# 𝖱𝖤𝖵𝖮𝖫𝖴𝖳𝖨𝖮𝖭 .﹙อู 𝖾𝗋𝖺﹚
این سکانس رو انقدر دوست دارم که حد نداره..
جوریکه لاوا از دست ویو عصبانی بود ولی همزمان داشت از نگرانی میمرد و اون بین حتی حسودی هم میکرد و میخواست احساس مالکیتش رو به رخ بکشه.😂😭
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نیاز دارم یک شبانه روز درمورد ثانیه به ثانیهی این سکانس و فشار سینگلی و خاک بر سر بودنم گریه کنم.💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
00:14 my jealous guy is so cute.🤏🏻
+ فقط میخوام بدونم ما چی همدیگهایم؟ یه وظیفه برای انجام دادن؟ دوستهایی که توی اقامتگاه به هم کمک میکنن؟ یا یه رومنس عاشقانه توی تعطیلات؟
− ما دوستپسریم! دوستپسر! تو دوستپسر منی!
− ما دوستپسریم! دوستپسر! تو دوستپسر منی!
#thatsummer : ep.06
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
+ حس میکنم ناتی امروز زندگیم رو نجات داد، اما هیچی قابل مقایسه با این نیست که تو بهم یه زندگی جدید دادی.
#thatsummer : ep.06
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو ثانیهای که خونه خرابم کرد:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میدونین چی بیشتر از شواف کردنهای لاواویو درد داره؟ اینکه این دیالوگ رو ساتانگ به فیلمنامه اضافه کرده-
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
WHAT IF I KMS?
+ پرنسس انیا منو فرستاد تا ببینم برادر کوچیکترش، پرنس داوین، در امانه یا نه.
− پرنس چی؟
+ پرنس داوین، وارث تاج و تخت ارانتا.
− پرنس داوین؟
+ همونی که شما به اسم "ویو" میشناسیدش.
− پرنس چی؟
+ پرنس داوین، وارث تاج و تخت ارانتا.
− پرنس داوین؟
+ همونی که شما به اسم "ویو" میشناسیدش.
#thatsummer : ep.06