این پیام بسیار بسیار آموزنده خواهد بود. به زیاد بودن متن توجه نکنید و حتما آن را بخوانید (اگر بیش از یکسال هست که وارد دنیای برنامه نویسی شدید) ...
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
دلیل اینکه در زبانهایی مثل Go یا Rust یا حتی C دچار سردرگمی میشید، بخاطر این هست که میخواهید ساختارهایی که از زبانهای شیگرا در ذهن دارید رو دقیقا به همون شکل در اینها هم داشته باشید. این زبانها هم تا حدی این توهم رو ایجاد میکنند که اینکار شدنی هست؛ و میتوان گفت که همینطور است، ولی فقط در ظاهر!
بسیاری از چیزهایی که شما در زبانهای شیگرا با آنها اشنا شدید، مختص و منحصر به شیگرایی نیستند. صرفا چون شما احتمالا به دلایل تاریخی برنامهنویسی رو با شیگرایی یاد گرفتید، ممکن هست اینطور تصور کنید که این مفاهیم فقط مختص به شی گرایی هستند. در حالی که بیشتر مفاهیمی که در ذهن دارید در هر پارادایم و هر زبانی قابل پیاده سازی هست.
مثلا اگر امروز به یک برنامهنویس Go یا Rust یک پروژهی بانکی یا یک سیستم فروشگاه رو محول کنید، به احتمال زیاد این پروژه رو مبتنی بر DDD انجام خواهد داد! حتی یک برنامهنویس Clojure هم احتمالا همین رویه را دنبال خواهد کرد! الان احتمالا در ذهن شما این سوال پیش آمده که DDD؟ چطور همچین چیزی ممکن هست؟ مگه این برای شی گرایی نیست؟ خیر، «شما» اون رو با شی گرایی یاد گرفتید، ولی خودش یک ایدهی عمومی است.
شما به شکلی آموزش دیدهاید که یونیتهای کد را در قالب کلاس ها ببینید. و وقتی به زبانهایی میرسید که دارای کلاس نیستند، اولین چیزی که به فکرتان میرسد این است که کلاس را در آنها شبیه سازی کنید. درست است؟
این دیدگاه، شما را دچار مشکل میکند، و دلیل اصلی اش این است که شما حتی در زبانهای شیگرا هم به درستی درک نکرده بودید که کلاس چیست! و همان دیدگاه اشتباه خود درباره کلاس رو به سایر زبانها هم انتقال میدهید!
وقتی حرف از کلاس میشود، بیشتر افراد میکنند کلاس یک بلاک از کد است که تعدادی فیلد و متد را بین دو {} گرد هم آورده است.
اما کسی سوال نمیکند خب چرا اینکار را کردند؟ فقط چون میخواستند یک سری فیلد داشته باشند و یک سری تابع بتوانند روی انها کار کنند؟
خب این رو که از قدیم در همه زبانها داشتیم. مگر اصلا جور دیگری میشود برنامه نویسی کرد؟ در تمام زبانها یک سری دیتا داریم و یک سری تابع که روی آن دیتا کار میکنند. قدیمی ترین کد C ای که میتوانید پیدا کنید را باز کنید، احتمالا در آن یک استراکت پیدا میکنید به همراه تعدادی تابع که روی آن استراکت کار میکنند. این رویه قبل از شی گرایی هم وجود داشته... فقط چون این دو را کنار هم درون {} قرار میدهید اسمش میشود کلاس؟ یعنی فقط چون میخواستند کنار هم باشن؟ که تنها نباشن؟ غصه نخورن؟ فکر نمیکنید شاید دلایل مهمتری برای این موضوع وجود داشته؟
ویژگیهایی وجود دارد که باعث میشود کلاس، کلاس بشود:
۱. کلاس دارای مکانیزم وراثت است.
۲. کلاس پلی مورفیسم مبتنی بر وراثت را فراهم میکند (متدهای virtual)
۳. از روی کلاس، میتوان آبجکتی در حافظه تولید کرد.
۴. کلاس آبجکتها را دسته بندی میکند (برای همین اسمش class است). یعنی باید بتوان جواب این سوال را جویا شد: ایا فلان آبجکت جزو فلان کلاس است؟
۵. آبجکتهای ساخته شده از روی کلاس، دارای لایف تایم متفاوتی از سایر بلاک ها هستند. ابجکتها حالت رفرنس دارند. به این معنی که تقریبا در تمام زبانها، در هیپ قرار میگیرند.
اینکه دیتا و توابع را کنار هم و در یک بلاک به اسم کلاس جمع کردناند، به خاطر این است که یک کانتکست یکپارچه پدید آورند که در قالب آن بتوانند همهی ویژگیهای بالا را برآورده کنند.
اینکه شما یک استراکت بسازید، و چند تابع تعریف کنید که روی آن استراکت کار کنند، کدام یک از ویژگیهای بالا را شامل میشود؟ این دو بخش لزومی هم ندارد که جدا از هم باشند. مثلا در zig میتوانید توابع را عین یک کلاس درون همان بلاک مربوط به استراکت قرار دهید. ولی باز هم در صورت انجام اینکار، تبدیل به کلاس نمیشود چون هیچکدام از ویژگیهای بالا را ندارد.
یا مثلا در C یا سایر زبانها، فیلدها و متدها را در ماژولها گرد هم میاورند. ایا با اینکار آن ماژول تبدیل به کلاس شده است؟
اتفاقی که این وسط افتاده این است:
۱. شما در حین یادگیری شی گرایی بدرستی درک نکردید که کلاس چیست!
۲. بر مبنای آن درک اشتباه، فکر کردید شی گرایی یعنی کنار هم قرار دادن فیلدها و متدها در یک بلاک.
۳. اصرار به این دارید که این درک اشتباه را در زبانهایی که اصلا دارای کلاس نیستند پیاده سازی کنید.
این همان جایی است که در زبانهایی مانند Go و Rust و Zig و C سایرین به مشکل بر میخورید. برای همین هست که میگویند اینها را با زبانهای شی گرا اشتباه نگیرید. چون اینها از نظر ظاهری، شاید شرایطی را فراهم کنند که به چشم شما مشابه چیزی باشد که در شی گرایی به یاد داشتید، ولی از نظر Semantics با زبانهای شی گرا متفاوت اند.
@codebyme
بسیاری از چیزهایی که شما در زبانهای شیگرا با آنها اشنا شدید، مختص و منحصر به شیگرایی نیستند. صرفا چون شما احتمالا به دلایل تاریخی برنامهنویسی رو با شیگرایی یاد گرفتید، ممکن هست اینطور تصور کنید که این مفاهیم فقط مختص به شی گرایی هستند. در حالی که بیشتر مفاهیمی که در ذهن دارید در هر پارادایم و هر زبانی قابل پیاده سازی هست.
مثلا اگر امروز به یک برنامهنویس Go یا Rust یک پروژهی بانکی یا یک سیستم فروشگاه رو محول کنید، به احتمال زیاد این پروژه رو مبتنی بر DDD انجام خواهد داد! حتی یک برنامهنویس Clojure هم احتمالا همین رویه را دنبال خواهد کرد! الان احتمالا در ذهن شما این سوال پیش آمده که DDD؟ چطور همچین چیزی ممکن هست؟ مگه این برای شی گرایی نیست؟ خیر، «شما» اون رو با شی گرایی یاد گرفتید، ولی خودش یک ایدهی عمومی است.
شما به شکلی آموزش دیدهاید که یونیتهای کد را در قالب کلاس ها ببینید. و وقتی به زبانهایی میرسید که دارای کلاس نیستند، اولین چیزی که به فکرتان میرسد این است که کلاس را در آنها شبیه سازی کنید. درست است؟
این دیدگاه، شما را دچار مشکل میکند، و دلیل اصلی اش این است که شما حتی در زبانهای شیگرا هم به درستی درک نکرده بودید که کلاس چیست! و همان دیدگاه اشتباه خود درباره کلاس رو به سایر زبانها هم انتقال میدهید!
وقتی حرف از کلاس میشود، بیشتر افراد میکنند کلاس یک بلاک از کد است که تعدادی فیلد و متد را بین دو {} گرد هم آورده است.
اما کسی سوال نمیکند خب چرا اینکار را کردند؟ فقط چون میخواستند یک سری فیلد داشته باشند و یک سری تابع بتوانند روی انها کار کنند؟
خب این رو که از قدیم در همه زبانها داشتیم. مگر اصلا جور دیگری میشود برنامه نویسی کرد؟ در تمام زبانها یک سری دیتا داریم و یک سری تابع که روی آن دیتا کار میکنند. قدیمی ترین کد C ای که میتوانید پیدا کنید را باز کنید، احتمالا در آن یک استراکت پیدا میکنید به همراه تعدادی تابع که روی آن استراکت کار میکنند. این رویه قبل از شی گرایی هم وجود داشته... فقط چون این دو را کنار هم درون {} قرار میدهید اسمش میشود کلاس؟ یعنی فقط چون میخواستند کنار هم باشن؟ که تنها نباشن؟ غصه نخورن؟ فکر نمیکنید شاید دلایل مهمتری برای این موضوع وجود داشته؟
ویژگیهایی وجود دارد که باعث میشود کلاس، کلاس بشود:
۱. کلاس دارای مکانیزم وراثت است.
۲. کلاس پلی مورفیسم مبتنی بر وراثت را فراهم میکند (متدهای virtual)
۳. از روی کلاس، میتوان آبجکتی در حافظه تولید کرد.
۴. کلاس آبجکتها را دسته بندی میکند (برای همین اسمش class است). یعنی باید بتوان جواب این سوال را جویا شد: ایا فلان آبجکت جزو فلان کلاس است؟
۵. آبجکتهای ساخته شده از روی کلاس، دارای لایف تایم متفاوتی از سایر بلاک ها هستند. ابجکتها حالت رفرنس دارند. به این معنی که تقریبا در تمام زبانها، در هیپ قرار میگیرند.
اینکه دیتا و توابع را کنار هم و در یک بلاک به اسم کلاس جمع کردناند، به خاطر این است که یک کانتکست یکپارچه پدید آورند که در قالب آن بتوانند همهی ویژگیهای بالا را برآورده کنند.
اینکه شما یک استراکت بسازید، و چند تابع تعریف کنید که روی آن استراکت کار کنند، کدام یک از ویژگیهای بالا را شامل میشود؟ این دو بخش لزومی هم ندارد که جدا از هم باشند. مثلا در zig میتوانید توابع را عین یک کلاس درون همان بلاک مربوط به استراکت قرار دهید. ولی باز هم در صورت انجام اینکار، تبدیل به کلاس نمیشود چون هیچکدام از ویژگیهای بالا را ندارد.
یا مثلا در C یا سایر زبانها، فیلدها و متدها را در ماژولها گرد هم میاورند. ایا با اینکار آن ماژول تبدیل به کلاس شده است؟
اتفاقی که این وسط افتاده این است:
۱. شما در حین یادگیری شی گرایی بدرستی درک نکردید که کلاس چیست!
۲. بر مبنای آن درک اشتباه، فکر کردید شی گرایی یعنی کنار هم قرار دادن فیلدها و متدها در یک بلاک.
۳. اصرار به این دارید که این درک اشتباه را در زبانهایی که اصلا دارای کلاس نیستند پیاده سازی کنید.
این همان جایی است که در زبانهایی مانند Go و Rust و Zig و C سایرین به مشکل بر میخورید. برای همین هست که میگویند اینها را با زبانهای شی گرا اشتباه نگیرید. چون اینها از نظر ظاهری، شاید شرایطی را فراهم کنند که به چشم شما مشابه چیزی باشد که در شی گرایی به یاد داشتید، ولی از نظر Semantics با زبانهای شی گرا متفاوت اند.
@codebyme
1🙏3👍2❤1👎1
تصور کنید در حال انتخاب کتابخانهای برای پروژهتون هستید: React یا Vue؟ Tailwind یا Bootstrap؟ Lodash یا Ramda؟
همیشه این سوال پیش میاد که کدوم یکی ترندتره، بیشتر دانلود میشه، یا جامعه بزرگتری داره؟
امروز میخوام یک ابزار فوقالعاده رو بهتون معرفی کنم:
npmtrends.com
این سایت مثل یک رادار برای اکوسیستم npm عمل میکنه و بهتون کمک میکنه پکیجها و کتابخانههای مختلف رو با هم مقایسه کنید.
فقط کافیه اسامی ابزارهایی که میخواهید را وارد کنید و نرخ دانلود هر پکیج را نسبت به پکیج دیگه مقایسه کنید
همچنین میتونید مشخصات کلیدی دیگر ابزارها مانند ستاره گیتهاب ، آخرین زمان آپدیت و ... مشاهده کنید
مثلا توی این تصویر مقایسه ۲ پکیج تیلویند و بوتسترپ در یک سال اخیر به ما نشون میده
این ابزار نه تنها کمک میکنه بهترین انتخاب رو بکنید، بلکه از روندهای آینده هم آگاهتون میکنه. مثلاً اگر ببینید یک پکیج دانلودهاش داره افت میکنه، میتونید زودتر به پکیجهای مناسب تر سوییچ کنید و پروژهتون رو ایمن نگه دارید.
@codebyme
همیشه این سوال پیش میاد که کدوم یکی ترندتره، بیشتر دانلود میشه، یا جامعه بزرگتری داره؟
امروز میخوام یک ابزار فوقالعاده رو بهتون معرفی کنم:
npmtrends.com
این سایت مثل یک رادار برای اکوسیستم npm عمل میکنه و بهتون کمک میکنه پکیجها و کتابخانههای مختلف رو با هم مقایسه کنید.
فقط کافیه اسامی ابزارهایی که میخواهید را وارد کنید و نرخ دانلود هر پکیج را نسبت به پکیج دیگه مقایسه کنید
همچنین میتونید مشخصات کلیدی دیگر ابزارها مانند ستاره گیتهاب ، آخرین زمان آپدیت و ... مشاهده کنید
مثلا توی این تصویر مقایسه ۲ پکیج تیلویند و بوتسترپ در یک سال اخیر به ما نشون میده
این ابزار نه تنها کمک میکنه بهترین انتخاب رو بکنید، بلکه از روندهای آینده هم آگاهتون میکنه. مثلاً اگر ببینید یک پکیج دانلودهاش داره افت میکنه، میتونید زودتر به پکیجهای مناسب تر سوییچ کنید و پروژهتون رو ایمن نگه دارید.
@codebyme
👍3
بعنوان یه برنامه نویس ترجیح میدی که پارتنرت هم برنامه نویس باشه ؟؟
Anonymous Poll
64%
برنامه نویس باشه
36%
نه, اصلا
مفهوم Trade-off در توسعه نرمافزار
(تعادل میان مزایا و معایب در تصمیمهای فنی)
در توسعه نرمافزار، هیچ تصمیمی رایگان نیست. هر انتخابی، در کنار مزایا، هزینهها و محدودیتهایی هم دارد. Trade-off یعنی برقراری تعادل میان این مزایا و معایب، و انتخاب بهترین گزینه متناسب با شرایط واقعی پروژه.
مثال ساده از دنیای خارج:
وقتی میخواهید خودرویی بخرید، معمولاً باید بین مصرف سوخت پایین و قدرت موتور بالا یکی را قربانی کنید. به ندرت خودرویی پیدا میشود که هر دو ویژگی را به بهترین شکل داشته باشد.
و در دنیای نرمافزار:
- اگر بخواهید سرعت توسعه بالاتر برود، احتمالاً باید کمی از بهینهبودن یا کارایی چشمپوشی کنید.
- اگر انعطافپذیری کامل بخواهید، باید پیچیدگی بیشتری را بپذیرید.
- اگر سراغ فریمورکهای جدید بروید، نوآوری بیشتری به دست میآورید، اما منابع آموزشی و نیروی متخصص کمتری پیدا میکنید.
تفاوت در معیارهای سنجش
نکته مهم دیگر این است که معیارهای سنجش در هر پروژه متفاوت است:
- یک استارتاپ ممکن است سرعت رسیدن به بازار را مهمتر بداند.
- یک سیستم بانکی احتمالاً امنیت و پایداری بلندمدت را در اولویت قرار میدهد.
- یک پروژه تحقیقاتی شاید بیشتر به انعطافپذیری و نوآوری اهمیت دهد.
بنابراین حتی اگر دو تیم روی یک زبان یا فریمورک واحد بحث کنند، ممکن است از زاویههای متفاوتی آن را ارزیابی کنند و به نتایج متفاوتی برسند.
به همین دلیل، انتخاب زبان، ابزار یا فریمورک هیچوقت یک پاسخ مطلق «بهترین» ندارد.
سؤال درست این نیست که کدام بهترین است؟
بلکه این است که کدام گزینه با توجه به نیازهای فعلی پروژه و توان تیم، بهترین تعادل (Trade-off) را فراهم میکند؟
Source
#trade_off
@codebyme
(تعادل میان مزایا و معایب در تصمیمهای فنی)
در توسعه نرمافزار، هیچ تصمیمی رایگان نیست. هر انتخابی، در کنار مزایا، هزینهها و محدودیتهایی هم دارد. Trade-off یعنی برقراری تعادل میان این مزایا و معایب، و انتخاب بهترین گزینه متناسب با شرایط واقعی پروژه.
مثال ساده از دنیای خارج:
وقتی میخواهید خودرویی بخرید، معمولاً باید بین مصرف سوخت پایین و قدرت موتور بالا یکی را قربانی کنید. به ندرت خودرویی پیدا میشود که هر دو ویژگی را به بهترین شکل داشته باشد.
و در دنیای نرمافزار:
- اگر بخواهید سرعت توسعه بالاتر برود، احتمالاً باید کمی از بهینهبودن یا کارایی چشمپوشی کنید.
- اگر انعطافپذیری کامل بخواهید، باید پیچیدگی بیشتری را بپذیرید.
- اگر سراغ فریمورکهای جدید بروید، نوآوری بیشتری به دست میآورید، اما منابع آموزشی و نیروی متخصص کمتری پیدا میکنید.
تفاوت در معیارهای سنجش
نکته مهم دیگر این است که معیارهای سنجش در هر پروژه متفاوت است:
- یک استارتاپ ممکن است سرعت رسیدن به بازار را مهمتر بداند.
- یک سیستم بانکی احتمالاً امنیت و پایداری بلندمدت را در اولویت قرار میدهد.
- یک پروژه تحقیقاتی شاید بیشتر به انعطافپذیری و نوآوری اهمیت دهد.
بنابراین حتی اگر دو تیم روی یک زبان یا فریمورک واحد بحث کنند، ممکن است از زاویههای متفاوتی آن را ارزیابی کنند و به نتایج متفاوتی برسند.
به همین دلیل، انتخاب زبان، ابزار یا فریمورک هیچوقت یک پاسخ مطلق «بهترین» ندارد.
سؤال درست این نیست که کدام بهترین است؟
بلکه این است که کدام گزینه با توجه به نیازهای فعلی پروژه و توان تیم، بهترین تعادل (Trade-off) را فراهم میکند؟
Source
#trade_off
@codebyme
👏3❤1
سایت معروف roadmap.sh یه قسمت به نام AI Tutor جدیدا معرفی کرده که میتونید بصورت custom درس مخصوص خودتون رو با درجه سختی دلخواه بسازین و یاد بگیرید. دنیای عجیبی شده :))
https://roadmap.sh/ai-tutor
@codebyme
https://roadmap.sh/ai-tutor
@codebyme
👍1
با کمک AI چه رزومههای تمیزی درست میکنه و ضمناً رایگانه. از لینک زیر وارد سایت بشید:
https://flowcv.com
@codebyme
https://flowcv.com
@codebyme
👍4
💯6❤🔥2
بالاخره استک اورفلو هم از ابزار AI خودش رونمایی کرد که روی دیتاهای سایتشون train شده و میتونید باهاش چیزهای مختلف یاد بگیرید و سرچ کنید به جای اینکه توی سایت بگردید. هر چند هنوز به نظرم خیلی بالغ نیست و جای پیشرفت داره در برابر غولهایی مثل openAI و claude
https://stackoverflow.ai
@codebyme
https://stackoverflow.ai
@codebyme
👍3🙏2🏆1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کمپانی OpenAI اومده و یک مجموعه ارزشمند پرامپت برای نقش ها/role های مختلف آماده کرده (به صورت template) که فقط کافیه کپی کنید و بسته به نیازتون تغییر بدید. این پرامپت ها با اینکه برای مدلهای openai ساخته شدند ولی روی مدلهای دیگه مثل gemini و anthropic هم خیلی عالی کار میکنند.
استفاده کنید و لذتش را ببرید.
https://academy.openai.com/public/tags/prompt-packs-6849a0f98c613939acef841c
@codebyme
استفاده کنید و لذتش را ببرید.
https://academy.openai.com/public/tags/prompt-packs-6849a0f98c613939acef841c
@codebyme
👍2
بچه ها با اینکه بی ربطه ولی در هنگام زلزله بهتره این موارد رو بدونید. امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشید
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ابزار را نصب کنید. برای تبدیل صدا به متن فوق الاده هست. و کاملا هم لوکال هست. ویدیوی زیر را با صدا ببینید. فارسی هم دقتش خیلی خوبه.
https://handy.computer
@codebyme
https://handy.computer
@codebyme
👍1
🤣14❤1👍1
چند وقته درگیر این سایتم. تقریبا از صفر تا صد توسعه یه سیستم عامل و کرنل رو پروژه محور توضیح داده.
برا درک یه سری مفاهیم پیشنهاد میشه
https://wiki.osdev.org
@codebyme
برا درک یه سری مفاهیم پیشنهاد میشه
https://wiki.osdev.org
@codebyme
❤2
در بسیاری از سایت های کاریابی رزومه ها توسط AI بررسی میشن. و این مشکلات بسیار زیادی رو ایجاد کرده.
بعضا رزومه هایی ریجکت میشوند که بسیار منطبق با پوزیشن کاری هستند ولی AI درست نتونسته توانایی های ارسال کننده رو Detect کنه.
از شرکت ها و کمپانی ها خواستاریم که به جای استفاده از هوش مصنوعی. نیروی انسانی رو برای بررسی رزومه ها قرار بدن.
@codebyme
بعضا رزومه هایی ریجکت میشوند که بسیار منطبق با پوزیشن کاری هستند ولی AI درست نتونسته توانایی های ارسال کننده رو Detect کنه.
از شرکت ها و کمپانی ها خواستاریم که به جای استفاده از هوش مصنوعی. نیروی انسانی رو برای بررسی رزومه ها قرار بدن.
@codebyme
👍7