[مطالعات‌کودک‌وطبیعت]
1.98K subscribers
306 photos
69 videos
17 files
128 links
|تجربه‌طبیعت؛ حق مادرزاد کودکان|
Download Telegram
Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh
از آموزش و پرورش در این اصلاح سترگ هیچ کاری ساخته نیست .این نظام چنان کهنه ،پا در گل ،بوروکرات و به دور از علم و به شدت آموزش زده و غافل از پرورش است که هیچ امیدی بدان نیست.به قول سهراب
“ چرخ گاری در حسرت واموندن اسب،اسب در حسرت واموندن گاریچی ،مرد گاریچی در حسرت مرگ” این است وضع آموزش و پرورش ما که میخواهد نسل شاداب بپرورد.آنچه برون رفت است بیداری جامعه ،بخصوص بازگشت خانواده از این راه خطرناک پروردن دانشمندان خردسال و همه چیز دادن،بازگردانیدن بازی و شادی و یلگی و بودن با هم در طبیعت،برخوردفعال و موثر نهادهای مردمی با این امر خطیر است.


آیا آموزش و پرورش می تواند شور و شوقی ایجاد کند؟

گزارش های بسیاری خبر از بی انگیزگی ، فقدان شور و شوق و بی توجهی و بی علاقگی نوجوانان و جوانان به همه چیز در سطح عمومی می دهد.
به نظر می رسد دیگر حتی نوجوانان از خیلی از برنامه های به ظاهر هیجان انگیز مانند مسابقه های ورزشی و یا سریال ها هم استقبال نمی کنند.
اگر این پژوهش ها و گزارش های غیر رسمی درست باشد ، کمی نگران کننده است و باید در سطح ملی کاری برای آن کرد.
به نظر می رسد برای ابعادی در این سطح می بایست مراکزی مانند وزارت آموزش و پرورش، صدا و سیما و یا وزارت فرهنگ و ارشاد و... کاری را شروع کنند.
نباید اجازه دهیم بی انگیزگی نسل نو به کرختی تبدیل شود.
آیا آموزش و پروش می تواند فکری برای این موضوع کند؟
آیا می شود در سایه همفکری کاری انجام دهیم ؟
و آیا برای شور و شوق زندگی، کاری از دست ما بر می آید ؟
را جامعه دوستداران کودک سهمی در این مسیر دارند ؟
شما چه فکر می کنید ؟

@koodakandonya
Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh
درسهایی از مدرسه طبیعت
آیا فقط یک تغییر نام ساده بود؟

نود و شش سال پیش در اردیبهشت ۱۳۰۳ جبار عسکرزاده اولین باغ کودک ایرانی را تاسیس کرد و نام آن را باغچه‌ی کودک گذاشت .یادش گرامی که چه روشن‌بین بود و چه دوربین . تا بدانجا به پرورش استعدادهای درونی کودک باور داشت که حتی نام خویش را هم به جبار باغچه‌بان تغییر داد تا به قول الیسون گوپنیک باغبان باشد نه نجار.البته او بیش از نود سال قبل از گوپنیک به این باور رسیده بود که کودک همچون نهالیست که نیازمند بستر مناسب برای پرورش استعدادهای درونی خویش است نه درختی که از جایش برکنی و چوبش را به میل و اراده‌ی خود به صورت یک کالای ساخته شده فرم دهی، آنطور که خود خواسته یی . باور داشت که هر کودک یگانه است و در گام اول نیازمند پروش و نه آموزش. من خود در کودکی ،حدود ۶۵ سال پیش ،شاهد گشایش یک باغ کودک فراخ در شهر زادگاهم ، سبزوار،بوده‌ام و به یاد می‌‌آورم که چه شوری در کودکان شهر برانگیخته بود.
اما دریغ که بعد از آن بزرگمرد باغچه‌ی کودک به کودکستان و سپس مهد کودک تغییر نام یافت. شاید این به ظاهر یک تغییر لغوی ساده باشد اما به باور من در پسِ پشت این تغییرواتفاق‌هایی که به تبع آن روی داد ،امروز می توان قاطعانه گفت که همگی ناشی از یک نگاه غلط و نیابت‌گونه به کودک بوده است که هنوز هم ادامه دارد .هرچند که رنگ لعابی به آن زده‌اند اما ماهیتش همانست که بود.
به عبارت دیگر این تغییر نام از باغچه ‌ی کودک به کودکستان و مهد کودک آغاز یک انحراف بود.بالاخره باغچه که نمی‌تواند فضای اندک محصوری باشد.باغچه جاییست که کودک در آن با آب و خاک و سنگ وگِل ،با حیوان و گیاه در می‌آمیزد،از درختش بالا میرود ، میوه اش را می‌چیند و در سایه‌اش می‌آرامد،با کودکان دیگر در آن شادمان است و سر از پا نمی‌شناسد، زمین می‌خورد و یاد می‌گیرد که مواظب خود باشد،با سرما و گرما،تشنگی و گرسنگی آشنا می‌شود: در یک کلام زندگی را می‌فهمد .اما کودکستان و مهد می‌تواند فضای بسته و محصوری هم باشد ،عاری از هر سبزه و پرنده چنانکه امروز هست ، که گویی با وسواس آن را از هر نشانه‌ی حیات تهی کرده‌اند .و اکنون همه‌ی پی‌آمدهای ناگوارش پیشِ روی ماست.انگار کودک دوباره به فضای بسته‌ی مکتب‌خانه باز می‌گردد .یکی می‌گوید و همه تکرارش می‌کنند: ای الف سرگردان تو ب را کجا بردی اینهاش ب ،ای ب سرگردان تو جیم را کجا بردی اینهاش جیم....،با این تفاوت که کودک در مکتب‌خانه حد‌اقل زمین را لمس می‌کرد اما در اینجا حتی در و دیوار اتاق هم با فوم پوشیده شده که مبادا خدای نکرده دست کودک خراشی بردارد و او با مفهوم درد و ناراحتی آشنا شود؛ جسمش سالم به خانواده تحویل شود و روح و روان هم که رنجوریش پیدا نیست ،پس می توان گفت آسیبی در بین نیست.
علاوه بر همه‌ی پیامدهای ناگوار این دوری از طبیعت و محیط بیرون که بر سلامت روح و تن کودک شاهدیم ، از نظر من ، به حیث یک بوم شناس که دغدغه حفظ طبیعت و محیط زیست دارد، مهم است که نگاه کودک به طبیعت و محیط پیرامونش در بزرگسالی چه خواهد بود،او که بجای لمس خاک و گرفتن پروانه،بجای منظر کوه پوشیده از برف و صدای پرنده فقط عکسهای کارتونی جانورانِ نیست در جهان را بر دیوار مهدش دیده است چه موضعی در قبال طبیعت و محیط زیست خواهد گرفت؟ فردا قرار است برای به خطر افتادن کدام سرزمین و انقراض کدام ‌گونه‌ی جانور مورد علاقه اش احساس خطر کند و دست به اقدام زند؟ کدام فاجعه ‌ی محیط زیستی او را متوجه خطر برای نسل خود و فرزندانش خواهد کرد؟ چه چیز او را که حداکثر ممکن است یک فعال مجازی و کیبوردی باشد به فعال میدانی بدل می‌کند که نگذارد کار از کار بگذرد؟ به نظر شما
ذات نایافته از هستی بخش
"می"تواند که شود هستی بخش؟

#درسهایی_از_مدرسه_طبیعت
@madresehtabiat
.
Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh
درسهایی از مدرسه طبیعت
جهان کودک جهان سرشار از احساس و هیجان است.یک وجه مشخصه‌ی کودکی داشتن حس شگفتی است ، شگفتی نسبت به همه‌ی آنچه از نظر ما بزرگسالان که حس شگفتیمان فسرده شده،عادی و معمولی جلوه می‌کند: اینکه چرا ماه و خورشید در آسمان ایستاده و نمی‌افتند.شگفتی از دیدن هر چیز تازه. سرعت اعجاب آور کودک در یادگیری همه چیز از داشتن این حس مایه می‌گیرد.احساس،هیجان و حس شگفتی کودک کارگردان اصلی یادگیریهای اوست.دریغ که ما بزرگسالان برای آن اهمیت چندانی قایل نیستیم .تلاش والدین و مدرسه به دادن آگاهی هرچه بیشتر و زودتر به کودک از طریق آموزش است.
این برداشتهای حسی و عاطفیست که به عنوان ارزشمندترین دستاوردهای کودکی تا پایان عمر ما را به پا می‌دارد و رزق روحمان می‌شود نه آموزشها و آگاهی ها.برای شناخت و آگاهی‌های آموزشی فرصت بعد از کودکی بسیار است.
اگر برداشتهای حسی و عاطفی را به مانند چینی‌های ظریف و ارزشمندی بدانیم که قرار است بسته بندی شوند لابه لای آن را پوشالهای آگاهی پر می‌کند.به هوش باشیم که بسته را چنان از پوشال نیانباریم که جایی برای اصل چینی‌ها باقی نماند.

#درسهایی_از_مدرسه_طبیعت
‏madresehtabiat@
//درکی از خود که در پیوستگی با طبیعت باشد//
آیا آموزش به شیوه‌های رایج در محیط‌های عقیم، بدون حضور همسالان و ناهمسالان، توام با رنج و اجبار و به اسلوبی که حیرت حاصل از کشفِ خود انگیخته محیط بیرون را قربانی بخاطر سپردن برای امتحانات آخر سال می‌کند، منجر به این درک می‌شود؟
لحظات درخشان حیرت و تعجب، لرزش‌های عمیق ناشی از احترام و تحسین و جوانه زدن بی پروای انگیزه‌ها... با حضور بزرگسالی همدل که بیرون را به محیطی امن برای امتحان ایده‌های کودکان و نوجوانان مبدل می‌سازد و به آنها شانس خطا می‌دهند... .
اینهاست که بهترین فرصت‌های یادگیری که غالبا بدون برنامه‌ریزی از پیش تعیین‌ شده می‌باشند را برای پرورش یک هویت جامع انسانی مهیا می‌سازند.
در این شرایط است که کودکان و نوجوانان سطح جدیدی از پیوند خود با طبیعت را تجربه می‌کنند و در نهایت مواد اولیه قوام یافتن نوعی تفکر بوم‌شناختی در آینده که به فرآیندهای بوم‌شناختی محیطی و هویت زیستی آنها گره‌خورده است مهیا می‌شود.
منبع:
- کودک و طبیعت (درسنامه مدرسه طبیعت) پژوهش های روانی، اجتماعی - فرهنگی و تکاملی (مجموعه مقاله)؛ ویراسته‌ی پیتر کان و استفان کلرت؛ ترجمه‌ی: عبدالحسین وهابزاده و آرش حسینیان؛ انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد: 1397
Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh
دیوارها را برداریم تا جهان دوباره بشکفد.سال نو بر همه ی آنها که کودکی را ارج می‌نهند مبارکباد.
رشد انسان، همانند رشد طبیعت از درون ریشه میگرد اگر چه خورشید و جو آنرا یاری میکنند، اما همواره خود انگیخته عمل می‌کند. امیلی دیکنسون
Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh
اگر می‌خواهید بدانید از مدرسه طبیعت چه محصولی بیرون خواهد آمد خواندنش آگاهی‌بخش است.
https://www.instagram.com/p/CUUid33qFWu/?utm_source=ig_web_copy_link
Forwarded from اتچ بات
درسهایی از مدرسه طبیعت
در این فیلم دخترکان,شاگردان سابق مدرسه طبیعت باغ که دیگر اکنون جز یک خاطره نیست,گوشه گوشه‌ی این فضای نوستالژیک را با حسرت و دریغ می‌کاوند و از خود می‌پرسند که چرا?چه شد?چه کسانی از شادمانی ما ناخرسند بودند?نه آنها چیزی از علت آن می‌دانند و نه ما.
گرچه خاطرات آن تجربه‌ی بی‌نظیر تا به آخر عمر خواهد ماند و از آنها موجودات دیگری خواهد ساخت اما آیا آنها که این فضاهای شادمانی وتوان‌بخش کودکی را بستند به واقع در فکر چه بودند و چه مصلحت دیدند در نابودی رویاهای شیرین فرزندان خویش?
هرچه زودتر از این راه کج بازگردند بهتر است.اصرار نورزند بر موهومات بی‌پایه.
و ما نیز در چاله‌ی حسرت پا در گِل نمانیم و تجربه‌ی طبیعت در کودکی,این حق مادرزاد,را به هر طریق ممکن برای همه‌ی کودکان تامین کنیم که محرومیت از آن نه سلامت نسلهای آینده را ممکن و نه توسعه کشور را میسر می‌سازد.
# درسهایی_از_مدرسه_طبیعت
@madresehtabiat
«نمی‌توانستم بخوابم و ناگهان حس کردم ایده فیلم بعدی‌ام را پیدا کردم و تمام شب را مشغول نوشتن بودم. وقتی شروع به نوشتن می‌کنید ذهن شما مثل یک آهن ربا همه چیزهای که برای آن ایده مفید است را جذب می‌کند. زمان، خاطره و تجربیات شکل گیری اولیه مهم‌ترین و قدرتمندترین ابزارها در گنجینه یک فیلمساز محسوب می‌شوند و برای من اغلب چیزهایی که به ذهنم می‌آید از دوران کودکی است. فکر می‌کنم بزرگترین سرمایه‌ای که یک هنرمند در زندگی دارد، دوران کودکی است». اصغر فرهادی
👆لینک کارگاه مدارس طبیعت در ششمین همایش ملی نوآوری آموزشی و پژوهشی/ امروز جمعه ۲۶ آذر ساعت ۱۰ تا ۱۲ ارایه دهنده،محمد عظیمی🌿
Forwarded from اتچ بات
بالاخره به قول مولانا
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
با تشکر از نشر نو
https://www.instagram.com/p/CZd-I0OKrfP/?utm_source=ig_web_copy_link

کودکی دورانِ تأثیرات ماندگار در همۀ عمر است. خوب یا بد، شادمانه یا غمبار، هرچه باشد، تا آخر عمر همراه و همزاد ما است، چون منبعی از الهام یا زنجیری ستبر بر پای که همراهی‌مان می‌کند و سرچشمۀ زاینده و انگیزه و میل به حرکت، یا سنگ پیش پایمان می‌شود.

ازجمله تجربیات ماندگار کودکی نحوۀ ارتباط با طبیعت است؛ سنگ و خاک و آب و گِل، حیوان و گیاه، تجربۀ بازی زیر باران و برف، بودن در محیط‌های باز و بسیاری از هم‌کنشی‌های دیگر با عناصر طبیعت، به‌تنهایی یا با دیگر هم‌بازیان، چیزی است که در شکل‌گیری این تجربه نقش بازی می‌کند. برخورداری یا محرومیت از این تجربه برای ما، این گونۀ موجود زنده که چندمیلیون سال بدین شیوه زیسته و تجربیاتش در همۀ عمر متأثر از آن بوده، جایگاه تعیین‌کننده‌ای در کیفیت زندگی و سلامت روح و جسم ما دارد.

به همین دلیل است که تجربه کردن طبیعت در کودکی را می‌باید یک حق مسلم مادرزاد دانست، همچون حق برخورداری از والدین، سرپناه، آب و غذای سالم، چرا که عیناً مانند آنها تأثیرِ بود و نبودش بر زندگی دیرپا است و کمبودش را در بزرگسالی به‌دشواری، آن هم ناقص، شاید بتوان جبران کرد.

استیون کلرت در کتاب «حق مادرزاد» با بهره‌گیری از مهم‌ترین یافته‌های علمی، همراه با تجربیات و نظرگاه شخصی خود، نسبت طبیعت را با اساسی‌ترین مفاهیم حیات انسانی همچون خرد و نفرت و بهره‌کشی و معنویت و کودکی و جز آنها می‌کاود و بر این باور است که تمایل ذاتی ما به طبیعت محصول نیاز ذاتی ما به آن است که در طی تاریخ تکاملی‌مان شکل گرفته است. اما این تمایل ذاتی نیز مانند دیگر تمایلات انسانی که معنای انسان بودن از آنها درک و دریافت می‌شود باید آموخته شود تا کارکردش به چشم بیاید.این کتاب می‌تواند برای والدین,تسهیلگران مدارس طبیعت,مربیان و آموزگاران ,فعالان وعلاقمندان محیط زیست و طبیعت و همه‌ی آنهایی که به شناخت علمی رابطه انسان طبیعت , بخصوص در کودکی , علاقمندند مفید باشد.

✍️ تحریریهٔ نشرنو

□ حق مادرزاد | استیون کلرت | ترجمۀ عبدالحسین وهاب‌زاده، سیدمصطفی چشمی، روشنک شهریاری | نشرنو، چاپ اول ۱۴۰۰، قطع رقعی، جلد شومیز، ۳۸۴ صفحه مصور، ۱۴۰,۰۰۰ تومان، #تحریریۀ_نو.

این اثر را می‌توانید از طریق وب‌سایت نشرنو و کتاب‌فروشی‌ها تهیه کنید.

@nashrenow
بهار...
Forwarded from Bukharamag
Forwarded from Bukharamag
هفدهمین عصر چهارشنبه‌های بخارا

به مناسبت انتشار کتاب «حق مادرزاد» که به انسان و طبیعت در دنیای امروز می‌پردازد، هفدهمین نشست از سلسله جلسات عصر چهارشنبه‌های مجله بخارا با همکاری کتابفروشی فرهنگان فرشته به بحث و بررسی درباره این کتاب اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱ برگزار می‌شود و به صورت مستقیم پخش خواهد شد.
کتاب «حق مادرزاد» تألیف استیون رابرت کلرت، استاد بوم‌شناسی اجتماعی در دانشگاه ییل است. درباره نویسنده کتاب همان بس که لوموند ویلسون گفته است: «درمورد روابط غامض انسان با طبیعت ـ آنگونه که در معماری ما، در رابطه با حیوانات، و در شکل‌گیری زیبایی‌شناسی تبلور می‌یابد، هیچ‌کس داناتر از استیون کلرت نیست.»
کتاب «حق مادرزاد» توسط دکتر وهاب‌زاده، سیدمصطفی چشمی و روشنک شهریاری به فارسی ترجمه شده و نشر نو آن را در ۳۸۴ صفحه منتشر کرده است.
در این نشست صاحبنظران این رشته: عبدالحسین وهاب‌زاده، هوشنگ ضیایی، محمد اسلامی، فاطیما آزاد، محمد عظیمی، رضا تسلیمی تهرانی و مانیا شفاهی درباره موضوعات مطرح‌شده در یازده فصل کتاب به بحث خواهند نشست.
این نشست در ساعت پنج بعدازظهر چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱ به صورت مستقیم از نشانی‌های زیر در اینستاگرام پخش خواهد شد:
instagram.com/bukharamag
instagram.com/farhangan.fereshte