📌در ستایش یَلِگی
📍محمد عظیمی
همزمان با ورود موج نوگرایی یا مدرنیسم، با متحول شدن شیوههای تولید و کسب و کار، استقرار نظام آموزشی نوین و تغییر نظام سیاسی، فضاها و مدلهای تعامل کودکان در بستر محله، خانواده و مدرسه دستخوش تغییرات بنیادی گردید. تغییر الگوی خانواده ایرانی از خانواده گسترده به خانواده هستهای، رشد شهرنشینی و حذف محیطهای بازی با ویژگیهایی از قبیل: فضاهای بیتعریف، محیطهای ساماننیافته،کوچه بنبست، حاوی عناصر شکل پذیر(خاک،شن،آب و ...)، طبیعت متنوع، مسیرهای خلوت و وضعیتهای پیشبینیناپذیر بهتدریج از طراحی شهر، و فرصتهای تعاملات ساختارنیافته بدون حضور و نظارت مستمر بزرگسالان و بر اساس میل کودک در گروههای سنی مختلط-در قالب بازی آزادانه- به سرعت از روزمره کودکان محو گردید.{ادامه مطلب}👇
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
📍محمد عظیمی
همزمان با ورود موج نوگرایی یا مدرنیسم، با متحول شدن شیوههای تولید و کسب و کار، استقرار نظام آموزشی نوین و تغییر نظام سیاسی، فضاها و مدلهای تعامل کودکان در بستر محله، خانواده و مدرسه دستخوش تغییرات بنیادی گردید. تغییر الگوی خانواده ایرانی از خانواده گسترده به خانواده هستهای، رشد شهرنشینی و حذف محیطهای بازی با ویژگیهایی از قبیل: فضاهای بیتعریف، محیطهای ساماننیافته،کوچه بنبست، حاوی عناصر شکل پذیر(خاک،شن،آب و ...)، طبیعت متنوع، مسیرهای خلوت و وضعیتهای پیشبینیناپذیر بهتدریج از طراحی شهر، و فرصتهای تعاملات ساختارنیافته بدون حضور و نظارت مستمر بزرگسالان و بر اساس میل کودک در گروههای سنی مختلط-در قالب بازی آزادانه- به سرعت از روزمره کودکان محو گردید.{ادامه مطلب}👇
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
ادامه از فرسته پیشین👆| در ستایش یَلِگی
اگر چه در ساختار جدید شهری، فضاهایی به عنوان زمین بازی یا پارک به کودکان اختصاص داده شده است، اما تعداد پارکها و طراحی آنها همخوان با رشد جمعیت و امیال کودکان نبوده است. پارکها برای کودکان بطور مستقل قابل دسترسی نیست و باید والدی آنها را همراهی کند و از سوی دیگر طراحی این فضاها به تشکیل گروههای دوستی ثابت، معاشرت، کنجکاوی و کاوشگری منجر نمیشود و به علت حضور مراقبین دایمی، امکان بازی آزادانه برای کودکان مهیا نمیگردد.
این در حالیست که تا چندی پیش که شهرها کوچک بودند، بیشتر کودکان یا در خانههای بزرگ حیاطدار و یا در روستاها و در حاشیه زیستگاهها پرورش مییافتند.
کودکان از محیطهای باز اطراف محل زندگی و زیستگاه برای بازی میتوانستند بهرهمند شوند و بخش عمدهای از زمان و اوقات فراغت خود را در فضای بیرون از خانه با کودکان دیگر به تعاملات کمتر ساختار یافته، و با حداقل مداخله بزرگسالان، به ماجراجویی سپری کنند.
بنابراین حیاطهای بزرگ با خانه و انبارهای متروکه و فضای امن بازی در محله و گروههای کودکان ناهمسال، رهایی و یلگی در فضاهای بیشکل اطراف، جای خود را به سرعت به خانوادههای یک یا دو فرزندی محصور در خانههای آپارتمانی کوچک و بریده از هر گونه رابطه با طبیعت و فضاهای محرک ماجراجویی و همچنین والدینی که با نظارت دایمی امکان ایجاد هر خلوتی را برای کودکان سلب میکنند، محدود گردید.
یکی از موضوعات بسیار مهم که در کاهش دسترسی کودکان به فضای و زمان لازم برای بازی آزاد و رشد همه جانبه(جسمانی/اجتماعی/عاطفی-هیجانی و شناختی) و اهمیت تجربه مستقیم فضای بیرون و کشف دنیای اطراف بر اساس میل ذاتی به جستجوی آزادانه در محیط پیرامون خود، موثر بوده است؛ مهم شدن آموزشدیدن کودکان و بچهها در سنین پائین جهت دستیابی به مشاغلی با درآمد و جایگاه اجتماعی بالا در آینده و به تبع آن کلاسهای آموزشی، فوقبرنامه و ورزشی، کنکور و انواع و اقسام دورههای تقویتی بوده است.
استقرار نظام آموزشی نوین در دنیا و الگو قرار گرفتن آن در ایران معاصر در حقیقت نوعی پدیده فرهنگی جدید است که محصول جامعه صنعتی میباشد. هدف از استقرار این نظام آموزشی؛ مهارتها، باورها و مفاهیم خاص است و به گونهای طراحی شده است که بتواند نیازهای جامعه صنعتی را برای نیروی کار تامین کند. مهم شدن مدرسه و آموزشهای اجباری آن و شروع زودهنگام آن در محیطهایی که نه به لحاظ کالبد و نه رویکرد، تناسبی با شیوههای ذاتی یادگیری کودک نداشته و ندارد، هر روز بیش از پیش منجر به بیزاری کودکان از مدرسه رسمی و از دست رفتن شوق یادگیری گردیده است.
جدی شدن آموزش رسمی منجر به کاهش اوقات ساختار نیافته و بازیهای آزادانه کودکان گردیده است. عمده فعالیتهای غیررسمی و غیرمرتبط با درس و تکلیف مدرسه به فضای تنگ و عبوس آپارتمان و یا زنگ تفریح مدارسی که جولانگاهی برای ماجراجوییهای آزادانه کودکان باقی نگذاشتهاند، محدود گردیده و این در حالیست که اهمیت بازی آزاد در فضاهای طبیعی ساختارنیافته با قدرت برانگیختگی حواس پنج گانه و بر اساس میل کودک و در غالب گروههای ناهمسال روز به روز برای پژوهشگران حوزه یادگیری کودک آشکار میشود.
خلاصه کلام، تغییرات اساسی در معماری شهرها، کوچکتر شدن خانواده، مهم شدن مدرسه و تحصیل اجباری و تغییر باورها و نگرشهای والدین منجر شده تا کودکی- حساسترین دوره رشد کودک- بیش از هر زمانی در تاریخ تکامل گونه انسان کوتاهتر و محدودتر گردیده است. حرکت، هیجان، چالش و ریسک در قالب بازیهای ساختار نیافته در بستر طبیعت به دور از نظارت دائم و مستقیم والدین و فرصت کاوشهای ماجراجویانه و آزادانه در محیط پیرامون برای شکلگیری هویت محیطی و تنظیم رابطه کودک با خودش،دیگران و محیط از او سلب گردیده است.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
اگر چه در ساختار جدید شهری، فضاهایی به عنوان زمین بازی یا پارک به کودکان اختصاص داده شده است، اما تعداد پارکها و طراحی آنها همخوان با رشد جمعیت و امیال کودکان نبوده است. پارکها برای کودکان بطور مستقل قابل دسترسی نیست و باید والدی آنها را همراهی کند و از سوی دیگر طراحی این فضاها به تشکیل گروههای دوستی ثابت، معاشرت، کنجکاوی و کاوشگری منجر نمیشود و به علت حضور مراقبین دایمی، امکان بازی آزادانه برای کودکان مهیا نمیگردد.
این در حالیست که تا چندی پیش که شهرها کوچک بودند، بیشتر کودکان یا در خانههای بزرگ حیاطدار و یا در روستاها و در حاشیه زیستگاهها پرورش مییافتند.
کودکان از محیطهای باز اطراف محل زندگی و زیستگاه برای بازی میتوانستند بهرهمند شوند و بخش عمدهای از زمان و اوقات فراغت خود را در فضای بیرون از خانه با کودکان دیگر به تعاملات کمتر ساختار یافته، و با حداقل مداخله بزرگسالان، به ماجراجویی سپری کنند.
بنابراین حیاطهای بزرگ با خانه و انبارهای متروکه و فضای امن بازی در محله و گروههای کودکان ناهمسال، رهایی و یلگی در فضاهای بیشکل اطراف، جای خود را به سرعت به خانوادههای یک یا دو فرزندی محصور در خانههای آپارتمانی کوچک و بریده از هر گونه رابطه با طبیعت و فضاهای محرک ماجراجویی و همچنین والدینی که با نظارت دایمی امکان ایجاد هر خلوتی را برای کودکان سلب میکنند، محدود گردید.
یکی از موضوعات بسیار مهم که در کاهش دسترسی کودکان به فضای و زمان لازم برای بازی آزاد و رشد همه جانبه(جسمانی/اجتماعی/عاطفی-هیجانی و شناختی) و اهمیت تجربه مستقیم فضای بیرون و کشف دنیای اطراف بر اساس میل ذاتی به جستجوی آزادانه در محیط پیرامون خود، موثر بوده است؛ مهم شدن آموزشدیدن کودکان و بچهها در سنین پائین جهت دستیابی به مشاغلی با درآمد و جایگاه اجتماعی بالا در آینده و به تبع آن کلاسهای آموزشی، فوقبرنامه و ورزشی، کنکور و انواع و اقسام دورههای تقویتی بوده است.
استقرار نظام آموزشی نوین در دنیا و الگو قرار گرفتن آن در ایران معاصر در حقیقت نوعی پدیده فرهنگی جدید است که محصول جامعه صنعتی میباشد. هدف از استقرار این نظام آموزشی؛ مهارتها، باورها و مفاهیم خاص است و به گونهای طراحی شده است که بتواند نیازهای جامعه صنعتی را برای نیروی کار تامین کند. مهم شدن مدرسه و آموزشهای اجباری آن و شروع زودهنگام آن در محیطهایی که نه به لحاظ کالبد و نه رویکرد، تناسبی با شیوههای ذاتی یادگیری کودک نداشته و ندارد، هر روز بیش از پیش منجر به بیزاری کودکان از مدرسه رسمی و از دست رفتن شوق یادگیری گردیده است.
جدی شدن آموزش رسمی منجر به کاهش اوقات ساختار نیافته و بازیهای آزادانه کودکان گردیده است. عمده فعالیتهای غیررسمی و غیرمرتبط با درس و تکلیف مدرسه به فضای تنگ و عبوس آپارتمان و یا زنگ تفریح مدارسی که جولانگاهی برای ماجراجوییهای آزادانه کودکان باقی نگذاشتهاند، محدود گردیده و این در حالیست که اهمیت بازی آزاد در فضاهای طبیعی ساختارنیافته با قدرت برانگیختگی حواس پنج گانه و بر اساس میل کودک و در غالب گروههای ناهمسال روز به روز برای پژوهشگران حوزه یادگیری کودک آشکار میشود.
خلاصه کلام، تغییرات اساسی در معماری شهرها، کوچکتر شدن خانواده، مهم شدن مدرسه و تحصیل اجباری و تغییر باورها و نگرشهای والدین منجر شده تا کودکی- حساسترین دوره رشد کودک- بیش از هر زمانی در تاریخ تکامل گونه انسان کوتاهتر و محدودتر گردیده است. حرکت، هیجان، چالش و ریسک در قالب بازیهای ساختار نیافته در بستر طبیعت به دور از نظارت دائم و مستقیم والدین و فرصت کاوشهای ماجراجویانه و آزادانه در محیط پیرامون برای شکلگیری هویت محیطی و تنظیم رابطه کودک با خودش،دیگران و محیط از او سلب گردیده است.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
ادامه از فرسته پیشین👆| در ستایش یَلِگی
فقدان خودمختاری، عدم دسترسی به محیط غنی برای تجربه مستقیم( بهخصوص طبیعت)، محرومیت از گروههای همسال و ناهمسال اجتماعی، نظارت مستقیم و دایمی و بطور خاص« فقر بازی آزادانه » میتواند تهدید جدی برای بازتولید نسلی مضطرب، افسرده، فاقد خلاقیت، تفکر انتقادی، توانایی همکاری و تعامل برای دنیای آینده- که تغییر در آن عنصر اساسی است- قلمداد گردد.
خیلی زود دیر میشود، باید به یلگی و پرسهزنیهای بیهدف دوران کودکی اعاده حیثیت کنیم و بازی و تجربههای آزادانه و سرخوشانه را به دوران کودکیِ فرزندان سرزمینمان برگردانیم.
▪️از مقاله « کودک ايراني و فقر بازي آزادانه» به قلم ساناز حیران پور الهام گرفته شده است. منبع: روزنامه شرق | 30 بهمن ۱۳۹۷
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
فقدان خودمختاری، عدم دسترسی به محیط غنی برای تجربه مستقیم( بهخصوص طبیعت)، محرومیت از گروههای همسال و ناهمسال اجتماعی، نظارت مستقیم و دایمی و بطور خاص« فقر بازی آزادانه » میتواند تهدید جدی برای بازتولید نسلی مضطرب، افسرده، فاقد خلاقیت، تفکر انتقادی، توانایی همکاری و تعامل برای دنیای آینده- که تغییر در آن عنصر اساسی است- قلمداد گردد.
خیلی زود دیر میشود، باید به یلگی و پرسهزنیهای بیهدف دوران کودکی اعاده حیثیت کنیم و بازی و تجربههای آزادانه و سرخوشانه را به دوران کودکیِ فرزندان سرزمینمان برگردانیم.
▪️از مقاله « کودک ايراني و فقر بازي آزادانه» به قلم ساناز حیران پور الهام گرفته شده است. منبع: روزنامه شرق | 30 بهمن ۱۳۹۷
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
طبیعت بهسان حضور باوقار مادهپلنگی برفراز سر فرزندانش ما را از همه سو با عطوفت در برگرفته بود. اما چه زودهنگام از پستان مادر وحشی و نحیبمان جدا گشتیم و در اسارت جامعهای درآمدیم که چنبره فرهنگیاش تنها محدود به تعامل بشر با بشر است.
[هنری دیوید توره]
▪️ منبع:
آخرین کودک جنگل؛ ترجمه آرش حسینیان، نشر تلنگر: ۱۳۹۵
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
[هنری دیوید توره]
▪️ منبع:
آخرین کودک جنگل؛ ترجمه آرش حسینیان، نشر تلنگر: ۱۳۹۵
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
میل به بازی، بخش اصلی روش طبیعی کودکان برای خودآموزی است. در نیم قرن اخیر یا بیشتر، ما هر روز شاهد کاهش بیشتر و پیوسته آزادی کودکان برای بازی بودهایم و به تبع آن یک زوال پیوسته از سلامت ذهنی-جسمانی جوانان نمایان شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند خطر جدی که ما را تهدید میکند تولید نسلهای از بزرگسالان خواهد بود که قادر به یافتن مسیر زندگی خود نیستند.
▪️منبع:
[پیتر گِرِی| یادگیری آزاد| ترجمه مهدی غلامی|فصل اول: چه بر سر کودکی آوردهایم؟]
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
▪️منبع:
[پیتر گِرِی| یادگیری آزاد| ترجمه مهدی غلامی|فصل اول: چه بر سر کودکی آوردهایم؟]
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
Forwarded from Bukharamag
شب عبدالحسین وهابزاده
هفتصد و شصتمین شب از شبهای بخارا به بزرگداشت عبدالحسین وهابزاده، مدرس، پژوهشگر و مترجم حوزهٔ محیطزیست، بومشناس و بنیانگذار «مدرسه طبیعت» در ایران اختصاص داده شده است که با همکاری مجله بخارا، فصلنامه صنوبر و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار میشود.
این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی با سخنرانی مژگان احمدیه، حسن عشایری، غلامعلیکشانی، کاوهفیضالهی، هادی صمدی، علی دهباشی و مانیا شفاهی برگزار خواهد شد.
عبدالحسین وهابزاده در هفتم مهرماه سال ۱۳۲۵ در سبزوار متولد شد. دبستان و دبیرستان را در زادگاهش گذراند. مدرک لیسانس خود را از دانشکدهٔ کشاورزی دانشگاه جندیشاپور گرفت. پس از آن به سربازی رفت و در سپاه ترویج کشاورزی خدمت کرد و همزمان در دبیرستان هم تدریس میکرد. در سال ۱۳۵۱ به آمریکا رفت و از «دانشگاه ایالتی آیووا» فوقلیسانس علوم زیستی و بومشناسی گرفت. پس از بازگشت به ایران به عنوان مربی در دانشگاه مشهد استخدام شد. در سال ۱۳۵۷ برای تحصیل در مقطع دکترا در رشته «بومشناسی» به «دانشگاه آبردین» در اسکاتلند رفت.
عبدالحسین وهابزاده مترجم و مؤلف بیش از ۲۵ عنوان کتاب در زمینه محیطزیست، بومشناسی و طبیعت است. او سه بار برندهی جایزه کتاب سال شده است. همچنین برندهی جایزهی مهرگان برای کتاب «تنوع حیات»، برنده کتاب سال محیطزیست برای کتاب «کودک و طبیعت: درسنامه مدرسه طبیعت»، برندهی جایزهی ترویج علم، کارآفرین برگزیده از سوی دانشگاه شهید بهشتی و خادم محیطزیست ایران به انتخاب شهرداری تهران، و همچنین دو بار برنده «جایزه ملی محیط زیست» شده است،.گ بار اول برای مجموعه آثارش در این عرصه و بار دوم برای تأسیس و ترویج مدارس طبیعت.
شب عبدالحسین وهابزاده در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ در خانه اندیشمندان علوم انسانی به نشانی:
خیابان استاد نجاتالهی (ویلا) ، چهارراه ورشو، تالار فردوسی برگزار میشود.
هفتصد و شصتمین شب از شبهای بخارا به بزرگداشت عبدالحسین وهابزاده، مدرس، پژوهشگر و مترجم حوزهٔ محیطزیست، بومشناس و بنیانگذار «مدرسه طبیعت» در ایران اختصاص داده شده است که با همکاری مجله بخارا، فصلنامه صنوبر و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار میشود.
این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی با سخنرانی مژگان احمدیه، حسن عشایری، غلامعلیکشانی، کاوهفیضالهی، هادی صمدی، علی دهباشی و مانیا شفاهی برگزار خواهد شد.
عبدالحسین وهابزاده در هفتم مهرماه سال ۱۳۲۵ در سبزوار متولد شد. دبستان و دبیرستان را در زادگاهش گذراند. مدرک لیسانس خود را از دانشکدهٔ کشاورزی دانشگاه جندیشاپور گرفت. پس از آن به سربازی رفت و در سپاه ترویج کشاورزی خدمت کرد و همزمان در دبیرستان هم تدریس میکرد. در سال ۱۳۵۱ به آمریکا رفت و از «دانشگاه ایالتی آیووا» فوقلیسانس علوم زیستی و بومشناسی گرفت. پس از بازگشت به ایران به عنوان مربی در دانشگاه مشهد استخدام شد. در سال ۱۳۵۷ برای تحصیل در مقطع دکترا در رشته «بومشناسی» به «دانشگاه آبردین» در اسکاتلند رفت.
عبدالحسین وهابزاده مترجم و مؤلف بیش از ۲۵ عنوان کتاب در زمینه محیطزیست، بومشناسی و طبیعت است. او سه بار برندهی جایزه کتاب سال شده است. همچنین برندهی جایزهی مهرگان برای کتاب «تنوع حیات»، برنده کتاب سال محیطزیست برای کتاب «کودک و طبیعت: درسنامه مدرسه طبیعت»، برندهی جایزهی ترویج علم، کارآفرین برگزیده از سوی دانشگاه شهید بهشتی و خادم محیطزیست ایران به انتخاب شهرداری تهران، و همچنین دو بار برنده «جایزه ملی محیط زیست» شده است،.گ بار اول برای مجموعه آثارش در این عرصه و بار دوم برای تأسیس و ترویج مدارس طبیعت.
شب عبدالحسین وهابزاده در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۴۰۳ در خانه اندیشمندان علوم انسانی به نشانی:
خیابان استاد نجاتالهی (ویلا) ، چهارراه ورشو، تالار فردوسی برگزار میشود.
Bukharamag
Photo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️[سخنرانی استاد عبدالحسین وهابزاده
شبهای بخارا | ۱۴ مرداد۱۴۰۳؛ تهران: خانه اندیشمندان علوم انسانی]
این چند دقیقه رو گوش کنید تا ببینید چگونه با تاکید بر آموزش محیط زیست و افزایش دانایی برای حفاظت از محیطزیست ، ما داریم سرنا رو از سر گشادش باد میکنیم.
آنچه منجر به حفاظت میشود، علاقه و عشق و دلبستگی به زمین است، نه انباشت اطلاعات. علاقه و عشق هم از تجربه آزاد و سرخوشانه و بی قید و شرط و محدودیت طبیعت در کودکی حاصل می شود نه از کتاب و دانش و آموزش. رعایت این تقدم و تأخر کارساز است و عدم رعایت، تباه کننده اذهانی که شورمندانه به رابطه با طبیعت از خردسالی سوگیری و میل ذاتی دارد.
▫️پرورش مقدم بر آموزش است. {عبدالحسین وهابزاده}
دیشب از شبهای خجسته و باشکوه بخارا بود.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
شبهای بخارا | ۱۴ مرداد۱۴۰۳؛ تهران: خانه اندیشمندان علوم انسانی]
این چند دقیقه رو گوش کنید تا ببینید چگونه با تاکید بر آموزش محیط زیست و افزایش دانایی برای حفاظت از محیطزیست ، ما داریم سرنا رو از سر گشادش باد میکنیم.
آنچه منجر به حفاظت میشود، علاقه و عشق و دلبستگی به زمین است، نه انباشت اطلاعات. علاقه و عشق هم از تجربه آزاد و سرخوشانه و بی قید و شرط و محدودیت طبیعت در کودکی حاصل می شود نه از کتاب و دانش و آموزش. رعایت این تقدم و تأخر کارساز است و عدم رعایت، تباه کننده اذهانی که شورمندانه به رابطه با طبیعت از خردسالی سوگیری و میل ذاتی دارد.
▫️پرورش مقدم بر آموزش است. {عبدالحسین وهابزاده}
دیشب از شبهای خجسته و باشکوه بخارا بود.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
Forwarded from محمد درویش
🟢 در ستایش ضیافتی که امیر بخارا برای امیر طبیعت و امید کودکان ایران آفرید! 🟢
📚 @darvishnameh
1️⃣ از معدود شبهای بخارا بود که پیش از آغاز رسمی مراسم در ساعت ۱۷ یکشنبه، ۱۴ مرداد ۱۴۰۳؛ نهتنها تمامی صندلیها پر شده بود، بلکه دهها نفر ایستاده در تالار بزرگ فردوسی بیش از ۱۵۰ دقیقه این آیین پرشکوه را به تماشا نشستند، آن هم در یکی از گرمترین روزهای پایتخت در میانه بیم و نگرانی از افزایش خشونت در خاورمیانه و ...
2️⃣ شخصیت عبدالحسین وهابزاده، روشن بودنِ تکلیفش با خودش، صراحت لهجهاش، سماجتش در منحرفنشدن از مسیر و دانش ژرف و پربارش در حوزه بومشناسی کودک و طبیعت شاید یکی از مهمترین مولفههایی است که سبب شد حتی اجزای ظاهراً بیروح تالار فردوسی در خانه اندیشمندان علوم انسانی هم، آن شامگاه پرتپش را چهاردهمین روز مرداد ۱۴۰۳ هرگز از یاد نبرند ...
3️⃣ دم شما مردم قدرشناس گررررم که سزاوارانه از فرزندان نیکوخصال ایران قدردانی میکنید. کاری که شما در یکشنبه به رهبری امیر دوستداشتنی بخارا، علی دهباشی عزیز و مانیا شفاهی در مجله صنوبر انجام دادید، فقط وهابزاده و خانوادهاش را سربلند و دلگرم نکرد، بلکه این نوید و پیام را به جوانانی داد که دریافتند اگر سرباز وطن باشند، نهراسند و با خردمندی برای ارتقای کیفیت زندگی در سرزمین مادری و خانه پدری بکوشند، اهالی این خانه هرگز فراموششان نخواهند کرد ...
4️⃣ یادمان باشد: عبدالحسین وهابزاده با بنیانگذاری مکتب مدارس طبیعت و انتشار و برگردان دهها کتاب ارزشمند به فارسی، موثرترین و تضمینیافتهترین راه برای بازگشت ژینایی به وطن را نشانمان داد. او جایی از آینده را میبیند که دیدنش برای مدیران عادتکرده به روزمرگیها و نگران میزها قابل دیدن نیست. او برای تربیت نسلی کوشیدن آغاز کرد که بفهمند: هنر نیست بتوانی چند معادله چند مجهولی را در کسری از زمان حل کنی، وقتی نتوانی دو دقیقه در مورد خودت، پدرت، مادرت و دیگر وابستگانت با جزییاتی منحصربهفرد سخن گفته، تنشهای روانی را مدیریت کرده و شیوه حل تعارضها را بلد باشی که تمرین کنی. جامعه تابآور آینده مدیون بزرگانی است که در کودکی، بدون احساس گناه کودکی کرده و دیگردوستی موثر را بلد باشند؛ ثروتمندانی که یاد گرفتهاند عمر گرانبهای خویش را صرف جمعآوری ثروتی کنند که قابل ربودن نیست.
5️⃣ به افتخار عبدالحسین وهابزاده، هر جا که هستید بلند شده و همه عشق و انرژی مثبت خود را نثارش کنید تا ایران و ایرانی از برکات حضورش در جهان تا آنجا که ممکن است، بیشتر بهرهمند شود ...
https://t.me/darvishnameh/12548
#عبدالحسین_وهابزاده
#دلنوشته_های_محمد_درویش
📚 @darvishnameh
1️⃣ از معدود شبهای بخارا بود که پیش از آغاز رسمی مراسم در ساعت ۱۷ یکشنبه، ۱۴ مرداد ۱۴۰۳؛ نهتنها تمامی صندلیها پر شده بود، بلکه دهها نفر ایستاده در تالار بزرگ فردوسی بیش از ۱۵۰ دقیقه این آیین پرشکوه را به تماشا نشستند، آن هم در یکی از گرمترین روزهای پایتخت در میانه بیم و نگرانی از افزایش خشونت در خاورمیانه و ...
2️⃣ شخصیت عبدالحسین وهابزاده، روشن بودنِ تکلیفش با خودش، صراحت لهجهاش، سماجتش در منحرفنشدن از مسیر و دانش ژرف و پربارش در حوزه بومشناسی کودک و طبیعت شاید یکی از مهمترین مولفههایی است که سبب شد حتی اجزای ظاهراً بیروح تالار فردوسی در خانه اندیشمندان علوم انسانی هم، آن شامگاه پرتپش را چهاردهمین روز مرداد ۱۴۰۳ هرگز از یاد نبرند ...
3️⃣ دم شما مردم قدرشناس گررررم که سزاوارانه از فرزندان نیکوخصال ایران قدردانی میکنید. کاری که شما در یکشنبه به رهبری امیر دوستداشتنی بخارا، علی دهباشی عزیز و مانیا شفاهی در مجله صنوبر انجام دادید، فقط وهابزاده و خانوادهاش را سربلند و دلگرم نکرد، بلکه این نوید و پیام را به جوانانی داد که دریافتند اگر سرباز وطن باشند، نهراسند و با خردمندی برای ارتقای کیفیت زندگی در سرزمین مادری و خانه پدری بکوشند، اهالی این خانه هرگز فراموششان نخواهند کرد ...
4️⃣ یادمان باشد: عبدالحسین وهابزاده با بنیانگذاری مکتب مدارس طبیعت و انتشار و برگردان دهها کتاب ارزشمند به فارسی، موثرترین و تضمینیافتهترین راه برای بازگشت ژینایی به وطن را نشانمان داد. او جایی از آینده را میبیند که دیدنش برای مدیران عادتکرده به روزمرگیها و نگران میزها قابل دیدن نیست. او برای تربیت نسلی کوشیدن آغاز کرد که بفهمند: هنر نیست بتوانی چند معادله چند مجهولی را در کسری از زمان حل کنی، وقتی نتوانی دو دقیقه در مورد خودت، پدرت، مادرت و دیگر وابستگانت با جزییاتی منحصربهفرد سخن گفته، تنشهای روانی را مدیریت کرده و شیوه حل تعارضها را بلد باشی که تمرین کنی. جامعه تابآور آینده مدیون بزرگانی است که در کودکی، بدون احساس گناه کودکی کرده و دیگردوستی موثر را بلد باشند؛ ثروتمندانی که یاد گرفتهاند عمر گرانبهای خویش را صرف جمعآوری ثروتی کنند که قابل ربودن نیست.
5️⃣ به افتخار عبدالحسین وهابزاده، هر جا که هستید بلند شده و همه عشق و انرژی مثبت خود را نثارش کنید تا ایران و ایرانی از برکات حضورش در جهان تا آنجا که ممکن است، بیشتر بهرهمند شود ...
https://t.me/darvishnameh/12548
#عبدالحسین_وهابزاده
#دلنوشته_های_محمد_درویش
[مطالعاتکودکوطبیعت]
Photo
▪️انسان و طبیعت
{ بشریت نتیجه رابطه تکامل یافته انسان با طبیعت است، تعاملی طولانی مدت و تجربه جهان طبیعی. احساسات ما، هیجانات ما، نیروی عقلانی ما و حتی فرهنگ ما در ارتباط با دنیای غیر انسانی و برای سازگاری با آن شکل گرفته و توسعه یافته است. علاوه بر این، سلامت جسمی و روحی ما، بهره وری و رفاه ما در گرو استمرار این رابطه با طبیعت است؛ حتی اگر دنیای امروز به طور فزایندهای تبدیل شده است به دنیای مصنوعی و ساخته شده.}
وابستگی ما به طبیعت صرفاً برای تأمین مواد اولیه، آب پاک، خاک حاصلخیز و دیگر خدمات اکوسیستمی ضروری نیست، از این اساسیتر بر احساسات، تفکر، ارتباط خلاقیت، توانایی حل مشکل، بلوغ، شکل دادن به هویتی مطمئن و معنیدار و یافتن معنا و هدف زندگی ما اثر عمیقی دارد.
در صورتی که خارج از محیطی زندگی کنیم که در آن تکامل یافتهایم؛ هرگز کاملا سالم و راضی نخواهیم بود: بسیاری از چیزهایی که ما در مقام انسان ارج مینهیم و عزیز میداریم- ظرفیتمان برای مراقبت کردن، استدلال کردن، عشق ورزیدن-به روابط متنوعمان با طبیعت وابسته است. این اعتماد به طبیعت مربوط به خاستگاه زیستشناختی ما به عنوان یک گفته است: ما در جهان طبیعی تکامل یافتهایم نه در یک جهان مصنوعی انسان ساخت. بیش از ۹۹ درصد تاریخ بشر صرف سازگاری و انطباق واکنشهای گونه ما با محیط طبیعی برای تضمین بقایمان شده است که تکامل حواس، عواطف، نیروی عقلانی و روح ما را هدایت کرده است.
طبیعت نه فقط باقیماندهای از زندگی ما یا چیزی بی ربط با آن نیست، بلکه تمایل ذاتی ما برای پیوستن به آن از نظر جسمانی، سلامت روان و رفاه، حیاتی به نظر میرسد.
این وابستگی به طبیعت ظرفیت های ما را در { احساس، استدلال، تفکر، حل مشکلات، کشف، خلق کردن و سالم زیستن} شکل بخشیده، قالب زده و گسترش داده است.
ما چه کشاورز باشیم چه جنگلبان، چه سرمایه گذار یا استاد دانشگاه، چه کار ذهنی داشته باشیم چه کار یدی در هر حال امنیت و بقایمان به کیفیت روابطمان با طبیعت وابسته است.
زندگی در تعامل مثبت با طبیعت از ظرفیت زیادی برای غنی شدن و پاداش دادن برخوردار است. راشل کارسون نویسنده و زیستشناس به شیوایی اشاره کرده است:
« حفظ و تقویت حس شگفتی و حیرت از بازشناخت چیزی فراتر از مرزهای تجربه انسان، چه ارزشی دارد؟ آیا پژوهش و تفحص در طبیعت صرفاً روشی لذتبخش برای گذران ساعات طلایی است؟
یا چیزی عمیقتر در آن نهفته است؟ اطمینان دارم که چیزی ژرفتر وجود دارد، کسانی که در این میدان میجنگند در میان زیبائیها و اسرار زمین هرگز در زندگی تنها و افسرده دیده نمیشوند. منبعی شفابخش و بیپایان در این توسلهای تکراری به طبیعت میدرخشد.»
متأسفانه جامعه مدرن رابطهای خصمانه با طبیعت در پیش گرفته است. این تعارض به مجموعهای از چالشهای ژرف اجتماعی و زیستمحیطی منجر شده است: از میان بردن تنوع زیستی در سطح وسیع، تقلیل گسترده منابع، گسترش آلودگیهای شیمیایی، تحلیل بردن اتمسفر و کابوس تغییر مصیبتبار اقلیم و در نهایت پدیدار شدن مشکلات بزرگ مربوط به سلامت و کیفیت زندگی و حتی بحران روحی بشر. این چالشها حاصل جامعه معاصری است که خواسته یا ناخواسته کلید رابطه خود با دنیای اطرافش را گم کرده است.
▪️منبع:
[کتاب حق مادرزاد؛انسان و طبیعت در دنیای امروز، نوشته ی استیون کلرت، ترجمهی عبدالحسین وهابزاده، سید مصطفی چشمی و روشنک شهریاری؛ انتشارات فرهنگ نشرنو با همکاری نشر آسیم،نوبت چاپ: اول، ۱۴۰۰]
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
{ بشریت نتیجه رابطه تکامل یافته انسان با طبیعت است، تعاملی طولانی مدت و تجربه جهان طبیعی. احساسات ما، هیجانات ما، نیروی عقلانی ما و حتی فرهنگ ما در ارتباط با دنیای غیر انسانی و برای سازگاری با آن شکل گرفته و توسعه یافته است. علاوه بر این، سلامت جسمی و روحی ما، بهره وری و رفاه ما در گرو استمرار این رابطه با طبیعت است؛ حتی اگر دنیای امروز به طور فزایندهای تبدیل شده است به دنیای مصنوعی و ساخته شده.}
وابستگی ما به طبیعت صرفاً برای تأمین مواد اولیه، آب پاک، خاک حاصلخیز و دیگر خدمات اکوسیستمی ضروری نیست، از این اساسیتر بر احساسات، تفکر، ارتباط خلاقیت، توانایی حل مشکل، بلوغ، شکل دادن به هویتی مطمئن و معنیدار و یافتن معنا و هدف زندگی ما اثر عمیقی دارد.
در صورتی که خارج از محیطی زندگی کنیم که در آن تکامل یافتهایم؛ هرگز کاملا سالم و راضی نخواهیم بود: بسیاری از چیزهایی که ما در مقام انسان ارج مینهیم و عزیز میداریم- ظرفیتمان برای مراقبت کردن، استدلال کردن، عشق ورزیدن-به روابط متنوعمان با طبیعت وابسته است. این اعتماد به طبیعت مربوط به خاستگاه زیستشناختی ما به عنوان یک گفته است: ما در جهان طبیعی تکامل یافتهایم نه در یک جهان مصنوعی انسان ساخت. بیش از ۹۹ درصد تاریخ بشر صرف سازگاری و انطباق واکنشهای گونه ما با محیط طبیعی برای تضمین بقایمان شده است که تکامل حواس، عواطف، نیروی عقلانی و روح ما را هدایت کرده است.
طبیعت نه فقط باقیماندهای از زندگی ما یا چیزی بی ربط با آن نیست، بلکه تمایل ذاتی ما برای پیوستن به آن از نظر جسمانی، سلامت روان و رفاه، حیاتی به نظر میرسد.
این وابستگی به طبیعت ظرفیت های ما را در { احساس، استدلال، تفکر، حل مشکلات، کشف، خلق کردن و سالم زیستن} شکل بخشیده، قالب زده و گسترش داده است.
ما چه کشاورز باشیم چه جنگلبان، چه سرمایه گذار یا استاد دانشگاه، چه کار ذهنی داشته باشیم چه کار یدی در هر حال امنیت و بقایمان به کیفیت روابطمان با طبیعت وابسته است.
زندگی در تعامل مثبت با طبیعت از ظرفیت زیادی برای غنی شدن و پاداش دادن برخوردار است. راشل کارسون نویسنده و زیستشناس به شیوایی اشاره کرده است:
« حفظ و تقویت حس شگفتی و حیرت از بازشناخت چیزی فراتر از مرزهای تجربه انسان، چه ارزشی دارد؟ آیا پژوهش و تفحص در طبیعت صرفاً روشی لذتبخش برای گذران ساعات طلایی است؟
یا چیزی عمیقتر در آن نهفته است؟ اطمینان دارم که چیزی ژرفتر وجود دارد، کسانی که در این میدان میجنگند در میان زیبائیها و اسرار زمین هرگز در زندگی تنها و افسرده دیده نمیشوند. منبعی شفابخش و بیپایان در این توسلهای تکراری به طبیعت میدرخشد.»
متأسفانه جامعه مدرن رابطهای خصمانه با طبیعت در پیش گرفته است. این تعارض به مجموعهای از چالشهای ژرف اجتماعی و زیستمحیطی منجر شده است: از میان بردن تنوع زیستی در سطح وسیع، تقلیل گسترده منابع، گسترش آلودگیهای شیمیایی، تحلیل بردن اتمسفر و کابوس تغییر مصیبتبار اقلیم و در نهایت پدیدار شدن مشکلات بزرگ مربوط به سلامت و کیفیت زندگی و حتی بحران روحی بشر. این چالشها حاصل جامعه معاصری است که خواسته یا ناخواسته کلید رابطه خود با دنیای اطرافش را گم کرده است.
▪️منبع:
[کتاب حق مادرزاد؛انسان و طبیعت در دنیای امروز، نوشته ی استیون کلرت، ترجمهی عبدالحسین وهابزاده، سید مصطفی چشمی و روشنک شهریاری؛ انتشارات فرهنگ نشرنو با همکاری نشر آسیم،نوبت چاپ: اول، ۱۴۰۰]
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
دسترسی سریع به:
[کلاس درس کودکوطبیعتِ عبدالحسین وهابزاده]
▫️عبدالحسین وهابزاده کنشگر، پژوهشگر، مدرس و مترجم حوزهی محیطزیست و بومشناسی و بنیانگذارِ «مدرسه طبیعت» در صفحهنو از تجربیات خود دربارهی کودک و طبیعت سخن میگوید.
در این دوره دربارهی شناخت دوران کودکی، تأثیر طبیعت بر رشد کودک، پیامدهای دوری کودک از طبیعت و شیوهی یادگیری آزاد، مطالب تازه و منسجمی ارائه شده است.
▪️عنوان درسها [ با کلیک روی هریک از عنوانها میتوانید ویدیو کلاس درس را ببینید]
۱ آشنایی با عبدالحسین وهابزاده و معرفی دوره
۲ راهی که پیمودهام
۳ شناخت دوران کودکی
۴ درباره کودکی بیشتر بدانیم
۵ انسان و طبیعت
۶ کودک و طبیعت
۷ پیامدهای دوری کودک از طبیعت
۸ یادگیری از طبیعت
۹ آموزش به کودکان
۱۰ مدرسه طبیعت
۱۱طبیعت خود بهترین آموزگار است
۱۲ بازی تمرین زندگی است
۱۳ رهایی و رشد کودک
۱۴ نقش والدین در رشد کودک
۱۵ راههایی برای تجربه طبیعت در زندگی شهری
۱۶ نقش نهادهای مدیریتی، آموزشی و محیطزیستی
۱۷ آداب شخصی
۱۸ صفحه آخر، حرف آخر
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
[کلاس درس کودکوطبیعتِ عبدالحسین وهابزاده]
▫️عبدالحسین وهابزاده کنشگر، پژوهشگر، مدرس و مترجم حوزهی محیطزیست و بومشناسی و بنیانگذارِ «مدرسه طبیعت» در صفحهنو از تجربیات خود دربارهی کودک و طبیعت سخن میگوید.
در این دوره دربارهی شناخت دوران کودکی، تأثیر طبیعت بر رشد کودک، پیامدهای دوری کودک از طبیعت و شیوهی یادگیری آزاد، مطالب تازه و منسجمی ارائه شده است.
▪️عنوان درسها [ با کلیک روی هریک از عنوانها میتوانید ویدیو کلاس درس را ببینید]
۱ آشنایی با عبدالحسین وهابزاده و معرفی دوره
۲ راهی که پیمودهام
۳ شناخت دوران کودکی
۴ درباره کودکی بیشتر بدانیم
۵ انسان و طبیعت
۶ کودک و طبیعت
۷ پیامدهای دوری کودک از طبیعت
۸ یادگیری از طبیعت
۹ آموزش به کودکان
۱۰ مدرسه طبیعت
۱۱طبیعت خود بهترین آموزگار است
۱۲ بازی تمرین زندگی است
۱۳ رهایی و رشد کودک
۱۴ نقش والدین در رشد کودک
۱۵ راههایی برای تجربه طبیعت در زندگی شهری
۱۶ نقش نهادهای مدیریتی، آموزشی و محیطزیستی
۱۷ آداب شخصی
۱۸ صفحه آخر، حرف آخر
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh
درسهایی از مدرسه طبیعت
احتمال رشد یک درخت تنومند در سایه یک درخت تنومند دیگه بسیار کمه و این فقط مربوط به درختان نیست.کودکان برای رشد مستقل نیازمند رهایی از کنترل والدیناند.کم نیستند فرزندان بزرگانی در اطرافمان که بزرگ نشدهاند و اگر چیز درخوری شدهاند با نابودی خود در یک فرایند دردناک و ذوب در والد به جایی رسیدهاند.ما فقط به بزرگانی اندک نیاز نداریم بلکه خواستار جهانی هستیم که هرکس خود باشد.این جهانی بس دلپذیرتر ،سالمتروپویاتر خواهد بود.
احتمال رشد یک درخت تنومند در سایه یک درخت تنومند دیگه بسیار کمه و این فقط مربوط به درختان نیست.کودکان برای رشد مستقل نیازمند رهایی از کنترل والدیناند.کم نیستند فرزندان بزرگانی در اطرافمان که بزرگ نشدهاند و اگر چیز درخوری شدهاند با نابودی خود در یک فرایند دردناک و ذوب در والد به جایی رسیدهاند.ما فقط به بزرگانی اندک نیاز نداریم بلکه خواستار جهانی هستیم که هرکس خود باشد.این جهانی بس دلپذیرتر ،سالمتروپویاتر خواهد بود.
Forwarded from انجمن حمایت از حقوق کودکان
انجمن حمایت از حقوق کودکان به مناسبت هفتهی ملی کودک برگزار میکند:
🔻۱۶ مهر، دوشنبه: خانهی کودک ناصرخسرو روز ملی کودک را در داخل خانه جشن خواهد گرفت و کودکان خانه کودک شوش به اردوی کاخ نیاوران خواهند رفت.
🔻۱۶ مهر، دوشنبه، ساعت ۱۷ تا ۱۹: نشست مشترک با ایکوم با موضوع «کودک، امنیت و هویت»
سخنرانان: دکتر احمد محیططباطبایی، دکتر شیوا دولتآبادی، دکتر عشایری و طاهره پژوهش خواهند بود.
🔻۱۷ مهر، سهشنبه؛ ساعت ۱۶ تا ۱۹: نمایش فیلم «اتاق تاریک» در سالن اجتماعات انجمن
سخنرانان: روحالله حجازی، مهنوش مهرهکش و یاس شمس.
🔻۱۸ مهر، چهارشنبه؛ ساعت ۱۷ تا ۲۰: نشست مشترک با انجمن صنفی روزنامهنگاران و گروه جامعهشناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران با موضوع «حق کودک و رسانه»
سخنرانان: سوگل دانایی، شهرام اقبالزاده، کیانوش غریبپور، سمیه امیدی، پوریا عالمی، لیلی رشیدی.
🔻۱۹ مهر، پنجشنبه؛ ساعت ۱۱ تا ۱۸: کارگاه حقوق کودک، نقاشی بر پیماننامهی حقوق کودک، قصهگویی و بازی در کاخ گلستان.
🔻۲۱ مهر، شنبه؛ ساعت ۱۷ تا ۱۹: وبینار «نقش طبیعت در رشد کودک»
سخنرانان: مژگان احمدیه، هایده ناصحینژاد و منصوره یزدانی.
@irsprcorg
🔻۱۶ مهر، دوشنبه: خانهی کودک ناصرخسرو روز ملی کودک را در داخل خانه جشن خواهد گرفت و کودکان خانه کودک شوش به اردوی کاخ نیاوران خواهند رفت.
🔻۱۶ مهر، دوشنبه، ساعت ۱۷ تا ۱۹: نشست مشترک با ایکوم با موضوع «کودک، امنیت و هویت»
سخنرانان: دکتر احمد محیططباطبایی، دکتر شیوا دولتآبادی، دکتر عشایری و طاهره پژوهش خواهند بود.
🔻۱۷ مهر، سهشنبه؛ ساعت ۱۶ تا ۱۹: نمایش فیلم «اتاق تاریک» در سالن اجتماعات انجمن
سخنرانان: روحالله حجازی، مهنوش مهرهکش و یاس شمس.
🔻۱۸ مهر، چهارشنبه؛ ساعت ۱۷ تا ۲۰: نشست مشترک با انجمن صنفی روزنامهنگاران و گروه جامعهشناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران با موضوع «حق کودک و رسانه»
سخنرانان: سوگل دانایی، شهرام اقبالزاده، کیانوش غریبپور، سمیه امیدی، پوریا عالمی، لیلی رشیدی.
🔻۱۹ مهر، پنجشنبه؛ ساعت ۱۱ تا ۱۸: کارگاه حقوق کودک، نقاشی بر پیماننامهی حقوق کودک، قصهگویی و بازی در کاخ گلستان.
🔻۲۱ مهر، شنبه؛ ساعت ۱۷ تا ۱۹: وبینار «نقش طبیعت در رشد کودک»
سخنرانان: مژگان احمدیه، هایده ناصحینژاد و منصوره یزدانی.
@irsprcorg
چگونه بازی به مغز ما شکل میدهد، تخیل را شکوفا میکند و به روحمان غنا میبخشد.
هشتمین دعوت برای خوانش محتوایی و جمعی کتاب، در روزهایی که بیشتر از همیشه به ساحت بازیگونه زندگی میاندیشیم:
دور هم نشینی و تجربه نگاهی نو به مفهوم بازی بر اساس کتاب بازی، نوشته استوارت براون.
در این مجال
۵ جلسه در ۵ هفته صبحها
به صورت آنلاین کنار هم خواهیم بود تا به تمرین، بازی و گفتگو بپردازیم.
شروع دوره از ۲۵ مهر ماه
پایان دوره ۲۳ آبان ماه
چهارشنبهها ۱۰ تا ۱۲ ظهر
طراح و تسهیلگر دوره: مهین فصیح رامندی فعال حوزه بازی و یادگیری آزاد
برگزاری جلسات گفتگو در گوگل میت و
تمرین و گپ و گفتهای مجازی در طول پنج هفته از طریق تلگرام در دسترس خواهد بود.
ظرفیت برای ایجاد امکان گفتگوی عمیق، حداکثر ده نفر
این کارگاه برای بزرگسالانی که علاقهمند
به خلق خوانش نویی از بازی
و دعوت آن به زندگی روزمره، کار، تعامل با کودک و بزرگسال و درک نقش و اثر بازی بر ساحتهای گوناگون زیستن یک فرد در سنین مختلف هستند، مناسب خواهد بود.
برای دریافت اطلاعات بیشتر پیام بگذارید.
@Mehinfasih
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
هشتمین دعوت برای خوانش محتوایی و جمعی کتاب، در روزهایی که بیشتر از همیشه به ساحت بازیگونه زندگی میاندیشیم:
دور هم نشینی و تجربه نگاهی نو به مفهوم بازی بر اساس کتاب بازی، نوشته استوارت براون.
در این مجال
۵ جلسه در ۵ هفته صبحها
به صورت آنلاین کنار هم خواهیم بود تا به تمرین، بازی و گفتگو بپردازیم.
شروع دوره از ۲۵ مهر ماه
پایان دوره ۲۳ آبان ماه
چهارشنبهها ۱۰ تا ۱۲ ظهر
طراح و تسهیلگر دوره: مهین فصیح رامندی فعال حوزه بازی و یادگیری آزاد
برگزاری جلسات گفتگو در گوگل میت و
تمرین و گپ و گفتهای مجازی در طول پنج هفته از طریق تلگرام در دسترس خواهد بود.
ظرفیت برای ایجاد امکان گفتگوی عمیق، حداکثر ده نفر
این کارگاه برای بزرگسالانی که علاقهمند
به خلق خوانش نویی از بازی
و دعوت آن به زندگی روزمره، کار، تعامل با کودک و بزرگسال و درک نقش و اثر بازی بر ساحتهای گوناگون زیستن یک فرد در سنین مختلف هستند، مناسب خواهد بود.
برای دریافت اطلاعات بیشتر پیام بگذارید.
@Mehinfasih
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
بیانیهای علیه «تربیت فرزند»
▪️تربیت نباید مثلِ نجاری باشد، طوریکه محصول نهایی از پیش در ذهن باشد
امروزه برای اکثر پدر و مادرهای طبقۀ متوسط، تربیت فرزند، مثل یک پروژۀ کلان و طولانیمدت است. باید با محاسبات دقیق، برایش برنامهریزی کرد، مراحل مختلفش را کنترل کرد و نهایتاً به محصولِ از پیش معلوم آن دست یافت. اما تاریخ تربیت نشان میدهد هیچگاه فرزندان همان چیزی نمیشوند که مدنظر والدینشان بودهاند و چه بهتر که نمیشوند. زیرا عمدۀ پیشرفتهای انسانی حاصل ابداعات و تغییر رویههای پیشبینینشده بوده است.
[منبع]
| ترجمان | https://tarjomaan.com |
ادامه👇
▪️تربیت نباید مثلِ نجاری باشد، طوریکه محصول نهایی از پیش در ذهن باشد
امروزه برای اکثر پدر و مادرهای طبقۀ متوسط، تربیت فرزند، مثل یک پروژۀ کلان و طولانیمدت است. باید با محاسبات دقیق، برایش برنامهریزی کرد، مراحل مختلفش را کنترل کرد و نهایتاً به محصولِ از پیش معلوم آن دست یافت. اما تاریخ تربیت نشان میدهد هیچگاه فرزندان همان چیزی نمیشوند که مدنظر والدینشان بودهاند و چه بهتر که نمیشوند. زیرا عمدۀ پیشرفتهای انسانی حاصل ابداعات و تغییر رویههای پیشبینینشده بوده است.
[منبع]
| ترجمان | https://tarjomaan.com |
ادامه👇
[۱]بیانیهای علیه «تربیت فرزند»
آلیسن گوپنیک، وال استریت ژورنال — در پایان قرن بیستم، اتفاق عجیبی برای مادران، پدران و فرزندان افتاد. این اتفاق «تربیت فرزند» نام داشت. از زمانی که انسانها وجود داشتهاند، مادران و پدران و بسیاری دیگر بهطور ویژه از فرزندان مراقبت کردهاند. اما بر اساس لغتنامه مریام وبستر، واژۀ «تربیت فرزند» (parenting) تا سال ۱۹۵۸ در امریکا کلاً وجود نداشته و در دهۀ ۱۹۷۰ باب شده است.
گاهی منظور افراد از اصطلاح «تربیت فرزند» کاری است که والدین انجام میدهند؛ اما اکثر اوقات، بهخصوص امروزه، «تربیت فرزند» معنای کاری را یافته است که والدین باید انجام دهند. «تربیت فرزند» فعلی هدفمحور است؛ عملی را توصیف میکند، نوعی کار. هدف این است که کودکتان را به بزرگسالِ بهتر یا شادتر یا موفقتری تبدیل کنید، بهتر از چیزی که ممکن بود در حالتهای دیگر بشود یا (این را بهزمزمه بخوانید) بهتر از بچۀ همسایه. «تربیت» درست باعث خلق بچۀ درست میشود که او هم به بزرگسالی درست تبدیل میشود.
این تفکر که والدین میتوانند تکنیکهای خاصی را یاد بگیرند که بچههایشان را بهتر بار میآورد، بسیار در میان طبقۀ متوسط امریکا شایع است، چنان شایع که شاید بدیهی بهنظر برسد. اما این تصویر توصیفی است بهطور بنیادی نادرست. برای فهمیدن اینکه والدین و کودکان چطور فکر و عمل میکنند، این راه درستی نیست. برای فهمیدن اینکه چطور باید فکر و عمل کنند هم راهی نادرست است.
مراقبت از کودکان همیشه وظیفۀ انسانیِ محوری و دشواری بوده است. بچۀ انسانها خیلی طولانیتر از بچههای هر حیوان دیگر به ما والدینشان وابستهاند؛ مثلاً شامپانزههای جوان در هفت سالگی میتوانند به همان اندازه که غذا میخورند، جمعآوری هم بکنند. بچههای انسان حتی در گروههای شکارچیگردآورنده هم نمیتوانند حداقل تا پانزدهسالگی چنین کاری کنند.
پس برای مراقبت از فرزند انسان، افراد زیادی موردنیاز است، نهفقط مادر، بلکه پدر، مادربزرگ، پدربزرگ، عموها و داییها، عمهها و خالهها و بچههایشان، برادران و خواهران و حتی دوستان. زیستشناسان دریافتهاند که انسانها در فرایند تکامل، شبکهای منحصربهفرد از مراقبت را شکل دادهاند. برخلاف نزدیکترین خویشان نخستیسانمان، خانوادۀ گسترده و «شبهوالدین»۱ (افراد کمککنندهای که خویشاوند نیستند) همه با هم از بچههای نیازمند مراقبت میکنند.
ما در بخش اعظم تاریخ انسان، در چنین گروههای خانوادگی گستردهای زندگی میکردیم. این یعنی با خواهر کوچک یا نوزادان عمو و خاله تمرین میکردیم و نگاه میکردیم که چگونه بسیاری افراد دیگر از بچهها مراقبت میکنند تا اینکه ما نیز این کار را یاد بگیریم.
اما در اواخر قرن بیستم، خانوادهها کوچکتر و پراکندهتر شد، افراد دیرتر بچهدار میشدند و والدین طبقۀ متوسط، وقت بیشتری را صرف کار و دانشگاه میکردند. منابع قدیمی حکمت و مهارت دیگر در دسترس نبود.
امروزه اکثر والدینِ طبقۀ متوسط سالها کلاس میروند و به کارهایی اشتغال مییابند، سپس بچهدار میشوند. پس تعجبی ندارد که والدین مدرن، مراقبت از بچهها را هم مانند دانشگاهرفتن و کارکردن میپندارند: شما با درنظرداشتن هدفی خاص به دانشگاه و سر کار میروید و میتوان به شما آموخت که چگونه در دانشگاه و کار پیشرفت کنید.
کارکردن برای بهدستآوردن نتیجهای خاص، الگویی خوب برای بسیاری از تعهدات اساسی انسان است؛ مثلاً الگویی خوب برای نجاران یا نویسندگان یا مدیران است. اینکه نجار یا نویسنده یا مدیرعامل خوبی باشید، از روی کیفیت صندلیها، کتابها یا محصولات نهاییتان مشخص میشود. درمورد «تربیت فرزند»، والدین مثل نجار هستند؛ اما هدفْ ساختن نوعی خاص از محصول، مثلاً صندلی نیست؛ بلکه نوع خاصی از فرد است.
در کار، تخصص موجب موفقیت میشود. نوید «تربیت فرزند» این است که مجموعهای از تکنیکهای مشخص، یعنی نوعی تخصص وجود دارد که والدین میتوانند یاد بگیرند و بهکمک آنها، به هدفشان، یعنی شکلدهی زندگی فرزندانِ خود، برسند. به همین صورت، صنعتی عظیم به وجود آمده است که نوید آموزش دقیق آن تخصص را میدهد. حدود شصتهزار کتاب در بخش تربیت فرزند در سایت آمازون وجود دارد که اکثر آنها واژۀ «چگونه» را در عنوان خود دارند.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
آلیسن گوپنیک، وال استریت ژورنال — در پایان قرن بیستم، اتفاق عجیبی برای مادران، پدران و فرزندان افتاد. این اتفاق «تربیت فرزند» نام داشت. از زمانی که انسانها وجود داشتهاند، مادران و پدران و بسیاری دیگر بهطور ویژه از فرزندان مراقبت کردهاند. اما بر اساس لغتنامه مریام وبستر، واژۀ «تربیت فرزند» (parenting) تا سال ۱۹۵۸ در امریکا کلاً وجود نداشته و در دهۀ ۱۹۷۰ باب شده است.
گاهی منظور افراد از اصطلاح «تربیت فرزند» کاری است که والدین انجام میدهند؛ اما اکثر اوقات، بهخصوص امروزه، «تربیت فرزند» معنای کاری را یافته است که والدین باید انجام دهند. «تربیت فرزند» فعلی هدفمحور است؛ عملی را توصیف میکند، نوعی کار. هدف این است که کودکتان را به بزرگسالِ بهتر یا شادتر یا موفقتری تبدیل کنید، بهتر از چیزی که ممکن بود در حالتهای دیگر بشود یا (این را بهزمزمه بخوانید) بهتر از بچۀ همسایه. «تربیت» درست باعث خلق بچۀ درست میشود که او هم به بزرگسالی درست تبدیل میشود.
این تفکر که والدین میتوانند تکنیکهای خاصی را یاد بگیرند که بچههایشان را بهتر بار میآورد، بسیار در میان طبقۀ متوسط امریکا شایع است، چنان شایع که شاید بدیهی بهنظر برسد. اما این تصویر توصیفی است بهطور بنیادی نادرست. برای فهمیدن اینکه والدین و کودکان چطور فکر و عمل میکنند، این راه درستی نیست. برای فهمیدن اینکه چطور باید فکر و عمل کنند هم راهی نادرست است.
مراقبت از کودکان همیشه وظیفۀ انسانیِ محوری و دشواری بوده است. بچۀ انسانها خیلی طولانیتر از بچههای هر حیوان دیگر به ما والدینشان وابستهاند؛ مثلاً شامپانزههای جوان در هفت سالگی میتوانند به همان اندازه که غذا میخورند، جمعآوری هم بکنند. بچههای انسان حتی در گروههای شکارچیگردآورنده هم نمیتوانند حداقل تا پانزدهسالگی چنین کاری کنند.
پس برای مراقبت از فرزند انسان، افراد زیادی موردنیاز است، نهفقط مادر، بلکه پدر، مادربزرگ، پدربزرگ، عموها و داییها، عمهها و خالهها و بچههایشان، برادران و خواهران و حتی دوستان. زیستشناسان دریافتهاند که انسانها در فرایند تکامل، شبکهای منحصربهفرد از مراقبت را شکل دادهاند. برخلاف نزدیکترین خویشان نخستیسانمان، خانوادۀ گسترده و «شبهوالدین»۱ (افراد کمککنندهای که خویشاوند نیستند) همه با هم از بچههای نیازمند مراقبت میکنند.
ما در بخش اعظم تاریخ انسان، در چنین گروههای خانوادگی گستردهای زندگی میکردیم. این یعنی با خواهر کوچک یا نوزادان عمو و خاله تمرین میکردیم و نگاه میکردیم که چگونه بسیاری افراد دیگر از بچهها مراقبت میکنند تا اینکه ما نیز این کار را یاد بگیریم.
اما در اواخر قرن بیستم، خانوادهها کوچکتر و پراکندهتر شد، افراد دیرتر بچهدار میشدند و والدین طبقۀ متوسط، وقت بیشتری را صرف کار و دانشگاه میکردند. منابع قدیمی حکمت و مهارت دیگر در دسترس نبود.
امروزه اکثر والدینِ طبقۀ متوسط سالها کلاس میروند و به کارهایی اشتغال مییابند، سپس بچهدار میشوند. پس تعجبی ندارد که والدین مدرن، مراقبت از بچهها را هم مانند دانشگاهرفتن و کارکردن میپندارند: شما با درنظرداشتن هدفی خاص به دانشگاه و سر کار میروید و میتوان به شما آموخت که چگونه در دانشگاه و کار پیشرفت کنید.
کارکردن برای بهدستآوردن نتیجهای خاص، الگویی خوب برای بسیاری از تعهدات اساسی انسان است؛ مثلاً الگویی خوب برای نجاران یا نویسندگان یا مدیران است. اینکه نجار یا نویسنده یا مدیرعامل خوبی باشید، از روی کیفیت صندلیها، کتابها یا محصولات نهاییتان مشخص میشود. درمورد «تربیت فرزند»، والدین مثل نجار هستند؛ اما هدفْ ساختن نوعی خاص از محصول، مثلاً صندلی نیست؛ بلکه نوع خاصی از فرد است.
در کار، تخصص موجب موفقیت میشود. نوید «تربیت فرزند» این است که مجموعهای از تکنیکهای مشخص، یعنی نوعی تخصص وجود دارد که والدین میتوانند یاد بگیرند و بهکمک آنها، به هدفشان، یعنی شکلدهی زندگی فرزندانِ خود، برسند. به همین صورت، صنعتی عظیم به وجود آمده است که نوید آموزش دقیق آن تخصص را میدهد. حدود شصتهزار کتاب در بخش تربیت فرزند در سایت آمازون وجود دارد که اکثر آنها واژۀ «چگونه» را در عنوان خود دارند.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
[۲]بیانیهای علیه «تربیت فرزند»
بررسی علمی رشد، چندان مؤید چنین تصویری نیست. درست است که تجربیات کودکی بر زندگی بزرگسالی تأثیر میگذارند (بچههایی که فقیرند یا به آنها کمتوجهی میشود احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی دچار مشکل شوند. ثبتنام این کودکان در پیشدبستانی باعث میشود زندگی آنها بعدها بهتر شود)؛ اما والدینِ طبقۀ متوسط، وسواس زیادی به تغییرات کوچک در تکنیکهای تربیت فرزند دارند. باید با نوزادتان بخوابید یا بگذارید فریاد بزند؟ بچه را که در کالسکه میگذارید، صورتش باید رو به جلو باشد یا عقب؟ بچهها باید چقدر مشق داشته باشند؟ چقدر زمان را باید پشت کامپیوتر صرف کنند؟ تقریباً هیچ شواهدی وجود ندارد که هریک از اینها تأثیری قابلپیشبینی در چگونگیِ شکلگیری شخصیت کودک هنگام بزرگسالی داشته باشند.
آیا این یعنی والدین هیچ تأثیری ندارند؟ دقیقاً برعکس: از نقطهنظر علمی پدر/مادربودن، برخلاف «تربیت فرزند» اهمیتی حیاتی دارد، اما بهطرزی کاملاً متفاوت.
چرا دوران نابالغی و کودکیمان، باوجود هزینههایی که برایمان دربردارد، اینقدر طولانی است؟ دوران طولانیِ کودکیِ انسان (و زحمت زیاد مراقبت از کودکان که ملازم آن است) یکی از عوامل کلیدی موفقیت تکاملی انسان است.
ما انسانها بیشتر از هر حیوان دیگر به توانایی یادگیریمان وابستهایم. باور کنونی این است که مغز بزرگ و توانایی بالای یادگیریمان در وهلۀ اول برای رویارویی با تغییر، تکامل یافتهاند.
عامل محرکِ تکامل فوری انسان ظاهراً تغییرات جوی در دورۀ پلیستوسن بوده است. مسئله این نبود که هوا فقط گرمتر یا سردتر میشد، بلکه بهطوری غیرقابلپیشبینی از گرمایی شدید به سرمای شدید و بالعکس تغییر میکرد. امروزه انسانها باعث تغییرات جوی میشوند؛ اما در گذشتۀ تکاملی، تغییرات جوی باعث انسانها شد.
مهمتر از همه، انسانها کوچنشین بودند و از محیطی به محیطی دیگر کوچ میکردند. بهلطف فرهنگ بود که هر نسل جدیدی توانست محیط خود را بسازد و اصلاح کند. این یعنی انسانها ناچار شدند تا با انواع خیلی زیادی از محیطهای متنوع سازگار شوند.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
بررسی علمی رشد، چندان مؤید چنین تصویری نیست. درست است که تجربیات کودکی بر زندگی بزرگسالی تأثیر میگذارند (بچههایی که فقیرند یا به آنها کمتوجهی میشود احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی دچار مشکل شوند. ثبتنام این کودکان در پیشدبستانی باعث میشود زندگی آنها بعدها بهتر شود)؛ اما والدینِ طبقۀ متوسط، وسواس زیادی به تغییرات کوچک در تکنیکهای تربیت فرزند دارند. باید با نوزادتان بخوابید یا بگذارید فریاد بزند؟ بچه را که در کالسکه میگذارید، صورتش باید رو به جلو باشد یا عقب؟ بچهها باید چقدر مشق داشته باشند؟ چقدر زمان را باید پشت کامپیوتر صرف کنند؟ تقریباً هیچ شواهدی وجود ندارد که هریک از اینها تأثیری قابلپیشبینی در چگونگیِ شکلگیری شخصیت کودک هنگام بزرگسالی داشته باشند.
آیا این یعنی والدین هیچ تأثیری ندارند؟ دقیقاً برعکس: از نقطهنظر علمی پدر/مادربودن، برخلاف «تربیت فرزند» اهمیتی حیاتی دارد، اما بهطرزی کاملاً متفاوت.
چرا دوران نابالغی و کودکیمان، باوجود هزینههایی که برایمان دربردارد، اینقدر طولانی است؟ دوران طولانیِ کودکیِ انسان (و زحمت زیاد مراقبت از کودکان که ملازم آن است) یکی از عوامل کلیدی موفقیت تکاملی انسان است.
ما انسانها بیشتر از هر حیوان دیگر به توانایی یادگیریمان وابستهایم. باور کنونی این است که مغز بزرگ و توانایی بالای یادگیریمان در وهلۀ اول برای رویارویی با تغییر، تکامل یافتهاند.
عامل محرکِ تکامل فوری انسان ظاهراً تغییرات جوی در دورۀ پلیستوسن بوده است. مسئله این نبود که هوا فقط گرمتر یا سردتر میشد، بلکه بهطوری غیرقابلپیشبینی از گرمایی شدید به سرمای شدید و بالعکس تغییر میکرد. امروزه انسانها باعث تغییرات جوی میشوند؛ اما در گذشتۀ تکاملی، تغییرات جوی باعث انسانها شد.
مهمتر از همه، انسانها کوچنشین بودند و از محیطی به محیطی دیگر کوچ میکردند. بهلطف فرهنگ بود که هر نسل جدیدی توانست محیط خود را بسازد و اصلاح کند. این یعنی انسانها ناچار شدند تا با انواع خیلی زیادی از محیطهای متنوع سازگار شوند.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
[۳]بیانیهای علیه «تربیت فرزند»
یکی از راههای سازگاری انسان با این تغییرات، پرورش تعداد زیادی بچه با خلقوخوها و تواناییهای کاملاً متفاوت بود. این امر ضامن این بود که بالاخره یکی در نسل جدید، مهارت لازم جهت رویارویی با محیطهای غیرقابلپیشبینیِ پیشِرو را داشته باشد.
یادگیری انسان نیز باعث گوناگونی بیشتر فرزندانمان میشود. زحمات و تعهد ما در مقام والدین، به هر نسل این فرصت را میدهد که دربارۀ نحوۀ عملکرد دنیا و چگونگی بهبودبخشیدن به آن، فکرهای جدیدی بکند. کودکی دورهای است با فرصتهای تغییرپذیری و احتمالات، کاوش و نوآوری، و یادگیری و خیال.
بسیاری از حیوانات ذهنهایی دارند که به دقت با محیطی خاص سازگار میشود. ذهن ما میتواند تغییراتی غیرقابلپیشبینی داشته باشد تا با محیطهای غیرقابلپیشبینی سازگار شود؛ اما این راهبردْ ایرادی هم دارد: نمیتوان بهطور همزمان هم دربارۀ محیطی جدید آموخت و هم این آموختهها را عملی ساخت. قطعاً دوست ندارید هنگامی که ماموتی دارد به شما حمله میکند، به این فکر فرو روید که با آن چهکار کنید.
راهحلی تکاملی برای این نقطهضعف، درنظرگرفتن محافظانی برای انسان است، افرادی که تضمین میکنند انسانها قبل از اینکه واقعاً مجبور به دفاع از خودشان شوند، فرصت شکوفایی، یادگیری و خیال را داشته باشند. این محافظان همچنین دانشی را که نسلهای قبل اندوختهاند، به نسل بعد منتقل میکنند.
اگر «تربیت بچه» الگوی نادرست است، پس الگوی درست چیست؟ خوب است به یاد آوریم که «تربیت» درواقع نه فعل است و نه نوعی کار. چیزی که باید از آن حرف بزنیم «پدر/مادربودن» است، یعنی مراقبت از فرزند. پدر/مادربودن بخشی از رابطهای عمیق و منحصراً انسانی است، یعنی داشتن نوعی خاص از عشق، نه انجام کاری خاص.
مثلاً همسربودن بهمعنای انجام «همسرداری» نیست، دوستبودن بهمعنای انجام «دوستی» نیست، حتی در فیسبوک، یا مثلاً ما برای مادر و پدرمان «بچگی» نمیکنیم. اما این روابط نقشی محوری در کیستی ما دارند. هر انسانی که زندگی شادی دارد، غرق در این روابط اجتماعی است.
صحبت از عشق بهخصوص عشق والدین به فرزندانشان شاید فوقاحساسی و ساده و بدیهی به نظر برسد؛ اما عشق ما به فرزندان نیز، مانند تمام روابط انسانی، بخشی از تاروپود زندگی روزمرهمان است و کاملاً پیچیده، متنوع و حتی متناقض است.
میتوانیم تلاش کنیم بهتر دوست داشتهباشیم، بدون اینکه عشق را «کار» در نظر بگیریم. میتوانیم بگوییم که سخت تلاش میکنیم همسر یا شوهر خوبی باشیم یا اینکه برایمان مهم است که دوستی خوب یا فرزندی بهتر باشیم.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت
یکی از راههای سازگاری انسان با این تغییرات، پرورش تعداد زیادی بچه با خلقوخوها و تواناییهای کاملاً متفاوت بود. این امر ضامن این بود که بالاخره یکی در نسل جدید، مهارت لازم جهت رویارویی با محیطهای غیرقابلپیشبینیِ پیشِرو را داشته باشد.
یادگیری انسان نیز باعث گوناگونی بیشتر فرزندانمان میشود. زحمات و تعهد ما در مقام والدین، به هر نسل این فرصت را میدهد که دربارۀ نحوۀ عملکرد دنیا و چگونگی بهبودبخشیدن به آن، فکرهای جدیدی بکند. کودکی دورهای است با فرصتهای تغییرپذیری و احتمالات، کاوش و نوآوری، و یادگیری و خیال.
بسیاری از حیوانات ذهنهایی دارند که به دقت با محیطی خاص سازگار میشود. ذهن ما میتواند تغییراتی غیرقابلپیشبینی داشته باشد تا با محیطهای غیرقابلپیشبینی سازگار شود؛ اما این راهبردْ ایرادی هم دارد: نمیتوان بهطور همزمان هم دربارۀ محیطی جدید آموخت و هم این آموختهها را عملی ساخت. قطعاً دوست ندارید هنگامی که ماموتی دارد به شما حمله میکند، به این فکر فرو روید که با آن چهکار کنید.
راهحلی تکاملی برای این نقطهضعف، درنظرگرفتن محافظانی برای انسان است، افرادی که تضمین میکنند انسانها قبل از اینکه واقعاً مجبور به دفاع از خودشان شوند، فرصت شکوفایی، یادگیری و خیال را داشته باشند. این محافظان همچنین دانشی را که نسلهای قبل اندوختهاند، به نسل بعد منتقل میکنند.
اگر «تربیت بچه» الگوی نادرست است، پس الگوی درست چیست؟ خوب است به یاد آوریم که «تربیت» درواقع نه فعل است و نه نوعی کار. چیزی که باید از آن حرف بزنیم «پدر/مادربودن» است، یعنی مراقبت از فرزند. پدر/مادربودن بخشی از رابطهای عمیق و منحصراً انسانی است، یعنی داشتن نوعی خاص از عشق، نه انجام کاری خاص.
مثلاً همسربودن بهمعنای انجام «همسرداری» نیست، دوستبودن بهمعنای انجام «دوستی» نیست، حتی در فیسبوک، یا مثلاً ما برای مادر و پدرمان «بچگی» نمیکنیم. اما این روابط نقشی محوری در کیستی ما دارند. هر انسانی که زندگی شادی دارد، غرق در این روابط اجتماعی است.
صحبت از عشق بهخصوص عشق والدین به فرزندانشان شاید فوقاحساسی و ساده و بدیهی به نظر برسد؛ اما عشق ما به فرزندان نیز، مانند تمام روابط انسانی، بخشی از تاروپود زندگی روزمرهمان است و کاملاً پیچیده، متنوع و حتی متناقض است.
میتوانیم تلاش کنیم بهتر دوست داشتهباشیم، بدون اینکه عشق را «کار» در نظر بگیریم. میتوانیم بگوییم که سخت تلاش میکنیم همسر یا شوهر خوبی باشیم یا اینکه برایمان مهم است که دوستی خوب یا فرزندی بهتر باشیم.
@cnstudy| مطالعاتکودکوطبیعت