# 𝖱𝖤𝖵𝖮𝖫𝖴𝖳𝖨𝖮𝖭 .﹙อู 𝖾𝗋𝖺﹚
373 subscribers
2.09K photos
1.12K videos
1 file
218 links
بنده یک عدد خانه خرابِ بیلکین‌پیپی، وینی‌ساتانگ، اسکای‌نانی، فرست‌خائو و همه‌ی خانومی‌های نازم.🎀

جهت برقراری ارتباط:
t.me/hidenchat_bot?start=361707597
Download Telegram
به هیچ وجه از قسمت اخر راضی نبودم-
خداحافظی همیشه سخت‌ترین بخش بوده، توی هر چیزی.. چه بسا که اون سریالی باشه که هفته‌ها باهاش لبخند زدی، اشک ریختی و با تک تک کرکترهاش زندگی کردی..
طول می‌کشه.. یکم طول می‌کشه به نبودنت عادت کنم و برگردم به روتین خسته‌کننده‌ای که زندگیم قبل از تو داشت، ولی چاره‌ای نیست.. هر شروعی یه پایانی داره، ابدیتی وجود نداره و نمی‌شه ازش فرار یا انکارش کرد، فقط باید باهاش کنار اومد و رو به رو شد؛ هر چند که پروسه‌ی دردناکیه..

وو چی‌چیونگ، داوی، داچیونگ، وو سووی، وی‌وی، دابائو، پسرک نازنین من، احتمالا از همه بیشتر دلم برای غر زدن‌ها و لب‌های پوت کرده‌ی تو تنگ بشه:)
تو خیلی قوی بودی، کلی صبوری کردی و براش جنگیدی، بیشتر از هر کس دیگه‌ای لیاقت این عشق و ارامش رو داری عزیزکم.. بهت افتخار می‌کنم و قراره دلم کلی برای لبخندهای روشنت و چشم‌های براقت یه ذره بشه..

چی‌چنگ، مردی که از همه چیز می‌گذره تا فقط پسرش لبخند بزنه و اون رو خوشحال ببینه؛ خوشحالم ادم زندگیت رو پیدا کردی (یا اون پیدات کرد؟) کسی که بی‌قید و شرط دوستت داشته و تو رو گنج خودش بدونه، کسی که حاضر باشه از همه چیز برات بگذره چون تو خانواده‌شی.‌.
سووی قطعا باید خوشبخت‌ترین ادم روی زمین باشه که تو رو توی زندگیش داره و همینطور برعکس!

چنگ‌یو و شیائو شوای هم که چیزی جز عامل فشار خوردنم و یاداور سینگلیم نبودن و ازشون متنفرم و امیدوارم هر چه زودتر با همدیگه ازدواج کنن و شرشون از سرمون کم شه. (عاشقشونم و براشون می‌میرم خیلی جدی.)

و در اخر، ریونجد لاو عزیزم، ممنونم بابت رنگ بخشیدن به این تابستون کسل‌کننده و بی‌روح؛ دوشنبه‌ها و سه‌شنبه‌هایی که کنار هم گذرونیم رو هیچوقت از یاد نمی‌برم و تا ابد اون احساسات قشنگ و جوراوجورش رو داخل یه صندوقچه‌ی کوچولو توی کنج قلبم نگه می‌دارم.. خوش گذشت:>
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نهایت بخش بزرگی از روحِ من قراره تا ابد یه جایی زیر اون درخت ازگیل، پشت میز خونه‌ی پدری سووی، توی مزرعه‌ی ذرت، داخل کمپانی ccuwei، کنار چرخ‌دستی ابنبات شکری و گوشه‌ی اتاق سووی که پشت کلینیک 181s بود، باقی بمونه..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سووی : مامان و بابا، همسرمو اوردم که نشونتون بدم. من و چی‌چنگ، ما هم یه خونه داریم.. چی‌چنگ! چیکار می‌کنی؟
چی‌چنگ : می‌خوای چیکار کنی؟
سووی : می‌خوام هنوز با مامان و بابام حرف بزنم.
چی‌چنگ : بذار من بگم.
سووی : مگه می‌دونی چی می‌خوام بگم؟
چی‌چنگ : مامان و بابا، من قطعا با وو سووی، زندگی خوبی خواهم داشت.
سووی : منم می‌خوام برای همیشه با چی‌چنگ زندگی کنم.
این یکی از صحنه‌های حذف شده‌ی قسمت اخره.💔
+ من قطعا با وو سووی، زندگی خوبی خواهم داشت.
منم می‌خوام برای همیشه با چی‌چنگ زندگی کنم.
این که دیگه نه کیسی نداشت نه چیزی.
Forwarded from 𝐒𝗍𝖺𝗋𝗌 .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ᅠ `` 𝗍𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾 ٬٬ 𝐑𝐋 𝖾𝗋𝖺 ٬٬ .
🍋 : چرا هنوز منو نگه داشتی؟
🐟 : اون می‌خواد ببینه.
🍋 : اون که رفته. اگه می‌خوای بغلم کنی، فقط بهم بگو.
🐟 : گمشو.
برو خودتو سیاه کن عزیزم، دستت برای ما رو شده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM