[مطالعاتکودکوطبیعت]
Photo
دوستان این کارگاه به علت شرایط جوی و بارش برف روزهای اخیر در منطقه کنسل می باشد و به زمان دیگری موکول میگردد.🌿
آیا موضوع مهمتری از طبیعت انسان وجود دارد؟
اگر بتوان این موضوع را عمیقا و به درستی درک کرد، آنگاه گونه مادقیق تر تعریف خواهد شد
و اقدامات ما شاید با خردمندی بیشتری هدایت شود. ادوارد ویلسون( از مقدمه کتاب درباره طبیعت انسان،2004)
اگر بتوان این موضوع را عمیقا و به درستی درک کرد، آنگاه گونه مادقیق تر تعریف خواهد شد
و اقدامات ما شاید با خردمندی بیشتری هدایت شود. ادوارد ویلسون( از مقدمه کتاب درباره طبیعت انسان،2004)
«یادگیری شخصی» شیوهای از آموزش است که این روزها بین طرفداران تکنولوژی محبوبیت زیادی دارد. آنها میگویند برای بچهها رایانهای شخصی تهیه کنید و رهایشان کنید در اینترنت تا هر چه خودشان میخواهند و هر طور که خودشان دوست دارند بیاموزند. اما پشت این شیوۀ آموزش خطای فلسفی بزرگی نهفته است: اینکه همهچیز را میشود با چشم آموخت. در حالی که مرلوپونتی به ما آموخته است ما نهفقط با چشم، بلکه با تمام بدنمان میآموزیم.
یادگیری کودکان وقتی به بهترین شکل اتفاق میافتد که با بدن خود درگیر جهان خارج شوند
کل مقاله را در سایت ترجمان بخوانید:http://tarjomaan.com/neveshtar/9269/
Forwarded from Abdol-Hossein Vahabzadeh
درسهایی از مدرسه طبیعت
اخیرا بسیاری از شرکت تجاری بزرگ از جمله گوگل،آی بی ام و اپل داشتن مدرک دانشگاهی را از شروط استخدام خود حذف کرده اند. این تازه نوک کوه یخ است که از آب بیرون می زند. آینده متعلق به افراد خلاق ، هوشمند ، منعطف و سرزنده است ، آنانکه جسم و جانشان را بازی ، یلگی و شادمانی کودکانه پرورده باشدنه کسانی که انبانی از اطلاعات و مدارک اند و والدینشان آنها را آشفته و رنجور از این کلاس به آن یک و از این مشاور به دیگری می کشانند. جهانی را که کودکان امروز ما در بزرگسالی ادارک می کنند از هیچ نظر به امروز ماننده نیست. اگر به فکر فردای کودکان هستید دست از سرشان بردارید.بگذارید هلهله و شادمانیشان همه جا را پر کند.برای کسب اطلاعات فرصت بسیار اما برای بازی و سرخوشی کودکانه وقت تنگ است.
@madresehtabiat
@natureschool
اخیرا بسیاری از شرکت تجاری بزرگ از جمله گوگل،آی بی ام و اپل داشتن مدرک دانشگاهی را از شروط استخدام خود حذف کرده اند. این تازه نوک کوه یخ است که از آب بیرون می زند. آینده متعلق به افراد خلاق ، هوشمند ، منعطف و سرزنده است ، آنانکه جسم و جانشان را بازی ، یلگی و شادمانی کودکانه پرورده باشدنه کسانی که انبانی از اطلاعات و مدارک اند و والدینشان آنها را آشفته و رنجور از این کلاس به آن یک و از این مشاور به دیگری می کشانند. جهانی را که کودکان امروز ما در بزرگسالی ادارک می کنند از هیچ نظر به امروز ماننده نیست. اگر به فکر فردای کودکان هستید دست از سرشان بردارید.بگذارید هلهله و شادمانیشان همه جا را پر کند.برای کسب اطلاعات فرصت بسیار اما برای بازی و سرخوشی کودکانه وقت تنگ است.
@madresehtabiat
@natureschool
«... اگر نگاهی به شیوهی زندگی کودکان طبقهی متوسط شهری بیندازیم، به راحتی میتوانیم میزان عدم آزادی آنها برای تصمیمگیری در چگونگی گذران وقت را مشاهده کنیم. این در حالیست که متخصصان انسانشناسی معتقدند که کودکان نیز مانند بزرگسالان توان برنامهریزی برای چگونگی گذران وقت خود را دارند. آنها میل ذاتی به جستجوی آزدانه در محیط پیرامون خود دارند و از طریق این جستجوی آزاد به یادگیری میپردازند. اما متاسفانه میل کودکان به یادگیری، توسط نظام آموزشی فعلی سرکوب میشود و یادگیری که میل ذاتی کودک است از کاری هیجانانگیز و شادیبخش تبدیل به کار اجباری میگردد. از زمانی که یادگیری از امری ارادی، بازیگوشانه و جذاب تبدیل به امری اجباری، پرکشمکش، کنترلکننده و سرکوبگر میشود، لذت یادگیری برای کودک از بین میرود و در بیشتر موارد کودک از محیطهای آموزشی گریزان میشود.»
قسمتی از مقاله ی «کودک ایرانی و فقر بازی آزادانه»، منتشر شده در روزنامه ی شرق. متن کامل را می توانید در فایل پیوست بخوانید. منبع: کانال زیستمان@Zistman
قسمتی از مقاله ی «کودک ایرانی و فقر بازی آزادانه»، منتشر شده در روزنامه ی شرق. متن کامل را می توانید در فایل پیوست بخوانید. منبع: کانال زیستمان@Zistman
کودکان با اشتیاق شدید یادگیری به این دنیا میآیند و بهطور ژنتیکی با قابلیت شگفتانگیزی برای یادگیری برنامهریزی شدهاند. آنها در واقع ماشینهای یادگیری کوچک هستند. بچهها تا حدود چهار سالگی مقدار باورنکردنی از اطلاعات و مهارتها را بدون هیچ آموزشی فرا میگیرند. آنها راه رفتن، دویدن، پریدن، و بالا رفتن را یاد میگیرند. آنها زبان فرهنگی که در آن متولد شدهاند را درک کرده و صحبت کردن آن را یاد میگیرند و با استفاده از آن بر خواستهها و تمایلاتشان اصرار میورزند، بحث میکنند، میخندانند، عصبانی میکنند، دوستی میکنند و سوال میپرسند. آنها مقدار باور نکردنی دانش در مورد دنیای فیزیکی و اجتماعی اطرافشان کسب میکنند. تمام این یادگیری توسط غرایز و محرکهای ذاتی، بازیگوشی و کنجکاوی طبیعیشان هدایت میشود.
کلمات پسرم در دفتر مدیر، مسیر زندگی حرفه¬ای و شخصی من را نیز تغییر داد. من استاد روانشناسی زیستی و یک محقق علاقه¬مند به مبانی زیستی احساسات و تمایلات در پستانداران بوده¬ام. من نقش هورمون¬های خاصی که ترس را در موش¬ها تنظیم می¬کنند بررسی کرده بودم و اخیراً شروع به مطالعه¬ی مکانیسم¬های رفتار مادرانه در موش¬ها کرده بودم. آن روز در دفتر مدیر یک سری اتفاقات به¬تدریج شروع به تغییر تمرکز تحقیقاتی من کردند. من شروع به مطالعه¬ی آموزش از منظر زیست¬شناسی کردم. در ابتدا نگرانی برای پسرم انگیزه¬ی اصلی تحقیقاتم بود. می¬خواستم مطمئن شوم با اجازه دادن به او برای دنبال کردن مسیر آموزشی خود به جای مسیر تحمیلی متخصصان، در حال ارتکاب اشتباه نباشم. اما به¬تدریج، زمانی¬که متقاعد شدم مسیر آموزشی مدیریت¬شده توسط خود اسکات به¬خوبی و بی¬نقص پیش می¬رود، علاقه¬ی تحقیقاتی¬ام به¬طور کلی به کودکان و مبنای زیستی آموزش انسان معطوف شد.
چه چیزی در مورد گونه¬مان ما را حیوانی فرهنگی می¬کند؟ به¬عبارت دیگر، چه جنبه¬هایی از طبیعت انسان باعث می¬شوند که هر نسل جدید بشر، در هرجا، مهارت¬ها، دانش، عقاید، نظریه¬ها و ارزش¬های نسل قبلی را کسب کند و مبنا قرار دهد؟ این سؤال منجر شد که من آموزش را در محیط¬هایی خارج از سیستم آموزشی استاندارد بررسی کنم، برای مثال، در مدرسه¬ی بدون آموزش و جالب توجه¬ای که پسرم در آن حضور داشت. بعدها جنبش رو به رشد جهانی "آموزش¬گریزی" را مورد بررسی قرار دادم تا پی ببرم چگونه کودکان در آن خانواده¬ها به یادگیری پرداخته¬اند. من ادبیات تحقیق مربوط به انسان-شناسی را مطالعه کردم و از انسان¬شناسان نظرسنجی کردم تا هر مطلبی که در مورد زندگی و یادگیری کودکان در فرهنگ¬های شکارچی- گردآورنده( فرهنگ¬هایی که معرف 99 درصد از تاریخ تکاملی گونه ما هستند) وجود داشت را تا حد امکان یاد بگیرم. من تمام تحقیقات روانشناسی و انسان¬شناسی مربوط به بازی کودکان را بررسی کردم و همراه با دانشجویانم تحقیقات جدیدی را با هدف فهمیدن نحوه¬ی یادگیری کودکان از طریق بازی انجام دادم.
این تحقیقات باعث شد بفهمم چگونه محرک¬های قدرتمند کودکان به بازی و اکتشاف آنها را برای یادگیری، نه تنها در فرهنگ¬های شکارچی-گردآورنده بلکه در فرهنگ کنونی ما نیز مجهز کرده¬اند. این یافته¬ها همچنین منجر به بینش¬های جدیدی در مورد شرایط محیطی شده است که توانایی کودکان را برای آموزش خود از طریق روشهای سرخوشانهشان بهینه میکنند. این مطالعات باعث شد پی ببرم چگونه میتوانیم اگر بخواهیم کودکان را از آموزش اجباری رها کنیم و مراکز یادگیری را فراهم کنیم که قابلیت آنها برای آموزش خودشان را به حداکثر برساند بدون آنکه آنها را از شادیهای برحق کودکی محروم کند.
این کتاب در مورد همهی این یافتهها است.
چه چیزی در مورد گونه¬مان ما را حیوانی فرهنگی می¬کند؟ به¬عبارت دیگر، چه جنبه¬هایی از طبیعت انسان باعث می¬شوند که هر نسل جدید بشر، در هرجا، مهارت¬ها، دانش، عقاید، نظریه¬ها و ارزش¬های نسل قبلی را کسب کند و مبنا قرار دهد؟ این سؤال منجر شد که من آموزش را در محیط¬هایی خارج از سیستم آموزشی استاندارد بررسی کنم، برای مثال، در مدرسه¬ی بدون آموزش و جالب توجه¬ای که پسرم در آن حضور داشت. بعدها جنبش رو به رشد جهانی "آموزش¬گریزی" را مورد بررسی قرار دادم تا پی ببرم چگونه کودکان در آن خانواده¬ها به یادگیری پرداخته¬اند. من ادبیات تحقیق مربوط به انسان-شناسی را مطالعه کردم و از انسان¬شناسان نظرسنجی کردم تا هر مطلبی که در مورد زندگی و یادگیری کودکان در فرهنگ¬های شکارچی- گردآورنده( فرهنگ¬هایی که معرف 99 درصد از تاریخ تکاملی گونه ما هستند) وجود داشت را تا حد امکان یاد بگیرم. من تمام تحقیقات روانشناسی و انسان¬شناسی مربوط به بازی کودکان را بررسی کردم و همراه با دانشجویانم تحقیقات جدیدی را با هدف فهمیدن نحوه¬ی یادگیری کودکان از طریق بازی انجام دادم.
این تحقیقات باعث شد بفهمم چگونه محرک¬های قدرتمند کودکان به بازی و اکتشاف آنها را برای یادگیری، نه تنها در فرهنگ¬های شکارچی-گردآورنده بلکه در فرهنگ کنونی ما نیز مجهز کرده¬اند. این یافته¬ها همچنین منجر به بینش¬های جدیدی در مورد شرایط محیطی شده است که توانایی کودکان را برای آموزش خود از طریق روشهای سرخوشانهشان بهینه میکنند. این مطالعات باعث شد پی ببرم چگونه میتوانیم اگر بخواهیم کودکان را از آموزش اجباری رها کنیم و مراکز یادگیری را فراهم کنیم که قابلیت آنها برای آموزش خودشان را به حداکثر برساند بدون آنکه آنها را از شادیهای برحق کودکی محروم کند.
این کتاب در مورد همهی این یافتهها است.
برای تهیه کتاب " یادگیری آزاد" میتوانید به شماره 09356215159 در تلگرام یا واتس آپ پیغام ارسال کنید.
ما جامه نمازی به سر خم کردیم / از خاک خرابات تیمم کردیم
باشد که در این میکده ها دریابیم / آن عمر که در مدرسه ها گم کردیم
امروز ما با دو نگاه به کودک روبروییم یکی نگاه غالب،که چه آگاهانه باشد یا نه کودک را موجودی می بیند مثل ما بزرگسالان منتها با جثه ای کوچکتر همه به یکسان و با استعدادهای یکنواخت همچون لوحی محفوظ آموزش پذیر، شکل گیرنده، منعطف و چکش خوار آماده برای اینکه هر چه بخواهی بر این لوح بنویسی دورانی از بطالت و بی خبری می گذراند که باید هر چه زودتر به پایان رساند و وارد زندگی جدیش کرد او خود آگاه به مصلحت خویش نیست و باید برایش برنامه ریخت نیاز آینده هاش به پیشرفت را در نظر گرفت و هر آنچه در این رهگذر و برای میل به پیشرفت مورد نیاز اوست برآورد و او را بر آن وا داشت در این راه هر چه بیشتر به علوم و فنون مختلف مجهز شود و هر چه زودتر بهتر است . او را باید همچون انباری از اطلاعات آکند .اینکه او خود این شیوه بارآمدن را علاقه دارد به آن انگیزه دارد آمادگی روانی برایش هست یا نه با شادمانی آن را می پذیرد و یا تحت فشار کمترین اهمیتی ندارد چرا که او به مصلحت خویش آگاه نیست. اگر برداشت من از نگاه غالب جامعه ،قانون ،خانواده و نظام آموزش آنطور که در عمل می آید نه در کلام نادرست است به من یادآوری کنید . ممکن است این نگاه به غیر از این مدعی باشد و حرفهای زیبا در مورد کودک بسیار بگویند اما آنچه اهمیت دارد شیوه عمل است نه اظهارات . آیا شیوه عمل با کودک در خانه و مدرسه جز این حکایت دارد؟خانواده، مدرسه ، رسانه و جامعه با او جز این برخورد می کنند؟ مثالی بزنیم : در زمره اولین تعالیم تربیت معلم و مربی آنست که شرط اول یادگیری وجود علاقه و انگیزه است کودک تا نسبت به چیزی علاقه و انگیزه نداشته باشد نسبت به آن توجه نشان نخواهد داد حال از شما می پرسم اگر یک روز کودک را به طبیعت ببریم و آزادش بگذاریم تا هر آنچه خواهد کند و روز دوم او را درکلاسی در هر کلاسی بنشانیم و چیزی را به او بیاموزیم روز سوم او را بین این دو گزینه مخیر کنیم کدام را برخواهد گزید؟ و ما اکنون کدام را به او عرضه می داریم ؟ مسلم است که او بخواهد آزادانه و سرخوشانه زندگی کند اما این که مصلحت او نیست ، بازی لهو است و باید هر چه زودتر به کناری نهاده شود. اما نگاه دیگری نیز به کودک وجود دارد. رو به رشد و اقبال روز افزون که هر کودک را هدیه یگانه ای می داند خلاق با خرد ذاتی برای شناخت جهان پیرامون هر یک با علایق و استعدادهای خاص خود با گرایشاتی از پیش تا حدودی سوگیری شده و ذاتی که آن را برای شناخت جهان به گونه ای خاص آماده ساخته اند کودکی را دورانی طلایی و تکرار ناپذیر می بیند که همه چیز فرد را برای همه عمر به خوب یا بد رقم خواهد زد نگاهی که کودک را بزرگترین سرمایه می داند و اعتقاد دارد که اگر قرار است او در فردای بزرگسالی اش موجودی باشد شادمان، خلاق، توانا ، مقاوم و دل بسته به سرزمین و مدافع آن اکنون باید به او فرصت شادمانی ، سرخوشی و
باشد که در این میکده ها دریابیم / آن عمر که در مدرسه ها گم کردیم
امروز ما با دو نگاه به کودک روبروییم یکی نگاه غالب،که چه آگاهانه باشد یا نه کودک را موجودی می بیند مثل ما بزرگسالان منتها با جثه ای کوچکتر همه به یکسان و با استعدادهای یکنواخت همچون لوحی محفوظ آموزش پذیر، شکل گیرنده، منعطف و چکش خوار آماده برای اینکه هر چه بخواهی بر این لوح بنویسی دورانی از بطالت و بی خبری می گذراند که باید هر چه زودتر به پایان رساند و وارد زندگی جدیش کرد او خود آگاه به مصلحت خویش نیست و باید برایش برنامه ریخت نیاز آینده هاش به پیشرفت را در نظر گرفت و هر آنچه در این رهگذر و برای میل به پیشرفت مورد نیاز اوست برآورد و او را بر آن وا داشت در این راه هر چه بیشتر به علوم و فنون مختلف مجهز شود و هر چه زودتر بهتر است . او را باید همچون انباری از اطلاعات آکند .اینکه او خود این شیوه بارآمدن را علاقه دارد به آن انگیزه دارد آمادگی روانی برایش هست یا نه با شادمانی آن را می پذیرد و یا تحت فشار کمترین اهمیتی ندارد چرا که او به مصلحت خویش آگاه نیست. اگر برداشت من از نگاه غالب جامعه ،قانون ،خانواده و نظام آموزش آنطور که در عمل می آید نه در کلام نادرست است به من یادآوری کنید . ممکن است این نگاه به غیر از این مدعی باشد و حرفهای زیبا در مورد کودک بسیار بگویند اما آنچه اهمیت دارد شیوه عمل است نه اظهارات . آیا شیوه عمل با کودک در خانه و مدرسه جز این حکایت دارد؟خانواده، مدرسه ، رسانه و جامعه با او جز این برخورد می کنند؟ مثالی بزنیم : در زمره اولین تعالیم تربیت معلم و مربی آنست که شرط اول یادگیری وجود علاقه و انگیزه است کودک تا نسبت به چیزی علاقه و انگیزه نداشته باشد نسبت به آن توجه نشان نخواهد داد حال از شما می پرسم اگر یک روز کودک را به طبیعت ببریم و آزادش بگذاریم تا هر آنچه خواهد کند و روز دوم او را درکلاسی در هر کلاسی بنشانیم و چیزی را به او بیاموزیم روز سوم او را بین این دو گزینه مخیر کنیم کدام را برخواهد گزید؟ و ما اکنون کدام را به او عرضه می داریم ؟ مسلم است که او بخواهد آزادانه و سرخوشانه زندگی کند اما این که مصلحت او نیست ، بازی لهو است و باید هر چه زودتر به کناری نهاده شود. اما نگاه دیگری نیز به کودک وجود دارد. رو به رشد و اقبال روز افزون که هر کودک را هدیه یگانه ای می داند خلاق با خرد ذاتی برای شناخت جهان پیرامون هر یک با علایق و استعدادهای خاص خود با گرایشاتی از پیش تا حدودی سوگیری شده و ذاتی که آن را برای شناخت جهان به گونه ای خاص آماده ساخته اند کودکی را دورانی طلایی و تکرار ناپذیر می بیند که همه چیز فرد را برای همه عمر به خوب یا بد رقم خواهد زد نگاهی که کودک را بزرگترین سرمایه می داند و اعتقاد دارد که اگر قرار است او در فردای بزرگسالی اش موجودی باشد شادمان، خلاق، توانا ، مقاوم و دل بسته به سرزمین و مدافع آن اکنون باید به او فرصت شادمانی ، سرخوشی و
تجربه آزاد و یادگیری از طریق عمل خویش داده شود و این از طریق بازی میسر است چرا که بازی تمرین زندگیست . اینان معتقدند که حتی اگر کودک ناسازگاری ها و معلولیت ها یی هم ناشی از محرومیت این تجربه داشته باشد باز هم علاجش در برقراری همین رابطه است یعنی اینکه :
دردم از یار است و درمان نیز هم
امروز این گروه دومند که در این جا گرد آمده اند تا آینده فرزندان این مرز و بوم را در مسیر دیگری اندازند مسیری که برای بهتر شدن حال مردمان و سرزمینشان به صواب نزدیکتر است . امروز با اتکاء به این نگاه مدارس طبیعت یکی پس از دیگری در نقاط مختلف کشور گشوده می شود با اینکه از انعقاد نطفه این فکر در عمل بیش از 5 سال نمی گذرد اما امروز لشکری از علاقمندان به دنبال آن روانند تا آن را در همه جا محقق کنند ظرف دو سال گذشته علاوه بر بسیاری گردهمایی های مختلف در سراسر کشور این سومین همایش ملی پیرامون مدرسه طبیعت است که برگزار می گردد. اولین در مشهد دومین سال گذشته در همین مکان و اکنون در خدمت شما هستیم .بسیاری از حضار درصدد تدارک یک مدرسه در اقصاء نقاط کشور تشریف آورده اند مدارس مشهد، کرمانشاه ، اصفهان ، بیرجند ، عباس آباد چالوس ، کیاشهرگیلان ، نوچ در ساری مدرسه گلستان در کنار پارک ملی و دو مدرسه طبیعت سیار در تهران آنهایی هستند که من به یاد دارم در بسیاری از شهرهای ایران مدارس در حال راه اندازی است امروز ورزشکار علاقمند و عاشق طبیعت عبدالرضا کوهپایه مشغول رکاب زدن از هامون زابل تا مشهد است و در همه شهرهای مسیر برای مردم پیرامون اهمیت مدرسه طبیعت سخن می گوید و از نقطه تاریک هامون که امروز خشک است تا مشهد که نقطه امید است رکاب می زند برای این ورزشکار علاقمند ابراز لطفی بکنیم (تشویق حضار) .
من چیز دیگری ندارم که بگم بسیار امیدوارم به این که این مسیر مسیری است رو به رشد و ما همه می توانیم امید داشته باشیم که در آینده نگاه غالب به کودک نگاهی باشد که در امروز داره در اینجا درباره اش صحبت میکنیم . متشکرم
- سخنرانی عبدالحسین وهابزاده، اولین همایش ملی کودک و طبیعت، دی ماه 1394
دردم از یار است و درمان نیز هم
امروز این گروه دومند که در این جا گرد آمده اند تا آینده فرزندان این مرز و بوم را در مسیر دیگری اندازند مسیری که برای بهتر شدن حال مردمان و سرزمینشان به صواب نزدیکتر است . امروز با اتکاء به این نگاه مدارس طبیعت یکی پس از دیگری در نقاط مختلف کشور گشوده می شود با اینکه از انعقاد نطفه این فکر در عمل بیش از 5 سال نمی گذرد اما امروز لشکری از علاقمندان به دنبال آن روانند تا آن را در همه جا محقق کنند ظرف دو سال گذشته علاوه بر بسیاری گردهمایی های مختلف در سراسر کشور این سومین همایش ملی پیرامون مدرسه طبیعت است که برگزار می گردد. اولین در مشهد دومین سال گذشته در همین مکان و اکنون در خدمت شما هستیم .بسیاری از حضار درصدد تدارک یک مدرسه در اقصاء نقاط کشور تشریف آورده اند مدارس مشهد، کرمانشاه ، اصفهان ، بیرجند ، عباس آباد چالوس ، کیاشهرگیلان ، نوچ در ساری مدرسه گلستان در کنار پارک ملی و دو مدرسه طبیعت سیار در تهران آنهایی هستند که من به یاد دارم در بسیاری از شهرهای ایران مدارس در حال راه اندازی است امروز ورزشکار علاقمند و عاشق طبیعت عبدالرضا کوهپایه مشغول رکاب زدن از هامون زابل تا مشهد است و در همه شهرهای مسیر برای مردم پیرامون اهمیت مدرسه طبیعت سخن می گوید و از نقطه تاریک هامون که امروز خشک است تا مشهد که نقطه امید است رکاب می زند برای این ورزشکار علاقمند ابراز لطفی بکنیم (تشویق حضار) .
من چیز دیگری ندارم که بگم بسیار امیدوارم به این که این مسیر مسیری است رو به رشد و ما همه می توانیم امید داشته باشیم که در آینده نگاه غالب به کودک نگاهی باشد که در امروز داره در اینجا درباره اش صحبت میکنیم . متشکرم
- سخنرانی عبدالحسین وهابزاده، اولین همایش ملی کودک و طبیعت، دی ماه 1394
«سیستم ایمنی ما باید مشغول باشد. طی میلیونها سال چنان تکامل پیدا کردهایم که سیستم ایمنیمان مُدام تحت حمله باشد. ولی اکنون کاری ندارد که بکند».
زندگی روزمرۀ ما دارد در صابون غرق میشود. آداب و رسوم بهداشتی از ما میخواهند مدام خودمان را بشوییم و از هر چیزی که شاید آلوده باشد بگریزیم. مت ریکتل، گزارشگر برندۀ جایزۀ پولیتزر، در کتاب جدید خود، میپرسد آیا این حد از تمیزی بیش از آنکه نتیجۀ علم باشد، حاصل تبلیغات کمپانیهای شوینده نیست؟ این سؤال وقتی جدیتر میشود که بدانیم در دهههای اخیر آلرژیها و بیماریهای خودایمنی که احتمالاً به تمیزیِ افراطی ربط دارند، سر به فلک کشیدهاند.
مطالعه کامل این مطلب با عنوان"لطفاً کمی غیربهداشتی باشید"بهداشت ما را در برابر بیماریهای کشنده محافظت کرده است، اما خود نیز میتواند موجب بیماری شود...در سایت ترجمان👇