Forwarded from جوهرِ سبز.
این پیامو فوروارد کنید فولدر بزارم✨
اینجا جوین باشید/امروز میزارم فولدرو
𝕔𝕠𝕕𝕖💻 𝕥𝕠 𝔸𝕣𝕥🎨
کالیدوسکوپ و الگو های آیینه ای بینهایت😵💫☕️
«🔮 کالیدوسکوپ یعنی یه دنیای بینهایت از الگوهای آینهای.
کافیه یه شکل ساده رو تو آینههای متعدد تکرار کنی…
نتیجه؟ طرحهایی هیپنوتیک که تا بینهایت ادامه پیدا میکنن ، میتونید خودتون هم امتحان کنید 😉
یه آینه کوچیک بردارید و جلوی یه آیینه بزرگتر یا قدی وایسید ، تصویر چهرتون تا بیییی نهایت ادامه پیدا میکنه 😵💫😵💫😵💫.
کافیه یه شکل ساده رو تو آینههای متعدد تکرار کنی…
نتیجه؟ طرحهایی هیپنوتیک که تا بینهایت ادامه پیدا میکنن ، میتونید خودتون هم امتحان کنید 😉
یه آینه کوچیک بردارید و جلوی یه آیینه بزرگتر یا قدی وایسید ، تصویر چهرتون تا بیییی نهایت ادامه پیدا میکنه 😵💫😵💫😵💫.
Forwarded from جوهرِ سبز.
این پیامو فوروارد کنید فولدر بزارم✨
اینجا جوین باشید/امروز میزارم فولدرو
Forwarded from جوهرِ سبز.
این پیامو فوروارد کنید فولدر بزارم✨
اینجا جوین باشید/امروز میزارم فولدرو
𝕔𝕠𝕕𝕖💻 𝕥𝕠 𝔸𝕣𝕥🎨
کالیدوسکوپ و الگو های آیینه ای بینهایت😵💫☕️
در دل دنیایی که خورشیدش سبز بود و آسمانش هرگز تاریک نمیشد، گل جادویی هشتپرمیدرخشید. هر پر از این گل، دری به جهانی دیگر بود؛ یکی به دنیای آب، دیگری به سرزمین باد، یکی به سرزمین آتش، و همینطور تا هفت قلمرو شگفتانگیز.
روزی کودکی کنجکاو جرأت کرد یکی از پرها را لمس کند. ناگهان همه پرها شروع به چرخیدن کردند، و گل به شکلی از ستاره درآمد. کودک با حیرت فهمید که انتخاب کرده است نه یکی از جهانها، بلکه خودِ ستاره شدن را؛ حالا او باید نورش را به هفت قلمرو ببخشد تا همیشه میانشان تعادل برقرار بماند.
از آن روز، هر وقت ستارهای آبی و سبز در آسمان میدرخشید، مردم میدانستند کودکی دیگر مأموریت تازهای آغاز کرده🌞
روزی کودکی کنجکاو جرأت کرد یکی از پرها را لمس کند. ناگهان همه پرها شروع به چرخیدن کردند، و گل به شکلی از ستاره درآمد. کودک با حیرت فهمید که انتخاب کرده است نه یکی از جهانها، بلکه خودِ ستاره شدن را؛ حالا او باید نورش را به هفت قلمرو ببخشد تا همیشه میانشان تعادل برقرار بماند.
از آن روز، هر وقت ستارهای آبی و سبز در آسمان میدرخشید، مردم میدانستند کودکی دیگر مأموریت تازهای آغاز کرده🌞
𝕔𝕠𝕕𝕖💻 𝕥𝕠 𝔸𝕣𝕥🎨
چطوره ؟
در آسمانی آبی، موجودی عجیب به نام "منتال" با بدنی نارنجی و پر از پیچ و تابهای بینهایت زندگی میکرد. او با هر حرکتش، الگوهای جدیدی خلق میکرد که مانند خودش، هیچگاه تکرار نمیشدند. یک روز، ستارهها به او گفتند: "تو زیبایی بیکران هستی!" منتال خندید و با رقصش، کهکشان را با رازهای ریاضی پر کرد💣💣💣
👀1