✔️کودکی بهیاد مانده {1}
📌هنوز در سفرم
📍شعرها و یادداشتهای منتشر نشده از سهراب سپهری|پریدخت سپهری| انتشارات فرزان روز
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
من کودکی رنگینی داشتهام. دوران خردسالی من در محاصرهی ترس و شیفتگی بود. میان جهشهای پاک و قصههای ترسناک نوسان داشت. با عموها و اجداد پدری در یک خانه زندگی میکردیم. و خانه بزرگ بود باغ بود و همه جور درخت داشت. برای یاد گرفتن وسعت خوبی بود. زمین را بیل میزدیم. چیز میکاشتیم. پیوند میزدیم. هرس میکردیم. در این خانه پدر و عموها خشت میزدند بنایی میکردند به ریختهگری و لحیمکاری میپرداختند. چرخ خیاطی و دوچرخه تعمیر میکردند. تار میساختند. به کفاشی دست میزدند. در عکاسی ذوق خود میآزمودند. قاب منبت درست میکردند. نجاری و خراطی پیش میگرفتند.کلاه میدوختند با صدف دگمه و گوشواره میساختند.
#کودکیبهیادمانده
ادامه{👇}
📌هنوز در سفرم
📍شعرها و یادداشتهای منتشر نشده از سهراب سپهری|پریدخت سپهری| انتشارات فرزان روز
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
من کودکی رنگینی داشتهام. دوران خردسالی من در محاصرهی ترس و شیفتگی بود. میان جهشهای پاک و قصههای ترسناک نوسان داشت. با عموها و اجداد پدری در یک خانه زندگی میکردیم. و خانه بزرگ بود باغ بود و همه جور درخت داشت. برای یاد گرفتن وسعت خوبی بود. زمین را بیل میزدیم. چیز میکاشتیم. پیوند میزدیم. هرس میکردیم. در این خانه پدر و عموها خشت میزدند بنایی میکردند به ریختهگری و لحیمکاری میپرداختند. چرخ خیاطی و دوچرخه تعمیر میکردند. تار میساختند. به کفاشی دست میزدند. در عکاسی ذوق خود میآزمودند. قاب منبت درست میکردند. نجاری و خراطی پیش میگرفتند.کلاه میدوختند با صدف دگمه و گوشواره میساختند.
#کودکیبهیادمانده
ادامه{👇}
{ادامه از فرسته قبلی👆}
کوچک بودم که پدرم بیمار شد و تا پایان زندگی بیمار ماند. پدرم تلگرافچی بود. در طراحی دست داشت. خوش خط بود. تار مینواخت. او مرا به نقاشی عادت داد. الفبای تلگراف را به من آموخت. در چنان خانهای خیلی چیزها میشد یاد گرفت.
من قالیبافی را یاد گرفتم. و چند قالیچهی کوچک از روی نقشههای خودم بافتم. چه عشقی به بنایی داشتم. دیوار را خوب میچیدم. طاق ضربی را درست میزدم. آرزو داشتم معمار شوم حیف دنبال معماری نرفتم.
در خانه آرام نداشتم از هر چه درخت بود بالا میرفتم. از پشت بام میپریدم پایین. من شر بودم. مادرم پیشبینی میکرد من لاغر خواهم ماند من هم ماندم. ما بچههای یک خانه نقشههای شیطانی میکشیدیم.
روز دهم مه 1940 موتورسیکلت عموی بزرگم را دزدیدیم. و مدتی سواری کردیم. دزدی میوه را خیلی زود یاد گرفتیم. از دیوار باغ مردم بالا میرفتیم انار و انجیر میدزدیدیم. چه کیفی داشت. شبها در دشت صفیآباد به سینه میخزیدیم تا به جالیز خیار و خربزه نزدیک شویم. تاریکی و اضطراب را میان مشتهای خود میفشردیم. تمرین خوبی بود. هنوز دستم نزدیک میوه دچار اضطرابی آشنا میشود.
خانهی ما همسایهی صحرا بود. تمام رویاهایم به بیابان راه داشت. پدر و عموهایم شکارچی بودند همراه آنها به شکار میرفتم.
بزرگتر که شدم عموی کوچک به من تیر اندازی را یاد داد. اولین پرنده ای که زدم یک سبز قبا بود. هرگز شکار خشنودم نکرد. اما شکار بود که مرا پیش از سپیدهدم به صحرا میکشید. و هوای صبح را میان فکرهایم مینشاند. در شکار بود که ارگانیسم طبیعت را بیپرده دیدم. به پوست درخت دست کشیدم. در آب روان دستو رو شستم. در باد روان شدم.چه شوری برای تماشا داشتم.
در دبستان از شاگردان خوب بودم اما مدرسه را دوست نداشتم. خودم را به دل درد میزدم تا به مدرسه نروم. بادبادک را بیش از کتاب درس دوست داشتم. صدای زنجره را به اندرز آقای معلم ترجیح میدادم. وقتی که در کلاس اول دبستان بودم یادم هست یک روز داشتم نقاشی میکردم معلم ترکهی انار را برداشت و مرا زد و گفت « همهی درسهایت خوب است تنها عیب تو این است که نقاشی میکنی» این نخستین پاداشی بود که برای نقاشی گرفتم. با این همه دیوارهای گچی و کاهگلی خانه را سیاه کرده بودم.
ده ساله بودم که اولین شعرم را نوشتم. هنوز یک بیت آن را به یاد دارم.
ز جمعه تا سهشنبه خفته نالان نکردم هیچ یادی از دبستان
اما تا هجده سالگی شعری ننوشتم. این را بگویم که من تا هجده سالگی کودک بودم. من دیر بزرگ شدم.
شهر من رنگ نداشت. قلممو نداشت.در شهر من موزه نبود.گالری نبود. استاد نبود. منتقد نبود.کتاب نبود. باسمه نبود. فیلم نبود. اما خویشاوندی انسان و محیط بود. تجانس دست و دیوار کاهگلی بود. فضا بود. طراوت تجربه بود. میشد پای برهنه راه رفت و زبری زمین را تجربه کرد.
می شد انار دزدید و Moral تازهای طرح ریخت. میشد با خشت دیوار خو گرفت.
معماری شهر من آدم را قبول داشت. دیوار کوچه همراه آدم راه میرفت. و خانه همپای آدم فرتوت میشد. همدردی ارگانیک داشت. شهر من الفبا را از یاد برده بود. اما حرف میزد. جولانگاه قریحه بود نه جای قدم زدن تکنیک.
در چنین شهری ما به آگاهی نمیرسیدیم. اهل سنجش نمیشدیم. شکل نمیدادیم. در حساسیت خود شناور بودیم. دل میباختیم. شیفته میشدیم. و آنچه میاندوختیم پیروزی تجربه بود.
#کودکیبهیادمانده
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
کوچک بودم که پدرم بیمار شد و تا پایان زندگی بیمار ماند. پدرم تلگرافچی بود. در طراحی دست داشت. خوش خط بود. تار مینواخت. او مرا به نقاشی عادت داد. الفبای تلگراف را به من آموخت. در چنان خانهای خیلی چیزها میشد یاد گرفت.
من قالیبافی را یاد گرفتم. و چند قالیچهی کوچک از روی نقشههای خودم بافتم. چه عشقی به بنایی داشتم. دیوار را خوب میچیدم. طاق ضربی را درست میزدم. آرزو داشتم معمار شوم حیف دنبال معماری نرفتم.
در خانه آرام نداشتم از هر چه درخت بود بالا میرفتم. از پشت بام میپریدم پایین. من شر بودم. مادرم پیشبینی میکرد من لاغر خواهم ماند من هم ماندم. ما بچههای یک خانه نقشههای شیطانی میکشیدیم.
روز دهم مه 1940 موتورسیکلت عموی بزرگم را دزدیدیم. و مدتی سواری کردیم. دزدی میوه را خیلی زود یاد گرفتیم. از دیوار باغ مردم بالا میرفتیم انار و انجیر میدزدیدیم. چه کیفی داشت. شبها در دشت صفیآباد به سینه میخزیدیم تا به جالیز خیار و خربزه نزدیک شویم. تاریکی و اضطراب را میان مشتهای خود میفشردیم. تمرین خوبی بود. هنوز دستم نزدیک میوه دچار اضطرابی آشنا میشود.
خانهی ما همسایهی صحرا بود. تمام رویاهایم به بیابان راه داشت. پدر و عموهایم شکارچی بودند همراه آنها به شکار میرفتم.
بزرگتر که شدم عموی کوچک به من تیر اندازی را یاد داد. اولین پرنده ای که زدم یک سبز قبا بود. هرگز شکار خشنودم نکرد. اما شکار بود که مرا پیش از سپیدهدم به صحرا میکشید. و هوای صبح را میان فکرهایم مینشاند. در شکار بود که ارگانیسم طبیعت را بیپرده دیدم. به پوست درخت دست کشیدم. در آب روان دستو رو شستم. در باد روان شدم.چه شوری برای تماشا داشتم.
در دبستان از شاگردان خوب بودم اما مدرسه را دوست نداشتم. خودم را به دل درد میزدم تا به مدرسه نروم. بادبادک را بیش از کتاب درس دوست داشتم. صدای زنجره را به اندرز آقای معلم ترجیح میدادم. وقتی که در کلاس اول دبستان بودم یادم هست یک روز داشتم نقاشی میکردم معلم ترکهی انار را برداشت و مرا زد و گفت « همهی درسهایت خوب است تنها عیب تو این است که نقاشی میکنی» این نخستین پاداشی بود که برای نقاشی گرفتم. با این همه دیوارهای گچی و کاهگلی خانه را سیاه کرده بودم.
ده ساله بودم که اولین شعرم را نوشتم. هنوز یک بیت آن را به یاد دارم.
ز جمعه تا سهشنبه خفته نالان نکردم هیچ یادی از دبستان
اما تا هجده سالگی شعری ننوشتم. این را بگویم که من تا هجده سالگی کودک بودم. من دیر بزرگ شدم.
شهر من رنگ نداشت. قلممو نداشت.در شهر من موزه نبود.گالری نبود. استاد نبود. منتقد نبود.کتاب نبود. باسمه نبود. فیلم نبود. اما خویشاوندی انسان و محیط بود. تجانس دست و دیوار کاهگلی بود. فضا بود. طراوت تجربه بود. میشد پای برهنه راه رفت و زبری زمین را تجربه کرد.
می شد انار دزدید و Moral تازهای طرح ریخت. میشد با خشت دیوار خو گرفت.
معماری شهر من آدم را قبول داشت. دیوار کوچه همراه آدم راه میرفت. و خانه همپای آدم فرتوت میشد. همدردی ارگانیک داشت. شهر من الفبا را از یاد برده بود. اما حرف میزد. جولانگاه قریحه بود نه جای قدم زدن تکنیک.
در چنین شهری ما به آگاهی نمیرسیدیم. اهل سنجش نمیشدیم. شکل نمیدادیم. در حساسیت خود شناور بودیم. دل میباختیم. شیفته میشدیم. و آنچه میاندوختیم پیروزی تجربه بود.
#کودکیبهیادمانده
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
✔️کودکی به یاد مانده{2}
📌کودکی مرحله اثرات دیرپاست: دورانی که خوب یا بد بر همه عمر سایه میافکند. این دوران تاثیرگذار امروزه محور پیشرفت برای هر ملتی است که قصد توسعه واقعی داشته باشد و تلاش میشود که این مرحله سرنوشتساز زندگی هرچه پربارتر شود.
اما این پرباری نه در تبدیل کودک به انبانی از اطلاعات نظری بیارتباط با زندگی، بلکه در توانا شدن او و تحقق همه استعدادهای حسی، حرکتی، عاطفی و شناختیست. نیز در رشد خلاقیت، قدرت تخیل، مهارتهای اجتماعیاش و تعامل با دیگران است. به بیان دیگر کودک نیازمند رشدی متوازن، سازواره و جامع است نه دستی بلند و حجیم بر پیکری نحیف، آنچنان که نظام های آموزشی کنونی می پرورند.
#کودکیبهیادمانده
📍عبدالحسین وهابزاده | مقدمه کتاب طبیعت و کودک خردسال| چاپ اول | انتشارات صحرا شرق مشهد| پاییز 1395
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
📌کودکی مرحله اثرات دیرپاست: دورانی که خوب یا بد بر همه عمر سایه میافکند. این دوران تاثیرگذار امروزه محور پیشرفت برای هر ملتی است که قصد توسعه واقعی داشته باشد و تلاش میشود که این مرحله سرنوشتساز زندگی هرچه پربارتر شود.
اما این پرباری نه در تبدیل کودک به انبانی از اطلاعات نظری بیارتباط با زندگی، بلکه در توانا شدن او و تحقق همه استعدادهای حسی، حرکتی، عاطفی و شناختیست. نیز در رشد خلاقیت، قدرت تخیل، مهارتهای اجتماعیاش و تعامل با دیگران است. به بیان دیگر کودک نیازمند رشدی متوازن، سازواره و جامع است نه دستی بلند و حجیم بر پیکری نحیف، آنچنان که نظام های آموزشی کنونی می پرورند.
#کودکیبهیادمانده
📍عبدالحسین وهابزاده | مقدمه کتاب طبیعت و کودک خردسال| چاپ اول | انتشارات صحرا شرق مشهد| پاییز 1395
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
✔️کودکی بهیاد مانده {3}
📌آیا استعداد آدمی حاصل تخیلات کودکی است؟ این دقیقا نتیجهی مطالعهی ادیت کاب در حسبحالها و زندگینامههای افراد خلاق و نیز مشاهدات او هنگام بازی کودکان است. او ذات کودک را در ارتباط با جهان طبیعت میدید و معتقد بود نیروهای درونی به تنهایی، تخیلات را پیش نمیبرند. کتاب او، بومشناسی تخیلات کودکی(1977) که مراقبه و مکاشفهای فلسفی است همچنان در باب اهمیت تجربهی عمیق طبیعت توسط کودکان و تاثیر آن در ادراک و سلامت روانی آنان در بزرگسالی، پیشگام است.
ورود ادیت کاب در دههی ۱۹۴۰ به مدرسهی کار اجتماعی نیویورک سرآغازی شد بر تحقیقات مشاهدهای وی دربارهی تجربیات تخیلات کودکی. او بیش از نیم قرن به گردآوری و مطالعهی آثاری در زمینهی حسبحال، زندگینامه و ادبیات پرداخت تا تصورات و تخیلات کودکان در کشورها و دورههای تاریخی مختلف را بررسی کند.
این مجموعه{ کودک و بومشناسیِ تخیل} در برگیرنده مقاله اصلی کاب- بومشناسی تصورات دوران کودکی(1959)- و نقد و بررسی ایده و کار او میباشد. امید است این مجموعه، در معرفی ایدهی بنیادی اما کمتر شناخته شدهی ادیت کاب موثر باشد.
#کودکیبهیادمانده
📍 ادیت کاب| بومشناسی تخیلات کودکی |ترجمهی ناهید رضا زاده |انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد: 1400
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
📌آیا استعداد آدمی حاصل تخیلات کودکی است؟ این دقیقا نتیجهی مطالعهی ادیت کاب در حسبحالها و زندگینامههای افراد خلاق و نیز مشاهدات او هنگام بازی کودکان است. او ذات کودک را در ارتباط با جهان طبیعت میدید و معتقد بود نیروهای درونی به تنهایی، تخیلات را پیش نمیبرند. کتاب او، بومشناسی تخیلات کودکی(1977) که مراقبه و مکاشفهای فلسفی است همچنان در باب اهمیت تجربهی عمیق طبیعت توسط کودکان و تاثیر آن در ادراک و سلامت روانی آنان در بزرگسالی، پیشگام است.
ورود ادیت کاب در دههی ۱۹۴۰ به مدرسهی کار اجتماعی نیویورک سرآغازی شد بر تحقیقات مشاهدهای وی دربارهی تجربیات تخیلات کودکی. او بیش از نیم قرن به گردآوری و مطالعهی آثاری در زمینهی حسبحال، زندگینامه و ادبیات پرداخت تا تصورات و تخیلات کودکان در کشورها و دورههای تاریخی مختلف را بررسی کند.
این مجموعه{ کودک و بومشناسیِ تخیل} در برگیرنده مقاله اصلی کاب- بومشناسی تصورات دوران کودکی(1959)- و نقد و بررسی ایده و کار او میباشد. امید است این مجموعه، در معرفی ایدهی بنیادی اما کمتر شناخته شدهی ادیت کاب موثر باشد.
#کودکیبهیادمانده
📍 ادیت کاب| بومشناسی تخیلات کودکی |ترجمهی ناهید رضا زاده |انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد: 1400
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
📌[بهشت در یک قطعه زمین رها ]
📍رابرت مایکل پایل
📍نقاشی: علی نورپور
✔️کودکان محروم از طبیعت ممکن است از لحاظ رشد فکری نیز تا حدودی دچار مشکل شوند. اگر چه واضح است که رشد ذهنی به تمامی وابسته به برخورد فراوان با طبیعت، حیوانات، خاک و صخره نیست و بسیاری از افراد تواناییهای نیرومند ذهنیشان را از طریق محیطهای عمدتا درون خانهای کسب میکنند، با این وجود استدلال من این است که مواردی نظیر دامنهی هوشیاری، سهولت در استدلالورزی، دقت در مشاهده، و انواعی از مهارتهای تداعیگرانه که باعث تقویت میشوند وابسته به برخورد فراوان با طبیعت است. در میان کودکان و نوجوانان، کسانی که از نظر تجربهی طبیعت غنیترند در مقایسه با کسانی که هستیشان عمدتا حول آدمها و کالاها میچرخد، افرادی جدیتر، متعادلتر و شادتر هستند.
📍کودک و طبیعت: درسنامه مدرسه طبیعت|ترجمهی عبدالحسین وهابزاده و آرش حسینیان|چاپ اول زمستان 1392|انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد|ص.254
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
📍رابرت مایکل پایل
📍نقاشی: علی نورپور
✔️کودکان محروم از طبیعت ممکن است از لحاظ رشد فکری نیز تا حدودی دچار مشکل شوند. اگر چه واضح است که رشد ذهنی به تمامی وابسته به برخورد فراوان با طبیعت، حیوانات، خاک و صخره نیست و بسیاری از افراد تواناییهای نیرومند ذهنیشان را از طریق محیطهای عمدتا درون خانهای کسب میکنند، با این وجود استدلال من این است که مواردی نظیر دامنهی هوشیاری، سهولت در استدلالورزی، دقت در مشاهده، و انواعی از مهارتهای تداعیگرانه که باعث تقویت میشوند وابسته به برخورد فراوان با طبیعت است. در میان کودکان و نوجوانان، کسانی که از نظر تجربهی طبیعت غنیترند در مقایسه با کسانی که هستیشان عمدتا حول آدمها و کالاها میچرخد، افرادی جدیتر، متعادلتر و شادتر هستند.
📍کودک و طبیعت: درسنامه مدرسه طبیعت|ترجمهی عبدالحسین وهابزاده و آرش حسینیان|چاپ اول زمستان 1392|انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد|ص.254
@cnstudy| مطالعات کودک و طبیعت
Forwarded from خشت کج | نقد نظام آموزشی
کتاب Deschooling (مدرسه زدایی از جامعه) اثر ایوان ایلیچ از جمله آثاری است که در آن به ضرورت دگرگون سازی نظام آموزشی اشاره می شود.
او ادعا می کند که مدرسه ؛ تدریس را با یادگیری، نمرات را با تحصیلات، دیپلم را با شایستگی، حضور در مدرسه را با موفقیت، و به ویژه، فرآیند را با ماهیت اشتباه می گیرد. او می نویسد که مدارس به دستاوردهای واقعی پاداش نمی دهند، فقط به فرآیندها پاداش می دهند. مدارس اراده و توانایی فرد برای خودآموزی را مهار می کنند و در نهایت منجر به ناتوانی روانی می شوند. او ادعا می کند که تحصیل اجباری تمایل طبیعی افراد به رشد و یادگیری را منحرف می کند و آن را با تقاضای آموزش جایگزین می کند. علاوه بر این، آموزش نهادینه شده به دنبال تعیین کمیت غیرقابل سنجش رشد انسانی است.
🔰خشت کج | نقد نظام آموزشی
🆔 @kheshtekaj
او ادعا می کند که مدرسه ؛ تدریس را با یادگیری، نمرات را با تحصیلات، دیپلم را با شایستگی، حضور در مدرسه را با موفقیت، و به ویژه، فرآیند را با ماهیت اشتباه می گیرد. او می نویسد که مدارس به دستاوردهای واقعی پاداش نمی دهند، فقط به فرآیندها پاداش می دهند. مدارس اراده و توانایی فرد برای خودآموزی را مهار می کنند و در نهایت منجر به ناتوانی روانی می شوند. او ادعا می کند که تحصیل اجباری تمایل طبیعی افراد به رشد و یادگیری را منحرف می کند و آن را با تقاضای آموزش جایگزین می کند. علاوه بر این، آموزش نهادینه شده به دنبال تعیین کمیت غیرقابل سنجش رشد انسانی است.
🔰خشت کج | نقد نظام آموزشی
🆔 @kheshtekaj
ماهنامه نظری- تحلیلی «سپیده دانایی» در شماره ۱۶۸ /شهریور ۱۴۰۲ با آلیسون گوپنیک(دانشمند شناخته شده علوم شناختی در زمینه مطالعه یادگیری و رشد کودکان) مصاحبه کرده است. در کنار این مصاحبه، مقالهای هم از گوپنیک ترجمه شده است و مطلبی هم که در آن دیوید بیورکلند (استاد روانشناسی دانشگاه آتلانتیک فلوریدا) دیدگاه تکاملی گوپنیک درباره تربیت فرزندان را بررسی کرده است نیز ترجمه شده است. پیش از این، نشر نو کتاب «باغبان و نجار »از آلیسون گوپنیک را منتشر کرده است.
📍با سپاس از زحمات دستاندرکاران این نشریه،تصویر مصاحبه این مجله با دکتر گوپنیک را باز نشر میکنیم.
📍با سپاس از زحمات دستاندرکاران این نشریه،تصویر مصاحبه این مجله با دکتر گوپنیک را باز نشر میکنیم.
Forwarded from ایرانِ مانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودکی و مانایی ایران
کودکی و مانایی محیطزیستی ایران
(گزيدهٔ برنامه)
✅ امروز ۲۰ نوامبر برابر با ۲۹ آبانماه #روز_جهانی_کودک است. کودکی یکی از مهمترین و در عینحال فراموششدهترین حوزههای اثرگذار بر وضعیت آيندهٔ ایران است.
✅ بر این اساس #ایران_مانا در ادامهٔ اهداف و برنامههای #ایران_پایدار در بخش #کودکی_و_مانایی_ایران در تلاش است تا ضمن برجسته نمودن اهمیت دوران کودکی در آيندهٔ این سرزمین، دانش دربارهٔ این حوزهٔ مهم را عمومی نماید.
✅ در نخستین برنامهٔ این بخش، میزبان #عبدالحسین_وهاب_زاده ایدهپرداز مدارس طبیعت و #محمد_درویش، سردبیر بخش محیطزیست ایران مانا بودیم و با آنها در مورد اهمیت دوران کودکی در پایداری محیطزیستی ایران گفتگو کرديم. گزیدهای از برنامه را میتوانید در این فایل مشاهده نمایید.
نسخهٔ شنیداری کامل برنامه
#ایران_مانا
#ایران_شناسی
#کودکی
#محیط_زیست
#عبدالحسین_وهاب_زاده
#محمد_درویش
برای حمایت مالی از ایران مانا، میتوانید در تلگرام به آی دی زیر پیام دهید
@Iranemaanaa
⭕️ ایرانِ مانا، بنیادی است برای ایرانشناسی، مانایی ایران و شادی ايرانيان.
https://t.me/iranemana_official
کودکی و مانایی محیطزیستی ایران
(گزيدهٔ برنامه)
✅ امروز ۲۰ نوامبر برابر با ۲۹ آبانماه #روز_جهانی_کودک است. کودکی یکی از مهمترین و در عینحال فراموششدهترین حوزههای اثرگذار بر وضعیت آيندهٔ ایران است.
✅ بر این اساس #ایران_مانا در ادامهٔ اهداف و برنامههای #ایران_پایدار در بخش #کودکی_و_مانایی_ایران در تلاش است تا ضمن برجسته نمودن اهمیت دوران کودکی در آيندهٔ این سرزمین، دانش دربارهٔ این حوزهٔ مهم را عمومی نماید.
✅ در نخستین برنامهٔ این بخش، میزبان #عبدالحسین_وهاب_زاده ایدهپرداز مدارس طبیعت و #محمد_درویش، سردبیر بخش محیطزیست ایران مانا بودیم و با آنها در مورد اهمیت دوران کودکی در پایداری محیطزیستی ایران گفتگو کرديم. گزیدهای از برنامه را میتوانید در این فایل مشاهده نمایید.
نسخهٔ شنیداری کامل برنامه
#ایران_مانا
#ایران_شناسی
#کودکی
#محیط_زیست
#عبدالحسین_وهاب_زاده
#محمد_درویش
برای حمایت مالی از ایران مانا، میتوانید در تلگرام به آی دی زیر پیام دهید
@Iranemaanaa
⭕️ ایرانِ مانا، بنیادی است برای ایرانشناسی، مانایی ایران و شادی ايرانيان.
https://t.me/iranemana_official