Forwarded from گردهماییجملاتفراموششده (سوجی؛)
تو پروانهها رو دوست داشتی،
شاید هم اونها تو رو؛ نمیدونم.
اما پروانه شدن رو یاد گرفته بودی؛
از بچگی؛ از همون باری که به جای گریه کردن خودت چسب گذاشتی روی زخمت پروانه شدن رو یاد گرفتی...
شاید هم اونها تو رو؛ نمیدونم.
اما پروانه شدن رو یاد گرفته بودی؛
از بچگی؛ از همون باری که به جای گریه کردن خودت چسب گذاشتی روی زخمت پروانه شدن رو یاد گرفتی...