Forwarded from خشت کج | نقد نظام آموزشی
کتاب Deschooling (مدرسه زدایی از جامعه) اثر ایوان ایلیچ از جمله آثاری است که در آن به ضرورت دگرگون سازی نظام آموزشی اشاره می شود.
او ادعا می کند که مدرسه ؛ تدریس را با یادگیری، نمرات را با تحصیلات، دیپلم را با شایستگی، حضور در مدرسه را با موفقیت، و به ویژه، فرآیند را با ماهیت اشتباه می گیرد. او می نویسد که مدارس به دستاوردهای واقعی پاداش نمی دهند، فقط به فرآیندها پاداش می دهند. مدارس اراده و توانایی فرد برای خودآموزی را مهار می کنند و در نهایت منجر به ناتوانی روانی می شوند. او ادعا می کند که تحصیل اجباری تمایل طبیعی افراد به رشد و یادگیری را منحرف می کند و آن را با تقاضای آموزش جایگزین می کند. علاوه بر این، آموزش نهادینه شده به دنبال تعیین کمیت غیرقابل سنجش رشد انسانی است.
🔰خشت کج | نقد نظام آموزشی
🆔 @kheshtekaj
او ادعا می کند که مدرسه ؛ تدریس را با یادگیری، نمرات را با تحصیلات، دیپلم را با شایستگی، حضور در مدرسه را با موفقیت، و به ویژه، فرآیند را با ماهیت اشتباه می گیرد. او می نویسد که مدارس به دستاوردهای واقعی پاداش نمی دهند، فقط به فرآیندها پاداش می دهند. مدارس اراده و توانایی فرد برای خودآموزی را مهار می کنند و در نهایت منجر به ناتوانی روانی می شوند. او ادعا می کند که تحصیل اجباری تمایل طبیعی افراد به رشد و یادگیری را منحرف می کند و آن را با تقاضای آموزش جایگزین می کند. علاوه بر این، آموزش نهادینه شده به دنبال تعیین کمیت غیرقابل سنجش رشد انسانی است.
🔰خشت کج | نقد نظام آموزشی
🆔 @kheshtekaj
ماهنامه نظری- تحلیلی «سپیده دانایی» در شماره ۱۶۸ /شهریور ۱۴۰۲ با آلیسون گوپنیک(دانشمند شناخته شده علوم شناختی در زمینه مطالعه یادگیری و رشد کودکان) مصاحبه کرده است. در کنار این مصاحبه، مقالهای هم از گوپنیک ترجمه شده است و مطلبی هم که در آن دیوید بیورکلند (استاد روانشناسی دانشگاه آتلانتیک فلوریدا) دیدگاه تکاملی گوپنیک درباره تربیت فرزندان را بررسی کرده است نیز ترجمه شده است. پیش از این، نشر نو کتاب «باغبان و نجار »از آلیسون گوپنیک را منتشر کرده است.
📍با سپاس از زحمات دستاندرکاران این نشریه،تصویر مصاحبه این مجله با دکتر گوپنیک را باز نشر میکنیم.
📍با سپاس از زحمات دستاندرکاران این نشریه،تصویر مصاحبه این مجله با دکتر گوپنیک را باز نشر میکنیم.
Forwarded from ایرانِ مانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودکی و مانایی ایران
کودکی و مانایی محیطزیستی ایران
(گزيدهٔ برنامه)
✅ امروز ۲۰ نوامبر برابر با ۲۹ آبانماه #روز_جهانی_کودک است. کودکی یکی از مهمترین و در عینحال فراموششدهترین حوزههای اثرگذار بر وضعیت آيندهٔ ایران است.
✅ بر این اساس #ایران_مانا در ادامهٔ اهداف و برنامههای #ایران_پایدار در بخش #کودکی_و_مانایی_ایران در تلاش است تا ضمن برجسته نمودن اهمیت دوران کودکی در آيندهٔ این سرزمین، دانش دربارهٔ این حوزهٔ مهم را عمومی نماید.
✅ در نخستین برنامهٔ این بخش، میزبان #عبدالحسین_وهاب_زاده ایدهپرداز مدارس طبیعت و #محمد_درویش، سردبیر بخش محیطزیست ایران مانا بودیم و با آنها در مورد اهمیت دوران کودکی در پایداری محیطزیستی ایران گفتگو کرديم. گزیدهای از برنامه را میتوانید در این فایل مشاهده نمایید.
نسخهٔ شنیداری کامل برنامه
#ایران_مانا
#ایران_شناسی
#کودکی
#محیط_زیست
#عبدالحسین_وهاب_زاده
#محمد_درویش
برای حمایت مالی از ایران مانا، میتوانید در تلگرام به آی دی زیر پیام دهید
@Iranemaanaa
⭕️ ایرانِ مانا، بنیادی است برای ایرانشناسی، مانایی ایران و شادی ايرانيان.
https://t.me/iranemana_official
کودکی و مانایی محیطزیستی ایران
(گزيدهٔ برنامه)
✅ امروز ۲۰ نوامبر برابر با ۲۹ آبانماه #روز_جهانی_کودک است. کودکی یکی از مهمترین و در عینحال فراموششدهترین حوزههای اثرگذار بر وضعیت آيندهٔ ایران است.
✅ بر این اساس #ایران_مانا در ادامهٔ اهداف و برنامههای #ایران_پایدار در بخش #کودکی_و_مانایی_ایران در تلاش است تا ضمن برجسته نمودن اهمیت دوران کودکی در آيندهٔ این سرزمین، دانش دربارهٔ این حوزهٔ مهم را عمومی نماید.
✅ در نخستین برنامهٔ این بخش، میزبان #عبدالحسین_وهاب_زاده ایدهپرداز مدارس طبیعت و #محمد_درویش، سردبیر بخش محیطزیست ایران مانا بودیم و با آنها در مورد اهمیت دوران کودکی در پایداری محیطزیستی ایران گفتگو کرديم. گزیدهای از برنامه را میتوانید در این فایل مشاهده نمایید.
نسخهٔ شنیداری کامل برنامه
#ایران_مانا
#ایران_شناسی
#کودکی
#محیط_زیست
#عبدالحسین_وهاب_زاده
#محمد_درویش
برای حمایت مالی از ایران مانا، میتوانید در تلگرام به آی دی زیر پیام دهید
@Iranemaanaa
⭕️ ایرانِ مانا، بنیادی است برای ایرانشناسی، مانایی ایران و شادی ايرانيان.
https://t.me/iranemana_official
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍ابهت دیدنی قوچ اوریال در جنگل گلستان
📌این گوسفند وحشی، بزرگترین قوچ ایران است. نرها شاخهای بلندی دارند (بلندترین شاخ که مربوط به پارک ملی گلستان است و رکورد جهانی محسوب میشود ۱۱۳ سانتیمتر طول دارد)، شاخها حلزونی شکلند و به طرف پهلوی صورت و روبه جلو خمیدگی دارند. سطح جلویی شاخها پهن، با زاویهای تند به طرف لبه پشتی است، به طوری که مقطع شاخها مثلثی به نظر میرسند. مادهها نیز شاخهای کوتاهی دارند. از ویژگیهای دیگر این قوچها وجود موهای بلند و سفید رنگی در ناحیه زیر گردن و سینه است. موهای پشت، در تابستان کوتاه به رنگ زرد شنی، و در زمستان بلند و قهوهای رنگ است. زیر شکم و کفلها سفیدند. در برخی از مناطق به خصوص در جنوب و غرب محدوده پراکندگی، بعضی از قوچها دارای موهای فلفل نمکی در زیر گردن و سینه و شاخهایی کوتاهتر هستند که به آنها قوچ مورچه میگویند.
این پستاندار که مانند بقیه گوسفندها، جنس نر آن قوچ و جنس ماده آن میش نامیده میشود، به چندین زیرگونه تقسیم میشود که در ایران، افغانستان، پاکستان، کشمیر، شمال غربی هند و بخشهای غربی آسیای میانه زندگی میکنند.
#منهای_مطالعاتکودکوطبیعت
📌این گوسفند وحشی، بزرگترین قوچ ایران است. نرها شاخهای بلندی دارند (بلندترین شاخ که مربوط به پارک ملی گلستان است و رکورد جهانی محسوب میشود ۱۱۳ سانتیمتر طول دارد)، شاخها حلزونی شکلند و به طرف پهلوی صورت و روبه جلو خمیدگی دارند. سطح جلویی شاخها پهن، با زاویهای تند به طرف لبه پشتی است، به طوری که مقطع شاخها مثلثی به نظر میرسند. مادهها نیز شاخهای کوتاهی دارند. از ویژگیهای دیگر این قوچها وجود موهای بلند و سفید رنگی در ناحیه زیر گردن و سینه است. موهای پشت، در تابستان کوتاه به رنگ زرد شنی، و در زمستان بلند و قهوهای رنگ است. زیر شکم و کفلها سفیدند. در برخی از مناطق به خصوص در جنوب و غرب محدوده پراکندگی، بعضی از قوچها دارای موهای فلفل نمکی در زیر گردن و سینه و شاخهایی کوتاهتر هستند که به آنها قوچ مورچه میگویند.
این پستاندار که مانند بقیه گوسفندها، جنس نر آن قوچ و جنس ماده آن میش نامیده میشود، به چندین زیرگونه تقسیم میشود که در ایران، افغانستان، پاکستان، کشمیر، شمال غربی هند و بخشهای غربی آسیای میانه زندگی میکنند.
#منهای_مطالعاتکودکوطبیعت
📌به کودکانمان اجازه دهیم یلگی کنند
📍تیم گیل |ترجمه محمد عظیمی
🔺وب سایت اکولوژیست
ترس از مخاطرات رفتو آمد و « غریبه» فرزندانمان را اسیر خانه کرده است. برای پاسخ به نیازهای تکوینی و رشد و سلامت همه جانبه کودکان و پایداری اکوسیستمی که روزی باید این کودکان حافظ آن باشند، ما باید مسیر حضور آنها به طبیعت را هموار کنیم.
من نویسنده وقایع اجتماعی هستم و پیش از شروع، درخواستی غیرعادی از شما دارم: خواهش میکنم خواندن این مقاله را متوقف کنید و بجای آن چند ثانیه وقت بگذارید و مکان مورد علاقه بازی دوران کودکی خود را به یاد آورید. آن مکان خاص کجا بود؟ چه شکلی بود؟ چه عطر و بویی داشت؟ تا زمانی که این مکان را به وضوح در ذهن خود تصور نکردهاید، به خواندن ادامه ندهید.
خوب... الان برای خواندن ادامه مطلب آمادهاید؟ چند پیشبینی در باره سوالاتی که مطرح کردم، وجود دارد: مکان مورد علاقه دوران کودکی شما جای بازی کردن شما در بیرون از خانه بوده است؛ دور از بزرگسالان. و این یک مکان «وحشی » بوده است - شاید واقعاً وحشی نبوده است، اما نامرتب، کثیف و احتمالاً کمی خوفناک بوده است. چگونه میتوانم اینقدر از پیشبینیهایم مطمئن باشم؟ زیرا در طول سالها این سوال را از بسیاری از بزرگترها پرسیدهام – مسئولان کلیسای محلی، کارمندان ارشد دولتی، شاغلان در مهدکودک، دانشجویان معماری منظر، مقامات شورا، جنگلبانان، سیاستمداران، معلمان - و همه آنها همین را گفتهاند! اگر شک دارید، دفعه بعد حین خوردن قهوه در زمان استراحتتان یا در مهمانی با دوستان و آشنایان موضوع را مطرح کنید و ببینید چه پیش میآید.
دوباره به خاطرتتان برگردید تا کمی بیشتر آنها را مرور کنیم: آنجا، در آن نقطه مرموز و جادویی چه میکردید؟ شاید قایم-موشک بازی میکردید یا مشغول گِل قالب زدن بودید و یا لانه میساختید. مطمئناً با بهترین دوستان خود در حال معاشرت بودهاید؛ البته شاید هم به تنهایی گاهی در آنجا نیز وقت گذراندهباشید. ترجیحات شما در بازی و مکانها احتمالاً فارغ از فرهنگ، طبقه یا نسلی که شما به آن تعلق داشتهاید، برای کودکان در سراسر جهان و در طول تاریخ مشترک بوده است.
به نظر میرسد انسانها اگر فرصت داشته باشند، در سالهای میانی کودکی عاشق مخفیگاهی سری هستند که بتوانند خودشان بسازند: معمولاً مکانی که با دقت انتخاب میشود تا خارج از تیررس دیداری و شنیداری والدین باشد.( والدین نتوانند به راحتی آنها را ببینند یا صدای آنها را بشنوند)
بله، حتی نسل فعلی بریتانیا که انگار در ماشینهای جوجهکشی پرورشیافته و له شدهاند، و تحت تاثیر افراد مشهور زندگی کردهاند، و به نوعی معتاد به فنآوری هستند، اگر برای آنها فرصت مهیا شود، ترجیح میدهند در بیرون از خانه رفقای خود را ملاقات کنند و بدوبیراه بار هم کنند تا اینکه در داخل خانه گیر بیفتند و در حال ولگردی در اینترنت باشند. والدین هم اذعان میکنند مایل هستند فرزندانشان بتوانند بیشتر در فضای بیرون بازی کنند. با این حال، کودکان با چنان سرعتی از فضای باز ناپدید شدهاند که اگر آنها را از اعضای قلمرو حیوانات به شمار میآوردیم، باید نام آنها را در سر لیست گونههای در حال انقراض از محیط بیرون ثبت میکردیم! آیا اینکه بچهها این روزها زیاد در بیرون بازی نمیکنند، نگران کننده نیست؟
بیایید با موضوع سلامتی و مشخصا مورد چاقی در دوران کودکی شروع کنیم. در این باره توافق عمومی وجود دارد: بازی کردن بچهها را لاغرتر نگه میدارد. حتی در گزارش دقیق و رسمی سلامت عمومی که اخیرا منتشر شده است دولت پذیرفته است که از دست رفتن فرصت بازیهای خود انگیخته کودکان در فضای باز یکی از دلایل اصلی چاقی کودکان است. دکتر ویلیام دیتز ، کارشناس برجسته دولت فدرال ایالات متحده در زمینه تغذیه و فعالیت بدنی، ادعا میکند که بازی ممکن است «نوشداروی سحرآمیز » - راه حل درمانی بسیار سریع و فوری - باشد که کارشناسان در جستجوی آن بودهاند. او در سرمقاله مجله پزشکی بریتانیایی میگوید « فرصت بازیِ خودانگیخته ممکن است تنها نیاز کودکان خردسال برای افزایش فعالیت بدنی آنها باشد».
وجود مزایای جسمانی برای بازی کودکان در فضاهای بیرون تعجبآور نیست . آنچه در خور توجه است، وجود شواهد فزایندهای است که از افزایش سلامت روانی و بهزیستی عاطفی کودکان به دلیل حضور در فضای باز حکایت میکنند، و به نظر میرسد که حضور در محیطهای طبیعی از اثرهای ترمیمی و تقویت کننده بسیار قوی برخوردار است.
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
📍تیم گیل |ترجمه محمد عظیمی
🔺وب سایت اکولوژیست
ترس از مخاطرات رفتو آمد و « غریبه» فرزندانمان را اسیر خانه کرده است. برای پاسخ به نیازهای تکوینی و رشد و سلامت همه جانبه کودکان و پایداری اکوسیستمی که روزی باید این کودکان حافظ آن باشند، ما باید مسیر حضور آنها به طبیعت را هموار کنیم.
من نویسنده وقایع اجتماعی هستم و پیش از شروع، درخواستی غیرعادی از شما دارم: خواهش میکنم خواندن این مقاله را متوقف کنید و بجای آن چند ثانیه وقت بگذارید و مکان مورد علاقه بازی دوران کودکی خود را به یاد آورید. آن مکان خاص کجا بود؟ چه شکلی بود؟ چه عطر و بویی داشت؟ تا زمانی که این مکان را به وضوح در ذهن خود تصور نکردهاید، به خواندن ادامه ندهید.
خوب... الان برای خواندن ادامه مطلب آمادهاید؟ چند پیشبینی در باره سوالاتی که مطرح کردم، وجود دارد: مکان مورد علاقه دوران کودکی شما جای بازی کردن شما در بیرون از خانه بوده است؛ دور از بزرگسالان. و این یک مکان «وحشی » بوده است - شاید واقعاً وحشی نبوده است، اما نامرتب، کثیف و احتمالاً کمی خوفناک بوده است. چگونه میتوانم اینقدر از پیشبینیهایم مطمئن باشم؟ زیرا در طول سالها این سوال را از بسیاری از بزرگترها پرسیدهام – مسئولان کلیسای محلی، کارمندان ارشد دولتی، شاغلان در مهدکودک، دانشجویان معماری منظر، مقامات شورا، جنگلبانان، سیاستمداران، معلمان - و همه آنها همین را گفتهاند! اگر شک دارید، دفعه بعد حین خوردن قهوه در زمان استراحتتان یا در مهمانی با دوستان و آشنایان موضوع را مطرح کنید و ببینید چه پیش میآید.
دوباره به خاطرتتان برگردید تا کمی بیشتر آنها را مرور کنیم: آنجا، در آن نقطه مرموز و جادویی چه میکردید؟ شاید قایم-موشک بازی میکردید یا مشغول گِل قالب زدن بودید و یا لانه میساختید. مطمئناً با بهترین دوستان خود در حال معاشرت بودهاید؛ البته شاید هم به تنهایی گاهی در آنجا نیز وقت گذراندهباشید. ترجیحات شما در بازی و مکانها احتمالاً فارغ از فرهنگ، طبقه یا نسلی که شما به آن تعلق داشتهاید، برای کودکان در سراسر جهان و در طول تاریخ مشترک بوده است.
به نظر میرسد انسانها اگر فرصت داشته باشند، در سالهای میانی کودکی عاشق مخفیگاهی سری هستند که بتوانند خودشان بسازند: معمولاً مکانی که با دقت انتخاب میشود تا خارج از تیررس دیداری و شنیداری والدین باشد.( والدین نتوانند به راحتی آنها را ببینند یا صدای آنها را بشنوند)
بله، حتی نسل فعلی بریتانیا که انگار در ماشینهای جوجهکشی پرورشیافته و له شدهاند، و تحت تاثیر افراد مشهور زندگی کردهاند، و به نوعی معتاد به فنآوری هستند، اگر برای آنها فرصت مهیا شود، ترجیح میدهند در بیرون از خانه رفقای خود را ملاقات کنند و بدوبیراه بار هم کنند تا اینکه در داخل خانه گیر بیفتند و در حال ولگردی در اینترنت باشند. والدین هم اذعان میکنند مایل هستند فرزندانشان بتوانند بیشتر در فضای بیرون بازی کنند. با این حال، کودکان با چنان سرعتی از فضای باز ناپدید شدهاند که اگر آنها را از اعضای قلمرو حیوانات به شمار میآوردیم، باید نام آنها را در سر لیست گونههای در حال انقراض از محیط بیرون ثبت میکردیم! آیا اینکه بچهها این روزها زیاد در بیرون بازی نمیکنند، نگران کننده نیست؟
بیایید با موضوع سلامتی و مشخصا مورد چاقی در دوران کودکی شروع کنیم. در این باره توافق عمومی وجود دارد: بازی کردن بچهها را لاغرتر نگه میدارد. حتی در گزارش دقیق و رسمی سلامت عمومی که اخیرا منتشر شده است دولت پذیرفته است که از دست رفتن فرصت بازیهای خود انگیخته کودکان در فضای باز یکی از دلایل اصلی چاقی کودکان است. دکتر ویلیام دیتز ، کارشناس برجسته دولت فدرال ایالات متحده در زمینه تغذیه و فعالیت بدنی، ادعا میکند که بازی ممکن است «نوشداروی سحرآمیز » - راه حل درمانی بسیار سریع و فوری - باشد که کارشناسان در جستجوی آن بودهاند. او در سرمقاله مجله پزشکی بریتانیایی میگوید « فرصت بازیِ خودانگیخته ممکن است تنها نیاز کودکان خردسال برای افزایش فعالیت بدنی آنها باشد».
وجود مزایای جسمانی برای بازی کودکان در فضاهای بیرون تعجبآور نیست . آنچه در خور توجه است، وجود شواهد فزایندهای است که از افزایش سلامت روانی و بهزیستی عاطفی کودکان به دلیل حضور در فضای باز حکایت میکنند، و به نظر میرسد که حضور در محیطهای طبیعی از اثرهای ترمیمی و تقویت کننده بسیار قوی برخوردار است.
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
مطالعات انجام شده در آزمایشگاه تحقیقاتی انسان - محیطِ دانشگاه ایلینویز بر روی کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی (ADHD) نشان داده است که فضاهای بیرونی سبز نه تنها باعث برانگیختن بازیِ خلاق و بهبود تعامل با بزرگسالان میشود، بلکه علائم این اختلال را نیز تسکین میدهد. اگرچه تحقیقات درباره اهمیت تعامل با طبیعت در دوران کودکی هنوز مراحل ابتدایی خود را طی میکند، اما محققان درباره عمق ارتباط کودکان و محیط متقاعد شدهاند و ادعا میکنند که تماس با طبیعت ممکن است به اندازه تغذیه خوب و خواب کافی برای کودکان مهم باشد.
نکته مهم درخصوص بسیاری از مکانهای طبیعی این است که آنها محیطهای مطلوب و بینظیری برای کاوش کودکان هستند و به آنها فرصت میدهد افقهای خود را گسترش و اعتماد به نفس خود را افزایش دهند و در عین حال با خطرات مواجه شوند و شیوه مدیریت مخاطرات را از طریق تجربه یاد بگیرند. این مکانها غیرقابل پیشبینی و دائماً در حال تغییر هستند. وقوع تغییرات در طبیعت و آبوهوا، غیرمترقبه و دارای ابهام است. اما این ماجرا نه تنها مشکلی ایجاد نمیکند بلکه عدم قطعیت و تنوع ذاتی در محیطهای طبیعی، بخشی از چیزی است که در وهله اول ما را به سمت آنها جذب میکند. در واقع از نظر تکاملی، این توانایی بینظیر انسانهای خردمند برای سازگاری با تغییرات زیستگاهی باعث شده است تا-متاسفانه یا خوشبختانه- ما به گونهای مسلط روی زمین بدل کند.
این بدان معناست که اندکی مخاطره و عدم اطمینان در واقع برای ما خوب است. معمار دانمارکی منظره حله نبلونگ - خالق برخی از فضاهای عمومی طبیعی شگفتانگیز در کپنهاگ – دلیل بازگرداندن مخاطره و عدم اطمینان به بازی کودکان را، اینگونه بیان میکند:
« من متقاعد شدهام که استاندارد کردن وسایل و تجهیزات بازی امری بسیار خطرناک است. وقتی فاصله بین تمام پلههای تورهای مشبک یا نردبانی که کودکان با آنها بازی میکنند دقیقاً یکسان باشد، کودک نیازی به تمرکز روی جایی که پاهایش را میگذارد ندارد. تسلط بر عمل در محیطها و کار با وسایلی که متقارن هستند چه کمکی میتواند به ما بکند وقتی با شکلهای نامتقارن در طول زندگی مواجه میشویم.»
اما بازی در فضای باز چیزی بیشتر از یادگیری و سلامتی است. لانهسازی، شکار حشرات و غوطهور شدن در برکه، شورمندی رابطه کودکان با طبیعت را نمایان میکند. این فعالیتهای اولیه نه تنها نشان میدهند که حواس ما چقدر با عملکرد جهان طبیعی هماهنگ است، بلکه از پیوند معنوی عمیقتری با چشماندازها و موجودات زنده سخن میگوید؛ به همین دلیل کسانی که (چه با انتخاب یا اجبار) بیشتر زمان زندگی خود را در داخل خانه میگذرانند، دچار بینوایی میشوند . ریچارد لوو ، روزنامهنگار و متخصص امریکایی در حوزه رشد و پرورش کودک، در کتاب اخیرش «آخرین کودک جنگل: نجات بچههایمان از اختلال کمبود طبیعت» استدلال میکند که بیواسطگی، عمق و بیکرانی بازی بدون ساختار در فضای باز است که بیشترین معنا را درتعامل طبیعت با کودک مهیا میکند در حالیکه فعالیتهای آموزشی بزرگسال محور در بهترین حالت در رتبه بسیار پائینی به لحاظ کیفیت از آن فعالیتهای ساختار نیافته در بستر طبیعت قرار میگیرند. نشستن پای تلویزیون و بازیهای اینترنتی با کیفت نازلتری رتبه های بعدتر جا میگیرند.
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
نکته مهم درخصوص بسیاری از مکانهای طبیعی این است که آنها محیطهای مطلوب و بینظیری برای کاوش کودکان هستند و به آنها فرصت میدهد افقهای خود را گسترش و اعتماد به نفس خود را افزایش دهند و در عین حال با خطرات مواجه شوند و شیوه مدیریت مخاطرات را از طریق تجربه یاد بگیرند. این مکانها غیرقابل پیشبینی و دائماً در حال تغییر هستند. وقوع تغییرات در طبیعت و آبوهوا، غیرمترقبه و دارای ابهام است. اما این ماجرا نه تنها مشکلی ایجاد نمیکند بلکه عدم قطعیت و تنوع ذاتی در محیطهای طبیعی، بخشی از چیزی است که در وهله اول ما را به سمت آنها جذب میکند. در واقع از نظر تکاملی، این توانایی بینظیر انسانهای خردمند برای سازگاری با تغییرات زیستگاهی باعث شده است تا-متاسفانه یا خوشبختانه- ما به گونهای مسلط روی زمین بدل کند.
این بدان معناست که اندکی مخاطره و عدم اطمینان در واقع برای ما خوب است. معمار دانمارکی منظره حله نبلونگ - خالق برخی از فضاهای عمومی طبیعی شگفتانگیز در کپنهاگ – دلیل بازگرداندن مخاطره و عدم اطمینان به بازی کودکان را، اینگونه بیان میکند:
« من متقاعد شدهام که استاندارد کردن وسایل و تجهیزات بازی امری بسیار خطرناک است. وقتی فاصله بین تمام پلههای تورهای مشبک یا نردبانی که کودکان با آنها بازی میکنند دقیقاً یکسان باشد، کودک نیازی به تمرکز روی جایی که پاهایش را میگذارد ندارد. تسلط بر عمل در محیطها و کار با وسایلی که متقارن هستند چه کمکی میتواند به ما بکند وقتی با شکلهای نامتقارن در طول زندگی مواجه میشویم.»
اما بازی در فضای باز چیزی بیشتر از یادگیری و سلامتی است. لانهسازی، شکار حشرات و غوطهور شدن در برکه، شورمندی رابطه کودکان با طبیعت را نمایان میکند. این فعالیتهای اولیه نه تنها نشان میدهند که حواس ما چقدر با عملکرد جهان طبیعی هماهنگ است، بلکه از پیوند معنوی عمیقتری با چشماندازها و موجودات زنده سخن میگوید؛ به همین دلیل کسانی که (چه با انتخاب یا اجبار) بیشتر زمان زندگی خود را در داخل خانه میگذرانند، دچار بینوایی میشوند . ریچارد لوو ، روزنامهنگار و متخصص امریکایی در حوزه رشد و پرورش کودک، در کتاب اخیرش «آخرین کودک جنگل: نجات بچههایمان از اختلال کمبود طبیعت» استدلال میکند که بیواسطگی، عمق و بیکرانی بازی بدون ساختار در فضای باز است که بیشترین معنا را درتعامل طبیعت با کودک مهیا میکند در حالیکه فعالیتهای آموزشی بزرگسال محور در بهترین حالت در رتبه بسیار پائینی به لحاظ کیفیت از آن فعالیتهای ساختار نیافته در بستر طبیعت قرار میگیرند. نشستن پای تلویزیون و بازیهای اینترنتی با کیفت نازلتری رتبه های بعدتر جا میگیرند.
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
🔺فرهنگ ترس
دلیل واقعی کاهش تجربیات کودکان در فضای باز چیست ؟ علت ریشهای این امر از دست رفتنِ چشمگیرِ آزادی کودکان، در تغییر ساختار زندگی آنها در 30 سال گذشته نهفته است. رشد تصاعدی ترافیک جادهای، در کنار برنامهریزی ضعیف شهری و تغییر در آرایش و ریتمهای روزمره خانوادهها و جوامع، باعث شده است که کودکان مکانهای کمتری برای رفتن داشته باشند و باچهرههای یاریگر کمتری در صورت نیاز به کمک مواجه میشوند:آغوشی برای نوازش، لیوانی آب برای نوشیدن یا حتی یک دستشویی ساده رفتن. این تغییرات مصادف شد با رشد چیزی که فرانک فوردیِ جامعهشناس آن را «فرهنگ ترس» مینامد. البته برخی میگویند این تغییرات خود باعث ایجاد این فرهنگ شده است. فرهنگ ترسْ اضطرابی عمومی درباره انواع خطراتی است که کودکان را تهدید میکند و بین خانوادهها در دوران معاصر به شدت زمینه پیدا کرده است؛ حتی اگر آمار نشان دهد در حال حاضر از هر زمان دیگری در تاریخ بشر کودکان از آسیب در امان هستند. در کتاب درسیِ نمایش سازوکارهای بازار، این تغییرات فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی و ترسها، توسط تولیدکنندگان و تبلیغکنندگان مورد سوء استفاده قرار گرفتهاند: از یک سو محصولات و پیامهای آنها منطق زندانی نگهداشتن کودکان را تقویت میکند و از سوی دیگر ما را مجبور میکند تا وضعیتی که کودکان در آن گرفتارند را جبران کنیم. (فرهنگ جبران خسارت) چه راهی برای افرادی که پول دارند ولی وقت ندارند به نظرتان میرسد: خرج کردن پول برای کودکان.
دولتها نیز یکی از پی دیگری، باید به علت ترویج سیاستهای برنامهریزیشان که در آنها بیامان خودروها را بر روابط اجتماعی، و سود را بر افراد ترجیح میدهند، بخشی از تقصیر را برای گرفتاریهای کودکان به دوش بکشند. اما هنگامی که به دنبال شواهدی برای این مجرمیت سیاسی هستید، به سرنوشت بسیار ناگوار زمینهای بازی توجه زیادی نخواهید کرد. از قضا، این زمینهای بازی به شدت تحت مراقبت هستند؛ شاید اگر هر نوع کاربری دیگری داشتند اینقدر از آنها محافظت نمیشد. در هر صورت، این زمینهای بازی همیشه برای مردان ورزشکار که آنها را در انحصار خود داشتهاند بیشتر دارای ارزش بوده است تا کودکان؛ زیرا وقتی به لیست محبوبترین فضاهای بیرون مراجعه میکنیم این فضاهای ساختارمند در ردههای پایین لیست قرار دارند. مطالعات نشان دادهاند کودکان زمان بیشتری را صرف بازی در بین بوتهها، بالای درختان و گودالهای اطراف اینگونه زمینهای بازی میکردنند تا در تککشتهای سبز مسطح که به علت حفظ وضعیتشان تحت حفاظت هم بودهاند. دوباره خاطرات کودکی را مرور کنید.
برای بسیاری از ما، زمینهای بازی جایی بود که در مراسم تحقیرآمیزی به نام ورزش مدرسه شرکت میکردیم و اگر جرأت دیدار دوستان را در اوقات فراغت خود دوباره در آن فضاها داشتیم، بزرگسالانی جنگجو ما را بدرقه میکردند و مصمم بودند اجازه ندهند تا لگدبازیهای خارج از برنامهریزیما، زمین بازی مقدس آنها را خراب کند! نه، جنایات برنامهریزی واقعی در جای دیگری نهفته است: در خیابانهایی که پیست مسابقه هستند، در شهرکهای خالی از پارکها و فضاهای سبز جذاب، و در طرحهای شهری که خانوادهها را تا ابدالاباد به عقد دایم ماشینهایشان در میآورد. شکی نیست که خطر ترافیک، بر خلاف خطر غریبه، یک تهدید واقعی برای کودکان و یک نگرانی مشروع برای والدین است. سالانه حدود 100 کودکِ عابر پیاده جان خود را از دست میدهند، رقمی که بریتانیا را به قعر جدول ایمنی جادهای برای کودکان در اروپا نزدیک میکند. جای تعجب نیست که ارقام دولتی نشان دهنده کاهش مداوم پیادهروی کودکان یا دوچرخهسواری آنها در فضاهای بیرون در بیست سال گذشته( یا حتی بیشتر از بیست سال گذشته)باشد؛ در حالی که بیش از 90 درصد بچهها دوچرخه دارند، فقط دو درصد با دوچرخه به مدرسه میروند.
نتیجه این سیاستها، که هرگز به نیازهای کودکان فکر نمیکنند، به دام انداختن آنها (کودکان) در سلولهایی است که هر روز مجهزتر میشوند؛ کودکانی که کاملاً به خدمات تاکسیوار والدین وابسته هستند و آنها مانند مصرفکنندگان اسیرِ سرگرمی، دایما در داخل خانه هستند؛ هرگونه سرگرمی که خودشان یا والدینشان بتوانند تصور کنند قابل تهیه است. متخصصان بهداشت حتی یک کلمه جدید به نام «چاقیزا» برای توصیف جنبههایی از زندگیمان که ما را چاق میکنند ابداع کردهاند و در راس این لیستِ توصیفی، طراحی خیابانها و شهرکها و شهرها است.
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
دلیل واقعی کاهش تجربیات کودکان در فضای باز چیست ؟ علت ریشهای این امر از دست رفتنِ چشمگیرِ آزادی کودکان، در تغییر ساختار زندگی آنها در 30 سال گذشته نهفته است. رشد تصاعدی ترافیک جادهای، در کنار برنامهریزی ضعیف شهری و تغییر در آرایش و ریتمهای روزمره خانوادهها و جوامع، باعث شده است که کودکان مکانهای کمتری برای رفتن داشته باشند و باچهرههای یاریگر کمتری در صورت نیاز به کمک مواجه میشوند:آغوشی برای نوازش، لیوانی آب برای نوشیدن یا حتی یک دستشویی ساده رفتن. این تغییرات مصادف شد با رشد چیزی که فرانک فوردیِ جامعهشناس آن را «فرهنگ ترس» مینامد. البته برخی میگویند این تغییرات خود باعث ایجاد این فرهنگ شده است. فرهنگ ترسْ اضطرابی عمومی درباره انواع خطراتی است که کودکان را تهدید میکند و بین خانوادهها در دوران معاصر به شدت زمینه پیدا کرده است؛ حتی اگر آمار نشان دهد در حال حاضر از هر زمان دیگری در تاریخ بشر کودکان از آسیب در امان هستند. در کتاب درسیِ نمایش سازوکارهای بازار، این تغییرات فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی و ترسها، توسط تولیدکنندگان و تبلیغکنندگان مورد سوء استفاده قرار گرفتهاند: از یک سو محصولات و پیامهای آنها منطق زندانی نگهداشتن کودکان را تقویت میکند و از سوی دیگر ما را مجبور میکند تا وضعیتی که کودکان در آن گرفتارند را جبران کنیم. (فرهنگ جبران خسارت) چه راهی برای افرادی که پول دارند ولی وقت ندارند به نظرتان میرسد: خرج کردن پول برای کودکان.
دولتها نیز یکی از پی دیگری، باید به علت ترویج سیاستهای برنامهریزیشان که در آنها بیامان خودروها را بر روابط اجتماعی، و سود را بر افراد ترجیح میدهند، بخشی از تقصیر را برای گرفتاریهای کودکان به دوش بکشند. اما هنگامی که به دنبال شواهدی برای این مجرمیت سیاسی هستید، به سرنوشت بسیار ناگوار زمینهای بازی توجه زیادی نخواهید کرد. از قضا، این زمینهای بازی به شدت تحت مراقبت هستند؛ شاید اگر هر نوع کاربری دیگری داشتند اینقدر از آنها محافظت نمیشد. در هر صورت، این زمینهای بازی همیشه برای مردان ورزشکار که آنها را در انحصار خود داشتهاند بیشتر دارای ارزش بوده است تا کودکان؛ زیرا وقتی به لیست محبوبترین فضاهای بیرون مراجعه میکنیم این فضاهای ساختارمند در ردههای پایین لیست قرار دارند. مطالعات نشان دادهاند کودکان زمان بیشتری را صرف بازی در بین بوتهها، بالای درختان و گودالهای اطراف اینگونه زمینهای بازی میکردنند تا در تککشتهای سبز مسطح که به علت حفظ وضعیتشان تحت حفاظت هم بودهاند. دوباره خاطرات کودکی را مرور کنید.
برای بسیاری از ما، زمینهای بازی جایی بود که در مراسم تحقیرآمیزی به نام ورزش مدرسه شرکت میکردیم و اگر جرأت دیدار دوستان را در اوقات فراغت خود دوباره در آن فضاها داشتیم، بزرگسالانی جنگجو ما را بدرقه میکردند و مصمم بودند اجازه ندهند تا لگدبازیهای خارج از برنامهریزیما، زمین بازی مقدس آنها را خراب کند! نه، جنایات برنامهریزی واقعی در جای دیگری نهفته است: در خیابانهایی که پیست مسابقه هستند، در شهرکهای خالی از پارکها و فضاهای سبز جذاب، و در طرحهای شهری که خانوادهها را تا ابدالاباد به عقد دایم ماشینهایشان در میآورد. شکی نیست که خطر ترافیک، بر خلاف خطر غریبه، یک تهدید واقعی برای کودکان و یک نگرانی مشروع برای والدین است. سالانه حدود 100 کودکِ عابر پیاده جان خود را از دست میدهند، رقمی که بریتانیا را به قعر جدول ایمنی جادهای برای کودکان در اروپا نزدیک میکند. جای تعجب نیست که ارقام دولتی نشان دهنده کاهش مداوم پیادهروی کودکان یا دوچرخهسواری آنها در فضاهای بیرون در بیست سال گذشته( یا حتی بیشتر از بیست سال گذشته)باشد؛ در حالی که بیش از 90 درصد بچهها دوچرخه دارند، فقط دو درصد با دوچرخه به مدرسه میروند.
نتیجه این سیاستها، که هرگز به نیازهای کودکان فکر نمیکنند، به دام انداختن آنها (کودکان) در سلولهایی است که هر روز مجهزتر میشوند؛ کودکانی که کاملاً به خدمات تاکسیوار والدین وابسته هستند و آنها مانند مصرفکنندگان اسیرِ سرگرمی، دایما در داخل خانه هستند؛ هرگونه سرگرمی که خودشان یا والدینشان بتوانند تصور کنند قابل تهیه است. متخصصان بهداشت حتی یک کلمه جدید به نام «چاقیزا» برای توصیف جنبههایی از زندگیمان که ما را چاق میکنند ابداع کردهاند و در راس این لیستِ توصیفی، طراحی خیابانها و شهرکها و شهرها است.
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت