Code 200
172 subscribers
1.12K photos
106 videos
1 file
109 links
‹ از نوادگان خر شرک ›
ENFP

حرفی، نظری، درد و دلی
اشتراک آهنگی، ذوقی بود در خدمتم 𓇗
http://t.me/HidenChat_Bot?start=132392720
Download Telegram
در من کسی پیوسته می‌گرید
این «من» که از گهواره با من بود
این «من» که با من
تا گور همراه است
دردی ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
همزادِ خون در دل
ابری ست بارانی
ابری که گویی گریه های قرن ها را در گلو دارد
ابری که در من
یکریز می بارد
شب های بارانی
او با صدای گریه اش غمناک می خواند
رودی ست بی آغاز و بی انجام
با های های گریه اش در بی کرانِ دشت می‌راند
پیری حکایت گوست
کز کودکی با خود مرا می‌بُرد در باغ های مردمی گریان
اما چه باغی؟ دوزخی کانجا
هر دم گلی نشکفته می پژمرد
مرغی ست خونین بال
کز زیرِ پر چشمش
اندوهناکِ سنگباران هاست
او در هوای مهربانی بال می آراست
- کی مهربانی باز خواهد گشت؟
- نه، مهربانی
آغاز خواهد گشت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دو روز فوت شدم رسما از دانشگاه
دیگه بس!
- هری پاتر و تالار اسرار، جی کی رولینگ
-
یه جوری گالریم بعد از یه مدت همش گربه شده که باید یه پوشه «گربه» هم به پوشه های آسمون و ماه ام اضافه کنم
من تو بچگی با نقاشیای باب راس فهمیدم که کوه های دور تر رنگشون کمرنگ تر از جلویی هاست
فکر می‌کردم مثل قضیه سایه افتادن و اینا عقبیا تیره تر باشن و هی برام عجیب بود چرا این همش روشن تر می‌کشه عقبیارو
بعد که رفتم بیرون دقت کردم دیدم چه جالب، راست میگه
اینجا می‌بینی که چقدر هم نحوه دیدن جالبه، که این همه مدت من کوه هارو می‌دیدم ولی اینو نفهمیده بودم، و هم اینکه چقدر حتی همین نقاشی و برنامه ساده می‌تونه باعث بشه که چیزای جالبی یاد بگیری
-
-
-
هوا امروز ململانی شده