▪️به مناسبت انتشار کتابِ «امپراتوری کودکی»
جلوههایی از زندگی و اندیشههای عبدالحسین وهابزاده
▫️در عصر سه شنبههای بخارا
▫️تهران | شهر کتاب نیاوران | سهشنبه ۲۰ مرداد | ساعت ۵ بعدازظهر
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
جلوههایی از زندگی و اندیشههای عبدالحسین وهابزاده
▫️در عصر سه شنبههای بخارا
▫️تهران | شهر کتاب نیاوران | سهشنبه ۲۰ مرداد | ساعت ۵ بعدازظهر
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
▪️عصر سهشنبههای بخارا
شصت و ششمین نشست از سلسله نشستهای عصر سهشنبههای بخارا به نقد و بررسی کتاب «امپراتوری کودکی» (جلوههایی از زندگی و اندیشههای عبدالحسین وهابزاده) که از سوی انتشارات اندیشهورزان تربیت منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه بیستم مرداد ١۴٠۵ با سخنرانی: عبدالحسین وهابزاده، سیدمحسن گلدانساز، هادی صمدی، بهاره کیانی، مانیا شفاهی، محمدرضا سرکارآرائی (پیام تصویری) و علی دهباشی در شهر کتاب نیاوران برگزار خواهد شد.
این کتاب تلاشی است برای واکاوی زندگی، اندیشهها و تجربههای عبدالحسین وهابزاده؛ استاد دانشگاه، مترجم، اندیشمند و فعال برجستهٔ حوزههای بومشناسی، زیستشناسی و رفتارشناسی و محیط زیست ایران که در دههٔ گذشته، بیش از همه، به عنوان ایدهپرداز و بنیانگذار مدرسهٔ طبیعت در ایران شناخته میشود.
نام وهابزاده با مدرسهٔ طبیعت گره خورده و اندیشهٔ او چشماندازی متفاوت را برای درک دوران کودکی نمایان کرده است. وی در یک دههٔ اخیر، با تکیه بر دانش بومشناسی، زیستشناسی، تجربههای شخصی و حرفهای خود و با همراهی جمعی علاقهمند، گفتمانی جدید را در حوزهٔ کودکی و مدرسه شکل داده و نگاه به کودکی را بازتعریف کرده است.
▪️تهران | خیابان باهنر (نیاوران) | روبهروی کامرانیهٔ شمالی | شمارهٔ ۱۳۷ و ۱۳۵ | شهر کتاب نیاوران
@senobarmag
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
شصت و ششمین نشست از سلسله نشستهای عصر سهشنبههای بخارا به نقد و بررسی کتاب «امپراتوری کودکی» (جلوههایی از زندگی و اندیشههای عبدالحسین وهابزاده) که از سوی انتشارات اندیشهورزان تربیت منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه بیستم مرداد ١۴٠۵ با سخنرانی: عبدالحسین وهابزاده، سیدمحسن گلدانساز، هادی صمدی، بهاره کیانی، مانیا شفاهی، محمدرضا سرکارآرائی (پیام تصویری) و علی دهباشی در شهر کتاب نیاوران برگزار خواهد شد.
این کتاب تلاشی است برای واکاوی زندگی، اندیشهها و تجربههای عبدالحسین وهابزاده؛ استاد دانشگاه، مترجم، اندیشمند و فعال برجستهٔ حوزههای بومشناسی، زیستشناسی و رفتارشناسی و محیط زیست ایران که در دههٔ گذشته، بیش از همه، به عنوان ایدهپرداز و بنیانگذار مدرسهٔ طبیعت در ایران شناخته میشود.
نام وهابزاده با مدرسهٔ طبیعت گره خورده و اندیشهٔ او چشماندازی متفاوت را برای درک دوران کودکی نمایان کرده است. وی در یک دههٔ اخیر، با تکیه بر دانش بومشناسی، زیستشناسی، تجربههای شخصی و حرفهای خود و با همراهی جمعی علاقهمند، گفتمانی جدید را در حوزهٔ کودکی و مدرسه شکل داده و نگاه به کودکی را بازتعریف کرده است.
▪️تهران | خیابان باهنر (نیاوران) | روبهروی کامرانیهٔ شمالی | شمارهٔ ۱۳۷ و ۱۳۵ | شهر کتاب نیاوران
@senobarmag
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
[طبیعت؛ نخستین مدرسه]
کتابخانهمدرسهطبیعت
▪️با ما همراه باشید!
▫️@cnbooks
▫️https://www.instagram.com/cn.books
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
کتابخانهمدرسهطبیعت
▪️با ما همراه باشید!
▫️@cnbooks
▫️https://www.instagram.com/cn.books
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
Forwarded from cnbooks |کتابخانه مدرسه طبیعت
▪️مجموعه چهار جلدی«یادگیری آزاد»
پیتر گری در کتاب یادگیری آزاد نشان میدهد که کنجکاوی، بازی، تجربه و ارتباط با دیگران، از مهمترین پایههای یادگیری طبیعی کودکاناند.
در کنار چاپ چهارم این کتاب، مجموعۀ چهارجلدی تازهای از آثار پیتر گری نیز منتشر شده است:
▫️مدرسۀ مادر طبیعت
▫️آسیبهای آموزش اجباری
▫️یادگیری بیمدرسه
▫️کودکان بدون آموزش رسمی
این چهار کتاب، موضوعات اصلی «یادگیری آزاد» را دقیقتر بررسی میکنند؛ از سازوکار طبیعی یادگیری و پیامدهای آموزش اجباری تا تجربههای واقعی آموزش خودراهبر .
مجموعهای برای والدین، معلمان و مربیانی که میخواهند آموزش را از زاویهای متفاوت ببینند؛ زاویهای که در آن، کودکان بیش از کنترل دائمی، به آزادی، فرصت، بازی و اعتماد نیاز دارند.
▫️قیمت مجموعه ۴جلدی: (۱.۸۵۰.۰۰۰تومان) با ۱۰٪ تخفیف به قیمت ۱،۶۶۵،۰۰۰ تومان ارائه میشود.
▪️سفارش:
@Monirkamyab
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
پیتر گری در کتاب یادگیری آزاد نشان میدهد که کنجکاوی، بازی، تجربه و ارتباط با دیگران، از مهمترین پایههای یادگیری طبیعی کودکاناند.
در کنار چاپ چهارم این کتاب، مجموعۀ چهارجلدی تازهای از آثار پیتر گری نیز منتشر شده است:
▫️مدرسۀ مادر طبیعت
▫️آسیبهای آموزش اجباری
▫️یادگیری بیمدرسه
▫️کودکان بدون آموزش رسمی
این چهار کتاب، موضوعات اصلی «یادگیری آزاد» را دقیقتر بررسی میکنند؛ از سازوکار طبیعی یادگیری و پیامدهای آموزش اجباری تا تجربههای واقعی آموزش خودراهبر .
مجموعهای برای والدین، معلمان و مربیانی که میخواهند آموزش را از زاویهای متفاوت ببینند؛ زاویهای که در آن، کودکان بیش از کنترل دائمی، به آزادی، فرصت، بازی و اعتماد نیاز دارند.
▫️قیمت مجموعه ۴جلدی: (۱.۸۵۰.۰۰۰تومان) با ۱۰٪ تخفیف به قیمت ۱،۶۶۵،۰۰۰ تومان ارائه میشود.
▪️سفارش:
@Monirkamyab
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
Forwarded from کُنام 🪺
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همراه او - که همواره شگفتیهای تازهای در چنته دارد - در جستوجوگری پیش رفتیم.
دیری نپایید که پرسشها یکییکی به میانه آمدند و هر کدام در گوشهای از حیاتِ رودخانه دستبهکارِ کشف جانداری شدند. آنها برای شنیدن روایتِ هر چیز پیدا و پنهانی به او رجوع میکردند؛ از شنیدنِ روایتِ بچهوزغهای بیدستوپا در آب و نیمروزهای متنوع و کوچک چسبیده به پشت سنگهای رودخانه تا خرچنگها و پروانهها و سنجاقکها؛ بخت یارمان بود که مار آبی هم با چند بچهوزغ در دهانش از راه رسیده بود. گویی کودک با آن اصالت شهودیاش جهان را و هر آنکه چون طبیعت اصیل و حقیقیست بازمیشناسند.
او چنان در دلِ کودکی و طبیعت جریان داشت که میتوانستیم جهان را در خردمندیاش و همراهیاش با آن تکهی کوچک از طبیعت ببینیم.
[از تابستان ۱۴۰۵]
با حضور و همراهی پربار و درخشان استاد عبدالحسین وهابزاده-اکولوژیست و ایدهپرداز مدرسه طبیعت در ایران.
✍🏼 پریسا خالقی
#کنام
#با_من_خیال_کن
#روایتهایی_از_کودکی_و_طبیعت
#باید_رقص_باد_را_در_شاخههایش_دیده_باشد_تا_قدر_درخت_را_بداند
دیری نپایید که پرسشها یکییکی به میانه آمدند و هر کدام در گوشهای از حیاتِ رودخانه دستبهکارِ کشف جانداری شدند. آنها برای شنیدن روایتِ هر چیز پیدا و پنهانی به او رجوع میکردند؛ از شنیدنِ روایتِ بچهوزغهای بیدستوپا در آب و نیمروزهای متنوع و کوچک چسبیده به پشت سنگهای رودخانه تا خرچنگها و پروانهها و سنجاقکها؛ بخت یارمان بود که مار آبی هم با چند بچهوزغ در دهانش از راه رسیده بود. گویی کودک با آن اصالت شهودیاش جهان را و هر آنکه چون طبیعت اصیل و حقیقیست بازمیشناسند.
او چنان در دلِ کودکی و طبیعت جریان داشت که میتوانستیم جهان را در خردمندیاش و همراهیاش با آن تکهی کوچک از طبیعت ببینیم.
[از تابستان ۱۴۰۵]
با حضور و همراهی پربار و درخشان استاد عبدالحسین وهابزاده-اکولوژیست و ایدهپرداز مدرسه طبیعت در ایران.
✍🏼 پریسا خالقی
#کنام
#با_من_خیال_کن
#روایتهایی_از_کودکی_و_طبیعت
#باید_رقص_باد_را_در_شاخههایش_دیده_باشد_تا_قدر_درخت_را_بداند
🌱 | تبریک به پوریای عزیز؛ عکاس باذوق و باسخاوت «کودکو طبیعت» بابت موفقیتش در جایزه عکاسی زیپا ۲۰۲۶؛
[خبر کامل👇]
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
[خبر کامل👇]
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
پروژه عکاسی از هورالعظیم، جایزه عکاسی زیپا ۲۰۲۶ را کسب کرد
آزاده فضلی
کتاب عکس «تالاب هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» اثر پوریا قلیچخانی، پژوهشگر و عکاس، در دومین دوره جشنواره بینالمللی عکاسی زیپا ۲۰۲۶ موفق به کسب نشان برنز در بخش کتاب شد. این اثر که در سال ۱۴۰۴ منتشر شده، حاصل پروژه مستندسازی درباره تنوع زیستی، زندگی جوامع محلی و تأثیرات صنعتی بر تالاب هورالعظیم در استان خوزستان است و بر تلفیق هنر و محیطزیست تمرکز دارد.
به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب عکس «تالاب هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» اثر پوریا قلیچخانی در دومین دوره از جشنواره بینالمللی عکس زیپا ۲۰۲۶ (Zipa International Photography Awards 2026) موفق به دریافت نشان برنز در بخش کتاب (Book/ Zine) شد.
این کتاب، اثر پوریا قلیچخانی، پژوهشگر حوزه تنوع زیستی، عکاس و موزیسین و مروج تلفیق هنر و محیطزیست است که در سال ۱۴۰۴ توسط خانه فرهنگ و هنر گویا منتشر شده است.
دومین دوره جوایز بینالمللی عکاسی Zyne در سال ۲۰۲۶ با دریافت بیش از ۱۰ هزار اثر از ۶۵ کشور جهان برگزار شد. آثار این دوره در ۱۸ بخش مورد ارزیابی قرار گرفتند و داوری آنها بر عهده هیئتی متشکل از ۱۶ عکاس و چهره شناختهشده عرصه عکاسی از کشورهای مختلف بود.
کتاب «تالاب هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» حاصل یک پروژه عکاسی مستند درباره تالاب مرزی هورالعظیم در استان خوزستان است که طبیعت و تنوع زیستی تالاب، زندگی جوامع محلی و حضور و تأثیر فعالیتهای انسانی و صنعتی در این زیستبوم را در کنار یکدیگر روایت میکند.
قلیچخانی، کارشناس ارشد تنوع زیستی و عضو انجمن عکاسان ایران، در فعالیتهای خود بر پیوند میان هنر و محیطزیست تمرکز دارد و تلاش میکند از ظرفیت عکاسی و دیگر ابزارهای هنری برای روایت طبیعت و مسائل محیطزیستی استفاده کند.
وی درباره کتاب گفت: هدف من از خلق این کتاب فقط ثبت تصاویر یک تالاب نبود؛ تلاشم بر این بود که صدا و روایت هورالعظیم را از طریق عکاسی به گوش مخاطبان برسانم؛ روایتی از سرزمینی که طبیعت و زندگی ساکنانش به هم گره خورده است. امیدوارم این کتاب بتواند صدای هورالعظیم را به گوش ایران و جهان برساند؛ صدایی که پیش از هر چیز، خواست مردم بومی این منطقه برای دیدهشدن و شنیدهشدن است. این موفقیت را به مردم نازنین تالابنشین شهر رفیع تقدیم میکنم؛ بومیانی که زندگیشان با این تالاب پیوندی عمیق دارد.
در ادامه این پروژه، قرار است بهزودی با مدیریت هنری آیناز زارعی، نقاش و مدیر گروه هنری آیتیست، تور نمایشگاهی با محوریت عکسهای این کتاب و با موضوع تالاب هورالعظیم در ایران برگزار شود.
[منبع]
https://www.mehrnews.com
آزاده فضلی
کتاب عکس «تالاب هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» اثر پوریا قلیچخانی، پژوهشگر و عکاس، در دومین دوره جشنواره بینالمللی عکاسی زیپا ۲۰۲۶ موفق به کسب نشان برنز در بخش کتاب شد. این اثر که در سال ۱۴۰۴ منتشر شده، حاصل پروژه مستندسازی درباره تنوع زیستی، زندگی جوامع محلی و تأثیرات صنعتی بر تالاب هورالعظیم در استان خوزستان است و بر تلفیق هنر و محیطزیست تمرکز دارد.
به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب عکس «تالاب هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» اثر پوریا قلیچخانی در دومین دوره از جشنواره بینالمللی عکس زیپا ۲۰۲۶ (Zipa International Photography Awards 2026) موفق به دریافت نشان برنز در بخش کتاب (Book/ Zine) شد.
این کتاب، اثر پوریا قلیچخانی، پژوهشگر حوزه تنوع زیستی، عکاس و موزیسین و مروج تلفیق هنر و محیطزیست است که در سال ۱۴۰۴ توسط خانه فرهنگ و هنر گویا منتشر شده است.
دومین دوره جوایز بینالمللی عکاسی Zyne در سال ۲۰۲۶ با دریافت بیش از ۱۰ هزار اثر از ۶۵ کشور جهان برگزار شد. آثار این دوره در ۱۸ بخش مورد ارزیابی قرار گرفتند و داوری آنها بر عهده هیئتی متشکل از ۱۶ عکاس و چهره شناختهشده عرصه عکاسی از کشورهای مختلف بود.
کتاب «تالاب هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» حاصل یک پروژه عکاسی مستند درباره تالاب مرزی هورالعظیم در استان خوزستان است که طبیعت و تنوع زیستی تالاب، زندگی جوامع محلی و حضور و تأثیر فعالیتهای انسانی و صنعتی در این زیستبوم را در کنار یکدیگر روایت میکند.
قلیچخانی، کارشناس ارشد تنوع زیستی و عضو انجمن عکاسان ایران، در فعالیتهای خود بر پیوند میان هنر و محیطزیست تمرکز دارد و تلاش میکند از ظرفیت عکاسی و دیگر ابزارهای هنری برای روایت طبیعت و مسائل محیطزیستی استفاده کند.
وی درباره کتاب گفت: هدف من از خلق این کتاب فقط ثبت تصاویر یک تالاب نبود؛ تلاشم بر این بود که صدا و روایت هورالعظیم را از طریق عکاسی به گوش مخاطبان برسانم؛ روایتی از سرزمینی که طبیعت و زندگی ساکنانش به هم گره خورده است. امیدوارم این کتاب بتواند صدای هورالعظیم را به گوش ایران و جهان برساند؛ صدایی که پیش از هر چیز، خواست مردم بومی این منطقه برای دیدهشدن و شنیدهشدن است. این موفقیت را به مردم نازنین تالابنشین شهر رفیع تقدیم میکنم؛ بومیانی که زندگیشان با این تالاب پیوندی عمیق دارد.
در ادامه این پروژه، قرار است بهزودی با مدیریت هنری آیناز زارعی، نقاش و مدیر گروه هنری آیتیست، تور نمایشگاهی با محوریت عکسهای این کتاب و با موضوع تالاب هورالعظیم در ایران برگزار شود.
[منبع]
https://www.mehrnews.com
▪️ چرا بچهها اینقدر زیاد یاد میگیرن؟ و چطور ممكنه كه بتونن در یک دوره زماني کوتاه انقدر زياد ياد بگيرن؟
▫️آلیسون گوپنیک دانشمند در زمینه روانشناسی رشد اهل ایالات متحده آمریکا است. وی استاد روانشناسی و استاد فلسفه در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است.
گوپنیک در سخنرانی #تدتاک با عنوان« بچهها به چی فکر میکنن » به این پرسش و پرسشهای دیگری راجع به یادگیری در کودکان و ویژگی های دوران کودکی میپردازد. او در بخشی از سخنرانی دوران کودکی را به بخش تحقیق و توسعه در شرکتهای بزرگ تشبیه میکند و میگوید :
«بچهها مانند بخش تحقیق و توسعه گونه انسان خردمند هستند. در نتیجه اونا افراد محافظت شده آسمان آبی هستند که فقط بايد برن بیرون و یاد بگیرند و ایدههای خوب داشته باشند، و ما بخش تولید و بازاریابی هستیم. ما بايد اون ایدههايي رو که وقتي بچه بوديم یاد گرفتیم در عمل بهکار بگيريم. »
▫️بچههای زمین
https://t.me/BachehayeZamin
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
▫️آلیسون گوپنیک دانشمند در زمینه روانشناسی رشد اهل ایالات متحده آمریکا است. وی استاد روانشناسی و استاد فلسفه در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است.
گوپنیک در سخنرانی #تدتاک با عنوان« بچهها به چی فکر میکنن » به این پرسش و پرسشهای دیگری راجع به یادگیری در کودکان و ویژگی های دوران کودکی میپردازد. او در بخشی از سخنرانی دوران کودکی را به بخش تحقیق و توسعه در شرکتهای بزرگ تشبیه میکند و میگوید :
«بچهها مانند بخش تحقیق و توسعه گونه انسان خردمند هستند. در نتیجه اونا افراد محافظت شده آسمان آبی هستند که فقط بايد برن بیرون و یاد بگیرند و ایدههای خوب داشته باشند، و ما بخش تولید و بازاریابی هستیم. ما بايد اون ایدههايي رو که وقتي بچه بوديم یاد گرفتیم در عمل بهکار بگيريم. »
▫️بچههای زمین
https://t.me/BachehayeZamin
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
▪️چگونه کودکان در جامعه مایا گیاهشناسان ماهری میشوند؟
نگاهی به پژوهش ربکا زارگر درباره یادگیری مهارتهای بقا و معیشت در بین کودکان و نوجوانان جامعه مایا
“کودکان در سنین کودکی و نوجوانی به سطح چشمگیری از مهارت و دانش معیشتی میرسند — بدون آنکه هرگز در کلاس درس درباره گیاهان و اکولوژی آموزش دیده باشند.”
▫️مقدمه
پژوهشهای انسانشناختی نشان میدهد که یادگیری الزاماً به وجود معلم، مدرسه یا برنامه آموزشی رسمی وابسته نیست. برای نمونه، مطالعات زارگر درباره جامعه مایاهای قِقچی در کشور بلیز نشان میدهد که کودکان، دانش پیچیده معیشتی — از شناسایی دهها گیاه دارویی و خوراکی تا مدیریت خاک و منابع — را نه از طریق آموزش کلاسی، بلکه از طریق مشارکت در تجربیات روزمره خانواده، مشاهده، تقلید و تجربه مستقیم کسب میکنند.
این یافته شاهدی بر آن است که انسانها ظرفیتی ذاتی برای یادگیری عمیق و مهارتمحور بدون واسطه و آموزش تحمیلی و رسمی دارند؛ درواقع مدرسه تنها یکی از رهگذرهای ممکن برای یادگیری است، نه شرط ضروری آن.
[متن کامل خلاصه پژوهش]👇
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
نگاهی به پژوهش ربکا زارگر درباره یادگیری مهارتهای بقا و معیشت در بین کودکان و نوجوانان جامعه مایا
“کودکان در سنین کودکی و نوجوانی به سطح چشمگیری از مهارت و دانش معیشتی میرسند — بدون آنکه هرگز در کلاس درس درباره گیاهان و اکولوژی آموزش دیده باشند.”
▫️مقدمه
پژوهشهای انسانشناختی نشان میدهد که یادگیری الزاماً به وجود معلم، مدرسه یا برنامه آموزشی رسمی وابسته نیست. برای نمونه، مطالعات زارگر درباره جامعه مایاهای قِقچی در کشور بلیز نشان میدهد که کودکان، دانش پیچیده معیشتی — از شناسایی دهها گیاه دارویی و خوراکی تا مدیریت خاک و منابع — را نه از طریق آموزش کلاسی، بلکه از طریق مشارکت در تجربیات روزمره خانواده، مشاهده، تقلید و تجربه مستقیم کسب میکنند.
این یافته شاهدی بر آن است که انسانها ظرفیتی ذاتی برای یادگیری عمیق و مهارتمحور بدون واسطه و آموزش تحمیلی و رسمی دارند؛ درواقع مدرسه تنها یکی از رهگذرهای ممکن برای یادگیری است، نه شرط ضروری آن.
[متن کامل خلاصه پژوهش]👇
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
چگونه_کودکان_گیاهشناسان_ماهری_میشوند.pdf
894.2 KB
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
Forwarded from موسسه کودک و طبیعت دامون
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در این قسمت از مجموعه گفتوگوهای علمی شهر کتاب مرکزی، عرفان خسروی میزبان دکتر عبدالحسین وهابزاده، بومشناس، مترجم و بنیانگذار «مدرسه طبیعت» است.
به مناسبت انتشار کتاب «امپراتوری کودکی».
در این گفتگو خواهید شنید:
• امپراتوری کودکی یعنی چه؟
• چرا کودک باید آزاد باشد؟
• مدرسه طبیعت دقیقاً چه تفاوتی با مدرسه کلاسیک دارد؟
• تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
• چرا بازی مهمترین کار کودک است؟
• آیا کنترل بیش از حد، خطرناکتر از تنبیه بدنی است؟
• چرا رابطه عاطفی با طبیعت باید پیش از آموزش شکل بگیرد؟
• مفهوم نئوتونی (Neoteny) چیست؟
• آیا بزرگسالان هم میتوانند دوباره کودک شوند؟
این گفتگو علاوه بر معرفی کتاب امپراتوری کودکی، تصویری جامع از اندیشههای دکتر وهابزاده درباره آموزش، رشد کودک، طبیعت و فلسفه یادگیری ارائه میکند.
تماشای نسخه باکیفیتتر:
https://youtu.be/5ii3y4mK3oY?si=aIAVBuhMwU_JRzoX
به مناسبت انتشار کتاب «امپراتوری کودکی».
در این گفتگو خواهید شنید:
• امپراتوری کودکی یعنی چه؟
• چرا کودک باید آزاد باشد؟
• مدرسه طبیعت دقیقاً چه تفاوتی با مدرسه کلاسیک دارد؟
• تفاوت آموزش و یادگیری چیست؟
• چرا بازی مهمترین کار کودک است؟
• آیا کنترل بیش از حد، خطرناکتر از تنبیه بدنی است؟
• چرا رابطه عاطفی با طبیعت باید پیش از آموزش شکل بگیرد؟
• مفهوم نئوتونی (Neoteny) چیست؟
• آیا بزرگسالان هم میتوانند دوباره کودک شوند؟
این گفتگو علاوه بر معرفی کتاب امپراتوری کودکی، تصویری جامع از اندیشههای دکتر وهابزاده درباره آموزش، رشد کودک، طبیعت و فلسفه یادگیری ارائه میکند.
تماشای نسخه باکیفیتتر:
https://youtu.be/5ii3y4mK3oY?si=aIAVBuhMwU_JRzoX
اگر بعد از دیدن این گفتگو👆 علاقمند بودید کتاب «امپراتوری کودکی» را تهیه کنید، به آیدی زیر پیام دهید:
@Monirkamyab
▪️باما همراه باشید !
[طبیعت؛ نخستین مدرسه]
کتابخانهمدرسهطبیعت
▫️@cnbooks
▫️https://www.instagram.com/cn.books
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
@Monirkamyab
▪️باما همراه باشید !
[طبیعت؛ نخستین مدرسه]
کتابخانهمدرسهطبیعت
▫️@cnbooks
▫️https://www.instagram.com/cn.books
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
@cnstudy | مطالعاتکودکوطبیعت
@cnbooks |کتابخانهمدرسهطبیعت
Forwarded from | سفرهایآقایکـِرم |
▪️تجربه طبیعت [حق مادرزاد] کودکان است؛ ما برای تامین این حق در شهر گنبد میکوشیم.
▪️ منیر کامیاب و محمد{بهمن}عظیمی
▫️با ما همراه شوید!
@mrwormtrip | سفرهایآقایکِـرم
▪️ منیر کامیاب و محمد{بهمن}عظیمی
▫️با ما همراه شوید!
@mrwormtrip | سفرهایآقایکِـرم
Forwarded from اشتباه میمون | عارف عبادی
باز آمــد بویِ مـــاهِ مدرسه
کمکم به مهرماه و فصل باز شدن مدارس نزدیک میشویم؛ زمانی از سال که برای بسیاری سرشار از خاطرات شیرین و دلچسب است. برای من اما، مهرماه همیشه نفرتانگیز و عذابآور بوده است. من هرگز از مدرسه و کلاس خوشم نیامد و همیشه از آن گریزان بودم. خاطرات کودکی من چیزی نیست جز نُه ماه عذاب و شکنجۀ مدرسه و سه ماه رهایی و خوشی در تعطیلات تابستان. در تمام این سالها، دائماً اینطور القا میشد که مدرسه بخشی طبیعی و گریزناپذیر از زندگی کودکی است؛ جایی که باید در آن نشست، گوش داد، آموخت، اطاعت کرد و خود را با نظمی از پیش تعیینشده وفق داد. اما هرچه بیشتر درباره کودکی و مبانی تکاملی یادگیری در حیوان انسانی میخوانم، این پرسش برایم جدیتر میشود که آیا آنچه ما «آموزش» مینامیم، واقعاً با طبیعت کودک و نیازهای اساسی او سازگار است؟
از قرار، دو هفتۀ پیش از من خواسته شد تا آخرین اثر روانشناس شهیر امریکایی، پیتر گری (Peter Gray)، با عنوان Restoring Childhood: How to Set Kids Free in the Age of Anxiety را مطالعه کنم و اگر نظر مساعد داشتم اعلام کنم تا کتابخانۀ موزه آن را تهیه نماید. کتاب قرار است دو هفتۀ دیگر منتشر شود و نسخهای که من در دست دارم، نسخۀ پیش از انتشار است. هرچند این نخستین اثر نیست که از گری میخوانم، اینبار هنگام مطالعۀ کتاب، شباهت ایدهها و استدلالهای او با صحبتهایی که آقای عبدالحسین وهابزاده طی چند دهۀ اخیر بارها بر آن تأکید و ظاهراً در کتاب «امپراتوری کودکی» به شکلی منسجم مطرح کردهاند، توجهم را جلب کرد.
در اینجا میخواهم نشان دهم که بررسی آراء پیتر گری و عبدالحسین وهابزاده در کنار هم، دیدگاه یکپارچهای را در نقد نظام آموزش مدرن آشکار میکند. این دو اندیشمند، با وجود خاستگاههای جغرافیایی و فرهنگی متفاوت، در یک پروژه فکری همگرا به یکدیگر میپیوندند که عبارت است از افشای ماهیت اسارتبار مدارس جدید و ضرورت بازپسگیری حق حاکمیت و آزادی طبیعی کودکان.
یکی از بنیادیترین نقاط تلاقی این دو متفکر، صورتبندی ماهیت فیزیکی و روانی مدرسه به مثابۀ نهادی سلبکنندۀ آزادی است. پیتر گری، با تکیه بر معیارهای روانشناسی حیاتوحش (wildlife psychology)، استدلال میکند که مدارس اجباری تمام مؤلفههای یک محیط اسارتبار یا حتی یک زندان امنیتی را داراست؛ محیطی غیراختیاری که در آن حرکت بدنی محدود میشود، نیازهای اولیه بقا مدیریت میگردد و هویت فردی در فرآیند دائمی نظارت و رامسازی مستهلک میشود. گری معتقد است در چنین بستری، مدارس به جای پرورش عاملیت، «درماندگی آموختهشده» را به کودکان دیکته میکنند. وهابزاده نیز شرایط کودکان تحت سلطۀ آموزش رسمی را به وضعیت «شیری در قفس تنگ باغوحش» تشبیه میکند؛ شیری که اگرچه پوست زرد و یال و کوپال ظاهری خود را حفظ کرده، اما غرش، پویایی و غرایز وحشی خود را زیر بار مراقبت افراطی و نظارت تام بزرگسالان از دست داده است. هر دو متفکر بر این باورند که بزرگسالان به بهانۀ تربیت، «امپراتوری یله و آزاد کودکی» را غصب کردهاند.
این اسارت ساختاری، پیامدهای آسیبشناختی عمیقی بر سلامت روان و جسم نسل جدید بر جای گذاشته است. گری پیوند مستقیمی میان کاهش فرصتهای بازی آزاد و بحرانهای روانی نظیر اضطراب، افسردگی و خودکشی در میان کودکان ترسیم میکند. او با استناد به شواهد آماری نشان میدهد که نرخ تروماهای روانی نوجوانان با شروع سال تحصیلی به شدت افزایش مییابد و «مدرسهگریزی» را نه یک اختلال روانی، بلکه واکنشی طبیعی و دفاعی از سوی یک ارگانیسم پویا در برابر قفسِ مدرسه میداند. او حتی برچسبهایی چون بیشفعالی را محصول تلاش مدرسه برای پاتولوژیکسازی رفتارهای طبیعی و پرتحرک کودکان در محیطی ناسازگار میداند. وهابزاده نیز اصرار زودهنگام بر محفوظات علمی، دغدغۀ تستزدن، المپیادها و رقابتهای نفسگیر مدارس تیزهوشان را سموم مهلک برای سلامت روان نسل جدید میداند. افزون بر این، او معتقد است وسواس والدین امروزی در استریلسازی همه چیز و محروم کردن کودک از بازی با خاک و گِل، سیستم ایمنی بدن را تضعیف کرده و راه را برای بروز آلرژیها و بیماریهای خودایمنی هموار ساخته است.
تضاد اصلی سیستم مدارس نوین با طبیعت انسان، در نحوۀ تعریف یادگیری نیز آشکار میشود. گری، بر پایۀ روانشناسی تکاملی، معتقد است کودکان به طور غریزی مجهز به موتورهای محرکی چون کنجکاوی، بازیگوشی و جامعهخواهی هستند تا بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان، خود را آموزش دهند. مدرسۀ رسمی، با اجبار کودکان به یادگیری محتوای یکسان در زمان واحد، این غرایز را سرکوب کرده و شوق دانستن را به «کار اجباری و نتیجهمحور» تقلیل میدهد. وهابزاده نیز روش رسمی آموزش را مصداق بارز «سرنا را از سر گشاد باد زدن» میداند. از نظر او، مدرسۀ کلاسیک بیآنکه پرسش یا نیازی را در ذهن کودک بکارد، صلبترین پاسخها را به او تحمیل میکند. او معتقد است کودک تا سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی نباید تحت آموزش رسمی مستقیم قرار گیرد؛ بلکه باید ابتدا آزادانه در جهان فیزیکی کاوش کند تا پرسش در ذهنش بجوشد و سپس خود برای یافتن پاسخ به سراغ کتاب و خواندن و نوشتن برود. در واقع، هر دو اندیشمند بر این اصل صحه میگذارند که چیزهای ارزشمند زندگی آموختنی نیستند، بلکه دریافتنی و تجربیاند و آموزش تحمیلی، خلاقیت ناب کودکان را سرکوب میکند.
این فرآیند تجربی و اکتشافی، در کانون فلسفۀ هر دو نظریهپرداز و در بستر بازی آزاد تحقق مییابد. گری بازی را فعالیتی داوطلبانه و فرآیندمحور میداند که در آن «حق شکست خوردن بدون هزینه» بستری برای خلاقیت ایجاد میکند. او به ویژه از بازیهای پرخطر دفاع میکند و آنها را ابزاری تکاملی برای مدیریت ترس و تنظیم هیجانات میداند. کودکی که با بالا رفتن از درخت با ترس از ارتفاع مواجه میشود، در بزرگسالی آمادگی بیشتری برای مواجهه با ترسهای خود خواهد داشت. به همین ترتیب، وهابزاده بازی را «شغل اصلی کودک» میداند و اصرار دارد بستر آن طبیعت و تعامل با عناصر طبیعی، یعنی خاک، سنگ، گِل، آب و درختان باشد. از دیدگاه او، مفاهیمی چون وطندوستی یا حفاظت از محیط زیست، با کتابهای درسی و درون چهار دیواری کلاس به کودک القا نمیشوند؛ عشق عمیق به سرزمین زمانی شکل میگیرد که کودک در خرابههای باستانی بگردد، بدنش گِلی شود، دستش را زنبور نیش بزند و آواز باد را در برگهای درختان بشنود. این تجربههای حسی و لمسی، مبنای آگاهیهای بعدی خواهند بود.
یکی دیگر از خطاهای ساختاری مدارس مدرن از نظر هر دو متفکر، جداسازی سِنی کودکان است؛ پدیدهای مصنوعی و غیرتکاملی که با نحوۀ طبیعی رشد انسان سازگار نیست. گری توضیح میدهد که در طول تاریخ تکاملی انسان، بازی در گروههایی با سنین مختلط رخ داده است. این همزیستی چندسِنی، بستر بروز طبیعی پدیدۀ «داربستبندی» را فراهم میسازد؛ یعنی هنگامی که کودکان بزرگتر به عنوان سرمشق عمل کرده، سطح بازی و زبان کودکان کوچکتر را بالا میکشند و خود نیز مهارتهای رهبری و مراقبت را تمرین میکنند. در مقابل، کلاسهای همسن به تشدید رقابت سمی و قلدری میانجامند. وهابزاده نیز بر اساس همین منطق، ساختار مطلوب مدارس طبیعت را بر حضور کودکان در ردههای سنی مختلف، از ۳ تا ۱۲ سال، در یک فضای واحد بنا میکند. به باور او، در تعامل چندسنی، قلدری کاهش مییابد؛ زیرا حضور خردسالان، غرایز حمایتی و شفقت را در نوجوانان بیدار میکند و بسیاری از تعارضات نیز بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان حل میشوند.
در نهایت، پذیرش این اصول به بازتعریف نقش بزرگسالان میانجامد؛ یعنی تغییر از یک ناظم اقتدارگرا به یک ناظر بیمداخله. گری نقش بزرگسال را در احیای بازی آزاد به «نجاتغریق» تشبیه میکند؛ کسی که تنها امنیت فیزیکی را زیر نظر دارد، اما در فرآیند بازی، وضع قوانین و حل اختلافات دخالت نمیکند تا کودکان خود سازگاری اجتماعی را تمرین کنند. به همین ترتیب، وهابزاده جایگاه معلم سنتی را با مفهوم «تسهیلگر» جایگزین میکند. اصل طلایی تسهیلگری از نظر او، قانون «حداقل عمل و حداقل کلام» است. تسهیلگر درس نمیدهد، سخنرانی نمیکند و بازی را مدیریت نمیکند؛ بلکه بستر امن را فراهم میسازد تا کودک خود تجربه کند، بیازماید، شکست بخورد و بیاموزد. او معتقد است تسهیلگر باید واجد ویژگی «کودکبودگی» باشد؛ یعنی هنوز شور شگفتی در وجودش زنده مانده باشد تا بتواند جهان را از دریچۀ چشم یک کودک لمس کند.
تبیین همزمان این دیدگاهها نشان میدهد که هر دو اندیشمند، با زبانی متفاوت اما با شالودهای یکسان، ما را به بازنگری در نسبت میان کودکی، آموزش و آزادی فرامیخوانند. شاید نزدیک شدن مهرماه، فرصتی باشد برای آنکه پیش از پذیرفتن بدیهیِ آنچه سالها «آموزش» و «تربیت» نامیدهایم، لحظهای درنگ کنیم و از خود بپرسیم: ممکن است آنچه امروز بدیهی میپنداریم، تنها یکی از شیوههای ممکن برای پرورش کودک بوده باشد؟
✍️ عارف عبادی
📱 اشتباهِ میمون
«اجتماعی که نخواهد به ورشکستگی معنوی و اساسی دچار شود باید عالیترین کوشش خود را صرف تربیت فرزندان کند»
محمود صناعی
کمکم به مهرماه و فصل باز شدن مدارس نزدیک میشویم؛ زمانی از سال که برای بسیاری سرشار از خاطرات شیرین و دلچسب است. برای من اما، مهرماه همیشه نفرتانگیز و عذابآور بوده است. من هرگز از مدرسه و کلاس خوشم نیامد و همیشه از آن گریزان بودم. خاطرات کودکی من چیزی نیست جز نُه ماه عذاب و شکنجۀ مدرسه و سه ماه رهایی و خوشی در تعطیلات تابستان. در تمام این سالها، دائماً اینطور القا میشد که مدرسه بخشی طبیعی و گریزناپذیر از زندگی کودکی است؛ جایی که باید در آن نشست، گوش داد، آموخت، اطاعت کرد و خود را با نظمی از پیش تعیینشده وفق داد. اما هرچه بیشتر درباره کودکی و مبانی تکاملی یادگیری در حیوان انسانی میخوانم، این پرسش برایم جدیتر میشود که آیا آنچه ما «آموزش» مینامیم، واقعاً با طبیعت کودک و نیازهای اساسی او سازگار است؟
از قرار، دو هفتۀ پیش از من خواسته شد تا آخرین اثر روانشناس شهیر امریکایی، پیتر گری (Peter Gray)، با عنوان Restoring Childhood: How to Set Kids Free in the Age of Anxiety را مطالعه کنم و اگر نظر مساعد داشتم اعلام کنم تا کتابخانۀ موزه آن را تهیه نماید. کتاب قرار است دو هفتۀ دیگر منتشر شود و نسخهای که من در دست دارم، نسخۀ پیش از انتشار است. هرچند این نخستین اثر نیست که از گری میخوانم، اینبار هنگام مطالعۀ کتاب، شباهت ایدهها و استدلالهای او با صحبتهایی که آقای عبدالحسین وهابزاده طی چند دهۀ اخیر بارها بر آن تأکید و ظاهراً در کتاب «امپراتوری کودکی» به شکلی منسجم مطرح کردهاند، توجهم را جلب کرد.
در اینجا میخواهم نشان دهم که بررسی آراء پیتر گری و عبدالحسین وهابزاده در کنار هم، دیدگاه یکپارچهای را در نقد نظام آموزش مدرن آشکار میکند. این دو اندیشمند، با وجود خاستگاههای جغرافیایی و فرهنگی متفاوت، در یک پروژه فکری همگرا به یکدیگر میپیوندند که عبارت است از افشای ماهیت اسارتبار مدارس جدید و ضرورت بازپسگیری حق حاکمیت و آزادی طبیعی کودکان.
یکی از بنیادیترین نقاط تلاقی این دو متفکر، صورتبندی ماهیت فیزیکی و روانی مدرسه به مثابۀ نهادی سلبکنندۀ آزادی است. پیتر گری، با تکیه بر معیارهای روانشناسی حیاتوحش (wildlife psychology)، استدلال میکند که مدارس اجباری تمام مؤلفههای یک محیط اسارتبار یا حتی یک زندان امنیتی را داراست؛ محیطی غیراختیاری که در آن حرکت بدنی محدود میشود، نیازهای اولیه بقا مدیریت میگردد و هویت فردی در فرآیند دائمی نظارت و رامسازی مستهلک میشود. گری معتقد است در چنین بستری، مدارس به جای پرورش عاملیت، «درماندگی آموختهشده» را به کودکان دیکته میکنند. وهابزاده نیز شرایط کودکان تحت سلطۀ آموزش رسمی را به وضعیت «شیری در قفس تنگ باغوحش» تشبیه میکند؛ شیری که اگرچه پوست زرد و یال و کوپال ظاهری خود را حفظ کرده، اما غرش، پویایی و غرایز وحشی خود را زیر بار مراقبت افراطی و نظارت تام بزرگسالان از دست داده است. هر دو متفکر بر این باورند که بزرگسالان به بهانۀ تربیت، «امپراتوری یله و آزاد کودکی» را غصب کردهاند.
این اسارت ساختاری، پیامدهای آسیبشناختی عمیقی بر سلامت روان و جسم نسل جدید بر جای گذاشته است. گری پیوند مستقیمی میان کاهش فرصتهای بازی آزاد و بحرانهای روانی نظیر اضطراب، افسردگی و خودکشی در میان کودکان ترسیم میکند. او با استناد به شواهد آماری نشان میدهد که نرخ تروماهای روانی نوجوانان با شروع سال تحصیلی به شدت افزایش مییابد و «مدرسهگریزی» را نه یک اختلال روانی، بلکه واکنشی طبیعی و دفاعی از سوی یک ارگانیسم پویا در برابر قفسِ مدرسه میداند. او حتی برچسبهایی چون بیشفعالی را محصول تلاش مدرسه برای پاتولوژیکسازی رفتارهای طبیعی و پرتحرک کودکان در محیطی ناسازگار میداند. وهابزاده نیز اصرار زودهنگام بر محفوظات علمی، دغدغۀ تستزدن، المپیادها و رقابتهای نفسگیر مدارس تیزهوشان را سموم مهلک برای سلامت روان نسل جدید میداند. افزون بر این، او معتقد است وسواس والدین امروزی در استریلسازی همه چیز و محروم کردن کودک از بازی با خاک و گِل، سیستم ایمنی بدن را تضعیف کرده و راه را برای بروز آلرژیها و بیماریهای خودایمنی هموار ساخته است.
تضاد اصلی سیستم مدارس نوین با طبیعت انسان، در نحوۀ تعریف یادگیری نیز آشکار میشود. گری، بر پایۀ روانشناسی تکاملی، معتقد است کودکان به طور غریزی مجهز به موتورهای محرکی چون کنجکاوی، بازیگوشی و جامعهخواهی هستند تا بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان، خود را آموزش دهند. مدرسۀ رسمی، با اجبار کودکان به یادگیری محتوای یکسان در زمان واحد، این غرایز را سرکوب کرده و شوق دانستن را به «کار اجباری و نتیجهمحور» تقلیل میدهد. وهابزاده نیز روش رسمی آموزش را مصداق بارز «سرنا را از سر گشاد باد زدن» میداند. از نظر او، مدرسۀ کلاسیک بیآنکه پرسش یا نیازی را در ذهن کودک بکارد، صلبترین پاسخها را به او تحمیل میکند. او معتقد است کودک تا سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی نباید تحت آموزش رسمی مستقیم قرار گیرد؛ بلکه باید ابتدا آزادانه در جهان فیزیکی کاوش کند تا پرسش در ذهنش بجوشد و سپس خود برای یافتن پاسخ به سراغ کتاب و خواندن و نوشتن برود. در واقع، هر دو اندیشمند بر این اصل صحه میگذارند که چیزهای ارزشمند زندگی آموختنی نیستند، بلکه دریافتنی و تجربیاند و آموزش تحمیلی، خلاقیت ناب کودکان را سرکوب میکند.
این فرآیند تجربی و اکتشافی، در کانون فلسفۀ هر دو نظریهپرداز و در بستر بازی آزاد تحقق مییابد. گری بازی را فعالیتی داوطلبانه و فرآیندمحور میداند که در آن «حق شکست خوردن بدون هزینه» بستری برای خلاقیت ایجاد میکند. او به ویژه از بازیهای پرخطر دفاع میکند و آنها را ابزاری تکاملی برای مدیریت ترس و تنظیم هیجانات میداند. کودکی که با بالا رفتن از درخت با ترس از ارتفاع مواجه میشود، در بزرگسالی آمادگی بیشتری برای مواجهه با ترسهای خود خواهد داشت. به همین ترتیب، وهابزاده بازی را «شغل اصلی کودک» میداند و اصرار دارد بستر آن طبیعت و تعامل با عناصر طبیعی، یعنی خاک، سنگ، گِل، آب و درختان باشد. از دیدگاه او، مفاهیمی چون وطندوستی یا حفاظت از محیط زیست، با کتابهای درسی و درون چهار دیواری کلاس به کودک القا نمیشوند؛ عشق عمیق به سرزمین زمانی شکل میگیرد که کودک در خرابههای باستانی بگردد، بدنش گِلی شود، دستش را زنبور نیش بزند و آواز باد را در برگهای درختان بشنود. این تجربههای حسی و لمسی، مبنای آگاهیهای بعدی خواهند بود.
یکی دیگر از خطاهای ساختاری مدارس مدرن از نظر هر دو متفکر، جداسازی سِنی کودکان است؛ پدیدهای مصنوعی و غیرتکاملی که با نحوۀ طبیعی رشد انسان سازگار نیست. گری توضیح میدهد که در طول تاریخ تکاملی انسان، بازی در گروههایی با سنین مختلط رخ داده است. این همزیستی چندسِنی، بستر بروز طبیعی پدیدۀ «داربستبندی» را فراهم میسازد؛ یعنی هنگامی که کودکان بزرگتر به عنوان سرمشق عمل کرده، سطح بازی و زبان کودکان کوچکتر را بالا میکشند و خود نیز مهارتهای رهبری و مراقبت را تمرین میکنند. در مقابل، کلاسهای همسن به تشدید رقابت سمی و قلدری میانجامند. وهابزاده نیز بر اساس همین منطق، ساختار مطلوب مدارس طبیعت را بر حضور کودکان در ردههای سنی مختلف، از ۳ تا ۱۲ سال، در یک فضای واحد بنا میکند. به باور او، در تعامل چندسنی، قلدری کاهش مییابد؛ زیرا حضور خردسالان، غرایز حمایتی و شفقت را در نوجوانان بیدار میکند و بسیاری از تعارضات نیز بدون مداخلۀ مستقیم بزرگسالان حل میشوند.
در نهایت، پذیرش این اصول به بازتعریف نقش بزرگسالان میانجامد؛ یعنی تغییر از یک ناظم اقتدارگرا به یک ناظر بیمداخله. گری نقش بزرگسال را در احیای بازی آزاد به «نجاتغریق» تشبیه میکند؛ کسی که تنها امنیت فیزیکی را زیر نظر دارد، اما در فرآیند بازی، وضع قوانین و حل اختلافات دخالت نمیکند تا کودکان خود سازگاری اجتماعی را تمرین کنند. به همین ترتیب، وهابزاده جایگاه معلم سنتی را با مفهوم «تسهیلگر» جایگزین میکند. اصل طلایی تسهیلگری از نظر او، قانون «حداقل عمل و حداقل کلام» است. تسهیلگر درس نمیدهد، سخنرانی نمیکند و بازی را مدیریت نمیکند؛ بلکه بستر امن را فراهم میسازد تا کودک خود تجربه کند، بیازماید، شکست بخورد و بیاموزد. او معتقد است تسهیلگر باید واجد ویژگی «کودکبودگی» باشد؛ یعنی هنوز شور شگفتی در وجودش زنده مانده باشد تا بتواند جهان را از دریچۀ چشم یک کودک لمس کند.
تبیین همزمان این دیدگاهها نشان میدهد که هر دو اندیشمند، با زبانی متفاوت اما با شالودهای یکسان، ما را به بازنگری در نسبت میان کودکی، آموزش و آزادی فرامیخوانند. شاید نزدیک شدن مهرماه، فرصتی باشد برای آنکه پیش از پذیرفتن بدیهیِ آنچه سالها «آموزش» و «تربیت» نامیدهایم، لحظهای درنگ کنیم و از خود بپرسیم: ممکن است آنچه امروز بدیهی میپنداریم، تنها یکی از شیوههای ممکن برای پرورش کودک بوده باشد؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM