◀️درباره مستند آلفرد یعقوب زاده
عشق بسیاری وقتها دو مشخصه دارد: تصادف و جنون. گاه بدون اختیار و انتخاب، اتفاق می افتد و بدون محاسبه و مراعات، انسان را به عرصۀ سرزمینهای ناشناخته میکشاند که حتی به مواجهه با خطر سر باختن میکشد.
عجیب آنکه هنر و هنر عکاسی برای آلفرد یعقوب زاده دقیقا این دو مشخصه را داشت. او که تصادفا در دل دریای انقلاب سال پنجاه و هفت دوربین در دست گرفت و از کادر آن به مردم و انقلاب نگاه کرد و آنچه که به ثبت رسید تا به امروز از منحصر به فردترین عکسهای انقلاب و بهتر آنکه بگوییم شکست انقلاب ناکام ایران است. پس از آن بود که دوربین، یعقوب زاده را به دنبال خود به زمین ناشناخته هایی کشاند که صدای پای خطر و مرگ بر وجب به وجب آن دیده میشد؛ از میدانهای جنگ ایران و عراق تا خوفگاه زندان اوین در دهه شصت؛ از خیابانهای جنگهای داخلی لبنان و افغانستان تا چچن و میدان التحریر. این سایه به سایه دنبال جنگ و خطر رفتن برای ثبت رنج و حماقت انسانها، نه تنها بر چهارچوب عکسهای او که بر بدنش هم به نقش بست. رد گلوله بر دوربینش، اسارت به دست نیروهای حزب الله لبنان، زخم خمپاره در گروزنی و جای گلولۀ ساچمه ای بر سرش در قاهره. او نزدیک به پنج دهه است که همچون مجنون خواب زده ای به دنبال تصادف عجیب جوانی اش رفته است تا به قول خودش مخاطب با کلمۀ «اوه» حیرت را بر صفحۀ عکسهای او ببیند. مستند کوتاه پگاه آهنگرانی از یک عمر زیستن آلفرد یعقوب زاده و دوربینش با جنون و خطر را از دست ندهید.
◀️کانال تلگرام مینروا
@cofeeminerva
عشق بسیاری وقتها دو مشخصه دارد: تصادف و جنون. گاه بدون اختیار و انتخاب، اتفاق می افتد و بدون محاسبه و مراعات، انسان را به عرصۀ سرزمینهای ناشناخته میکشاند که حتی به مواجهه با خطر سر باختن میکشد.
عجیب آنکه هنر و هنر عکاسی برای آلفرد یعقوب زاده دقیقا این دو مشخصه را داشت. او که تصادفا در دل دریای انقلاب سال پنجاه و هفت دوربین در دست گرفت و از کادر آن به مردم و انقلاب نگاه کرد و آنچه که به ثبت رسید تا به امروز از منحصر به فردترین عکسهای انقلاب و بهتر آنکه بگوییم شکست انقلاب ناکام ایران است. پس از آن بود که دوربین، یعقوب زاده را به دنبال خود به زمین ناشناخته هایی کشاند که صدای پای خطر و مرگ بر وجب به وجب آن دیده میشد؛ از میدانهای جنگ ایران و عراق تا خوفگاه زندان اوین در دهه شصت؛ از خیابانهای جنگهای داخلی لبنان و افغانستان تا چچن و میدان التحریر. این سایه به سایه دنبال جنگ و خطر رفتن برای ثبت رنج و حماقت انسانها، نه تنها بر چهارچوب عکسهای او که بر بدنش هم به نقش بست. رد گلوله بر دوربینش، اسارت به دست نیروهای حزب الله لبنان، زخم خمپاره در گروزنی و جای گلولۀ ساچمه ای بر سرش در قاهره. او نزدیک به پنج دهه است که همچون مجنون خواب زده ای به دنبال تصادف عجیب جوانی اش رفته است تا به قول خودش مخاطب با کلمۀ «اوه» حیرت را بر صفحۀ عکسهای او ببیند. مستند کوتاه پگاه آهنگرانی از یک عمر زیستن آلفرد یعقوب زاده و دوربینش با جنون و خطر را از دست ندهید.
◀️کانال تلگرام مینروا
@cofeeminerva
👍4
کافه مینروا
◀️درباره مستند آلفرد یعقوب زاده عشق بسیاری وقتها دو مشخصه دارد: تصادف و جنون. گاه بدون اختیار و انتخاب، اتفاق می افتد و بدون محاسبه و مراعات، انسان را به عرصۀ سرزمینهای ناشناخته میکشاند که حتی به مواجهه با خطر سر باختن میکشد. عجیب آنکه هنر و هنر عکاسی برای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم نوروز در ارومیه
معنی ترانه:
تف به شاه و به ملای فئودال و به سیستم مردسالار
#ژن_ژیان_ئازادی
@coffeeminerva
معنی ترانه:
تف به شاه و به ملای فئودال و به سیستم مردسالار
#ژن_ژیان_ئازادی
@coffeeminerva
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از ترانهسرودهای کنفدراسیون دانشجویان و محصلین ایرانی در دهه پنجاه خورشیدی. جایی که مبارزه برای آزادی وطن نمیشناخت و زمین از آنِ همه کسانی بود که روی آن کار میکردند و به وحدت و خواهری خلقها دست میفشردند.
#یاشاسین_کوردستان_بژی_آذربایجان #ارومیه #اورمیه #ورمێ #urmi #کوردستان #آذربايجان #jinjiyanazadî #ژن_ژیان_ئازادی
@coffeeminerva
#یاشاسین_کوردستان_بژی_آذربایجان #ارومیه #اورمیه #ورمێ #urmi #کوردستان #آذربايجان #jinjiyanazadî #ژن_ژیان_ئازادی
@coffeeminerva
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قطعهایی از فیلم باران اثر مجید مجیدی
◀️ کانال تلگرام @coffeeminerva
#مجید_مجیدی #باران #فیلم #مهاجرین_افغانستانی #مهاجرین #افغانستان #آذربايجان
◀️ کانال تلگرام @coffeeminerva
#مجید_مجیدی #باران #فیلم #مهاجرین_افغانستانی #مهاجرین #افغانستان #آذربايجان
🔥1💔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ترانه خالخالوک (کفشدوزک)
با صدای دِلِر کمانگر
ترجمه فارسی از پادکست مینروا
کفشدوزکم!
خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
کفشدوزک پرواز کن و بشین سر انگشتام
شاید متوجه قشنگی چرخش و خرامیدنم بشی
دوست دارم مثل تو پرواز کنم
مثل تو برقصم و پردۀ ستم رو پاره پاره کنم
کاش بالهای منم مثل تو خالدار بودن
خونه ام تو مسیر پروازم و رویام بود
نمیخوام بالهام خونی باشن
دوست دارم خالهام مثل تو رنگارنگ باشن
کفشدوزکم خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
آهای عمو! داداش، بابا
تُف به شاه و تُف به ارباب زمین دار و تُف به نظام کهنۀ مردسالاری
کفشدوزکم!
معلم رو دستگیر کردن
رنگ رقص و صدای شعرم رو عوض کردن
میدونم که تو هم همراه مایی
پرتوان باش میخوام تو هم همراه ما بمونی
بیا بریم به رقص پیروزی
بیا سوار باد بشیم و به شهر برگردیم
کاش دیارمون زرد و سرخ و سبز (اشاره به پرچم کردستان) بشه
کاش شهرمون پر بشه از بوسه و شادی
کفشدوزک من
خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
با صدای دِلِر کمانگر
ترجمه فارسی از پادکست مینروا
کفشدوزکم!
خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
کفشدوزک پرواز کن و بشین سر انگشتام
شاید متوجه قشنگی چرخش و خرامیدنم بشی
دوست دارم مثل تو پرواز کنم
مثل تو برقصم و پردۀ ستم رو پاره پاره کنم
کاش بالهای منم مثل تو خالدار بودن
خونه ام تو مسیر پروازم و رویام بود
نمیخوام بالهام خونی باشن
دوست دارم خالهام مثل تو رنگارنگ باشن
کفشدوزکم خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
آهای عمو! داداش، بابا
تُف به شاه و تُف به ارباب زمین دار و تُف به نظام کهنۀ مردسالاری
کفشدوزکم!
معلم رو دستگیر کردن
رنگ رقص و صدای شعرم رو عوض کردن
میدونم که تو هم همراه مایی
پرتوان باش میخوام تو هم همراه ما بمونی
بیا بریم به رقص پیروزی
بیا سوار باد بشیم و به شهر برگردیم
کاش دیارمون زرد و سرخ و سبز (اشاره به پرچم کردستان) بشه
کاش شهرمون پر بشه از بوسه و شادی
کفشدوزک من
خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
❤2
Xalxaloke
Dler Kamangar
ترانه خالخالوک (کفشدوزک)
با صدای دِلِر کمانگر
ترجمه فارسی از پادکست مینروا
کفشدوزکم!
خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
کفشدوزک پرواز کن و بشین سر انگشتام
شاید متوجه قشنگی چرخش و خرامیدنم بشی
دوست دارم مثل تو پرواز کنم
مثل تو برقصم و پردۀ ستم رو پاره پاره کنم
کاش بالهای منم مثل تو خالدار بودن
خونه ام تو مسیر پروازم و رویام بود
نمیخوام بالهام خونی باشن
دوست دارم خالهام مثل تو رنگارنگ باشن
کفشدوزکم خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
آهای عمو! داداش، بابا
تُف به شاه و تُف به ارباب زمین دار و تُف به نظام کهنۀ مردسالاری
کفشدوزکم!
معلم رو دستگیر کردن
رنگ رقص و صدای شعرم رو عوض کردن
میدونم که تو هم همراه مایی
پرتوان باش میخوام تو هم همراه ما بمونی
بیا بریم به رقص پیروزی
بیا سوار باد بشیم و به شهر برگردیم
کاش دیارمون زرد و سرخ و سبز (اشاره به پرچم کردستان) بشه
کاش شهرمون پر بشه از بوسه و شادی
کفشدوزک من
خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
با صدای دِلِر کمانگر
ترجمه فارسی از پادکست مینروا
کفشدوزکم!
خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
کفشدوزک پرواز کن و بشین سر انگشتام
شاید متوجه قشنگی چرخش و خرامیدنم بشی
دوست دارم مثل تو پرواز کنم
مثل تو برقصم و پردۀ ستم رو پاره پاره کنم
کاش بالهای منم مثل تو خالدار بودن
خونه ام تو مسیر پروازم و رویام بود
نمیخوام بالهام خونی باشن
دوست دارم خالهام مثل تو رنگارنگ باشن
کفشدوزکم خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
آهای عمو! داداش، بابا
تُف به شاه و تُف به ارباب زمین دار و تُف به نظام کهنۀ مردسالاری
کفشدوزکم!
معلم رو دستگیر کردن
رنگ رقص و صدای شعرم رو عوض کردن
میدونم که تو هم همراه مایی
پرتوان باش میخوام تو هم همراه ما بمونی
بیا بریم به رقص پیروزی
بیا سوار باد بشیم و به شهر برگردیم
کاش دیارمون زرد و سرخ و سبز (اشاره به پرچم کردستان) بشه
کاش شهرمون پر بشه از بوسه و شادی
کفشدوزک من
خونۀ دایی کجاست؟
تو شَهره یا کوه یا تو روستا؟
کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقاشی و فلسطین
#فلسطین #فلسطینی #نقاشی #هنر #palestine🇵🇸 #art #painting
◀️کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
#فلسطین #فلسطینی #نقاشی #هنر #palestine🇵🇸 #art #painting
◀️کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
👍2
Kadınım
Tanju Okan
ترانه "خانومم" (معشوق من)
خواننده: تانجو اُکان (Tanju Okan)
ترانهسرا: شانار یورداپان
آهنگساز: آتیلا اوزدَمیراُغلو
سال اجرا: ۱۹۷۴
وسایل با تو جمع شدهاند
خاطرهها در اتاق، همهجا پخش شدهاند
آن عطری که دوست داشتم دیگر در این خانه نیست
تو
لبخندت در گوشه و کنار گم شده
خواهش میکنم ترکم نکن، تنهایی خیلی دردناکه
ما این دنیای بیرنگ را با هم دوست داشتیم
تو، زن منی
زن منی
یادته اون روز رو، توی خیابون روبرو
اولین باری که در زندگی بوسیدمت
در آغوشم، صبح بهاریام بودی
تو
چراغها خاموش شدهاند، نگاه کن خانه چقدر تاریکه
آن خانه گرم و روشنمان حالا سرد شده
شبها تمام نمیشوند، دیگر دارم گریه میکنم
تو، زن منی
زن منی
وسایل با تو جمع شدهاند...
میزمان در گوشهای همانطور مانده
لیوانها خالی شدهاند، هرکدام یکجا
انگار همهشان دلتنگ نفسهای تو هستند
تو، زن منی
زن منی
تمام این زندگیای که برایم گذاشتی
عشقهایی که تجربه شدهاند دیگر ارزشی ندارند
من بدون تو نمیتوانم، حالا میفهمم
تو
حالا خیلی تنها هستم، خواهش میکنم با من بمان
آن در را ببند، دستت را به من بده
بیرون تنها و یخزدهای
تو، زن منی
زن منی
◀️کانال
@coffeeminerva
خواننده: تانجو اُکان (Tanju Okan)
ترانهسرا: شانار یورداپان
آهنگساز: آتیلا اوزدَمیراُغلو
سال اجرا: ۱۹۷۴
وسایل با تو جمع شدهاند
خاطرهها در اتاق، همهجا پخش شدهاند
آن عطری که دوست داشتم دیگر در این خانه نیست
تو
لبخندت در گوشه و کنار گم شده
خواهش میکنم ترکم نکن، تنهایی خیلی دردناکه
ما این دنیای بیرنگ را با هم دوست داشتیم
تو، زن منی
زن منی
یادته اون روز رو، توی خیابون روبرو
اولین باری که در زندگی بوسیدمت
در آغوشم، صبح بهاریام بودی
تو
چراغها خاموش شدهاند، نگاه کن خانه چقدر تاریکه
آن خانه گرم و روشنمان حالا سرد شده
شبها تمام نمیشوند، دیگر دارم گریه میکنم
تو، زن منی
زن منی
وسایل با تو جمع شدهاند...
میزمان در گوشهای همانطور مانده
لیوانها خالی شدهاند، هرکدام یکجا
انگار همهشان دلتنگ نفسهای تو هستند
تو، زن منی
زن منی
تمام این زندگیای که برایم گذاشتی
عشقهایی که تجربه شدهاند دیگر ارزشی ندارند
من بدون تو نمیتوانم، حالا میفهمم
تو
حالا خیلی تنها هستم، خواهش میکنم با من بمان
آن در را ببند، دستت را به من بده
بیرون تنها و یخزدهای
تو، زن منی
زن منی
◀️کانال
@coffeeminerva
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Stoyit Gora Vissokoya
(There stands a tall mountain / youth will not return)
🇺🇦🪗
◀️کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
(There stands a tall mountain / youth will not return)
🇺🇦🪗
◀️کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
❤3🥰1
Dokhtar-e Kurdistan
unknown
متن "کیژۆڵەی کوردستانی"
دختر کوردستان
کیژۆڵەی کوردستانی، زۆڵف تۆ ئاڵای ڕزگاری
دختر کوردستان، زلفهایت بیرق رهایی ماست
ژینای ژینستانی، ناو تۆ ڕەمزی ئازادی
ژینای زندگی، اسمش رمز آزادی شد
ئەو ڕەسمە زۆر بەرداوایە، سەرچۆپی شار وێرانی
تصویر آزادی سنگلاخیاست کە در آن شهرهای ویران میرقصند
ستەم ئاوری تێ بەر بۆ، لە ژنو ژیانو ئازادی
ستم در آتش زن، زندگی، آزادی میسوزد
ئای لاچن، خێڵی زاڵم، دیمەنی ئازادی ببێنم
ای ظالمان کنار روید کە میخواهم تصویر آزادی را ببینم
جێگەم هەڵۆی ئاماتەواو، ساڕێژ ئەکا تینم
عقاب آزروهایم توانمندم خواهد کرد
نیگای هیواداری، وەک بولبولی وەهاری
چشمان امیدوار همانند بلبلهای بهارند
پرچەکەی ڕەهایی، عەترو گوڵو وەهاری
گیسوان رهایت عطر گلهای بهارست
موژدە بولبول وا هات بەهار
مژدگانی به بلبل کە بهار آمدە است
هیوادارم بە ڕوناکی، دەی ببینم ژینی ڕزگار
به روشنایی امیدوارم، ببینم زندگی رهایی را
(ئای لاچن، خێڵی زاڵم، ببێنم دیمەنی شادی
ای ظالمان کنار روید کە میخواهم تصویر آزادی را ببینم
ستەم ئاوری تێ بەر بۆ، لە ژنو ژیانو ئازادی
ستم در آتشِ زن، زندگی، آزادی می سوزد
@coffeeminerva
دختر کوردستان
کیژۆڵەی کوردستانی، زۆڵف تۆ ئاڵای ڕزگاری
دختر کوردستان، زلفهایت بیرق رهایی ماست
ژینای ژینستانی، ناو تۆ ڕەمزی ئازادی
ژینای زندگی، اسمش رمز آزادی شد
ئەو ڕەسمە زۆر بەرداوایە، سەرچۆپی شار وێرانی
تصویر آزادی سنگلاخیاست کە در آن شهرهای ویران میرقصند
ستەم ئاوری تێ بەر بۆ، لە ژنو ژیانو ئازادی
ستم در آتش زن، زندگی، آزادی میسوزد
ئای لاچن، خێڵی زاڵم، دیمەنی ئازادی ببێنم
ای ظالمان کنار روید کە میخواهم تصویر آزادی را ببینم
جێگەم هەڵۆی ئاماتەواو، ساڕێژ ئەکا تینم
عقاب آزروهایم توانمندم خواهد کرد
نیگای هیواداری، وەک بولبولی وەهاری
چشمان امیدوار همانند بلبلهای بهارند
پرچەکەی ڕەهایی، عەترو گوڵو وەهاری
گیسوان رهایت عطر گلهای بهارست
موژدە بولبول وا هات بەهار
مژدگانی به بلبل کە بهار آمدە است
هیوادارم بە ڕوناکی، دەی ببینم ژینی ڕزگار
به روشنایی امیدوارم، ببینم زندگی رهایی را
(ئای لاچن، خێڵی زاڵم، ببێنم دیمەنی شادی
ای ظالمان کنار روید کە میخواهم تصویر آزادی را ببینم
ستەم ئاوری تێ بەر بۆ، لە ژنو ژیانو ئازادی
ستم در آتشِ زن، زندگی، آزادی می سوزد
@coffeeminerva
👍3
کافه مینروا
«خوابیدهها» اثر گوستاو کوربه ۱۸۶۰ ◀️کانال تلگرام پادکست مینروا @coffeeminerva توضیح اثر: 👇🏽
بررسی آثار مهمتاریخ هنر
۳
«خوابیدهها»
اثر گوستاو کوربه ۱۸۶۰
این نقاشی که با نامهای مختلفی چون «خوابیدهها»، «دو دوست» و «تنآسایی و شهوت» هم شناخته میشود، فانتزی یک سیاستمدار دیپلمات و مجموعهدار آثار هنری عثمانی-مصری به نام خلیل شریف پاشا را به تصویر میکشد که از سال هزار و هشتصد و شصت در پاریس زندگی میکرد. او این کار هنری را برای اضافه کردن به مجموعهی نقاشیهایش سفارش داد که شامل آثار بسیاری از هنرمندان معاصر آن وقت بود. او به ویژه به نقاشی کردن گوشت و پوست واقعی و حسی علاقهمند بود.
این اثر دو زن لخت را در حالی که در رختخواب هستند نشان میدهد. برداشت عمومی این بود که آنها همجنسگرایند و بهتازگی رابطهای جنسی داشتهاند. شش سال پس از آنکه این اثر وارد مجموعهی خصوصی خلیل شد، توسط یک دلال هنری در پاریس به نمایش گذاشته شد. اما آنقدر رسوا و وقیح تلقی شد که موجب گزارش رسمی پلیس شد و از آن زمان تا سال هزار و نهصد و هشتاد و هشت اجازه نمایش عمومی نیافت.
نقاش این اثر، گوستاو کوربه، عناصر پذیرفته شدۀ آکادمیک مانند ایده آلیسم و تئاتری بودن رمانتیسم را رد میکرد. سبک او زمینی، بیاحساس و بیتکلف و به سنتها بیاعتنا بود. آثار او اغلب بسیار تحریکآمیز بودند و به پایهگذاری رئالیسم کمک کردند. بسیاری از آثارش به مسائل اجتماعی مانند شرایط کاری فقرا میپرداختند. حرکات سریع قلمموی او نشان میداد که بهطور مستقیم موضوعاتش را مشاهده میکرد و آنها را با تخیل یا آرمانگرایی تطبیق نمیداد. او سریع کار میکرد و اغلب از کاردک برای زدن رنگ استفاده میکرد. در اواخر دهه هزار و هشتصد و شصت سبک او غیرمتعارفتر و بحثبرانگیزتر شد؛ مثل وقتی که شروع به نقاشی صحنههای اروتیک کرد. اگرچه این اثر خاص در سالنهای رسمی نمایش داده نشد، سایر نقاشیهای برهنهی او تماشاگرانی را که به الهههای پوستمرمری نقاشی آکادمیک عادت داشتند، شوکه کرد.
با اینکه این آثار جنبهی شوکهکننده داشتند، کوربه زیبایی بدن زنانه را ستایش میکرد. او برای خوشحال کردن حامی مالیاش، صحنهای اروتیک از دو زن را کشید؛ یکی با پوستی تیرهتر و دیگری با موی بلوند متمایل به قرمز و پوستی روشن. ملحفهها زیر بدنشان چروک شده و لوازم زنانه مثل مروارید و شانه اطرافشان پراکندهاند. فضای نقاشی در محیط اتاق خواب است، با پردهای مخملی به رنگ آبی تیره و میز تزیینی با دستهگل. در پیشزمینه میز کوچکی قرار دارد که روی آن ظروف غذاخوری و لیوان کریستال و شیشهای با رنگ طلایی و آبی قرار دارد. یکی از مدلها در این نقاشی جوانا هیفرنان بود، معشوقهی نقاش همدورهی کوربه یعنی جیمز ابوت مکنیل ویسلر.
ابعاد بزرگ این نقاشی، واقعگرایی آن و وضوح سبک آن به تأثیرگذاریاش افزود. چون این دو زن به وضوح واقعی هستند و نه الهه، و تقریباً قطعی است که پس از رابطهی جنسی به خواب رفتهاند، پس نقاشی به عنوان اروتیک و حسی و شوکهکننده درک شد. در حالیکه این اثر فانتزی خلیل را به تصویر میکشید، در عین حال به اصول و اخلاق بورژوایی نیز حمله میکرد.
۳
«خوابیدهها»
اثر گوستاو کوربه ۱۸۶۰
این نقاشی که با نامهای مختلفی چون «خوابیدهها»، «دو دوست» و «تنآسایی و شهوت» هم شناخته میشود، فانتزی یک سیاستمدار دیپلمات و مجموعهدار آثار هنری عثمانی-مصری به نام خلیل شریف پاشا را به تصویر میکشد که از سال هزار و هشتصد و شصت در پاریس زندگی میکرد. او این کار هنری را برای اضافه کردن به مجموعهی نقاشیهایش سفارش داد که شامل آثار بسیاری از هنرمندان معاصر آن وقت بود. او به ویژه به نقاشی کردن گوشت و پوست واقعی و حسی علاقهمند بود.
این اثر دو زن لخت را در حالی که در رختخواب هستند نشان میدهد. برداشت عمومی این بود که آنها همجنسگرایند و بهتازگی رابطهای جنسی داشتهاند. شش سال پس از آنکه این اثر وارد مجموعهی خصوصی خلیل شد، توسط یک دلال هنری در پاریس به نمایش گذاشته شد. اما آنقدر رسوا و وقیح تلقی شد که موجب گزارش رسمی پلیس شد و از آن زمان تا سال هزار و نهصد و هشتاد و هشت اجازه نمایش عمومی نیافت.
نقاش این اثر، گوستاو کوربه، عناصر پذیرفته شدۀ آکادمیک مانند ایده آلیسم و تئاتری بودن رمانتیسم را رد میکرد. سبک او زمینی، بیاحساس و بیتکلف و به سنتها بیاعتنا بود. آثار او اغلب بسیار تحریکآمیز بودند و به پایهگذاری رئالیسم کمک کردند. بسیاری از آثارش به مسائل اجتماعی مانند شرایط کاری فقرا میپرداختند. حرکات سریع قلمموی او نشان میداد که بهطور مستقیم موضوعاتش را مشاهده میکرد و آنها را با تخیل یا آرمانگرایی تطبیق نمیداد. او سریع کار میکرد و اغلب از کاردک برای زدن رنگ استفاده میکرد. در اواخر دهه هزار و هشتصد و شصت سبک او غیرمتعارفتر و بحثبرانگیزتر شد؛ مثل وقتی که شروع به نقاشی صحنههای اروتیک کرد. اگرچه این اثر خاص در سالنهای رسمی نمایش داده نشد، سایر نقاشیهای برهنهی او تماشاگرانی را که به الهههای پوستمرمری نقاشی آکادمیک عادت داشتند، شوکه کرد.
با اینکه این آثار جنبهی شوکهکننده داشتند، کوربه زیبایی بدن زنانه را ستایش میکرد. او برای خوشحال کردن حامی مالیاش، صحنهای اروتیک از دو زن را کشید؛ یکی با پوستی تیرهتر و دیگری با موی بلوند متمایل به قرمز و پوستی روشن. ملحفهها زیر بدنشان چروک شده و لوازم زنانه مثل مروارید و شانه اطرافشان پراکندهاند. فضای نقاشی در محیط اتاق خواب است، با پردهای مخملی به رنگ آبی تیره و میز تزیینی با دستهگل. در پیشزمینه میز کوچکی قرار دارد که روی آن ظروف غذاخوری و لیوان کریستال و شیشهای با رنگ طلایی و آبی قرار دارد. یکی از مدلها در این نقاشی جوانا هیفرنان بود، معشوقهی نقاش همدورهی کوربه یعنی جیمز ابوت مکنیل ویسلر.
ابعاد بزرگ این نقاشی، واقعگرایی آن و وضوح سبک آن به تأثیرگذاریاش افزود. چون این دو زن به وضوح واقعی هستند و نه الهه، و تقریباً قطعی است که پس از رابطهی جنسی به خواب رفتهاند، پس نقاشی به عنوان اروتیک و حسی و شوکهکننده درک شد. در حالیکه این اثر فانتزی خلیل را به تصویر میکشید، در عین حال به اصول و اخلاق بورژوایی نیز حمله میکرد.
👍2👌2
Khar
Makichi
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پولیوشکا پولیه (دشت کوچک)
Polyushka Polye
«Полюшка-поле»
یا Meadow Lands
یک آهنگ معروف روسی است که در دوران اتحاد جماهیر شوروی بسیار محبوب بود. این آهنگ در دهه ۱۹۳۰ توسط لوف کوین ساخته شد و متن آن توسط ویکتور گوستوف نوشته شده است. این آهنگ تصویری رمانتیک و حماسی از سربازان سوارهنظام ارتش سرخ را به نمایش میگذارد که در حال عبور از دشتهای وسیع شوروی هستند. آهنگ ترکیبی از عشق به میهن، فداکاری، و زیبایی طبیعت است.
◀️کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
Polyushka Polye
«Полюшка-поле»
یا Meadow Lands
یک آهنگ معروف روسی است که در دوران اتحاد جماهیر شوروی بسیار محبوب بود. این آهنگ در دهه ۱۹۳۰ توسط لوف کوین ساخته شد و متن آن توسط ویکتور گوستوف نوشته شده است. این آهنگ تصویری رمانتیک و حماسی از سربازان سوارهنظام ارتش سرخ را به نمایش میگذارد که در حال عبور از دشتهای وسیع شوروی هستند. آهنگ ترکیبی از عشق به میهن، فداکاری، و زیبایی طبیعت است.
◀️کانال تلگرام پادکست مینروا
@coffeeminerva
👍3
