هر وقت همهچی خراب میشه، میگم حتماً قراره یه اتفاق خوب بیفته. (خیلی ساله منتظرم.)
10✨
اینکه با تمام وجودت برای چیزی تلاش کنی و آخرش ببینی دیگه هیچ اختیاری نداری و همهچی به تصمیم یه نفر دیگه گره خورده، واقعاً حس بدیه.
اینکه با تمام وجودت برای چیزی تلاش کنی و آخرش ببینی دیگه هیچ اختیاری نداری و همهچی به تصمیم یه نفر دیگه گره خورده، واقعاً حس بدیه.
بعضی چیزا از دور قشنگن، نزدیک که میشی میفهمی چقدر فرق دارن با چیزی که فکر میکردی.
آدما خیلی وقتا میدونن دارن چیکار میکنن. میدونن حرفشون قراره ناراحتت کنه، میدونن رفتارشون قراره فکرتو درگیر کنه، ولی بازم انجامش میدن. شاید چون چیزی که برای تو مهمه، برای اونا اونقدر مهم نیست. و فکر کنم چیزی که بیشتر از خودِ اذیت شدن ناراحتکنندهست، اینه که بفهمی طرف میدونسته چه حسی پیدا میکنی و بازم براش مهم نبوده.
11✨
دو سال تمام زحمت کشیدم، از خیلی چیزا گذشتم و به امید یه نتیجهی مشخص ادامه دادم؛ و حالا بعد از تموم این مدت، سرنوشت تمام اون تلاشها به نظر یه نفر بستگی داره. یه نفر که شاید هیچوقت نفهمه پشت این انتظار چقدر نگرانی، خستگی و امید جمع شده. عجیبه که آدم میتونه دو سال برای چیزی بجنگه، ولی آخرش برای به دست آوردنش هیچ کاری از دستش برنیاد، جز اینکه منتظر بمونه و امیدوار باشه تمام این زحمتها بینتیجه نمونن.
دو سال تمام زحمت کشیدم، از خیلی چیزا گذشتم و به امید یه نتیجهی مشخص ادامه دادم؛ و حالا بعد از تموم این مدت، سرنوشت تمام اون تلاشها به نظر یه نفر بستگی داره. یه نفر که شاید هیچوقت نفهمه پشت این انتظار چقدر نگرانی، خستگی و امید جمع شده. عجیبه که آدم میتونه دو سال برای چیزی بجنگه، ولی آخرش برای به دست آوردنش هیچ کاری از دستش برنیاد، جز اینکه منتظر بمونه و امیدوار باشه تمام این زحمتها بینتیجه نمونن.
تقریبا هرررر مشکلی تو زندگیم پیش میاد اینطوری خودمو قانع میکنم که دیگه بالاخره “خوشگلی و هزار دردسر”
عبور از اَبرها
Video
من فقط میخواستم بزرگ شم که هر وقت دلم خواست بستنی بخورم، نه اینکه اینهمه بدبختی بکشم.
راستشو بخواین یه جاهایی هم باید آدم بد داستان باشین و سعی نکنین عالم و آدمو راضی نگه دارین. بالاخره تو داستان یکی، یکی دیگه همیشه آدم بده؛ چه بهتر که حداقل این بار به خاطر خودتون باشه.
تمام سایدهای زندگیم رو هواست؛ عاطفی، تحصیلی، کاری، خلاصه که از هیچ طرفی خبر خوشی نمیرسه.