سهمي كه صاحب داشته باشه ميشه وبرق تا صف فروشم فروختن الان صف خريد
❤3
💢اطلاعیه مهم بورس کالای ایران؛
💢💢جزئیات عرضه اولیه اوراق سلف موازی استاندارد سکه بانک مرکزی اعلام شد
🚨 در اطلاعیه بورس کالای ایران آمده است:
عرضه اولیه اوراق سلف موازی استاندارد سکه تمام بهار آزادی بانک مرکزی ضرب سال ۱۳۸۶ به تعداد ۱۰۰ هزار قطعه معادل ۱۰۰ میلیون ورقه اوراق سلف موازی استاندارد در نماد “عسکه ۲” از روز چهارشنبه، ۱۸ شهریور ماه ۱۴۰۵، از ساعت ۱۱:۴۵ الی ۱۸:۰۰ در بورس کالای ایران عرضه خواهد شد.
💰سرمایهگذاران علاقهمند میتوانند با استفاده از کد بورسی سهامداری خود در این عرضه مشارکت کنند.
💡معاملات ثانویه این اوراق از تاریخ ۲۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ آغاز شده و تا ۱۸ آذر ماه ۱۴۰۵ ادامه خواهد داشت.
🪙عرضه اولیه اوراق “عسکه ۲” به روش گشایش نماد از طریق حراج تکقیمتی انجام خواهد شد و دامنه نوسان این اوراق در روز عرضه ۵± درصد تعیین شده و مبنای قیمتگذاری، قیمت پایانی گواهی سپرده سکه طلا در بورس کالا در آخرین جلسه معاملاتی پیش از عرضه خواهد بود.
💢دامنه نوسان در معاملات ثانویه ۱۰± درصد خواهد بود.
💢مشخصات قرارداد سلف موازی استاندارد سکه بانک مرکزی در سایت بورس کالای ایران منتشر شده است.
💢💢جزئیات عرضه اولیه اوراق سلف موازی استاندارد سکه بانک مرکزی اعلام شد
🚨 در اطلاعیه بورس کالای ایران آمده است:
عرضه اولیه اوراق سلف موازی استاندارد سکه تمام بهار آزادی بانک مرکزی ضرب سال ۱۳۸۶ به تعداد ۱۰۰ هزار قطعه معادل ۱۰۰ میلیون ورقه اوراق سلف موازی استاندارد در نماد “عسکه ۲” از روز چهارشنبه، ۱۸ شهریور ماه ۱۴۰۵، از ساعت ۱۱:۴۵ الی ۱۸:۰۰ در بورس کالای ایران عرضه خواهد شد.
💰سرمایهگذاران علاقهمند میتوانند با استفاده از کد بورسی سهامداری خود در این عرضه مشارکت کنند.
💡معاملات ثانویه این اوراق از تاریخ ۲۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ آغاز شده و تا ۱۸ آذر ماه ۱۴۰۵ ادامه خواهد داشت.
🪙عرضه اولیه اوراق “عسکه ۲” به روش گشایش نماد از طریق حراج تکقیمتی انجام خواهد شد و دامنه نوسان این اوراق در روز عرضه ۵± درصد تعیین شده و مبنای قیمتگذاری، قیمت پایانی گواهی سپرده سکه طلا در بورس کالا در آخرین جلسه معاملاتی پیش از عرضه خواهد بود.
💢دامنه نوسان در معاملات ثانویه ۱۰± درصد خواهد بود.
💢مشخصات قرارداد سلف موازی استاندارد سکه بانک مرکزی در سایت بورس کالای ایران منتشر شده است.
من خودم چند برابر اين مبلغ فقط وبرق دارم ولي مديريت سبد دارم نهايت سهمي كه دارم ١٥ درصد از سبدمه
با اين افزايش سرمايه سهم جذابيه و هميشه خريدار داره و در كل سهميه كه ارزش پورتفويي كه داره بيشتر از سهمش مي ارزه
وبرق تو سهماي
وگردش
قاسم
پتاير
خودكفا
شاروم
وملي
جز درصدياس اينا اونايي كه تو درصدياس و خيلي از سهماي ديگه از قبيل فملي و شپنا و صندوقاي اهريمي سهامداره
بريد تحقيق كنيد
با اين افزايش سرمايه سهم جذابيه و هميشه خريدار داره و در كل سهميه كه ارزش پورتفويي كه داره بيشتر از سهمش مي ارزه
وبرق تو سهماي
وگردش
قاسم
پتاير
خودكفا
شاروم
وملي
جز درصدياس اينا اونايي كه تو درصدياس و خيلي از سهماي ديگه از قبيل فملي و شپنا و صندوقاي اهريمي سهامداره
بريد تحقيق كنيد
❤4
ثبتنام نخستین صندوق سرمایهگذاری ارزی از هفتهٔ آینده
رئیس بانک مرکزی: ثبتنام نخستین صندوق سرمایهگذاری ارزی با هدف جذب منابع ارزی، تأمین مالی پروژههای ارزآور و توسعهٔ ابزارهای مالی ارزی از هفتهٔ آینده آغاز خواهد شد.
براساس این طرح، دارندگان ارز میتوانند بدون تبدیل ارز به ریال، منابع خود را در صندوق سرمایهگذاری کنند و واحدهای ارزی دریافت کنند.
سرمایهگذاران هنگام خروج نیز معادل ارزش سرمایهٔ خود را بهصورت ارزی دریافت خواهند کرد.
رئیس بانک مرکزی: ثبتنام نخستین صندوق سرمایهگذاری ارزی با هدف جذب منابع ارزی، تأمین مالی پروژههای ارزآور و توسعهٔ ابزارهای مالی ارزی از هفتهٔ آینده آغاز خواهد شد.
براساس این طرح، دارندگان ارز میتوانند بدون تبدیل ارز به ریال، منابع خود را در صندوق سرمایهگذاری کنند و واحدهای ارزی دریافت کنند.
سرمایهگذاران هنگام خروج نیز معادل ارزش سرمایهٔ خود را بهصورت ارزی دریافت خواهند کرد.
❤4👍3
تمام اين ترمز بريدن دلار واسه اينكه طلا رو داغ كنن و بكنن تو پاچه ملت حالا شايد چند بار اين كارو بكنن و طلا رو بكنن تو پاچه ملت
چرا دلار نميدن ؟
چون طلا رو قبلا تا ميتونستن وارد كردن الان حجم نقدينگي و جمع ميكنن دلار و رنج ميكشن پايين يه نوسان تپل ميگيرن و كسري بودجه رو جبران ميكنن
همتي نوسانگير
چرا دلار نميدن ؟
چون طلا رو قبلا تا ميتونستن وارد كردن الان حجم نقدينگي و جمع ميكنن دلار و رنج ميكشن پايين يه نوسان تپل ميگيرن و كسري بودجه رو جبران ميكنن
همتي نوسانگير
👍14👎2
به نظر میرسد ایران در حال بازی با یکی از آخرین و در عین حال خطرناکترین کارتهای ژئوپلیتیکی خود است: فشار بر مسیرهای حیاتی انتقال انرژی، از تنگه هرمز گرفته تا دریای سرخ و بابالمندب.
اگر ناامنی و اختلال در این مسیرها ادامه پیدا کند، یکی از مهمترین پیامدهای آن میتواند افزایش شدید قیمت نفت باشد. اکنون نیز قیمت نفت برنت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده و برخی تحلیلها احتمال رسیدن آن به محدوده ۱۲۰ دلار را در صورت ادامه یا تشدید بحران مطرح میکنند. چنین افزایشی، بهخصوص در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، میتواند فشار اقتصادی و سیاسی قابلتوجهی بر دولت ترامپ وارد کند؛ زیرا افزایش قیمت نفت مستقیماً به گرانی بنزین، حملونقل، کالا و در نهایت افزایش نارضایتی رأیدهندگان منجر میشود.
به نظر من، محاسبه ایران میتواند این باشد که افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا، همراه با فشار اقتصادی ناشی از نفت گران، در نهایت ترامپ را به سمت کاهش درگیری، پذیرش مذاکره یا خروج تدریجی از یک جنگ فرسایشی سوق دهد.
از سوی دیگر، ایران احتمالاً انتخابات میاندورهای کنگره را نیز بهدقت زیر نظر دارد. هیچ انتخاباتی صددرصد قابل پیشبینی نیست، اما روندهای فعلی نشان میدهد که جمهوریخواهان برای حفظ کنترل کامل کنگره با رقابت جدی مواجه هستند و دموکراتها شانس قابلتوجهی برای بازپسگیری دستکم یکی از دو مجلس دارند. اگر ترامپ کنترل یکی از مجلسهای کنگره را از دست بدهد، آزادی عمل سیاسی او کاهش پیدا میکند و فشار نظارتی و سیاسی بر سیاست خارجی و جنگ افزایش خواهد یافت.
به همین دلیل، انتخابات میاندورهای میتواند به یکی از عوامل مهم در محاسبات تهران و واشنگتن تبدیل شود.
اما در طرف مقابل، ترامپ نیز ظاهراً متوجه این فشار زمانی شده است. مشکل او این است که اکنون جنگ فقط یک مسئله نظامی نیست؛ او در یک باتلاق پیچیده شامل تنگه هرمز، قیمت نفت، تورم، فشار افکار عمومی، متحدان منطقهای و انتخابات گرفتار شده است.
به نظر میرسد ترامپ به دنبال یک راه خروج است؛ راهی که بتواند بدون پذیرش شکست، پایان یا کاهش جنگ را اعلام کند. برای چنین خروجی، او احتمالاً به یک دستاورد سیاسی یا نظامی نیاز دارد؛ چیزی که بتوان آن را به عنوان «پیروزی» به افکار عمومی آمریکا و متحدانش ارائه کرد.
این دستاورد ممکن است شامل همراه کردن کشورهای بیشتر با آمریکا، ایجاد یک ائتلاف گستردهتر علیه ایران، تحمیل یک توافق سیاسی به تهران، یا وارد کردن ضربهای به یک هدف مهم و سپس اعلام تحقق اهداف نظامی باشد. در چنین سناریویی، ممکن است آمریکا تلاش کند پس از رسیدن به یک نقطه قابلقبول از نظر تبلیغاتی و سیاسی، بهتدریج از شدت جنگ بکاهد و مسیر خروج را باز کند.
اما مشکل اصلی اینجاست که هر دو طرف ممکن است تصور کنند زمان به نفع خودشان است.
ایران ممکن است فکر کند هرچه جنگ طولانیتر شود و قیمت نفت بالاتر برود، فشار بر ترامپ و جمهوریخواهان بیشتر خواهد شد.
در مقابل، ترامپ و متحدانش ممکن است تصور کنند که فشار اقتصادی، تحریم، محاصره و قدرت نظامی در نهایت ایران را وادار به عقبنشینی خواهد کرد.
خطرناکترین بخش ماجرا دقیقاً همینجاست: وقتی هر دو طرف تصور کنند با کمی مقاومت بیشتر، طرف مقابل زودتر تسلیم میشود، احتمال طولانی شدن جنگ و حتی گسترش ناخواسته آن افزایش پیدا میکند.
به نظر من، مسئله فقط این نیست که ایران یا آمریکا چه کسی را شکست میدهد. مسئله اصلی این است که آیا یکی از طرفین میتواند قبل از وقوع یک اشتباه بزرگ، راهی برای خروج پیدا کند یا نه.
رسیدن نفت به ۱۲۰ دلار میتواند فشار سیاسی شدیدی بر دولت آمریکا وارد کند، اما برای ایران و اقتصاد جهانی نیز بدون هزینه نیست. از طرف دیگر، ادامه فشار بر هرمز و بابالمندب میتواند کشورهای بیشتری را که مستقیماً از افزایش قیمت انرژی و اختلال در تجارت آسیب میبینند، به دخالت فعالتر در بحران سوق دهد.
بنابراین این بازی، یک قمار بسیار بزرگ است؛ قماری که ممکن است در نهایت یکی از طرفین را مجبور به مذاکره کند، اما احتمال اشتباه محاسباتی و گسترش بحران نیز کاملاً جدی است.
به نظر من، مهمترین سؤال این نیست که چه کسی در این جنگ پیروز میشود؛ مهمترین سؤال این است که کدام طرف زودتر به این نتیجه میرسد که ادامه بازی، از هزینه عقبنشینی خطرناکتر شده است.
واقعاً خدا میداند نتیجه این قمار بزرگ چه خواهد شد. اما یک چیز روشن است: هرچه زمان میگذرد، جنگ بیش از گذشته از میدان نظامی به میدان اقتصاد، نفت، انتخابات و فشار افکار عمومی منتقل میشود؛ و شاید در نهایت همین عوامل، بیشتر از موشکها و ناوها سرنوشت این بحران را تعیین کنند.
اگر ناامنی و اختلال در این مسیرها ادامه پیدا کند، یکی از مهمترین پیامدهای آن میتواند افزایش شدید قیمت نفت باشد. اکنون نیز قیمت نفت برنت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده و برخی تحلیلها احتمال رسیدن آن به محدوده ۱۲۰ دلار را در صورت ادامه یا تشدید بحران مطرح میکنند. چنین افزایشی، بهخصوص در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، میتواند فشار اقتصادی و سیاسی قابلتوجهی بر دولت ترامپ وارد کند؛ زیرا افزایش قیمت نفت مستقیماً به گرانی بنزین، حملونقل، کالا و در نهایت افزایش نارضایتی رأیدهندگان منجر میشود.
به نظر من، محاسبه ایران میتواند این باشد که افزایش هزینههای جنگ برای آمریکا، همراه با فشار اقتصادی ناشی از نفت گران، در نهایت ترامپ را به سمت کاهش درگیری، پذیرش مذاکره یا خروج تدریجی از یک جنگ فرسایشی سوق دهد.
از سوی دیگر، ایران احتمالاً انتخابات میاندورهای کنگره را نیز بهدقت زیر نظر دارد. هیچ انتخاباتی صددرصد قابل پیشبینی نیست، اما روندهای فعلی نشان میدهد که جمهوریخواهان برای حفظ کنترل کامل کنگره با رقابت جدی مواجه هستند و دموکراتها شانس قابلتوجهی برای بازپسگیری دستکم یکی از دو مجلس دارند. اگر ترامپ کنترل یکی از مجلسهای کنگره را از دست بدهد، آزادی عمل سیاسی او کاهش پیدا میکند و فشار نظارتی و سیاسی بر سیاست خارجی و جنگ افزایش خواهد یافت.
به همین دلیل، انتخابات میاندورهای میتواند به یکی از عوامل مهم در محاسبات تهران و واشنگتن تبدیل شود.
اما در طرف مقابل، ترامپ نیز ظاهراً متوجه این فشار زمانی شده است. مشکل او این است که اکنون جنگ فقط یک مسئله نظامی نیست؛ او در یک باتلاق پیچیده شامل تنگه هرمز، قیمت نفت، تورم، فشار افکار عمومی، متحدان منطقهای و انتخابات گرفتار شده است.
به نظر میرسد ترامپ به دنبال یک راه خروج است؛ راهی که بتواند بدون پذیرش شکست، پایان یا کاهش جنگ را اعلام کند. برای چنین خروجی، او احتمالاً به یک دستاورد سیاسی یا نظامی نیاز دارد؛ چیزی که بتوان آن را به عنوان «پیروزی» به افکار عمومی آمریکا و متحدانش ارائه کرد.
این دستاورد ممکن است شامل همراه کردن کشورهای بیشتر با آمریکا، ایجاد یک ائتلاف گستردهتر علیه ایران، تحمیل یک توافق سیاسی به تهران، یا وارد کردن ضربهای به یک هدف مهم و سپس اعلام تحقق اهداف نظامی باشد. در چنین سناریویی، ممکن است آمریکا تلاش کند پس از رسیدن به یک نقطه قابلقبول از نظر تبلیغاتی و سیاسی، بهتدریج از شدت جنگ بکاهد و مسیر خروج را باز کند.
اما مشکل اصلی اینجاست که هر دو طرف ممکن است تصور کنند زمان به نفع خودشان است.
ایران ممکن است فکر کند هرچه جنگ طولانیتر شود و قیمت نفت بالاتر برود، فشار بر ترامپ و جمهوریخواهان بیشتر خواهد شد.
در مقابل، ترامپ و متحدانش ممکن است تصور کنند که فشار اقتصادی، تحریم، محاصره و قدرت نظامی در نهایت ایران را وادار به عقبنشینی خواهد کرد.
خطرناکترین بخش ماجرا دقیقاً همینجاست: وقتی هر دو طرف تصور کنند با کمی مقاومت بیشتر، طرف مقابل زودتر تسلیم میشود، احتمال طولانی شدن جنگ و حتی گسترش ناخواسته آن افزایش پیدا میکند.
به نظر من، مسئله فقط این نیست که ایران یا آمریکا چه کسی را شکست میدهد. مسئله اصلی این است که آیا یکی از طرفین میتواند قبل از وقوع یک اشتباه بزرگ، راهی برای خروج پیدا کند یا نه.
رسیدن نفت به ۱۲۰ دلار میتواند فشار سیاسی شدیدی بر دولت آمریکا وارد کند، اما برای ایران و اقتصاد جهانی نیز بدون هزینه نیست. از طرف دیگر، ادامه فشار بر هرمز و بابالمندب میتواند کشورهای بیشتری را که مستقیماً از افزایش قیمت انرژی و اختلال در تجارت آسیب میبینند، به دخالت فعالتر در بحران سوق دهد.
بنابراین این بازی، یک قمار بسیار بزرگ است؛ قماری که ممکن است در نهایت یکی از طرفین را مجبور به مذاکره کند، اما احتمال اشتباه محاسباتی و گسترش بحران نیز کاملاً جدی است.
به نظر من، مهمترین سؤال این نیست که چه کسی در این جنگ پیروز میشود؛ مهمترین سؤال این است که کدام طرف زودتر به این نتیجه میرسد که ادامه بازی، از هزینه عقبنشینی خطرناکتر شده است.
واقعاً خدا میداند نتیجه این قمار بزرگ چه خواهد شد. اما یک چیز روشن است: هرچه زمان میگذرد، جنگ بیش از گذشته از میدان نظامی به میدان اقتصاد، نفت، انتخابات و فشار افکار عمومی منتقل میشود؛ و شاید در نهایت همین عوامل، بیشتر از موشکها و ناوها سرنوشت این بحران را تعیین کنند.
👍6
نظر شما چیست؟ آیا ایران واقعاً روی فشار نفت و انتخابات آمریکا حساب باز کرده، یا ترامپ پیش از انتخابات به دنبال یک «پیروزی قابلاعلام» خواهد بود تا بتواند از این باتلاق خارج شود؟
البته من تقريبا مطمعنم كه ايندفعه جمهوري خواهان تو كنگره راي نخواهند آورد با قاطعيت ١٠٠ درصد
@codbecod200
البته من تقريبا مطمعنم كه ايندفعه جمهوري خواهان تو كنگره راي نخواهند آورد با قاطعيت ١٠٠ درصد
@codbecod200
👍10👎1