و تغییرات ظاهراً تصادفی ممکن است در واقع نتیجهٔ یک سلسله اتفاقات بههم پیوسته و از پیش طراحیشده باشند.
برای مثال، در برنامهنویسی، زمانی که کدی نوشته میشود، ممکن است به نظر برسد که نتیجهای تصادفی از چندین عملکرد مختلف است، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم که هر جزء از آن کد به دقت برای رسیدن به هدف مشخصی طراحی شده است. در واقع، هیچ کدام از این رخدادها تصادفی نیستند. حتی زمانی که نتیجه، بهنظر تصادفی میآید، در واقع حاصل یک روند منظم است که به دلیل پیچیدگی آن برای ما نامشخص است.
در زندگی روزمره، بهویژه در روابط انسانی و تعاملات اجتماعی، خیلی وقتها به نظر میرسد که اتفاقات تصادفی هستند؛ یا ما میگوییم آن فقط یک اتفاق بود! اما من در هر تحلیل در مورد هر اتفاقی که داشتهام به این نتیجه رسیدهام که هیچ چیز بیدلیل نبوده است! مثلاً یک ملاقات تصادفی که به دوستی عمیق تبدیل میشود، یا یک اتفاق کوچک که روند زندگی شما را تغییر میدهد. اما اگر عمیقتر فکر کنیم، شاید این تغییرات در واقع بخشی از یک طرح بزرگتر باشند که ما قادر به درک کامل آن نیستیم. شاید چیزی بزرگتر از اراده و تصمیمات فردی در پس این اتفاقات وجود داشته باشد.
پرسش اصلی این است: آیا این جهان و تمام آنچه که در آن اتفاق میافتد، بهطور تصادفی یا بر اساس قوانین غیرقابل درک برای ما طراحی شده است؟ شاید حقیقت این باشد که هیچ چیزی تصادفی نیست. شاید همه چیز بخشی از یک الگوریتم پیچیده باشد که ما هنوز نتوانستهایم کامل آن را شبیهسازی و درک کنیم اما به عنوان یک خروجی از پردازش کدهای قابل اجرا شاهد نتایج آن هستیم.
بنابراین مفهوم آن جملهٔ معروف این است که، همه چیز در دنیای ما به هم پیوسته است و ما فقط قادر نیستیم همه این روابط پنهان و پیچیده را ببینیم. هر اتفاقی، حتی اگر به نظر تصادفی بیاید، به نوعی در یک سیستم بزرگتر از علتها و معلولها قرار دارد.
شنیدی که میگن، هیچ اتفاقی به صورت اتفاقی اتفاق نمیافتد؟ هیچ کدی به صورت اتفاقی اجرا نمیشه؛ در بدترین حالت هر چیزی دلیلی داره و شاید ما فقط درکش نمیکنیم.
پس تصور کن که جهان و تمام موجودات آن در یک نظم بینهایت پیچیده قرار دارند که هنوز نتوانستهایم تمام جنبههای آن را درک کنیم. در دنیای فیزیک، مفهومی به نام اثر پروانهای وجود دارد که به ما میگوید کوچکترین تغییرات در یک نقطه میتواند در مقیاسهای بزرگتر و بهطور غیرمنتظرهای اثرات عظیمی بگذارد.
این دقیقاً مشابه همان چیزی است که در دنیا به نظر میرسد: اتفاقات و تغییرات ظاهراً تصادفی ممکن است در واقع نتیجهٔ یک سلسله اتفاقات بههم پیوسته و از پیش طراحیشده باشند.
برای مثال، در برنامهنویسی، زمانی که کدی نوشته میشود، ممکن است به نظر برسد که نتیجهای تصادفی از چندین عملکرد مختلف است، اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم که هر جزء از آن کد به دقت برای رسیدن به هدف مشخصی طراحی شده است. در واقع، هیچ کدام از این رخدادها تصادفی نیستند. حتی زمانی که نتیجه، بهنظر تصادفی میآید، در واقع حاصل یک روند منظم است که به دلیل پیچیدگی آن برای ما نامشخص است.
در زندگی روزمره، بهویژه در روابط انسانی و تعاملات اجتماعی، خیلی وقتها به نظر میرسد که اتفاقات تصادفی هستند؛ یا ما میگوییم آن فقط یک اتفاق بود! اما من در هر تحلیل در مورد هر اتفاقی که داشتهام به این نتیجه رسیدهام که هیچ چیز بیدلیل نبوده است! مثلاً یک ملاقات تصادفی که به دوستی عمیق تبدیل میشود، یا یک اتفاق کوچک که روند زندگی شما را تغییر میدهد. اما اگر عمیقتر فکر کنیم، شاید این تغییرات در واقع بخشی از یک طرح بزرگتر باشند که ما قادر به درک کامل آن نیستیم. شاید چیزی بزرگتر از اراده و تصمیمات فردی در پس این اتفاقات وجود داشته باشد.
پرسش اصلی این است: آیا این جهان و تمام آنچه که در آن اتفاق میافتد، بهطور تصادفی یا بر اساس قوانین غیرقابل درک برای ما طراحی شده است؟ شاید حقیقت این باشد که هیچ چیزی تصادفی نیست. شاید همه چیز بخشی از یک الگوریتم پیچیده باشد که ما هنوز نتوانستهایم کامل آن را شبیهسازی و درک کنیم اما به عنوان یک خروجی از پردازش کدهای قابل اجرا شاهد نتایج آن هستیم.
بنابراین مفهوم آن جملهٔ معروف این است که، همه چیز در دنیای ما به هم پیوسته است و ما فقط قادر نیستیم همه این روابط پنهان و پیچیده را ببینیم. هر اتفاقی، حتی اگر به نظر تصادفی بیاید، به نوعی در یک سیستم بزرگتر از علتها و معلولها قرار دارد.
این به ما میگوید که شاید زندگی، دقیقاً مثل یک کد برنامهنویسی پیچیده، بر اساس اصولی طراحی شده باشد که ما از آن بیخبریم. اتفاقات، چه خوب و چه بد، شاید بخشهای از یک نظم عظیم باشند که در پس هر لحظه در جریان است.
وی از بچگی دنبال نامهای خاص بود! 😏
یه زمانی توی مدرسه وقتی اسمم رو از پشت میکروفن صدا میکردن آب میشدم میرفتم زیر زمین...
همچین ملت عین ندید بدیدا به من نگاه میکردن انگار فضایی دیدن! فرقی نمیکرد چه تو کلاس چه پشت صف... میومدم خونه بغض کرده و ناراحت به مامانم میگفتم این چه اسمیه برای من گذاشتی... همه چپ چپ نگام میکنن انگار چیکارشون کردم! معنای اسمم بده مگه؟
مامانم میگفت تو چه میفهمی آخه بچه!😁 مدتها گذشت بعداً فهمیدم که آموزهها توی مدارس چقدر مارو از اسمهای اصیل ایرانی و تاریخ و تمدن کهن ایران زمین دور کرده بود...😞
یه زمانی توی مدرسه وقتی اسمم رو از پشت میکروفن صدا میکردن آب میشدم میرفتم زیر زمین...
همچین ملت عین ندید بدیدا به من نگاه میکردن انگار فضایی دیدن! فرقی نمیکرد چه تو کلاس چه پشت صف... میومدم خونه بغض کرده و ناراحت به مامانم میگفتم این چه اسمیه برای من گذاشتی... همه چپ چپ نگام میکنن انگار چیکارشون کردم! معنای اسمم بده مگه؟
مامانم میگفت تو چه میفهمی آخه بچه!😁 مدتها گذشت بعداً فهمیدم که آموزهها توی مدارس چقدر مارو از اسمهای اصیل ایرانی و تاریخ و تمدن کهن ایران زمین دور کرده بود...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
COMPΞZ 🧬
نوعی انگور وحشی! بهش میگن انگور فرنگی قرمز (Red Currant) وقتی رسید عکسشو خواهم گذاشت! جون میده برای مربا😬
خب این هم نتیجش!
یه چیزی تو مایههای زرشک و تمشکه!
یه چیزی تو مایههای زرشک و تمشکه!
به بعضیها که نگاه میکنم میبینم چقدر بیخیال نشستن... و حتی فعالیتهاشون رو به صفر رسوندن! قشنک موج نا امیدی داره بیداد میکنه! انگار نه انگار به مملکت تجاوز شده! 😐 نکنه واقعاً فکر میکنید امنیت برقراره؟! سایهٔ جنگ به این مملکت نیفتاده بود که افتاد! از این به بعدش باید هوشیار بود. نتیجهٔ همین بیخیالیهاست که میزنن کله پا میشیم بعد میگیم عه غافلگیرمون کردن! کی بود چی شد... از کجا زدن چطوری زدن! اتفاقاً آدم گیج و خنگ رو باید بزنن که بیدار بشه! از هر بحرانی باید استفاده کرد این رو صد بار توی موضوعات استارتاپی گفتیم و شنیدیم! برای برنامهریزی قبل و بعد از بحران باید قدم برداشت!
من توصیم اینه دو تا استراتژی در بدترین و بهترین احتمال ممکن پیادهسازی کنید؛ مخصوصاً کسانی که مثل خودم صاحبان کسبوکار و خدمات دهنده هستن و کلاً شغلشون مبتنی بر فناوری و به خصوص اینترنت هست که سریعترین و بدترین ضربات و ضررها رو در شرایط جنگ مدرن متحمل میشن.
پس توصیه اینه؛ برای نزدیکترین تاریخ ممکن جهت مقابله با دو احتمال بد و خوب که این دو احتمال رو میتونیم داشته باشیم که:
۱) در بدترین حالت وضعیت مشابه چند روز پیش خواهد شد و به کمترین و یا شاید سختترین محدودیتها دچار بشیم؛ تمام استراتژی خودتون رو برای شدیدترین تحریمها ومحدودیتهای داخلی وخارجی پیادهسازی کنید. مهم در قدم اول حفظ بقای هدف چه در ابعاد شخصی و مهارتها، چه حرفهای (شرکت یا برندینگ) هست نه توسعه و ساخت و ساز.
۲) در یک حالت قابل تحمل هم وضعیت به صورت کنونی خواهد بود؛ در این حالت باید به تغییر در pivot جهت یک سری اصول پیشروی فکر کنید؛ جنس و ارتباطات رو باید تغییر بدین به حدی که با ضربات بدتر از این زمین نخورید، مقاومتر بشید و در نهایت از تهدیدها فرصت برای پیشروی بهتر بسازید.
تمام ابزارها، احتمالات و همهٔ چیزی که در بدترین حالت ممکن قراره نجاتتون بده رو برنامهریزی کنید؛ وقت هم به شدت تنگه این وضعیت شوخی بردار نیست! بعضیها اصلاً عین خیالشون نیست انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده یا تموم شد رفت... نخیر باید همیشه به این فکر کنی که ممکنه ضربهٔ بعدی رو چنان بزنن که نتونی بلند شی.
من توصیم اینه دو تا استراتژی در بدترین و بهترین احتمال ممکن پیادهسازی کنید؛ مخصوصاً کسانی که مثل خودم صاحبان کسبوکار و خدمات دهنده هستن و کلاً شغلشون مبتنی بر فناوری و به خصوص اینترنت هست که سریعترین و بدترین ضربات و ضررها رو در شرایط جنگ مدرن متحمل میشن.
پس توصیه اینه؛ برای نزدیکترین تاریخ ممکن جهت مقابله با دو احتمال بد و خوب که این دو احتمال رو میتونیم داشته باشیم که:
۱) در بدترین حالت وضعیت مشابه چند روز پیش خواهد شد و به کمترین و یا شاید سختترین محدودیتها دچار بشیم؛ تمام استراتژی خودتون رو برای شدیدترین تحریمها ومحدودیتهای داخلی وخارجی پیادهسازی کنید. مهم در قدم اول حفظ بقای هدف چه در ابعاد شخصی و مهارتها، چه حرفهای (شرکت یا برندینگ) هست نه توسعه و ساخت و ساز.
۲) در یک حالت قابل تحمل هم وضعیت به صورت کنونی خواهد بود؛ در این حالت باید به تغییر در pivot جهت یک سری اصول پیشروی فکر کنید؛ جنس و ارتباطات رو باید تغییر بدین به حدی که با ضربات بدتر از این زمین نخورید، مقاومتر بشید و در نهایت از تهدیدها فرصت برای پیشروی بهتر بسازید.
تمام ابزارها، احتمالات و همهٔ چیزی که در بدترین حالت ممکن قراره نجاتتون بده رو برنامهریزی کنید؛ وقت هم به شدت تنگه این وضعیت شوخی بردار نیست! بعضیها اصلاً عین خیالشون نیست انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده یا تموم شد رفت... نخیر باید همیشه به این فکر کنی که ممکنه ضربهٔ بعدی رو چنان بزنن که نتونی بلند شی.
ما که هر سه نسخهٔ اصلی رو تجربه کردیم میدونیم که این نسخهٔ ریبوت عجب چیزی خواهد بود!
https://news.ubisoft.com/en-us/article/5bpvgE64gxlTtkBULl98XT/first-details-on-the-remake-of-prince-of-persia-the-sands-of-time
https://news.ubisoft.com/en-us/article/5bpvgE64gxlTtkBULl98XT/first-details-on-the-remake-of-prince-of-persia-the-sands-of-time
COMPΞZ 🧬
ما که هر سه نسخهٔ اصلی رو تجربه کردیم میدونیم که این نسخهٔ ریبوت عجب چیزی خواهد بود! https://news.ubisoft.com/en-us/article/5bpvgE64gxlTtkBULl98XT/first-details-on-the-remake-of-prince-of-persia-the-sands-of-time
بد نیست اینو بدونید که وقتی میگیم یک بازی بازسازی یا ریبوت شده، دقیقاً منظورمون چیه:
بازسازی (Remake):
یعنی ساخت دوبارهٔ یک بازی قدیمی با استفاده از فناوری و گرافیک جدید، طراحی دوبارهی صحنهها، صداگذاری تازه و بهروزرسانی گیمپلی؛ اما داستان و ساختار اصلی بازی حفظ میشه.
مثل اینه که یک فیلم قدیمی رو با بازیگران جدید و جلوههای ویژهٔ مدرن دوباره بسازن، ولی همون داستان بمونه.
ریبوت (Reboot):
یعنی شروعی کاملاً تازه برای یک مجموعه؛ داستان، شخصیتها و فضای کلی ممکنه بهکلی تغییر کنه و از نو تعریف بشه.
مثل وقتی که یه سری فیلم معروف رو دوباره میسازن ولی با داستان و سبک متفاوت (مثلاً بتمنهای نولان).
بازپیرایی یا ریمستر (Remaster):
نسخهٔ اصلی بازی بدون تغییر اساسی باقی میمونه، فقط کیفیت صدا و تصویر بالاتر میره و گاهی ایرادهای جزئی رفع میشن.
مثل اینه که فیلم قدیمی رو اسکن کنن و با وضوح 4K و صدای بهتر منتشر کنن.
پورت (Port):
یعنی انتقال بازی به یک پلتفرم دیگر (مثلاً از پلیاستیشن به موبایل یا از ویندوز به کنسول) بدون تغییر اساسی در محتوا.
مثل پخش همون فیلم روی یه دستگاه یا سیستم پخش جدید.
در مورد Prince of Persia جدید، در اصل یک ریمیک یا همون بازسازی هست اما... اما چرا بعضی جاها میگن "شبیه ریبوت شده"؟
چون بر اساس اطلاعات رسمی Ubisoft بازی داره دوباره از پایه ساخته میشه (از صفر کدنویسی، طراحی، صداگذاری و گرافیک).
استودیو Ubisoft Montréal کل پروژه رو از تیم قبلی تحویل گرفته و دوباره طراحیش کرده.
قراره وفادار به داستان نسخه ۲۰۰۳ باشه، ولی با بهروزرسانیهای مدرن (مثلاً شخصیتپردازی عمیقتر، مکانهای گستردهتر، و روایتی قویتر).
من که هیجانزدم! :) چون این یکی از سریهای نوستالژی من هست! البته امیدوارم مثل Resident Evil 3 مزخرف نشه!!! نصف داستان RE3 رو به فنا دادن اصلاً جز صحنههای اولیه هیچ حس و حال قدیمی بهم نداد.😐
کلاً تحلیل من از ۲ سال پیش همین بود که یکی یکی پشت سر هم همه نوستالژیها باز سازی خواهند شد؛ وقتی خبر بازسازی سریهای RE رسید؛ با خودم گفتم قطعاً شاهد بازسازی Silent Hill هم خواهیم بود! از نظر من پیشرفت از نظر کیفیت گرافیکی و فناوری به اندازهٔ خیلی خوبی ارتقاء پیدا کرده اما داستانها و جذابیت بازیها اصلاً مثل گذشته نیست خیلی سطحی و خیلی تو خالی شدن. بنابراین این شرکتها برای اینکه بتونن مثل قبل پرچمداری کنن چارهای ندارن جز بازگشت به داستانهای پر معنا و جذاب قبلی.
بازسازی (Remake):
یعنی ساخت دوبارهٔ یک بازی قدیمی با استفاده از فناوری و گرافیک جدید، طراحی دوبارهی صحنهها، صداگذاری تازه و بهروزرسانی گیمپلی؛ اما داستان و ساختار اصلی بازی حفظ میشه.
مثل اینه که یک فیلم قدیمی رو با بازیگران جدید و جلوههای ویژهٔ مدرن دوباره بسازن، ولی همون داستان بمونه.
ریبوت (Reboot):
یعنی شروعی کاملاً تازه برای یک مجموعه؛ داستان، شخصیتها و فضای کلی ممکنه بهکلی تغییر کنه و از نو تعریف بشه.
مثل وقتی که یه سری فیلم معروف رو دوباره میسازن ولی با داستان و سبک متفاوت (مثلاً بتمنهای نولان).
بازپیرایی یا ریمستر (Remaster):
نسخهٔ اصلی بازی بدون تغییر اساسی باقی میمونه، فقط کیفیت صدا و تصویر بالاتر میره و گاهی ایرادهای جزئی رفع میشن.
مثل اینه که فیلم قدیمی رو اسکن کنن و با وضوح 4K و صدای بهتر منتشر کنن.
پورت (Port):
یعنی انتقال بازی به یک پلتفرم دیگر (مثلاً از پلیاستیشن به موبایل یا از ویندوز به کنسول) بدون تغییر اساسی در محتوا.
مثل پخش همون فیلم روی یه دستگاه یا سیستم پخش جدید.
در مورد Prince of Persia جدید، در اصل یک ریمیک یا همون بازسازی هست اما... اما چرا بعضی جاها میگن "شبیه ریبوت شده"؟
چون بر اساس اطلاعات رسمی Ubisoft بازی داره دوباره از پایه ساخته میشه (از صفر کدنویسی، طراحی، صداگذاری و گرافیک).
استودیو Ubisoft Montréal کل پروژه رو از تیم قبلی تحویل گرفته و دوباره طراحیش کرده.
قراره وفادار به داستان نسخه ۲۰۰۳ باشه، ولی با بهروزرسانیهای مدرن (مثلاً شخصیتپردازی عمیقتر، مکانهای گستردهتر، و روایتی قویتر).
من که هیجانزدم! :) چون این یکی از سریهای نوستالژی من هست! البته امیدوارم مثل Resident Evil 3 مزخرف نشه!!! نصف داستان RE3 رو به فنا دادن اصلاً جز صحنههای اولیه هیچ حس و حال قدیمی بهم نداد.
کلاً تحلیل من از ۲ سال پیش همین بود که یکی یکی پشت سر هم همه نوستالژیها باز سازی خواهند شد؛ وقتی خبر بازسازی سریهای RE رسید؛ با خودم گفتم قطعاً شاهد بازسازی Silent Hill هم خواهیم بود! از نظر من پیشرفت از نظر کیفیت گرافیکی و فناوری به اندازهٔ خیلی خوبی ارتقاء پیدا کرده اما داستانها و جذابیت بازیها اصلاً مثل گذشته نیست خیلی سطحی و خیلی تو خالی شدن. بنابراین این شرکتها برای اینکه بتونن مثل قبل پرچمداری کنن چارهای ندارن جز بازگشت به داستانهای پر معنا و جذاب قبلی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
COMPΞZ 🧬
بد نیست اینو بدونید که وقتی میگیم یک بازی بازسازی یا ریبوت شده، دقیقاً منظورمون چیه: بازسازی (Remake): یعنی ساخت دوبارهٔ یک بازی قدیمی با استفاده از فناوری و گرافیک جدید، طراحی دوبارهی صحنهها، صداگذاری تازه و بهروزرسانی گیمپلی؛ اما داستان و ساختار اصلی…
شخصیت بازیخوری خودتون رو میدونید؟ من که با بیش از ۲۰ سال تجربه بازی نمیدونستم!!!
به عنوان آزمایش بازیهای مورد علاقهٔ خودم از نظر سبک با AI ارزیابی کردم و کد تحلیلش در مورد شخصیت گیمیر نوشتم: 👀
نتیجش یعنی من یک تحلیلگر جنگجو (The Tactical Sentimentalist) یک گیمر خاص که هم دنبال عمق درونی و فلسفه، هم از فشار آدرنالین و مهارت مکانیکی خوشش میاد. 😄 به حق که درست بود!
چی میشه همینو تبدیل کنم به یه ربات تلگرامی و فارکستر که خودتون رو باهاش تحلیل کنید؟ 😏
به عنوان آزمایش بازیهای مورد علاقهٔ خودم از نظر سبک با AI ارزیابی کردم و کد تحلیلش در مورد شخصیت گیمیر نوشتم: 👀
نتیجش یعنی من یک تحلیلگر جنگجو (The Tactical Sentimentalist) یک گیمر خاص که هم دنبال عمق درونی و فلسفه، هم از فشار آدرنالین و مهارت مکانیکی خوشش میاد. 😄 به حق که درست بود!
چی میشه همینو تبدیل کنم به یه ربات تلگرامی و فارکستر که خودتون رو باهاش تحلیل کنید؟ 😏
به نظرم این طرز فکر برای کشف فرصتهایی با ریسک بالا و چشمانداز رشد انفجاری شبیه ذهنیت یک سرمایهگذار ریسکپذیر هست.
قطعاً تریدرها میدونن منظورم چیه!
https://www.bloomberg.com/news/newsletters/2025-06-27/how-investing-in-tehran-is-like-bitcoin-in-2010
قطعاً تریدرها میدونن منظورم چیه!
بلومبرگ میگه: شرایط امروز سرمایهگذاری در تهران با سختی دسترسی، ریسک بالا، ولی چشمانداز رشد مشابه بیتکوین زمانی بوده که هنوز خیلی شناختهشده نبود.
https://www.bloomberg.com/news/newsletters/2025-06-27/how-investing-in-tehran-is-like-bitcoin-in-2010
Bloomberg.com
How Investing in Tehran Is Like Bitcoin in 2010
Hello and welcome to the newsletter, a grab bag of daily content from the Odd Lots universe. Sometimes it's us, Joe Weisenthal and Tracy Alloway, bringing you our thoughts on the most recent developments in markets, finance and the economy. And sometimes…
از کلهٔ سحری ذهنم با این مختصات روی نقشه درگیر شده!
https://maps.app.goo.gl/aMAHuVj1DF49sRq96?g_st=ipc
بذاریدش روی حالت ماهواره! چرا باید علائم اونا تو خاک ما باشه! 😐
https://maps.app.goo.gl/aMAHuVj1DF49sRq96?g_st=ipc
بذاریدش روی حالت ماهواره! چرا باید علائم اونا تو خاک ما باشه! 😐
استراتژی پیشنهادی من برای ایمنی در مقابل حملات و احتمالات نفوذ در وب ۳
کسانی که کیف پولشون در خطر هست یا به خصوص و به ویژه کسانی که مدام در قضیه ایردراپها فعالیت میکنن پیشنهاد میکنم یه حساب کاربری روی basescan بسازید و سپس از بخش زیر تمام مواردی که براشون مجوز و امضاء دادین رو Revoke (لغو) کنید.
https://basescan.org/tokenapprovalchecker
این ابزار به مراتب خیلی بهتر از revoke.sh عمل میکنه چون به صورت رسمی روی شبکهٔ خود اتریوم ارائه شده. برای شبکهٔ mainnet هم از آدرس اصلی خودش استفاده کنید:
https://etherscan.io/tokenapprovalchecker
یک نکتهٔ ریز هم وجود داره؛ در سایتش ممکنه از شما درخواست اتصال به Metamask داشته باشه؛ این عنوان به صورت پیشفرض میتونه از Rabby Wallet استفاده کنه. متامسک رو حذف کنید، به هیچ عنوان ازش استفاده هم نکنید. این کیف پول یکی از کثیفترین کیفهای ممکن هست که مدام تراکنشهای ایرانیها رو به سایتهایی مثل OpenSea، و امثالش گزارش داده.
روشی که میگم رو انجام بدین و کیفهاتون به این صورت باشه بهتره!
۱) یک آدرس برای کارهای روزمره داشته باشید، شرکت در ایردراپها، تراکنشهای مکرر و یا نیاز به امضاء و ورود به اپلیکیشنها یا سایتهای خدماتی.
- توی این کیف به هیچ عنوان USDC نگهداری نکنید! توکنهای USDC برای رد کردن امضاءهای تراکنشی به شدتآسیبپذیر هستن.
مگر توکنهای استیک شده یا قفل شده برای دریافت سهمیههاتون و امثال این کارها.
۲) یک آدرس کیف پول سرد داشته باشید! این کمی هزینهبر هست اما داشتنش برای کسانی که زیاد مورد حملات قرار میگیرن لازمه.
- این آدرستون رو برای نگهداری ارزهای مهم و به قولی هولد در نظر بگیرید.
- بخشی از اون رو برای NFTهای مهم میتونید اختصاص بدین.
- کیف سختافزاری یعنی گاو صندوق دیجیتالی شما.
- رمز و واژههای کلیدی (Seed Phrase) رو فقط و فقط روی کاغذ بنویسید، نه روی سیستم و نه روی نوت و یا جای دیجیتالی! فقط روی کاغذ بنویسید روش هم برچسب بزنید در هزار متری زیر زمین چالش کنید. اما طوری که خودتون بدونید کجاست!😄
- دقت کنید رمزهای دسترسی ۲۴ واژهای باشه؛ به کمتر از این قانع نشید.
- از هیج افزونهٔ غیر رسمی استفاده نکنید.
۳) یک کیف پول پایه (Main) بسازید، با ۲۴ واژهٔ امنیتی. با ربیولت انجام بدین!
- این کیف باید کیف اصلی شما برای پروژههاتون، NFTها و یا حسابهای کاربریتون در سایتها و نرمافزارهای حرفهایتون باشه (نه تراکنشهای روزمره).
۴) یک کیف پول با Global Safe بسازید؛ این کیف برای کارهای فوق مسئولیتپذیر لازمه! اگه داراییهای کسی دست شماست یا صاحب توکن هستید یا به قولی زیر بار مسئولیت میرید نباید با کیف شخصیتون ریسک کنید!
- از افزونههای امنیتی مثل Wallet Guard یا Pocket Universe استفاده کنید که لینکها و قراردادهای مشکوک را شناسایی میکنند.
- کیفهای قبلی خودتون رو، به خصوص یکی از کیفهای سختافزاری و یا ۳ تا آدرس ویژه (حداقل) برای امضاء توسط آدرس Global Safe ایجاد کنید؛ البته پیشنهاد من ساخت آدرسهای جدید و مطمئن هست. این کار تضمین میکنه بدون امضاء چندگانه امکان برداشت و یا تراکنش روی آدرس کیف Safe شما ممکن نیست. در این کیف پول اگه هر کدوم از کیفهاتوت به فنا بره، میتونید سریع تغییرش بدین یا از امضاءهای پشتیبان و هماهنگ برای رد یا تأیید استفاده کنید.
نکتهٔ مهم) کلید خصوصی اگه لو بره، فاتحت خوندست!
نکتههای تجربی:
- ایردراپهای توییتر (X): به ایردراپهایی که در پلتفرم X تبلیغ میشوند و از شما میخواهند دهها کار پیچیده (مثل فالو کردن، ریتوییت، یا پیوستن به گروههای تلگرام) انجام دهید، اعتماد نکنید. ایردراپهای معتبر معمولاً شرایط سادهای دارند و توسط پروژههای شناختهشده اعلام میشوند.
- ایردراپهای فارکستر (Farcaster): فقط به ایردراپهایی اعتماد کنید که از طریق مینیاپلیکیشنهای رسمی در فارکستر منتشر شدهاند. پروژههای معتبر از کانالهای رسمی و قراردادهای هوشمند تأییدشده استفاده میکنند.
قبل از شرکت در ایردراپ، وبسایت رسمی پروژه، حسابهای شبکههای اجتماعی تأییدشده، و قرارداد هوشمند (Smart Contract) را در ابزارهایی مثل Etherscan یا Basescan بررسی کنید، قراردادهایی که Verify نشده باشن و تا وقتی افراد معتبر تأییدشون نکرده باشن هیچ اعتباری ندارند. تعداد افراد مهم نیست اعتبار مهمه!
- زیر هر پستی تعامل نکنید
- هیچکس در دنیای رمزارزها "دوست" شما نیست. حتی به من هم اعتماد نکنید.
- فقط با حسابهای رسمی پروژهها و افراد معتبری تعامل کنید که یک جامعه برمبنای اعتبار طولانیمدت تأییدش میکنن؛ داشتن تیک آبی در X یا تیک Pro در فارکستر به معنای سالم بودن افراد نیست! با پول همه چیز رو میشه خرید.
وسلام.
کسانی که کیف پولشون در خطر هست یا به خصوص و به ویژه کسانی که مدام در قضیه ایردراپها فعالیت میکنن پیشنهاد میکنم یه حساب کاربری روی basescan بسازید و سپس از بخش زیر تمام مواردی که براشون مجوز و امضاء دادین رو Revoke (لغو) کنید.
https://basescan.org/tokenapprovalchecker
این ابزار به مراتب خیلی بهتر از revoke.sh عمل میکنه چون به صورت رسمی روی شبکهٔ خود اتریوم ارائه شده. برای شبکهٔ mainnet هم از آدرس اصلی خودش استفاده کنید:
https://etherscan.io/tokenapprovalchecker
یک نکتهٔ ریز هم وجود داره؛ در سایتش ممکنه از شما درخواست اتصال به Metamask داشته باشه؛ این عنوان به صورت پیشفرض میتونه از Rabby Wallet استفاده کنه. متامسک رو حذف کنید، به هیچ عنوان ازش استفاده هم نکنید. این کیف پول یکی از کثیفترین کیفهای ممکن هست که مدام تراکنشهای ایرانیها رو به سایتهایی مثل OpenSea، و امثالش گزارش داده.
روشی که میگم رو انجام بدین و کیفهاتون به این صورت باشه بهتره!
۱) یک آدرس برای کارهای روزمره داشته باشید، شرکت در ایردراپها، تراکنشهای مکرر و یا نیاز به امضاء و ورود به اپلیکیشنها یا سایتهای خدماتی.
- توی این کیف به هیچ عنوان USDC نگهداری نکنید! توکنهای USDC برای رد کردن امضاءهای تراکنشی به شدتآسیبپذیر هستن.
مگر توکنهای استیک شده یا قفل شده برای دریافت سهمیههاتون و امثال این کارها.
۲) یک آدرس کیف پول سرد داشته باشید! این کمی هزینهبر هست اما داشتنش برای کسانی که زیاد مورد حملات قرار میگیرن لازمه.
- این آدرستون رو برای نگهداری ارزهای مهم و به قولی هولد در نظر بگیرید.
- بخشی از اون رو برای NFTهای مهم میتونید اختصاص بدین.
- کیف سختافزاری یعنی گاو صندوق دیجیتالی شما.
- رمز و واژههای کلیدی (Seed Phrase) رو فقط و فقط روی کاغذ بنویسید، نه روی سیستم و نه روی نوت و یا جای دیجیتالی! فقط روی کاغذ بنویسید روش هم برچسب بزنید در هزار متری زیر زمین چالش کنید. اما طوری که خودتون بدونید کجاست!😄
- دقت کنید رمزهای دسترسی ۲۴ واژهای باشه؛ به کمتر از این قانع نشید.
- از هیج افزونهٔ غیر رسمی استفاده نکنید.
۳) یک کیف پول پایه (Main) بسازید، با ۲۴ واژهٔ امنیتی. با ربیولت انجام بدین!
- این کیف باید کیف اصلی شما برای پروژههاتون، NFTها و یا حسابهای کاربریتون در سایتها و نرمافزارهای حرفهایتون باشه (نه تراکنشهای روزمره).
۴) یک کیف پول با Global Safe بسازید؛ این کیف برای کارهای فوق مسئولیتپذیر لازمه! اگه داراییهای کسی دست شماست یا صاحب توکن هستید یا به قولی زیر بار مسئولیت میرید نباید با کیف شخصیتون ریسک کنید!
- از افزونههای امنیتی مثل Wallet Guard یا Pocket Universe استفاده کنید که لینکها و قراردادهای مشکوک را شناسایی میکنند.
- کیفهای قبلی خودتون رو، به خصوص یکی از کیفهای سختافزاری و یا ۳ تا آدرس ویژه (حداقل) برای امضاء توسط آدرس Global Safe ایجاد کنید؛ البته پیشنهاد من ساخت آدرسهای جدید و مطمئن هست. این کار تضمین میکنه بدون امضاء چندگانه امکان برداشت و یا تراکنش روی آدرس کیف Safe شما ممکن نیست. در این کیف پول اگه هر کدوم از کیفهاتوت به فنا بره، میتونید سریع تغییرش بدین یا از امضاءهای پشتیبان و هماهنگ برای رد یا تأیید استفاده کنید.
نکتهٔ مهم) کلید خصوصی اگه لو بره، فاتحت خوندست!
نکتههای تجربی:
- ایردراپهای توییتر (X): به ایردراپهایی که در پلتفرم X تبلیغ میشوند و از شما میخواهند دهها کار پیچیده (مثل فالو کردن، ریتوییت، یا پیوستن به گروههای تلگرام) انجام دهید، اعتماد نکنید. ایردراپهای معتبر معمولاً شرایط سادهای دارند و توسط پروژههای شناختهشده اعلام میشوند.
- ایردراپهای فارکستر (Farcaster): فقط به ایردراپهایی اعتماد کنید که از طریق مینیاپلیکیشنهای رسمی در فارکستر منتشر شدهاند. پروژههای معتبر از کانالهای رسمی و قراردادهای هوشمند تأییدشده استفاده میکنند.
قبل از شرکت در ایردراپ، وبسایت رسمی پروژه، حسابهای شبکههای اجتماعی تأییدشده، و قرارداد هوشمند (Smart Contract) را در ابزارهایی مثل Etherscan یا Basescan بررسی کنید، قراردادهایی که Verify نشده باشن و تا وقتی افراد معتبر تأییدشون نکرده باشن هیچ اعتباری ندارند. تعداد افراد مهم نیست اعتبار مهمه!
- زیر هر پستی تعامل نکنید
- هیچکس در دنیای رمزارزها "دوست" شما نیست. حتی به من هم اعتماد نکنید.
- فقط با حسابهای رسمی پروژهها و افراد معتبری تعامل کنید که یک جامعه برمبنای اعتبار طولانیمدت تأییدش میکنن؛ داشتن تیک آبی در X یا تیک Pro در فارکستر به معنای سالم بودن افراد نیست! با پول همه چیز رو میشه خرید.
وسلام.