Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦊: توی کلاب مستِ الکل نیستم، مستِ عشقم
🐶: چرا یهو شاعر شدی؟
🎸: خیلی وقته ساکت مونده بود
🐶: چرا یهو شاعر شدی؟
🎸: خیلی وقته ساکت مونده بود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤: کار کردن پشت صحنه چطور بود؟
🦊: خیلی سرگرمکننده بود. فضای خیلی راحت و صمیمیای داشت. مثلاً وقتی یکی موقع حرف زدن زبونش میگرفت، همه میخندیدیم و دیگه نمیشد فیلمبرداری رو ادامه داد. بعد هم به هم کمک میکردیم خودم هم این اولین کارم بود و همهی دوستها و بزرگترها/همکارهای باتجربهتر کمکم میکردن فضای خیلی شیرین و دوستداشتنیای بود.
👤: چه کسی سختتر از همه بود که باهاش کنار بیای؟
🦊: مثلاً ویلیام، خیلی اهل شوخی و سربهسر گذاشتنه. وقتی باهاش چشم تو چشم میشم، ادامه دادن بازی خیلی سخت میشه.
🎸: در مورد گیر کردن زبون، هر چهار نفرمون همین مشکل رو داشتیم. بعضی وقتها دیالوگ خیلی طولانی بود و این خودش موقع بازی کردن محدودیت ایجاد میکرد.
🦊: خیلی سرگرمکننده بود. فضای خیلی راحت و صمیمیای داشت. مثلاً وقتی یکی موقع حرف زدن زبونش میگرفت، همه میخندیدیم و دیگه نمیشد فیلمبرداری رو ادامه داد. بعد هم به هم کمک میکردیم خودم هم این اولین کارم بود و همهی دوستها و بزرگترها/همکارهای باتجربهتر کمکم میکردن فضای خیلی شیرین و دوستداشتنیای بود.
👤: چه کسی سختتر از همه بود که باهاش کنار بیای؟
🦊: مثلاً ویلیام، خیلی اهل شوخی و سربهسر گذاشتنه. وقتی باهاش چشم تو چشم میشم، ادامه دادن بازی خیلی سخت میشه.
🎸: در مورد گیر کردن زبون، هر چهار نفرمون همین مشکل رو داشتیم. بعضی وقتها دیالوگ خیلی طولانی بود و این خودش موقع بازی کردن محدودیت ایجاد میکرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐶: قبلاً سلطان نقشهای درام بودم و زیاد نقشهای دراماتیک بازی میکردم. وقتی اومدم کمدی بازی کنم، باید از صفر شروع میکردم و خیلی سریع خودم رو باهاش وفق دادم. فیلم زیاد دیدم و زود قلقش دستم اومد. کار کردن با دوستها و بزرگترها/همکارهای باتجربهتر خیلی سرگرمکننده بود. من در واقع شخصیت اصلی شروعکنندهی تمام اتفاقات داستانم؛ همهی شخصیتها به خاطر من با هم آشنا میشن. (البته در واقعیت پلیبوی نیستم)
🦊: کسی که توی داستان باهوش به نظر میاد، باید واقعاً هم باهوش باشه؛ شاید یه کم هم شبیه خود واقعیم باشه. این شخصیت در کلاب شبانه با شخصیتهای مختلف رابطههای متفاوتی داره. چون با کسی آشنا میشه که با پلیبوی اصلی، "دین"، صمیمیه، در نتیجه با پلیبوی جوونتر، "تِن"، هم آشنا میشه. توی داستان هم به دوست صمیمی خودش علاقه داره. فضای پشت صحنه خیلی خوب و دوستداشتنی بود و همه به هم کمک میکردن؛ ضمن اینکه این اولین کارم هم بود.
🦊: کسی که توی داستان باهوش به نظر میاد، باید واقعاً هم باهوش باشه؛ شاید یه کم هم شبیه خود واقعیم باشه. این شخصیت در کلاب شبانه با شخصیتهای مختلف رابطههای متفاوتی داره. چون با کسی آشنا میشه که با پلیبوی اصلی، "دین"، صمیمیه، در نتیجه با پلیبوی جوونتر، "تِن"، هم آشنا میشه. توی داستان هم به دوست صمیمی خودش علاقه داره. فضای پشت صحنه خیلی خوب و دوستداشتنی بود و همه به هم کمک میکردن؛ ضمن اینکه این اولین کارم هم بود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤: برای توصیف سریال با یک کلمه
🦊: برای من، احتمالاً میشه گفت..
داغ / پرحرارت (هیجانانگیز)
🦊: برای من، احتمالاً میشه گفت..
داغ / پرحرارت (هیجانانگیز)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM