نوجوانی از پیر دانایی پرسید:
— «استاد! چگونه میتوانم به موفقیت برسم؟»
پیر، نوجوان را کنار جوی آبی برد، سر او را در آب فرو برد و نگه داشت. نوجوان تقلا کرد تا نفس بکشد. وقتی او را رها کرد، با تعجب گفت:
— «چرا چنین کردی؟»
پیر پاسخ داد:
— «وقتی برای موفقیت به اندازهٔ نفس کشیدن در آن لحظه، مشتاق شدی، آن وقت موفق خواهی شد.»
موفقیت فقط سهم کسانی است که با تمام وجود، عطش رسیدن به آن را دارند.
— «استاد! چگونه میتوانم به موفقیت برسم؟»
پیر، نوجوان را کنار جوی آبی برد، سر او را در آب فرو برد و نگه داشت. نوجوان تقلا کرد تا نفس بکشد. وقتی او را رها کرد، با تعجب گفت:
— «چرا چنین کردی؟»
پیر پاسخ داد:
— «وقتی برای موفقیت به اندازهٔ نفس کشیدن در آن لحظه، مشتاق شدی، آن وقت موفق خواهی شد.»
موفقیت فقط سهم کسانی است که با تمام وجود، عطش رسیدن به آن را دارند.
GM!
هنر احساس میآفریند. کد دنیا میسازد. امروز، هر دو را انجام بده.
https://warpcast.com/compez.eth/0xe6a431c6
https://x.com/thecompez/status/1917847705826779612
هنر احساس میآفریند. کد دنیا میسازد. امروز، هر دو را انجام بده.
https://warpcast.com/compez.eth/0xe6a431c6
https://x.com/thecompez/status/1917847705826779612
صحبتهایی به گوشم رسید که حقیقتاً تأسفباره؛ در مورد فضای فعلی جامعهٔ کاربران ایرانی در فارکستر! معمولاً ترجیح میدم سکوت کنم در برابر رفتارهای نابخردانه چون همشون از نادونی سرچشمه میگیره و کسی که خودشو به خواب عمیق زده نمیشه بیدار کرد.
فکرشو بکنید، این موضوع در زمان ریر هم گزارش شده! بارها و بارها! حالا تو قضیه دیجن... اینطوریه که فردی مقدار بسیار ناچیزی، مثلاً ۱۰ عدد دیجن، به کسی میفرسته که با وضعیت فعلی بازار، ارزش مادی خاصی نداره و حتی قفل هم نمیشه که بخواد سهمیه داشته باشه تا بتونه به شما چیزی بده! بعد اونی که تیپ داده، توقع داره ده برابرش رو بهش پس بدن! و وقتی این اتفاق نمیافته، شروع میکنن به تخریب شخصیت فرد مقابل؛ از گذاشتن اسمهای عجیب تا فحاشی در گروههای عمومی، ریپورت کردن، بلاک کردن و تلاش برای بیاعتبار کردنش.
این رفتارها از سر فقر فرهنگی و ناآگاهیست. کسانی که این درد دلها رو با من در میون میذارن، مطمئن باشن که حامیشون هستم؛ اونها نیازی به تأیید و کمک افرادی ندارن که عزت نفس خودشون رو با چند تیپ و چند دیجن معامله میکنن. زمانش رسیده بفهمیم شأن و شعور، خیلی مهمتر از چند توکن ناچیزه که راحت شخصیت یه نفرو بشوری بذاری زیر پات.
این رفتارها عمدتاً از سمت افرادی میاد که ادعای "مردانگی" دارن اما در عمل، جز توهین و تخریب چیزی نشون نمیدن. کجای این رفتارها نشانی از معرفت یا لوطیگری داره؟ چطور میخواید در چنین اکوسیستمی پیشرفت کنید وقتی درگیر ذهنیتهای محدود و سودجوییهای لحظهای هستید؟
بارها و بارها مشابه این رفتارها در پروژههای قبلی مثل ریر هم دیده شده. گروههایی با اسامی شیک اما عملکردی سطحی که هدفی جز بهرهبرداری ندارن. با ده تا، صد تا یا حتی هزار تا دیجن قرار نیست کسی میلیاردر بشه! اما میتونید با احترام، درک و رفتار انسانی، جامعهای بسازید که همه از حضور در اون لذت ببرن.
افرادی که برای چند تیپ، دیگران رو قضاوت، تخریب و حذف میکنن، هیچوقت رشد واقعی نخواهند کرد. در همان گروههای بسته و بیثمر باقی میمونن، چون دایرهٔ فکریشون کوچکه و ذهنشون درگیر سوءظن، رقابت بیمعنا و فقر فرهنگیه! پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان در جمع چنین افرادی قرار نگیرید چون شماهم تحت تأثیر اونها قرار خواهید گرفت.
پیشنهاد میکنم کتاب «بیشعوری» رو مطالعه کنید؛ شاید کمی از این تنگنظریها فاصله بگیرید. اینو بهخاطر بسپارید تا زمانی که یاد نگیریم دل بزرگ و دستی حمایتگر داشته باشیم، چیزی به دست نخواهیم آورد.
چیه این کارا واسه دو تا تیپ جنگ میکنید میزنید تو سر کلهٔ هم! بابا من بالای ۱ میلیون دیجن لاک شده دارم هر روز سهمیم کفش ۲ هزارتاست کل چیزی که جمع کردم توی این فصل ۱۰۰۰ تا هم نشده! مهم هم نیست واسم! هزارتا هزارتا به ملت تیپ میدم عین خیالمم نیست... بعد شما برای ۱۰ تا تیپ طرفو فحش میدی میگی کوفتت بشه؟ شماها دیگه کی هستید... بی پناه گیر آوردی؟ فکر کردی اینا بی دفاعن؟ اتفاقاً بشین و نظارهگر باش ببین اینارو من چطور میکشم بالا... امثال شما گشنهها هم باید بشینن سماق بمکن.
فکرشو بکنید، این موضوع در زمان ریر هم گزارش شده! بارها و بارها! حالا تو قضیه دیجن... اینطوریه که فردی مقدار بسیار ناچیزی، مثلاً ۱۰ عدد دیجن، به کسی میفرسته که با وضعیت فعلی بازار، ارزش مادی خاصی نداره و حتی قفل هم نمیشه که بخواد سهمیه داشته باشه تا بتونه به شما چیزی بده! بعد اونی که تیپ داده، توقع داره ده برابرش رو بهش پس بدن! و وقتی این اتفاق نمیافته، شروع میکنن به تخریب شخصیت فرد مقابل؛ از گذاشتن اسمهای عجیب تا فحاشی در گروههای عمومی، ریپورت کردن، بلاک کردن و تلاش برای بیاعتبار کردنش.
این رفتارها از سر فقر فرهنگی و ناآگاهیست. کسانی که این درد دلها رو با من در میون میذارن، مطمئن باشن که حامیشون هستم؛ اونها نیازی به تأیید و کمک افرادی ندارن که عزت نفس خودشون رو با چند تیپ و چند دیجن معامله میکنن. زمانش رسیده بفهمیم شأن و شعور، خیلی مهمتر از چند توکن ناچیزه که راحت شخصیت یه نفرو بشوری بذاری زیر پات.
این رفتارها عمدتاً از سمت افرادی میاد که ادعای "مردانگی" دارن اما در عمل، جز توهین و تخریب چیزی نشون نمیدن. کجای این رفتارها نشانی از معرفت یا لوطیگری داره؟ چطور میخواید در چنین اکوسیستمی پیشرفت کنید وقتی درگیر ذهنیتهای محدود و سودجوییهای لحظهای هستید؟
بارها و بارها مشابه این رفتارها در پروژههای قبلی مثل ریر هم دیده شده. گروههایی با اسامی شیک اما عملکردی سطحی که هدفی جز بهرهبرداری ندارن. با ده تا، صد تا یا حتی هزار تا دیجن قرار نیست کسی میلیاردر بشه! اما میتونید با احترام، درک و رفتار انسانی، جامعهای بسازید که همه از حضور در اون لذت ببرن.
افرادی که برای چند تیپ، دیگران رو قضاوت، تخریب و حذف میکنن، هیچوقت رشد واقعی نخواهند کرد. در همان گروههای بسته و بیثمر باقی میمونن، چون دایرهٔ فکریشون کوچکه و ذهنشون درگیر سوءظن، رقابت بیمعنا و فقر فرهنگیه! پیشنهاد میکنم به هیچ عنوان در جمع چنین افرادی قرار نگیرید چون شماهم تحت تأثیر اونها قرار خواهید گرفت.
پیشنهاد میکنم کتاب «بیشعوری» رو مطالعه کنید؛ شاید کمی از این تنگنظریها فاصله بگیرید. اینو بهخاطر بسپارید تا زمانی که یاد نگیریم دل بزرگ و دستی حمایتگر داشته باشیم، چیزی به دست نخواهیم آورد.
چیه این کارا واسه دو تا تیپ جنگ میکنید میزنید تو سر کلهٔ هم! بابا من بالای ۱ میلیون دیجن لاک شده دارم هر روز سهمیم کفش ۲ هزارتاست کل چیزی که جمع کردم توی این فصل ۱۰۰۰ تا هم نشده! مهم هم نیست واسم! هزارتا هزارتا به ملت تیپ میدم عین خیالمم نیست... بعد شما برای ۱۰ تا تیپ طرفو فحش میدی میگی کوفتت بشه؟ شماها دیگه کی هستید... بی پناه گیر آوردی؟ فکر کردی اینا بی دفاعن؟ اتفاقاً بشین و نظارهگر باش ببین اینارو من چطور میکشم بالا... امثال شما گشنهها هم باید بشینن سماق بمکن.
Wikipedia
بیشعوری
یک کتاب با موضوع خودیاری اثر خاویر کرمنت در سال ۱۹۹۰
COMPΞZ 🧬
صحبتهایی به گوشم رسید که حقیقتاً تأسفباره؛ در مورد فضای فعلی جامعهٔ کاربران ایرانی در فارکستر! معمولاً ترجیح میدم سکوت کنم در برابر رفتارهای نابخردانه چون همشون از نادونی سرچشمه میگیره و کسی که خودشو به خواب عمیق زده نمیشه بیدار کرد. فکرشو بکنید، این…
بیا... کف سهمیه من ۲ هزارتا روزانست... هر روز بخوام ۲ هزارتا بدم بگیرم ماهی چقدر میکنه؟ نمیتونم؟ یا بلد نیستم؟ یا قدرتشو ندارم؟ ارزش جامعهٔ دیجن به چی هست؟ به کلاهی که سرشون گذاشته شده؟
خودم چی جمع کردم؟ ۸۴۱ تا... اراده کنم میتونم عین چی فارم کنم 😐 حالا که نمیکنم بیام برم گروه بزنم فحش بدم مردم رو که چرا به من دیجن نمیدین؟ چقدر کوتاهفکرید شماها چقدر گشنهاید... واییی مغزم رگبه رگ شد... 😔
من حتی حال تیپ دادن ندارم بعد ملت هنوز با ۱۰ تا دیجن هم انتظار دارن هم تخریبگری میکنن... بابا والا یکم روی خودتون کار کنید مطمئن باشید هم خودتون حس راحتی خواهید داشت هم پیرامونتون ازتون راضی خواهند بود.
خودم چی جمع کردم؟ ۸۴۱ تا... اراده کنم میتونم عین چی فارم کنم 😐 حالا که نمیکنم بیام برم گروه بزنم فحش بدم مردم رو که چرا به من دیجن نمیدین؟ چقدر کوتاهفکرید شماها چقدر گشنهاید... واییی مغزم رگبه رگ شد... 😔
من حتی حال تیپ دادن ندارم بعد ملت هنوز با ۱۰ تا دیجن هم انتظار دارن هم تخریبگری میکنن... بابا والا یکم روی خودتون کار کنید مطمئن باشید هم خودتون حس راحتی خواهید داشت هم پیرامونتون ازتون راضی خواهند بود.
COMPΞZ 🧬
بیا... کف سهمیه من ۲ هزارتا روزانست... هر روز بخوام ۲ هزارتا بدم بگیرم ماهی چقدر میکنه؟ نمیتونم؟ یا بلد نیستم؟ یا قدرتشو ندارم؟ ارزش جامعهٔ دیجن به چی هست؟ به کلاهی که سرشون گذاشته شده؟ خودم چی جمع کردم؟ ۸۴۱ تا... اراده کنم میتونم عین چی فارم کنم 😐 حالا…
اونایی که سر ده تا دیجن فحش میخورن، همینجا پست بزنن خودم ده برابرشو میدم...
برای هر پست ۱۲۸ تا میزنم هیچ انتظاری هم ندارم! قرار هم نیست بیام فحشتون بدم که کوفتت بشه چرا پس ندادی 😄
https://warpcast.com/compez.eth/0x914fb432
برای هر پست ۱۲۸ تا میزنم هیچ انتظاری هم ندارم! قرار هم نیست بیام فحشتون بدم که کوفتت بشه چرا پس ندادی 😄
https://warpcast.com/compez.eth/0x914fb432
Warpcast
C O M P Ξ Z on Warpcast
Share your vibes... https://degen.genyframe.xyz/view/share?fid=321969&t=1746088723689
این دو نقل قول رو هم یادتون باشه...
وقتی شیرها قبولت دارن، ثابت کردن خودت برای شغالها احمقانشت!
وجدانت رو بفروشی، دنیارو میتونی بخری! ولی خودت دیگه دو هزار نمیارزی.
به کارتون برسید ول کنید حاشیههارو. 👊🏼🔥 روز خوش.
وقتی شیرها قبولت دارن، ثابت کردن خودت برای شغالها احمقانشت!
وجدانت رو بفروشی، دنیارو میتونی بخری! ولی خودت دیگه دو هزار نمیارزی.
به کارتون برسید ول کنید حاشیههارو. 👊🏼🔥 روز خوش.
صحبت از شعور شد، بد نیست راجع به این توضیح بدم که تفکر مدرنی هم که زیادی فاز فهمیدن میکنه، در نهایت اشتباه میکنه که هوش مصنوعی جایگزین هوش انسانی خواهد بود! مگر یک تقلیدگر!
انسان گاهی همونطور که شعورش رو به کار نمیگیره که وجود برهان رو درک کنه، دقیقاً در همین بعد فکرهای واهی میزنه که هوش مصنوعی میتونه عین واقعیت رو تولید کنه! من میگم نُچ!
این رو فقط تو رویا خواهید دید چون دلیل وجود اون خود انسان هست! درک فلسفی این موضوع مهمه!
این رو من با سالها برنامهنویسی کردن روی ماشینهای بیشعور بهش رسیدم و اصلاً قابل بحث نیست چون ثابت شدست و تهش هرچقدر هم این هوش مصنوعی پیشرفت کنه ریشش نیازمند وجود خرد و شعور هست که هیچوقت خلافش رو نمیشه ثابت کرد.
هوش مصنوعی در بهترین حالت خودش، فقط یک مدلهای آماری هست که بر پایهٔ داده آموزش میبینه. چیزی مثل شعور یا فهم یا احساس نداره، فقط الگوها رو تقلید میکنه! حتی اگه بخواد شعور به شما نشون بده بر مبنای چیزی که یاد گرفته رفتار میکنه نه نیت و احساس واقعی! اگر جایی رفتاری دیدی که شبیه بیشعوری بود، به این دلیله که:
۱) سیستم زمینه رو درک نمیکنه!
۲) احساسات یا نیت انسانی نداره!!
۳) نمیتونه مثل انسان قضاوت اخلاقی کنه!!!
همه چیز برمبنای آموزش هست! حتی اگه غلط باشه.
پس اگه به شما بگه دوستت دارم! این یک احساس نیست! یک تقلیده!
اگه بهتون بگه ازتون متنفرم، این هم یک تقلیده.
این فرمول فلسفی برای اثبات عدم وجود درک/شعور در هوش مصنوعی هست👇
فرض بگیریم که😌
یعنی اگر کامپیوتر شعور ندارد، و هوش مصنوعی صرفاً تابعی از کامپیوتر است، پس هوش مصنوعی نیز شعور ندارد.
در اینجا 𝐻 برابر است با انسان با شعور (دارای آگاهی، فهم، نیت، و تجربه).
گزینهٔ C کامپیوتر، یک ماشین پردازشگر بدون شعور.
گزینهٔ AI=f(C): هوش مصنوعی تابعی از سختافزار و نرمافزار کامپیوتر است.
گزینهٔ S(C): در کامپیوتر هیچ "شعور ذاتی" (Self-aware consciousness) وجود ندارد.
گزینهٔ AI: هوش مصنوعی کاملاً وابسته به کامپیوتر است، نه مستقل از آن.
گزینهٔ 𝑓(x) نمیتواند خاصیتی را تولید کند که در 𝑥 نباشد، مگر با دخالت خلاقانهای از منبعی با آن خاصیت.
حالا اگه ما به عنوان انسان از شعور خودمون استفاده نکنیم، فرقی با این موجود مدرن تقلیدگر با عنوان AI نداریم!
تا پندهایی دیگر به درود.😝
انسان گاهی همونطور که شعورش رو به کار نمیگیره که وجود برهان رو درک کنه، دقیقاً در همین بعد فکرهای واهی میزنه که هوش مصنوعی میتونه عین واقعیت رو تولید کنه! من میگم نُچ!
این رو فقط تو رویا خواهید دید چون دلیل وجود اون خود انسان هست! درک فلسفی این موضوع مهمه!
این رو من با سالها برنامهنویسی کردن روی ماشینهای بیشعور بهش رسیدم و اصلاً قابل بحث نیست چون ثابت شدست و تهش هرچقدر هم این هوش مصنوعی پیشرفت کنه ریشش نیازمند وجود خرد و شعور هست که هیچوقت خلافش رو نمیشه ثابت کرد.
هوش مصنوعی در بهترین حالت خودش، فقط یک مدلهای آماری هست که بر پایهٔ داده آموزش میبینه. چیزی مثل شعور یا فهم یا احساس نداره، فقط الگوها رو تقلید میکنه! حتی اگه بخواد شعور به شما نشون بده بر مبنای چیزی که یاد گرفته رفتار میکنه نه نیت و احساس واقعی! اگر جایی رفتاری دیدی که شبیه بیشعوری بود، به این دلیله که:
۱) سیستم زمینه رو درک نمیکنه!
۲) احساسات یا نیت انسانی نداره!!
۳) نمیتونه مثل انسان قضاوت اخلاقی کنه!!!
همه چیز برمبنای آموزش هست! حتی اگه غلط باشه.
پس اگه به شما بگه دوستت دارم! این یک احساس نیست! یک تقلیده!
اگه بهتون بگه ازتون متنفرم، این هم یک تقلیده.
این فرمول فلسفی برای اثبات عدم وجود درک/شعور در هوش مصنوعی هست
فرض بگیریم که
If AI=f(C)and S(C)=∅⇒S(AI)=∅
یعنی اگر کامپیوتر شعور ندارد، و هوش مصنوعی صرفاً تابعی از کامپیوتر است، پس هوش مصنوعی نیز شعور ندارد.
در اینجا 𝐻 برابر است با انسان با شعور (دارای آگاهی، فهم، نیت، و تجربه).
گزینهٔ C کامپیوتر، یک ماشین پردازشگر بدون شعور.
گزینهٔ AI=f(C): هوش مصنوعی تابعی از سختافزار و نرمافزار کامپیوتر است.
گزینهٔ S(C): در کامپیوتر هیچ "شعور ذاتی" (Self-aware consciousness) وجود ندارد.
گزینهٔ AI: هوش مصنوعی کاملاً وابسته به کامپیوتر است، نه مستقل از آن.
گزینهٔ 𝑓(x) نمیتواند خاصیتی را تولید کند که در 𝑥 نباشد، مگر با دخالت خلاقانهای از منبعی با آن خاصیت.
حالا اگه ما به عنوان انسان از شعور خودمون استفاده نکنیم، فرقی با این موجود مدرن تقلیدگر با عنوان AI نداریم!
تا پندهایی دیگر به درود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ساختن توکن هزارو یک جور پستی بلندی داره که باید بهش فکر کنی. هم باید دانش بذاری، هم اعتبار و آبروتو!
انقدر جزئیات داره که بخوام توضیح بدم باید بشینم کتاب بنویسم. هر روز ۸ ساعت روی این کار میکنم ۲ تا ۴ ساعت فقط طرحها رو ایدهپردازی میکنم... انقدر فسفر میسوزونم که وعدههای غذاییم توی این سه ماه شده ۵ وعده! انقدر موضوع توش هست که گاهی اوقات طرح رو میکوبم از اول میسازم! از نظر فنی انقدر پیچ و خم داره که ساخت و توسعه در بهترین حالت باز هم کافی نیست. فقط به خاطر اینکه یه جایی یه بخشی مو لای درزش نره!
بعد فکرشو بکن... در زمان لیست چهارتا مفت خور پامپ و دامپش بکنن😂 صد البته فکر اونجاشم کردم! 🙃
انقدر جزئیات داره که بخوام توضیح بدم باید بشینم کتاب بنویسم. هر روز ۸ ساعت روی این کار میکنم ۲ تا ۴ ساعت فقط طرحها رو ایدهپردازی میکنم... انقدر فسفر میسوزونم که وعدههای غذاییم توی این سه ماه شده ۵ وعده! انقدر موضوع توش هست که گاهی اوقات طرح رو میکوبم از اول میسازم! از نظر فنی انقدر پیچ و خم داره که ساخت و توسعه در بهترین حالت باز هم کافی نیست. فقط به خاطر اینکه یه جایی یه بخشی مو لای درزش نره!
بعد فکرشو بکن... در زمان لیست چهارتا مفت خور پامپ و دامپش بکنن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
COMPΞZ 🧬
صحبت از شعور شد، بد نیست راجع به این توضیح بدم که تفکر مدرنی هم که زیادی فاز فهمیدن میکنه، در نهایت اشتباه میکنه که هوش مصنوعی جایگزین هوش انسانی خواهد بود! مگر یک تقلیدگر! انسان گاهی همونطور که شعورش رو به کار نمیگیره که وجود برهان رو درک کنه، دقیقاً…
این موضوع هوش مصنوعی Canva رو که احتمالاً شنیدین! حالا اینفلوئنسرهایی که هیچ دانشی از مهندسی نرمافزار ندارن شدن برای ما تولید کنندهٔ محتوا! کسانی که حتی خودشون هم دارن محتواشونو با هوش مصنوعی میسازن شدن برای ما خبرساز از این که هوش مصنوعی داره مشاغل برنامهنویسی رو میگیره...
خب نظر من چیه؟
این موضوع و تبلیغاتی که مدیر کنوا ازش استفاده کرد دقیقاً اون نقطهٔ تاریک بین برنامهنویسها و کدنویسها بود! چیزی که مردم فکر میکنن اینها باهم یکسان هستن!
در اصل، کدنویس کسیه که بیشتر دستورات رو پیادهسازی میکنه؛ بدون نگاه سیستمی، معماری یا تحلیل نیاز اما برنامهنویس کسیه که میفهمه چرا کدی که مینویسه مهمه، در چه بستر و معماریای باید کار کنه، چطور قابل نگهداری، مقیاسپذیر، امن، و قابل توسعه باشه.
در آیندهی نزدیک، هوش مصنوعی و دیگر ابزارها، بخش بزرگی از وظایف کدنویسها رو میتونن انجام بدن، اما درک معماری سیستم، تحلیل نیازمندیها، و تصمیمگیری بر پایهی هدف پروژه، هنوز به تفکر انسانی خلاق نیاز داره.
تفکر انسان خلاق؟! به نظرت اگه یک مدیر شرکت یا یک فرد معمولی از یک کسب و کار که نیاز به یک محصول داره، اگه میتونست تحلیل معماری و نیازمندیها رو انجام بده نیاز به مهندس نرمافزار داشت؟
من نزدیک به دو دهه هست که تو بازار و صنعت نرمافزار هستم، و به جرأت میگم دو نوع مشتری داریم:
۱) مشتری ارزونطلب و حتی چشم انتظار کارهای مفت و رایگان! تا بوده دیدم از اینها و تقریباً میتونم بگم هیچ کدومشون مشتری من نیستن چون من کاری رو انجام میدن که مشتری ارزش اون رو بدونه! در غیر این صورت همیشه حواله کردم به ابزارها و راهحلهای سریع مثل (مثل WordPress، Wix) و الآن هم با هوش مصنوعی که صد البته برای استفاده اون هم در سطح عملی باید پول بپردازن.
۲) مشتری جدی که هدف مشخص داره، کیفیت، امنیت، مقیاسپذیری، و پشتیبانی میخواد، مناسبترین راه حل مهندسی شدن! اینها مشتری ما هستن.
این ابزارهایی که هر روز دارن تبلیغات میکنن، در تحلیل کاربردی (سطحی) خیلی خوب عمل میکنه بله! منم باهاش موافقم و بارها گفتم نسخههایی مثل GPT-4o و حتی Grok ابزارهای خوبی برای تولید و توسعه هستن مانند تولید صفحات وب ساده، تولید محتوای اولیه، ساختارهای معمول! اما به عنوان دستیار یک توسعهدهنده هم بسیار مفیدن.
ولی در تحلیل عمیق (زیرساختی) شدیداً وابسته به توانایی مهندسی نرمافزار هستن! مثل طراحی معماری سیستم، امنیت داده، هماهنگی با DevOps، یا بهینهسازی پایگاه دادهها.
بنابراین چیزی که من انتظار دارم اینه آینده راهکارهای بسیاری رو در اختیار اون بخشی از جامعه قرار میده که با کمترین هزینه بتونن حداقلها رو داشته باشن. اما در سطح کارآفرینی و مدیریت یک بازهٔ بزرگی از نیازمندیها، بدون دانش نرمافزار ممکن نیست.
من ابزارهای زیادی رو بررسی کردم، از Google Studio که انواع مختلفی از برنامهها رو میشه با چند دستور ساده ساخت! یا حتی موارد بهتر از اون! و الآن هم Canva، همشون از یک روش پیروی میکنن! مدلهای روساختی و سطحی که ما در برنامهنویسی بهشون میگیم High Level Programming چیزی که به زبان انسان نزدیکتر هست و نه به زبان ماشین.
در کل آینده متعلق به برنامهنویس خلاقه، خلاقیتی که بتونه:
- ایده رو به زبان قابل فهم برای ماشین ترجمه کنه.
- با ابزارهای هوش مصنوعی مثل تیم استفاده کنه، نه صرفاً دستیار.
- تفکر سیستمیک داشته باشه و از بقیه متمایز بشه.
در نهایت بر میگردم به همون جملهای که بارها گفتم... خلاقیت! خلاقیت و خلاقیت! این رو باید با اصول علمی و مهندسی ترکیب کنی، در غیر این صورت هوش مصنوعی خرد و شعور نداره که بفهمه تو دقیقاً باید چه چیزی رو پیاده کنی! توی پست بالاتر گفتم AI بر مبنای تقلید کار میکنه! تقلید از اینکه یک وبسایت برای یک کاربر X چه نیازمندیهایی رو باید پوشش بده، همون تقلید برای کاربر Y با مشخصههای به ظاهر متفاوت پیاده سازی میشه و نه کاملاً اختصاصی!
مثال بزنم، تمام توکنهایی که با هوش مصنوعی دارن پیاده میشن در سراسر وب ۳ همشون یک خاصیت مشترک دارن!
همشون ازدم ۱۰۰ میلیارد واحد هستن و همشون هم یک نسخهٔ قرارداد دارند! هیچ تفاوتی بین هیچ کدومشون نیست! ربات رباته! ویژگیهای ربات عموماً یکسانه.
این چیزا اگه کار میکرد ماها دیوانه نبودیم که بشینیم صبح تا شب برنامهنویسی کنیم تا تفکر مهندسی رو پیادهسازی کنیم. این ابزارها ساخته میشن که عموم مردم نیازهای عادیشون رو باهاش رفع کنن!
خب نظر من چیه؟
این موضوع و تبلیغاتی که مدیر کنوا ازش استفاده کرد دقیقاً اون نقطهٔ تاریک بین برنامهنویسها و کدنویسها بود! چیزی که مردم فکر میکنن اینها باهم یکسان هستن!
در اصل، کدنویس کسیه که بیشتر دستورات رو پیادهسازی میکنه؛ بدون نگاه سیستمی، معماری یا تحلیل نیاز اما برنامهنویس کسیه که میفهمه چرا کدی که مینویسه مهمه، در چه بستر و معماریای باید کار کنه، چطور قابل نگهداری، مقیاسپذیر، امن، و قابل توسعه باشه.
در آیندهی نزدیک، هوش مصنوعی و دیگر ابزارها، بخش بزرگی از وظایف کدنویسها رو میتونن انجام بدن، اما درک معماری سیستم، تحلیل نیازمندیها، و تصمیمگیری بر پایهی هدف پروژه، هنوز به تفکر انسانی خلاق نیاز داره.
تفکر انسان خلاق؟! به نظرت اگه یک مدیر شرکت یا یک فرد معمولی از یک کسب و کار که نیاز به یک محصول داره، اگه میتونست تحلیل معماری و نیازمندیها رو انجام بده نیاز به مهندس نرمافزار داشت؟
من نزدیک به دو دهه هست که تو بازار و صنعت نرمافزار هستم، و به جرأت میگم دو نوع مشتری داریم:
۱) مشتری ارزونطلب و حتی چشم انتظار کارهای مفت و رایگان! تا بوده دیدم از اینها و تقریباً میتونم بگم هیچ کدومشون مشتری من نیستن چون من کاری رو انجام میدن که مشتری ارزش اون رو بدونه! در غیر این صورت همیشه حواله کردم به ابزارها و راهحلهای سریع مثل (مثل WordPress، Wix) و الآن هم با هوش مصنوعی که صد البته برای استفاده اون هم در سطح عملی باید پول بپردازن.
۲) مشتری جدی که هدف مشخص داره، کیفیت، امنیت، مقیاسپذیری، و پشتیبانی میخواد، مناسبترین راه حل مهندسی شدن! اینها مشتری ما هستن.
این ابزارهایی که هر روز دارن تبلیغات میکنن، در تحلیل کاربردی (سطحی) خیلی خوب عمل میکنه بله! منم باهاش موافقم و بارها گفتم نسخههایی مثل GPT-4o و حتی Grok ابزارهای خوبی برای تولید و توسعه هستن مانند تولید صفحات وب ساده، تولید محتوای اولیه، ساختارهای معمول! اما به عنوان دستیار یک توسعهدهنده هم بسیار مفیدن.
ولی در تحلیل عمیق (زیرساختی) شدیداً وابسته به توانایی مهندسی نرمافزار هستن! مثل طراحی معماری سیستم، امنیت داده، هماهنگی با DevOps، یا بهینهسازی پایگاه دادهها.
بنابراین چیزی که من انتظار دارم اینه آینده راهکارهای بسیاری رو در اختیار اون بخشی از جامعه قرار میده که با کمترین هزینه بتونن حداقلها رو داشته باشن. اما در سطح کارآفرینی و مدیریت یک بازهٔ بزرگی از نیازمندیها، بدون دانش نرمافزار ممکن نیست.
من ابزارهای زیادی رو بررسی کردم، از Google Studio که انواع مختلفی از برنامهها رو میشه با چند دستور ساده ساخت! یا حتی موارد بهتر از اون! و الآن هم Canva، همشون از یک روش پیروی میکنن! مدلهای روساختی و سطحی که ما در برنامهنویسی بهشون میگیم High Level Programming چیزی که به زبان انسان نزدیکتر هست و نه به زبان ماشین.
در کل آینده متعلق به برنامهنویس خلاقه، خلاقیتی که بتونه:
- ایده رو به زبان قابل فهم برای ماشین ترجمه کنه.
- با ابزارهای هوش مصنوعی مثل تیم استفاده کنه، نه صرفاً دستیار.
- تفکر سیستمیک داشته باشه و از بقیه متمایز بشه.
در نهایت بر میگردم به همون جملهای که بارها گفتم... خلاقیت! خلاقیت و خلاقیت! این رو باید با اصول علمی و مهندسی ترکیب کنی، در غیر این صورت هوش مصنوعی خرد و شعور نداره که بفهمه تو دقیقاً باید چه چیزی رو پیاده کنی! توی پست بالاتر گفتم AI بر مبنای تقلید کار میکنه! تقلید از اینکه یک وبسایت برای یک کاربر X چه نیازمندیهایی رو باید پوشش بده، همون تقلید برای کاربر Y با مشخصههای به ظاهر متفاوت پیاده سازی میشه و نه کاملاً اختصاصی!
مثال بزنم، تمام توکنهایی که با هوش مصنوعی دارن پیاده میشن در سراسر وب ۳ همشون یک خاصیت مشترک دارن!
همشون ازدم ۱۰۰ میلیارد واحد هستن و همشون هم یک نسخهٔ قرارداد دارند! هیچ تفاوتی بین هیچ کدومشون نیست! ربات رباته! ویژگیهای ربات عموماً یکسانه.
این چیزا اگه کار میکرد ماها دیوانه نبودیم که بشینیم صبح تا شب برنامهنویسی کنیم تا تفکر مهندسی رو پیادهسازی کنیم. این ابزارها ساخته میشن که عموم مردم نیازهای عادیشون رو باهاش رفع کنن!
COMPΞZ 🧬
صحبت از شعور شد، بد نیست راجع به این توضیح بدم که تفکر مدرنی هم که زیادی فاز فهمیدن میکنه، در نهایت اشتباه میکنه که هوش مصنوعی جایگزین هوش انسانی خواهد بود! مگر یک تقلیدگر! انسان گاهی همونطور که شعورش رو به کار نمیگیره که وجود برهان رو درک کنه، دقیقاً…
حتی اون ابزار خفن فایربیس گوگل که توی اینستا داره دست به دست میشه، هر چیزی بهش میگی تولید کنه همشون یک ساختار مشابه دارن! انگار که یه نفر نشسته یه چیزیرو کپی پست میکنه واست! انگار که کارخونهٔ سایپا فرت و فرت داره پراید تولید میکنه و به شما میگه بله شما حق داشتن ماشین رو دارید.... اون هم چه ماشینی!
همشون یک آپشن مشابه، همشون یک رنگ مشابه، همشون یک خاصیت مشابه و همشون هم ازدم بی ارزش و مرگآور! چرا؟ چون ایدهٔ مهندسی شده پشتش نیست و از روی تقلید یک الگوی تکراری شکل گرفته.
فرق بین پراید با مرسدس بنز زیاده عزیز من خیلی زیاد...
خلاصه که به قول یکی از دوستان، هوش مصنوعی داره جوامع رو خنگ تر از سابق میکنه! این حقیقتی بیش نیست و تمام. 😎👊🏼
همشون یک آپشن مشابه، همشون یک رنگ مشابه، همشون یک خاصیت مشابه و همشون هم ازدم بی ارزش و مرگآور! چرا؟ چون ایدهٔ مهندسی شده پشتش نیست و از روی تقلید یک الگوی تکراری شکل گرفته.
فرق بین پراید با مرسدس بنز زیاده عزیز من خیلی زیاد...
خلاصه که به قول یکی از دوستان، هوش مصنوعی داره جوامع رو خنگ تر از سابق میکنه! این حقیقتی بیش نیست و تمام. 😎👊🏼
پنج سطح آگاهی و رشد فردی؛ از بقا تا خودساختگی
افراد سطح ۱)
-کسانی که با مشکلات عام و زندگی روزمره دست و پنجه نرم میکنند و تحت تأثیر شرایط قرار میگیرند. همین الآن که ما در مورد یک فناوری یا یک بحث یا حتی همین موضوع داریم صحبت میکنیم، هزاران نفر از کودک تا پیر و جوان زندگی خود را از دست میدهند چرا که آنها خودشان یا والدینشان دسترسی به لزومات زندگی سالم خود را ندارند.
- قطعاً و تقریباً هیچ یک از افرادی که در سطح (۱) قرار گرفته است این نوشتهها را نمیخواند و راه حلی که من در این مسئله میبینم فقط و فقط پیشرفت بشر و افزایش قدرت تفکر آن در ابعاد مختلف است. پس اگر همین الآن شما این متن را میخوانید به احتمال قوی این سطح را پشت سر گذاشتهاید و یا هرگز آن را تجربه نکردهاید.
افراد سطح ۲)
این بخش را میتوان با عنوان مبارزه در نظر گرفت! بر اساس مشکلات و مسائل روزمرهٔ عادی خیلی از عوام که شامل حال ما نیز میشود در نظر گرفت. همین که به فکر حل مسائل روزمره هستیم، مانند تهیهٔ یه تیکه نون، رسیدگی به یک فوریت پزشکی، تربیت فرزند، رسیدگی به مشکلات خانوادگی، فکر کردن به تهیه اجاره و هزینههای دیگه مثل دست و پنجه نرم کردن با قسط و قرض و صدها مورد دیگه حل این مسائل لزوماً نیازمند درآمدی است که بتوانیم از آن نتیجه گیری قابل قبولی داشته باشیم. اما با این حال چند شغله شدن، شاخه به شاخه پریدن و اضطراب همهٔ این مسائل کار را دشوارتر میکند و تمرکز شما را نیز به هم خواهد ریخت (هرچند در بعضی از شرایط اگر مطابق فرصتهای طلائی برای شما باشد شدیداً نیاز است).
اگر شما در سطح ۲ قرار دارید، به احتمال زیاد از سلامتی تقریباً قابل قبولی برخوردار هستید که بسیار امیدوار کننده است، اما این موضوع مهم است که شدیداً باید تلاش کنید تا از این مرحله خارج شوید! یعنی برای حل مسائل تلاش مضاعف نیاز دارید، تلاش مضاعف به تنهایی کافی نیست (تلاش هوشمندانه) توصیهٔ اساسی من هست. سعی کنید در فرصتها و زمانهای مناسب خودتان را مشارکت دهید! نه در هر فرصتی اما فرصتهایی طلائی منجر به باز شدن ذهن شما خواهد شد که برای رسیدن به سطوح بهتر به شدت لازم هستند.
وقتی مسائل مربوط به پول در زندگی ما مطرح هست، تأثیر شدیدی بر روی شادی ما خواهد داشت. این مورد را من به شخصه بارها تجربه کردم و خیلی از ما در مراحل دوم آنها را با شدت بیشتری تجربه کردهایم که برای بهتر شدن آن تا جایی که ممکن است باید تلاش کنید تا از شر این مرحله خلاص شوید. بنابراین موقعیت، فرصت یا پروژهای که میتواند شما را به مرحلهٔ بعد برساند را بپذیرید. در کنار همهٔ تلاشهایی که میکنید مطالعه و بهروز ماندن یکی از نکتههای بسیار کلیدی من و شماست! ما برای پاسخگو بودن و حتی واکنش نشون دادن در هر فرصتی که ممکنه ما رو سوار بر کشتی نجات کنه به مطالعه نیاز داریم! مطالعه کنید و بهروز باشید. از این مسائل چرت و پرت دانشجوئی و سطوح پایین کناره گیری کنید و ذهنتون رو برای رسیدن به بهترین نسخهای از خودتون بسازید.
افراد سطح ۳)
خیلی از ما در سطح سوم بر اساس تمامی تجربیاتی که از سطوح قبلی داشتیم قرار گرفتیم، تجربه و مهارت رو داریم، موقعیتی رو برای ورود به سطوح دیگر ساختهایم، اما آنطور که باید پیش نمیره! به نظرم ملکهٔ ذهنی که برای خودمون ساختیم این مسائل رو تکرار و به عنوان یک دستور منطقی به مغز من و شما ارائه میکنه و ما به عنوانی خودمون رو برنامهنویسی میکنیم تا به همون شکلی که تعریف کردیم پیش بریم! پس خیلی مهم و حساس هست که چطور فکر کنی! من به جرأت میتونم بگم ابتدا باید به خودت باور داشت باشی! کسی که خودش رو به بیشعوری تمام بزنه و سعی کنه به خیال خودش، خودش رو دانا فرض کنه به هیچ عنوان خارج از سطح ۲ نخواهد رفت. خیلی از دوستان از من میپرسند که تو چطور وقت میکنی برای این همه نوشتن! پاسخ اصلی این سوأل اینجاست، این بخشی از انگیزهٔ من برای ساختن ملکهٔ ذهنی خودم برای خروج از مرحلهٔ دوم و سوم هست! در مرحلهای که شما تجربه، مهارت و اعتبار لازم برای بهتر و بهتر شدن داری میتونی با استقبال از نسخهٔ بهتری از خودت به سمت موفقیت پیش بری.
در این مرحله به احتمال بسیار زیاد حداقلهای زندگی را برای خود ساختهاید مانند خانه، ماشین، پسانداز، تجربه، مهارت و یک روند تقریباً مشخص برای پیشرفت کردن.
فراموش نمیکنم جهت بهتر شدن همیشه از نسخهٔ قبلی خودم که حتی چند ثانیه قبلتر از این بود رو هم در نظر بگیرم! آوردههای ما همهٔ باورهایی هست که در کنار هم میسازیم. اگر وقت نمیکنید قطعاً هنوز در مرحلهٔ ۲ در تلاش هستید و با تمام وجود باید تکلیف آن را روشن کنید تا در مسیر پیشرفت قرار بگیرید.
افراد سطح ۱)
-کسانی که با مشکلات عام و زندگی روزمره دست و پنجه نرم میکنند و تحت تأثیر شرایط قرار میگیرند. همین الآن که ما در مورد یک فناوری یا یک بحث یا حتی همین موضوع داریم صحبت میکنیم، هزاران نفر از کودک تا پیر و جوان زندگی خود را از دست میدهند چرا که آنها خودشان یا والدینشان دسترسی به لزومات زندگی سالم خود را ندارند.
- قطعاً و تقریباً هیچ یک از افرادی که در سطح (۱) قرار گرفته است این نوشتهها را نمیخواند و راه حلی که من در این مسئله میبینم فقط و فقط پیشرفت بشر و افزایش قدرت تفکر آن در ابعاد مختلف است. پس اگر همین الآن شما این متن را میخوانید به احتمال قوی این سطح را پشت سر گذاشتهاید و یا هرگز آن را تجربه نکردهاید.
افراد سطح ۲)
این بخش را میتوان با عنوان مبارزه در نظر گرفت! بر اساس مشکلات و مسائل روزمرهٔ عادی خیلی از عوام که شامل حال ما نیز میشود در نظر گرفت. همین که به فکر حل مسائل روزمره هستیم، مانند تهیهٔ یه تیکه نون، رسیدگی به یک فوریت پزشکی، تربیت فرزند، رسیدگی به مشکلات خانوادگی، فکر کردن به تهیه اجاره و هزینههای دیگه مثل دست و پنجه نرم کردن با قسط و قرض و صدها مورد دیگه حل این مسائل لزوماً نیازمند درآمدی است که بتوانیم از آن نتیجه گیری قابل قبولی داشته باشیم. اما با این حال چند شغله شدن، شاخه به شاخه پریدن و اضطراب همهٔ این مسائل کار را دشوارتر میکند و تمرکز شما را نیز به هم خواهد ریخت (هرچند در بعضی از شرایط اگر مطابق فرصتهای طلائی برای شما باشد شدیداً نیاز است).
اگر شما در سطح ۲ قرار دارید، به احتمال زیاد از سلامتی تقریباً قابل قبولی برخوردار هستید که بسیار امیدوار کننده است، اما این موضوع مهم است که شدیداً باید تلاش کنید تا از این مرحله خارج شوید! یعنی برای حل مسائل تلاش مضاعف نیاز دارید، تلاش مضاعف به تنهایی کافی نیست (تلاش هوشمندانه) توصیهٔ اساسی من هست. سعی کنید در فرصتها و زمانهای مناسب خودتان را مشارکت دهید! نه در هر فرصتی اما فرصتهایی طلائی منجر به باز شدن ذهن شما خواهد شد که برای رسیدن به سطوح بهتر به شدت لازم هستند.
وقتی مسائل مربوط به پول در زندگی ما مطرح هست، تأثیر شدیدی بر روی شادی ما خواهد داشت. این مورد را من به شخصه بارها تجربه کردم و خیلی از ما در مراحل دوم آنها را با شدت بیشتری تجربه کردهایم که برای بهتر شدن آن تا جایی که ممکن است باید تلاش کنید تا از شر این مرحله خلاص شوید. بنابراین موقعیت، فرصت یا پروژهای که میتواند شما را به مرحلهٔ بعد برساند را بپذیرید. در کنار همهٔ تلاشهایی که میکنید مطالعه و بهروز ماندن یکی از نکتههای بسیار کلیدی من و شماست! ما برای پاسخگو بودن و حتی واکنش نشون دادن در هر فرصتی که ممکنه ما رو سوار بر کشتی نجات کنه به مطالعه نیاز داریم! مطالعه کنید و بهروز باشید. از این مسائل چرت و پرت دانشجوئی و سطوح پایین کناره گیری کنید و ذهنتون رو برای رسیدن به بهترین نسخهای از خودتون بسازید.
افراد سطح ۳)
خیلی از ما در سطح سوم بر اساس تمامی تجربیاتی که از سطوح قبلی داشتیم قرار گرفتیم، تجربه و مهارت رو داریم، موقعیتی رو برای ورود به سطوح دیگر ساختهایم، اما آنطور که باید پیش نمیره! به نظرم ملکهٔ ذهنی که برای خودمون ساختیم این مسائل رو تکرار و به عنوان یک دستور منطقی به مغز من و شما ارائه میکنه و ما به عنوانی خودمون رو برنامهنویسی میکنیم تا به همون شکلی که تعریف کردیم پیش بریم! پس خیلی مهم و حساس هست که چطور فکر کنی! من به جرأت میتونم بگم ابتدا باید به خودت باور داشت باشی! کسی که خودش رو به بیشعوری تمام بزنه و سعی کنه به خیال خودش، خودش رو دانا فرض کنه به هیچ عنوان خارج از سطح ۲ نخواهد رفت. خیلی از دوستان از من میپرسند که تو چطور وقت میکنی برای این همه نوشتن! پاسخ اصلی این سوأل اینجاست، این بخشی از انگیزهٔ من برای ساختن ملکهٔ ذهنی خودم برای خروج از مرحلهٔ دوم و سوم هست! در مرحلهای که شما تجربه، مهارت و اعتبار لازم برای بهتر و بهتر شدن داری میتونی با استقبال از نسخهٔ بهتری از خودت به سمت موفقیت پیش بری.
در این مرحله به احتمال بسیار زیاد حداقلهای زندگی را برای خود ساختهاید مانند خانه، ماشین، پسانداز، تجربه، مهارت و یک روند تقریباً مشخص برای پیشرفت کردن.
فراموش نمیکنم جهت بهتر شدن همیشه از نسخهٔ قبلی خودم که حتی چند ثانیه قبلتر از این بود رو هم در نظر بگیرم! آوردههای ما همهٔ باورهایی هست که در کنار هم میسازیم. اگر وقت نمیکنید قطعاً هنوز در مرحلهٔ ۲ در تلاش هستید و با تمام وجود باید تکلیف آن را روشن کنید تا در مسیر پیشرفت قرار بگیرید.
افراد سطح ۴)
در این سطح ما طبق شرایطی که از آن خارج شدهایم و بر اساس نتیجهٔ تلاشهایی که کردهایم به نوعی تفکر رسیدهایم که چیزهای خوب را دوست داشته باشیم، حتی با بدترین و بدخلقترین هم نوعان خود با خوش رفتاری برخورد و حتی بر خلاف گذشته که برای کوچکترین مسئله از کوره در میرفتیم هم دیگر واکنش خاصی نشان نمیدهیم! چرا که این وضعیت ذهنی باعث میشود شما به سطحهای بالاتر فکر کنید، در این حالت مسائل اساسی زندگی مرتب و طبق روال قابل قبولی پیش میرود و همه چیز تحت کنترل است و شما حتی از مشکلات نیز لذت میبرید چرا که آن را خود شما ساختهاید! به قولی «آفرين به قدرت كامل بهترين آفريننده» که الحق تو را به گونهای آفریده تا برای بهترین شدن طبق ملکهٔ ذهنت به طور کاملاً هوشمندانه تلاش کنی و نتیجهٔ خوبی از خودت رو به ارمغان بیاوری.
در این مرحله بهتر است بسته به سطح درآمدی خودتان از چیزی ممکن است لذت ببرید، مثل یک سفر خوب، یک دستآورد، یک تفریح یا هر آنچه که تحت شرایط سلامتی و چهارچوب اخلاقی شما را خوشحال و خرسند خواهد کرد. بسیاری از افراد ثروتمند نیز در همین سطح از عملکرد خود رضایت کافی دارند و افراد کمتری به سطوح بالاتر فکر میکنند.
افراد سطح ۵)
در این سطح نیازهای مصرفی شما برآورده شده است، هرچند این نیازها برای افراد مختلف متفاوت است، ممکن است یکی با یک خانه و ماشین ساده خوشحال و از خود راضی باشد و ممکن است یکی با داشتن جِت شخصی و سرمایهگذاری در یک پروژهٔ خوب و ساعتها خوش گذرانی و ورزش یا اسب سواری راضی باشد! این بستگی به سطح توقع ما دارد که به چه سطح از تواناییهای خود ایمان داشته باشیم. من در این سطح به خود ساختگی از انواع بُعدهای انسانی، حرفهای و دینی فکر میکنم اما باید مراقب تلههای دوپامین هم بود!
برخی از افراد ثروتمند و شاد جهان در سطح ۵ قرار میگیرند و برخی دیگر در سطحهای ۴ باقی ماندهاند. واقعگرا باشیم، سطح پنجم اصلاً ربطی به بحث درآمدی ندارد و ما برای رسیدن به خودساختگی در این سطح تلاش میکنیم، یعنی تلاش برای بهتر شدن قلب و روحمان! (ممکن است بگوییم ما خوش قلبیم، ما خوش ذوقی هستیم) اما غیر ممکن است تا زمانی که شما در سطح ۲ و ۳ قرار گرفتهاید به چهرهٔ واقعی روح و قلب خود دست پیدا کنید، چرا که موانع موجود در آن سطوح از شما یک چهرهٔ ظاهری خواهند ساخت و نه واقعی.
صادقانه از خود بپرسید: من، بهعنوان عضوی از این جامعه، در کدام سطح ایستادهام؟
واقعیت این است که تا زمانی که جایگاه واقعی خود را در این مسیر شناسایی نکنیم و با هدفی روشن برای عبور از آن تلاش نکنیم، ناگزیر در چرخهای تکراری گرفتار خواهیم شد که چرخهای که مانند یک حلقه بیپایان، ما را درگیر خود میکند و مانع رشد واقعیمان میشود.
در این سطح ما طبق شرایطی که از آن خارج شدهایم و بر اساس نتیجهٔ تلاشهایی که کردهایم به نوعی تفکر رسیدهایم که چیزهای خوب را دوست داشته باشیم، حتی با بدترین و بدخلقترین هم نوعان خود با خوش رفتاری برخورد و حتی بر خلاف گذشته که برای کوچکترین مسئله از کوره در میرفتیم هم دیگر واکنش خاصی نشان نمیدهیم! چرا که این وضعیت ذهنی باعث میشود شما به سطحهای بالاتر فکر کنید، در این حالت مسائل اساسی زندگی مرتب و طبق روال قابل قبولی پیش میرود و همه چیز تحت کنترل است و شما حتی از مشکلات نیز لذت میبرید چرا که آن را خود شما ساختهاید! به قولی «آفرين به قدرت كامل بهترين آفريننده» که الحق تو را به گونهای آفریده تا برای بهترین شدن طبق ملکهٔ ذهنت به طور کاملاً هوشمندانه تلاش کنی و نتیجهٔ خوبی از خودت رو به ارمغان بیاوری.
در این مرحله بهتر است بسته به سطح درآمدی خودتان از چیزی ممکن است لذت ببرید، مثل یک سفر خوب، یک دستآورد، یک تفریح یا هر آنچه که تحت شرایط سلامتی و چهارچوب اخلاقی شما را خوشحال و خرسند خواهد کرد. بسیاری از افراد ثروتمند نیز در همین سطح از عملکرد خود رضایت کافی دارند و افراد کمتری به سطوح بالاتر فکر میکنند.
افراد سطح ۵)
در این سطح نیازهای مصرفی شما برآورده شده است، هرچند این نیازها برای افراد مختلف متفاوت است، ممکن است یکی با یک خانه و ماشین ساده خوشحال و از خود راضی باشد و ممکن است یکی با داشتن جِت شخصی و سرمایهگذاری در یک پروژهٔ خوب و ساعتها خوش گذرانی و ورزش یا اسب سواری راضی باشد! این بستگی به سطح توقع ما دارد که به چه سطح از تواناییهای خود ایمان داشته باشیم. من در این سطح به خود ساختگی از انواع بُعدهای انسانی، حرفهای و دینی فکر میکنم اما باید مراقب تلههای دوپامین هم بود!
برخی از افراد ثروتمند و شاد جهان در سطح ۵ قرار میگیرند و برخی دیگر در سطحهای ۴ باقی ماندهاند. واقعگرا باشیم، سطح پنجم اصلاً ربطی به بحث درآمدی ندارد و ما برای رسیدن به خودساختگی در این سطح تلاش میکنیم، یعنی تلاش برای بهتر شدن قلب و روحمان! (ممکن است بگوییم ما خوش قلبیم، ما خوش ذوقی هستیم) اما غیر ممکن است تا زمانی که شما در سطح ۲ و ۳ قرار گرفتهاید به چهرهٔ واقعی روح و قلب خود دست پیدا کنید، چرا که موانع موجود در آن سطوح از شما یک چهرهٔ ظاهری خواهند ساخت و نه واقعی.
صادقانه از خود بپرسید: من، بهعنوان عضوی از این جامعه، در کدام سطح ایستادهام؟
واقعیت این است که تا زمانی که جایگاه واقعی خود را در این مسیر شناسایی نکنیم و با هدفی روشن برای عبور از آن تلاش نکنیم، ناگزیر در چرخهای تکراری گرفتار خواهیم شد که چرخهای که مانند یک حلقه بیپایان، ما را درگیر خود میکند و مانع رشد واقعیمان میشود.
for(;;) {
std::printl("You are inside a loop that will run forever.");
}۱۴ ساعت امروز کار مفید! 🥹 تستها... ✅ 🔥
تست هم چه تستی!!! همچین تست فشار روی پروژه زدم انواع اتکها و تخصیصهای سر ریز شده... هوف که دهنم سرویس شد.
فکر کنم تا مدتها خستگی تو جونم خواهد ماند تا وقتی که اجرا و موفقیت پروژه رو ببینم...⚡️
تست هم چه تستی!!! همچین تست فشار روی پروژه زدم انواع اتکها و تخصیصهای سر ریز شده... هوف که دهنم سرویس شد.
فکر کنم تا مدتها خستگی تو جونم خواهد ماند تا وقتی که اجرا و موفقیت پروژه رو ببینم...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1