# 𝖱𝖤𝖵𝖮𝖫𝖴𝖳𝖨𝖮𝖭 .﹙อู 𝖾𝗋𝖺﹚
373 subscribers
2.09K photos
1.12K videos
1 file
218 links
بنده یک عدد خانه خرابِ بیلکین‌پیپی، وینی‌ساتانگ، اسکای‌نانی، فرست‌خائو و همه‌ی خانومی‌های نازم.🎀

جهت برقراری ارتباط:
t.me/hidenchat_bot?start=361707597
Download Telegram
لطفا سریال بعدی یه امگاورس از شونینگ و زی‌یو.🙏🏻
و دوستان راه افتادن و به چی‌چنگی هیت می‌دن که قبل از اینکه بره داخل اتاق، با ذوق روی موهاش دست می‌کشید و مرتبشون می‌کرد چون وی‌وی اومده بود ملاقاتش..
اخه همچین ادمی می‌تونه اون جمله رو از ته دل گفته باشه؟ می‌تونه اصلا مخاطبش سووی باشه؟
خودتون رو بذارین جاش و تصور کنین که کسی که براش جون می‌دین و بهش قول دادین که مراقبش باشین، بخاطرتون بلند شه بره کل زار و زندگیشو بفروشه که فقط از توی زندان بیارتتون بیرون.. مخصوصا خونه‌ای که کل بچگیش رو توش گذرونه بود‌ و براش پر از خاطره بود و تو خوب خبر داشتی چقدر عاشق اون خونه‌اس!
چی‌چنگ از خودش عصبانی و متنفر بود، نه سووی.
چیزی رو توجیه نمی‌کنم و قطعا سووی می‌دونه که چی‌چنگ تحت‌فشاره و مسلما اینو از ته دلش نگفته، با اینکه باید چی‌چنگ رفتار بهتری نشون می‌داد و احساساتش رو کنترل می‌کرد (که توی اون لحظه سخت بود) و تلاش‌های سووی رو با دو کلمه حرف لگدمال نمی‌کرد، ولی بازم..
he's not ok and blames himself for all of this..
Forwarded from China Club
#news ೄྀ࿐ ˊˎ-

🖤یکی از عوامل پشت صحنه توی لایو گفته بود که یه سری صحنه حذف شده از قسمت آخر داشتن.

توی قسمت آخر، وقتی دوتاشون روی تخت بودن، ووسووی روی چی‌چنگ دراز کشیده بود، چی‌چنگ یه جمله خیلی منحرفانه گفت و ووسووی یه سیلی بهش زد. بعد ووسووی گفت: «دوباره خونه پیدا کردم» و سرشو گذاشت روی سینه چی‌چنگ. چی‌چنگ هم دستشو انداخت دور گردنش، صورتشو بالا آورد و بوسیدش. ووسووی آروم خم شد و لبای چی‌چنگ رو بوسید، بعد چونه‌ش، بعد سیب گلو و گردنش رو، تا رسید به سینه‌ش.
دوربین کات میخوره و میره به جایی که چی‌چنگ، ووسووی رو خوابونده و شکمش رو می‌بوسه. ووسووی هم دستشو بالا میاره، دور گردن چی‌چنگ حلقه می‌کنه، پشت یقه و موهاشو می‌گیره. یه شات از زاویه دور و پشت هست که به نظر میاد چی‌چنگ داره برای ووسووی بلوجاب انجام میده، ووسووی سرشو عقب میندازه، نفس عمیق می‌کشه و چی‌چنگ رو صدا می‌کنه‌. این صحنه رو با دیالوگ «شوهرم» هم گرفتن.


- revenged love
🇨🇳--------⭑中国⭑--------🇨🇳༊˚
   ⤷ @ChinaClubL ☆ . ࣪ ˖ ࿐
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
منتظر پشت‌صحنه‌اش می‌مونم.
به نفعشونه نشونمون بدن.
به هیچ وجه از قسمت اخر راضی نبودم-
خداحافظی همیشه سخت‌ترین بخش بوده، توی هر چیزی.. چه بسا که اون سریالی باشه که هفته‌ها باهاش لبخند زدی، اشک ریختی و با تک تک کرکترهاش زندگی کردی..
طول می‌کشه.. یکم طول می‌کشه به نبودنت عادت کنم و برگردم به روتین خسته‌کننده‌ای که زندگیم قبل از تو داشت، ولی چاره‌ای نیست.. هر شروعی یه پایانی داره، ابدیتی وجود نداره و نمی‌شه ازش فرار یا انکارش کرد، فقط باید باهاش کنار اومد و رو به رو شد؛ هر چند که پروسه‌ی دردناکیه..

وو چی‌چیونگ، داوی، داچیونگ، وو سووی، وی‌وی، دابائو، پسرک نازنین من، احتمالا از همه بیشتر دلم برای غر زدن‌ها و لب‌های پوت کرده‌ی تو تنگ بشه:)
تو خیلی قوی بودی، کلی صبوری کردی و براش جنگیدی، بیشتر از هر کس دیگه‌ای لیاقت این عشق و ارامش رو داری عزیزکم.. بهت افتخار می‌کنم و قراره دلم کلی برای لبخندهای روشنت و چشم‌های براقت یه ذره بشه..

چی‌چنگ، مردی که از همه چیز می‌گذره تا فقط پسرش لبخند بزنه و اون رو خوشحال ببینه؛ خوشحالم ادم زندگیت رو پیدا کردی (یا اون پیدات کرد؟) کسی که بی‌قید و شرط دوستت داشته و تو رو گنج خودش بدونه، کسی که حاضر باشه از همه چیز برات بگذره چون تو خانواده‌شی.‌.
سووی قطعا باید خوشبخت‌ترین ادم روی زمین باشه که تو رو توی زندگیش داره و همینطور برعکس!

چنگ‌یو و شیائو شوای هم که چیزی جز عامل فشار خوردنم و یاداور سینگلیم نبودن و ازشون متنفرم و امیدوارم هر چه زودتر با همدیگه ازدواج کنن و شرشون از سرمون کم شه. (عاشقشونم و براشون می‌میرم خیلی جدی.)

و در اخر، ریونجد لاو عزیزم، ممنونم بابت رنگ بخشیدن به این تابستون کسل‌کننده و بی‌روح؛ دوشنبه‌ها و سه‌شنبه‌هایی که کنار هم گذرونیم رو هیچوقت از یاد نمی‌برم و تا ابد اون احساسات قشنگ و جوراوجورش رو داخل یه صندوقچه‌ی کوچولو توی کنج قلبم نگه می‌دارم.. خوش گذشت:>
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نهایت بخش بزرگی از روحِ من قراره تا ابد یه جایی زیر اون درخت ازگیل، پشت میز خونه‌ی پدری سووی، توی مزرعه‌ی ذرت، داخل کمپانی ccuwei، کنار چرخ‌دستی ابنبات شکری و گوشه‌ی اتاق سووی که پشت کلینیک 181s بود، باقی بمونه..