Forwarded from «سهشنبهها با دایانودو🦕.» (﮼دایان؛)
پایانِ من از پایان ترم نزدیک تره.
به سان کسی که تازه از خواب بیدار شده، چشم میمالی و درمییابی مفهوم کلاسیک خانه و خانواده چقدر عوض شده
خانه یعنی جایی دیگر و خانواده یعنی غریبه هایی که تا حالا ندیدی
توی این قسمت خیلی قشنگ راجب مادر صحبت کرد
نمیتونم همه جملاتش رو بنویسم، پس اگه تا الان گوش ندادین، حس میکنم این قسمتش به تنهایی میتونه گزینه خوبی برای گوش دادن باشه
البته بازم بستگی داره به سلیقه ولی خب من حس خوبی گرفتم
نمیتونم همه جملاتش رو بنویسم، پس اگه تا الان گوش ندادین، حس میکنم این قسمتش به تنهایی میتونه گزینه خوبی برای گوش دادن باشه
البته بازم بستگی داره به سلیقه ولی خب من حس خوبی گرفتم
Forwarded from «سهشنبهها با دایانودو🦕.» (﮼دایان؛)
الان تو موقعیت «ول کن تا ول کنم» هستیم.
اومدم هشتگ های نقاشیمو از آرت به خطخطی تغییر دادم چون داشت منو شرم نیابتی میگرفت
میخواستم کلا بردارم هشتگ هارو ولی گفتم این طوری توی این انبوه چرت و پرتام هوس میکنم خودم برم ببینم راحت تر باشم
بعد حالا که عوض کردم، بازم سرچ میکنم هشتگ آرت همونارو میاره
میخواستم کلا بردارم هشتگ هارو ولی گفتم این طوری توی این انبوه چرت و پرتام هوس میکنم خودم برم ببینم راحت تر باشم
بعد حالا که عوض کردم، بازم سرچ میکنم هشتگ آرت همونارو میاره